خطربی ثباتی وجنگ، درکمین جهان

(ساختارچند جانبه ی جدید ، راه نجات است !)

کارشناسان امنیت بین المللی هشدارمی دهند که اززمان بحران موشکی کوبا تاکنون ، هیچگاه دنیا اینقدر به جنگ جهانی نزدیک نبوده است. ادامه ی جنگ اوکراین وپیشرفتهای اخیرروسیه درجبهه ها ، جنگ غزّه وتبدیل خاورمیانه به بشکه ی باروت ، تشدید درگیری بین چین وتایوان درپی پیروزی نامزد طرفداراستقلال درانتخابات ریاست جمهوری تایوان ، افزایش فعالیت زرّادخانه ی موشکی وهسته ای کره شمالی وایران ، همه وهمه زنگ خطررابرای آغاز جنگی فراگیر به صدا درآورده است.

دیمیتری مدودوف قائم مقام شورای امنیت ملی روسیه ، چندی پیش هشدارداد که اگرجنگی میان مسکو و ناتو اتفاق بیفتد ، آخرالزمان براه خواهد افتاد وجنگ، به سنگرها محدود نخواهد ماند : " سوناک، شولتز ، مکرون ، ورهبران نروژ ، فنلاند ، لهستان ، ودیگرسران ناتو ، مدام ازجنگ باروسیه دم می زنند . این پچ پچ ها ، بسیارخطرناک است ! " خلوصی آکار ، وزیردفاع سابق ونماینده ی فعلی پارلمان ترکیه، گفته است که جنگ جهانی ، مدتی است که بطوروکالتی توسط قدرتهای بزرگ ، آغازشده است. دونالد ترامپ نیز درژانویه ی گذشته گفت که جنگ جهانی سوم نزدیک است. اندکی بعد ، دبیرکل سازمان ملل متحد هشدارداد که جهان وارد دوران هرج ومرج می شود : " ما اکنون شاهد جنگ برسر حکومت برجهان طی صد سال آینده هستیم. اکنون دوره ی بسیارخطرناکی است که همه خود رابرای آن آماده می کنند." اندیشکده ی بریتانیائی " موسسه ی بین المللی مطالعات استراتژیک"(ISS) درتازه ترین گزارش خود تاکید کرده که جهان وارد عصربی ثباتی فزاینده شده است : " کشورهای جهان درپاسخ به جنگ اوکراین ، جنگ غزّه ، وحضورپررنگ چین دردریای جنوبی چین ، هزینه های نظامی خود راافزایش می دهند. همچنین تنش در قطب شمال ، تلاش کره شمالی برای دستیابی به تسلیحات اتمی پرقدرت ، ظهوررژیمهای نظامی ضد آمریکائی درغرب آفریقا ، همه به وخیمتر شدن امنیت بین المللی ، نسبت به دهه های قبل ، منجرشده است." بعلاوه جنگ اکنون باشدت تمام درعرصه ی سایبری جریان دارد. بکارگیری انواع مختلف حملات سایبری، ازجمله انواع باج افزار و فیشینگ ، گسترش یافته وانتشارخبرهای جعلی درمورد انتخابات ، و حملات سایبری به تاسیسات وزیرساختهای مهم کشورهای رقیب ، فزونی گرفته است.

