میراث آمریکا در افغانستان

( سوئیس خاورمیانه یا خلافت اسلامی ؟ )

روند 8 ماهه ی خروج نیروهای آمریکائی ازافغانستان، درآخرین روزهای خود، باصحنه هائی عجیب همراه بود که حاکی از سردرگمی ، بی برنامگی ، ودستپاچگی اشغالگران درترک این کشوربود. صحنه هائی همچون آویزان شدن افغانها ازهواپیما و بمباران فرودگاه کابل که به مرگ 13 سربازآمریکائی و170 افغان انجامید، همیشه دریادها باقی خواهد ماند. البته دولت فعلی آمریکا ، مسئولیت این وضع رابرعهده ی دولت قبلی ( دونالد ترامپ) می گذارد که باتعیین ضرب الاجل برای خروج ازافغانستان وپذیرش برخی شروط دیگر، آشفتگی مزبوررا موجب گردید. درواقع ، طالبان بسیار سریعترازآن چیزی که تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا پیش بینی می کردند، افغانستان وارتش ملی آنرا قبضه کردند واشغالگران را دربرابرکارانجام شده ای قراردادند که بدرستی پیش بینی وتدارک نشده بود.

کمیسیونی که کنگره ی آمریکا برای بررسی عملکرد دولت این کشور درافغانستان تشکیل داد ، چندی پیش نتایج تحقیقات خودراازجنگ 22 ساله درافغانستان منتشرنمود. کمیته ی روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا نیز که تحقیقی رادرباره ی نحوه ی خروج نیروهای آمریکائی ازافغانستان دراوت 2021 انجام داده ، نتایج آنرااخیراً منتشرنمود. این دوگزارش، مروری کامل برتصمیماتی دارند که مقامات آمریکائی ازسال 2001 تا2021 درعرصه های نظامی ، اطلاعاتی ، کمکهای خارجی ، ودیپلماتیک ، دررابطه باافغانستان اتخاذ کرده اند. اهداف اولیه ی آمریکا ازاشغال افغانستان ، تصرف پناهگاه اصلی القاعده ودیگرگروههای تروریستی ازیکسو، و استقراردموکراسی وبهبود شرائط زندگی دریکی ازفقیرترین کشورهای جهان ازسوی دیگر، اعلام شد. اماباآنکه آمریکا دراین 20 سال ، بیش از3/2 تریلیون دلار درافغانستان هزینه کرد، بازهم دولت وارتش این کشور، به سرعت فروپاشید. چرا؟ دولت آمریکا دراین سالها چه گامهای اشتباهی برداشت ؟ وچه درسی می توان ازاین اشتباهات آموخت ؟

