تئوری توطئه:توهّم یاواقعیت؟

-قدرتهای بزرگ درکنفرانس "گوادالوپ" ، به سرنگونی شاه وپیروزی انقلاب ایران رای دادند.

-سازمان سیا به "سلمان رشدی" پول داد تا کتاب آیات شیطانی رابنویسد.

-"میخائیل گورباچف " ازکاخ سفید دستورگرفت تااتحاد شوروی راازدرون نابود کند.

-درباربریتانیا، شاهزاده "دیانا"رابه قتل رساند تامانع ازدواج او بامردی مسلمان شود.

-سازمان سیا عملیات 11 سپتامبرراطراحی کرد تابهانه برای حمله به افغانستان وعراق داشته باشد.

-دولت اسرائیل عمداً هشدارسازمانهای اطلاعاتی خودرادرمورد احتمال حمله ی تروریستی ازخاک غزّه نادیده گرفت تابهانه ی لازم برای حمله به غزّه داشته باشد.

اینها مواردی از تئوری توطئه است که هرروز مشابه آنرا درلابلای اخبار یارسانه ها می بینیم ومی شنویم. گروهی ازمردم به این نظریه باوردارند وباسماجت به انتشارآن دامن می زنند. درحالیکه انقلاب ایران ، زائیده ی عوامل وانگیزه های معین اجتماعی ، سیاسی وفرهنگی بود. سلمان رشدی نویسنده ای معتبراست که به پول سازمان سیا نیازی ندارد. گورباچف تاپایان عمر به سوسیالیسم وفادارماند وآنرا برترازسرمایه داری می دانست. دیانا دیگرقرارنبود ملکه ی بریتانیا شود واصولاً قصد ازدواج نداشت. دولت آمریکا هیچ نیازی نداشت که برای توجیه حملات خود به افغانستان وعراق ، به چنین توطئه ی پرهزینه ای دست بزند واعتبارخودرادرجهان خدشه دارنماید. دولت راستگرای افراطی اسرائیل برای حمله به غزّه نیازی به چنین توطئه ی پرهزینه ای نداشت.غزّه حیات خلوت اسرائیل است واین کشور هروقت اراده کرده به آنجا وارد شده است.

دنیای سیاست ، عرصه ی پیچیده ای است که بازیگرانی زیرک وماهر دارد وگاه بسیاری ازعوامل وانگیزه های اصلی بازیگران این عرصه ، ازدیده ها پنهان مانده وتوضیحشان برای ما دشوارمی گردد. دراین شرائط ، برخی ازمردم بجای توجه به عوامل آشکار واعلام شده دررویدادها ، بدنبال سرنخهای پنهان وگاه اسرارآمیزمی گردند. آنها به رویدادهای واقعی باشک وتردید می نگرند وبرای هر رویداد ، دلائلی پنهان درآستین دارند. تئوری توطئه ، رویداد کنونی رانتیجه ی نقشه ی مخفیانه ی گروهی توطئه گر می داند. البته نظریه پردازان توطئه ، افرادی ساده لوح نیستند بلکه به این نظریه روی می آورند که یا افکارعمومی را رامنحرف کنند ویابه ناکامیها وضعف های درونی خود پاسخ دهند. مثلاً دولت ترکیه ، سقوط شدید ارزش پول ملی خودرا به قدرتهای خارجی نسبت می دهد که با اعتلای " قدرت ترک " درجهان مخالفند وبااین ترفند ، اذهان راازبی کفایتی خود بسوی تئوری توطئه منحرف می نماید ویاحکومت ایران، نابسامانی های اقتصادی واجتماعی خودرا به " توطئه ی استکبارجهانی" نسبت می دهد تابی کفایتی وسوء مدیریت خود را لاپوشانی کند. ازسوی دیگر، روانشناسی جدید به بررسی افرادی که به تئوری توطئه اعتقاددارند می پردازد ونشان می دهد که این پدیده ، پیچیده ترازآن چیزی است که تصوّرمی شود. روانشناسان براین باورند که ترکیبی از ویژگیهای شخصیتی مانند باورراسخ به درک شهودی ، احساس تضاد بادیگران ، ومشاهده ی تهدید درمحیط اطراف ، افراد را بسوی افراط درتحلیل وتئوری توطئه می کشاند. آنها احساس می کنند که محیط زندگی شان به ایشان امنیت می بخشد وجامعه ای که درآن هویت خود راتعریف می کنند، نسبت به سایرجوامع برتراست. درعین حال ، انزوا یادوری گزیدن ازجمع ، عامل اصلی تمایل به تئوری توطئه نیست بلکه برعکس ، افراد علاقه مند به روابط اجتماعی بالا ، به این نظریه ها بیشتراعتقاد دارند. انگیزه ی کسب هویت اجتماعی نیز معمولاً افراد رابسوی تئوری توطئه سوق می دهد.

تئوری توطئه ، درجوامع سنتی رونق بیشتری دارد وجامعه شناسان رواج آنرا آفتی برای فعالیت مدنی ومشارکت زنده وفعال درزندگی سیاسی واجتماعی این جوامع می دانند. تئوری توطئه ، نقش انسان را بعنوان شهروند جامعه ی مدنی نادیده می گیرد ووقایع را به عوامل مرموز نسبت می دهد. انسانی که به تئوری توطئه وقدرتهای پشت پرده معتقد باشد ، کمتر درپی شناخت واقعیت امور وتغییرآن برمی آید.در این جوامع ، تئوری توطئه ، پاسخی کوتاه وعامه فهم برای پدیده های اجتماعی ارائه می دهد. درایران نیز بسیاری معتقد به تئوری توطئه هستند وبه نظرایشان هراتفاق هرچند ساده وبی اهمیت ، برخاسته ازتبانی وتوطئه چینی قدرتهای خارجی است. " صادق زیباکلام " این نگرش را " تفکر دائی جان ناپلئونی " می نامد.(1) البته شعارهائی که درجنبش " زن ، زندگی ، آزادی " سداده شد ، ازجمله شعار " دشمن ماهمینجاس، دروغ میگن آمریکاس ! " ، نشانگر کمرنگ شدن تئوری توطئه نزد افکارعمومی مردم ایران است.

  1. توهّم توطئه : گفتگو باصادق زیباکلام ، www.blueboof.ir

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037