جنگها وکینه های انباشته شده ی طرفین مخاصمه دررویدادهای کنونی ، اگربیشترازرویدادهای منتهی به جنگ جهانی اول و دوم نباشد ، کمترنیست. درجنگ جهانی اول ، ترور ولیعهد اطریش موجب شد که این کشور به صربستان اعلام جنگ کند. سپس روسیه درحمایت ازصربستان وآلمان درحمایت از اطریش ، وارد منازعه شدند تاجنگ جهانی اول آغازشود. درجنگ جهانی دوم نیز نظامیگری ژاپن درقبال چین ، وحمله ی ایتالیا به اتیوپی ، جهان راآماده ی جنگی دیگرکرده بود که حمله ی آلمان به لهستان درسال 1939 ، آتش جنگ رابرافروخت. اکنون نیز رویدادهائی درجریان اند که برای آغاز جنگ جهانی سوم کفایت می کنند. آمریکا واروپا درحمایت ازاوکراین ، وارد جنگی فرسایشی باروسیه شده اند. درخاورمیانه ، تعارض حماس بااسرائیل ، خطرآغاز جنگی سرنوشت ساز را درمنطقه افزایش داده است. دراینجا نیز اسرائیل ازحمایت غرب ، و حماس ازحمایت روسیه وجبهه ی مقاومت برخورداراست. به گزارش موسسه ی نظرسنجی " یوگاو" (YOUGOV) ، اکثرآمریکائیها معتقدند که کشورشان دردهه ی آینده ، وارد یک جنگ جهانی می شود واکنون دولت جوبایدن سرگرم تدارک جنگ با روسیه وچین است. بموجب این گزارش ، 61 درصد آمریکائیها درپاسخ به پرسش این موسسه ، گفته اند که کشورشان در 5 تا 10 سال آینده ، وارد یک جنگ جهانی می شود ودوسوم آنها نیزمعتقدند که این جنگ ، به رویاروئی اتمی منجرخواهد شد. معهذا اکنون ، حتی درتالارهای کنگره وکاخ سفید نیز نجوای مخالفت با سیاستهای بین المللی بایدن ، به گوش می رسد.

تعمیق شکاف اقتصادی درجهان نیز، به تنشهای بین المللی دامن می زند.اکنون گروه بزرگی ازکشورهای جهان مورد تحریم آمریکا قراردارند. روسیه ، چین ، ایران ، کره شمالی ، کوبا ، ونزوئلا ، نیکاراگوا ، سوریه ، یمن ، و زیمبابوه ،فقط جمع کوچکی ازکشورهای تحت تحریم آمریکا هستند. استفاده ی گسترده ازحربه ی تحریم توسط آمریکا ، موجب گردیده که گروه بزرگی از کشورهای جهان ، به بلوکهای اقتصادی خارج ازکنترل آمریکا ( بریکس ، شانگهای ، کمربندوراه ، اتحادیه اقتصادی اوراسیا) بپیوندند. جامعه ی بشری اکنون بامجموعه ی این خطرهای بهم پیوسته مواجه است که هستی آنراتهدید می کند. اوضاع روبه وخامت جهان ازنظرفقر ، استثماروبی عدالتی ، ونیزدرگیریهای " بی پایان " که شتاب گرفته ، به سادگی ممکن است به جنگ هسته ای تبدیل شود. فاجعه ی آب وهوائی وزیست محیطی درسومین دهه ی قرن بیست ویکم ، افزایش ناسیونالیسم افراطی وفرقه گرائی ، وظهمر مجدد فاشیسم ، همگی حاکی از وقوع بحرانی چند جانبه درجامعه ی بشری است. این خطرها ، ریشه دربحران سرمایه داری دارند. تحمیل چهار دهه نئولیبرالیسم برجوامع بشری وپیامدهای تاسف بار حاصل از آن ، درکنار درماندگی امپریالیسم آمریکا ازحفظ سرکردگی رو به افولش ، مضمون این بحران می باشد.

اما صرف این رویدادها، برای شعله ورشدن جنگ جهانی کافی نیستند وبرای وقوع آن ، نیاز به پیشرانهائی است که به مثابه ی زنجیر ، این رویدادها رابهم متصل کند. درجنگ جهانی اول ودوم ، پیشرانهائی چون توسعه طلبی ارضی آلمان ، نظامیگری کشورهای امپریالیستی ، شخصیت هیتلر ، عقلانیت محدود بشری و... ، متصل کننده ی حوادث به یکدیگربودنداما درحال حاضر ، این پیشرانها یاوجود ندارند ویابسیارضعیف اند. معهذا ، هیچ کشوری نمی تواند چالشهای کنونی رابه تنهائی حل کند. نهادهای برتون وودز ، 80 سال پیش برای دوران پس ازجنگ طراحی شدند ودیگر بازتاب واقعیتهای سیاسی واقتصادی دنیای امروز نیستند. جهان اکنون برسردوراهی انتخاب نهادهای جایگزین برای اداره ی خود قراردارد. به گفته ی دبیرکل سازمان ملل متحد ، " ما دریک نقطه ی عطف تاریخی قرارداریم که انتخابها وعدم انتخابهای امروزما می تواند منجربه زوال بیشتر ویا پیشرفت بسوی آینده ای سبزتر ، بهتر وامن ترشود."

www.fmohammadhashemi.blogfa.com