فروپاشی سریع دولت وارتش افغانستان ، چندان غیرمترقّبه نبود. بذرهای این شکست که ازسالها قبل افشانده شده بود، دردوران پرزیدنت بایدن به بارنشست. اول ، درشرائطی که بخش اعظم کشورافغانستان تحت کنترل طالبان بود، دولت آمریکا تلاش می کرد تابااتکاء به جمع کوچکی ازنخبگان شهرنشین وتحصیلکرده ، کشور راباالگوهای متمرکز اداری ونظامی ، وباصرف هزینه ی هنگفت ، اداره نماید. این پروژه ، براساس واقعیتهای افغانستان تنظیم نشده بود. چطور ممکن بود که چنین پروژه ی بلند پروازانه ای رابدون بهره مندی ازحمایت ومشارکت مردم به پیش برد ؟ دوم، بزودی مشخص شد که طالبان ، شکست ناپذیراست زیرااین گروه مسلح به اندیشه های مذهبی ، ناسیونالیستی وبه غایت محافظه کارانه ی مکتب " دئوباندی " (Deobandi) که ازاوائل دهه ی 1970 درجامعه ی پشتون ریشه دوانده بود، مبنای یک " جهاد کم هزینه" بامشرکین آمریکائی قرارگرفته بود. پافشاری آمریکابر مقابله ی نظامی بااین گروه ووارد آوردن تلفات وخسارات سنگین برمردم افغانستان ازطریق بمبارانهای هوائی، اشتباه بزرگی بود که روزبروز بر تنفر مردم عادی ازدولت افغانستان وحامیان آمریکائی اش افزود. درسال 2016 به بعد، برتلفات غیرنظامیان درجنگ افغانستان ، 330 درصد افزوده گردید. سوم، آمریکا باید بلافاصله پس ازاشغال افغانستان درسال 2001، باب گفتگو باعناصرمیانه روی طالبان رابازمی کرد وآنها راجذب فرآیند سیاسی وساختارحکومت می کرد. طالبان نیزدرآن زمان خواستار مذاکره بود. اما آمریکائیها ، آنها رابه " بن " دعوت نکردند. حاصل اجلاس بن ، تشکیل دولت جدید افغانستان، بدون مشارکت طالبان بود. درفضای پس ازحملات تروریستی 11 سپتامبر، کمترمقام آمریکائی قادربود میان تروریستهای القاعده وطالبان مرزبکشد. اگرچه توافقنامه ی بن ، دستاورد دیپلماتیک قابل ملاحظه ای بود اما قانون اساسی پس ازآن ، اشتباهی بزرگ بود که دولتی به غایت متمرکز رابرافغانستان حاکم گرداند که باسنتهای خودمختاری محلی دراین کشورمنافات داشت وقدرتی بیش ازحدّ رادردست رئیس جمهور متمرکزمی کرد. درسالهای 2011 تا2013 ، باپیروزیهای ائتلاف ، یکباردیگرفرصت سازش باطالبان فراهم آمد اما متاسفانه بازهم باقدرت نمائی آمریکا ودولت مرکزی افغانستان ، ازدست رفت وپس ازآن ، قدرت نیروهای دولتی افغانستان روبه افول گذاشت. چهارم ، بزودی مشخص شد ، ارتشی که آمریکا باصرف میلیاردها دلار، برای افغانستان ساخته بود ، قابلیت کنترل کشورراندارد. بااعلام برنامه ی پرزیدنت ترامپ درمورد خروج فوری ازافغانستان ، طالبان دیگرانگیزه ای برای شرکت درمذاکرات صلح نداشت. درداخل دستگاه دولت نیز اصطکاکهائی میان اقلیت تاجیک – ازبک ازیکسو، واکثریت پشتون ازسوی دیگر، بروزکرد که مزید برعلت گردید. پنجم ، تحمیل سیستم سیاسی ناهمخوان باتاریخ وفرهنگ سیاسی ، به کشوری که فاقد سنتهای دموکراتیک است، خطای بزرگ دیگرآمریکا درافغانستان بود. قدرت واقعی دراین کشور، دردست جنگ سالاران منطقه ای بود. باتوجه به نفوذ این عناصر، تشکیل یک دولت متمرکز برای نیل به ثبات، پروژه ای محال بنظر می رسید. نتیجه ی هرانتخاباتی که دراین 20 سال برگزارشد، بامصالحه وچانه زنی، برباد رفت وهیچگاه نتیجه ی انتخابات، بطورتام وتمام موردقبول همگان قرارنگرفت. فرآیند دموکراسی ، ظاهراً جریان داشت اما فرهنگ دموکراسی، غائب بود. اگرچه زنان ظاهراً نمایندگانی درمجلس ، دولت وشهرداریها داشتند اما چون برابری جنسیتی و فرهنگ مشارکت زنان، دربطن جامعه ریشه ندوانده بود، این دستاورد، به آسانی برگشت پذیرگردید. ششم ، دولت آمریکا بجای تاکید وسرمایه گذاری براشکال سنتی دفاع وامنیت درجامعه ی افغانستان، نهادهای امنیتی جدیدی ایجاد کرد وآنها رابرجامعه تحمیل نمود. آمریکا مدلی رابرای ارتش افغانستان برگزید که برساختارمتمرکز، تجهیزات گرانقیمت ونیروی هوائی استواربود. سیستم لجستیک متمرکزاین ارتش ، درکشوری کوهستانی چون افغانستان ، چندان کارآئی نداشت. آمریکا می توانست باحمایت از نیروهای دفاع محلی ، آنرا به الگوئی فراگیربرای کل کشور تبدیل نماید. این نیروها که تحت فرمان ریش سفیدان محلی قرارداشتند، ازافراد محلی تشکیل می شدند. عدم حمایت لجستیکی ازاین ارتش متمرکز، علت اصلی فروپاشی آن درسال 2021 بود. هفتم ، آمریکا نمی بایست درباره ی عمق ودامنه ی تغییرات اجتماعی درافغانستان، مبالغه می کرد. جوانان وافغانهای شهرنشین، چشم انداز یک کشوردموکراتیک و مدرن را، علیرغم جان سختی هنجارهای اجتماعی به غایت محافظه کارانه ، می ستودند. اما ، 74 درصد جمعیت افغانستان را روستائیان متعصّب وبه غایت محافظه کار تشکیل می دادند. پروژه ی توسعه ، به مناطق دورافتاده ی کشور راه پیدانکرد وبسیاری ازبیمارستانها ومدارس این مناطق ، بعلت کمبود پزشک ، پرستار وکادرآموزشی، تعطیل شده بودند. اگرچه افغانستان به دستاوردهای بزرگی درعرصه ی کاهش نرخ مرگ ومیر مادرونوزاد وگسترش آموزش نائل گردید اما،این کامیابیها ، درونزا نبود وبه کمک تزریق منابع خارجی بدست آمد. پیشرفت پایداردراین عرصه ها، بدون رشد اقتصادی ، سرمایه گذاری مستمر، وحمایت گسترده درسطح ملی ، ممکن نیست. هشتم ، دولت آمریکا نمی بایست سیاستهائی اتخاذ می کرد که مستلزم تزریق کمکهای میلیاردی ازخارج باشد. هزینه ی 3/2 تریلیون دلاری که مردم آمریکا بابت 20 سال دخالت دولتشان درافغانستان پرداختند، خود نشانگر غلط بودن این سیاست بود. باکاهش خطرالقاعده وتضعیف خطر طالبان ، دولت آمریکا می بایست روند مزبوررااصلاح می کرد. آمریکا فقط وقتی به این مهم پی برد که دیگرنگهداری یک نیروی کوچک درافغانستان ، ممکن نبود. کنگره ی آمریکا می بایست بجای تزریق مداوم کمک به افغانستان ، ازقدرت خود برای توقف سیاستهای ناکارآمد استفاده می کرد. درگزارش کنگره درباره ی افغانستان ، بارها ازعبارت " دیگرهرگزنباید تکرارشود " استفاده شده که خود نشانه ی ناکامیهای بزرگ آمریکا درافغانستان می باشد.

به نظرمی رسد صدها میلیارددلاری که غرب در30 سال اخیر درافغانستان هزینه کرد، درواقع پولی بودکه به کمک طالبان ، ازجیب مالیات دهندگان غربی به جیب مجتمع نظامی – صنعتی سرازیر شد. معامله ای که میان حامد کرزای ، عبدالله عبدالله ، وگلبدین حکمتیار ازیکسو واشغالگران آمریکائی وطالبان ازسوی دیگر انجام شد، قدرت رادراختیار افراطیون مذهبی قرارداد وفجایع بعدی رابه بارآورد. سرنوشت عراق ، افغانستان ولیبی ، باید درس عبرتی برای کسانی باشد که باافتخارتمام با " مایک پومپئو" عکس یادگاری گرفتند، جان بولتون رابه مراسم خود دعوت کردند وازفشارحداکثری ترامپ حمایت نمودند. آنها باید این سخنان جان بولتون راآویزه ی گوش خود کنند که " اشتباه است اگر تصورکنیم که ما به افغانستان آمدیم تا این کشوررابه سوئیس آسیای میانه تبدیل کنیم. مافقط بخاطر منافع کشورخود به افغانستان آمدیم! " اکنون زنان ، مردان وکودکان افغانی ، باجان ومال خویش ، تاوان این سیاست رامی پردازند. بنظرمی رسد یکی ازپیامدهای ازقبل برنامه ریزی شده ی خروج غرب ازافغانستان وبه قدرت رسیدن طالبان ، ایجاد ناامنی وبی ثباتی درغرب آسیا ، بویژه درجوار مرزهای ایران ، روسیه والبته چین باشد.

افغانستانی که امثال حامد کرزای ، اشرف غنی ، عبدالله عبدالله ، گلبدین حکمتیار ، و زلمای خلیلزاذ ، زیرسایه ی دودهه اشغال آمریکا، ازخود برجای گذاشتند، کشوری دموکراتیک ومدرن نبود بلکه سرزمینی غرق درفساد وتنازعات قومی وفرقه ای بود که حکام جدید آن نیز، طرحهای جدید آمریکا درمنطقه را، این باردرلباسی دیگر، عملی خواهند کرد.

منابع ومآخذ

1)our biggest errors in Afghanistan and what we should learn from them , www.cfr.org

2)from ToraBora to wartime fatigue, the US legacy in Afghanistan… , www.foreignpolicy.com

3)White house admits mistakes in Afghanistan withdrawal , www.time.com

4)Tudeh party iran condemn imperialist and reactionary politics in Afghanistan , www.tudehpartyiran.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

Like

Comment

Share