"بامبو"درمسیرباد

(نگاهی به سیاست خارجی ویتنام،ازاستقلال تاکنون)

پس ازفروپاشی شوروی ، سیاست خارجی ویتنام بتدریج ازجهتگیری صد درصد ایدئولوژیک، بسوی یک سیاست پراگماتیستی تغییرجهت داد. هانوی توانست ازاین طریق ، برانزوای خود فائق آمده ودرجامعه ی بین المللی ادغام شود. سیاست آمریکا درمورد بازدارندگی چین ، که اندکی بعد اتخاذ گردید ، نیز فرصتی تاریخی دراختیارویتنام قرارداد که رهبری این کشور 100 میلیونی ، نمی توانست بی تفاوت ازکنارآن بگذرد وازآن برای توسعه ورفاه مردم خود استفاده نکند. البته این فرصت ، باخطراتی نیز همراه بوده وهست که عبورازآنها ، به مهارت ناخدائی بستگی دارد که سکان هدایت کشتی ویتنام را ازمیان امواج سهمگینی که رقابت قدرتهای بزرگ می آفریند ، دردست دارد. عادی سازی روابط باجهان وقدرتهای منطقه ای ، بویژه آمریکا وچین ، ونیزشرکت فعالانه درپلاتفرمهای چند جانبه مانند اتحادیه جنوب شرقی آسیا (ASEAN) وسازمان تجارت جهانی (WTO) ، به همپیوندی اقتصادی ویتنام باجهان کمک کرد . ویتنام توانست ازنظم جهانی پس ازجنگ سرد ، به نفع خویش بهره برداری کرد. این کشور ، ضمن حفظ رابطه ی نظامی مستحکم خود باروسیه ، توانست به بازارهای بزرگ غرب راه پیداکرده وازتجارت باچین نیز منتفع گردد. درسفر سال گذشته ی " شی جین پینگ " رهبرچین به ویتنام ، دوکشورتوافق کردند که به مشارکت فعال خود برای ساخت " جهانی باسرنوشت مشترک " ادامه دهند. اما این رویکرد ، بانظم جهانی قانونمند تحت رهبری آمریکا ، منافات دارد. اندکی قبل ازاین دیدار ، هانوی میزبان جوبایدن رئیس جمهور آمریکابود که برای امضای" قرارداد مشارکت جامع استراتژیک" باویتنام ، راهی این کشورشده بود. انعقاد این پیمان ، نقطه ی عطفی درتاریخ ویتنام محسوب می شود که پیشینه ی آن به سال 2011 بازمی گردد. اما این پیمان ، توسط دولتهای اوباما ودولت اول ترامپ پیگیری نشد اندکی بعد، ولادیمیرپوتین ازویتنام دیدارکرد. بدین ترتیب ، ویتنام تنها کشورجهان بود که دریکسال ، پذیرای روسای جمهورآمریکاوچین وروسیه بود. این سفرها نشان داد که هانوی ، به اهمیت ارتباط بامراکز قدرت درجهان امروز ، واقف است. این سیاست ازآنرو به " دیپلماسی بامبو"( Bamboo diplomacy ) شهرت پیداکرد که همچون بامبو (خیزران) ریشه ی محکم واستوار وتنه ای انعطاف پذیر دارد ولذا ، سمبل قدرت وانعطاف پذیری بصورت توامان می باشد."نگوین فوترونگ " دبیرکل حزب کمونیست ویتنام، طراح دیپلماسی بامبو بود. حاصل این سیاست ، ، تبدیل ویتنام به یکی از موفق ترین اقتصادهای جهان درچهاردهه ی گذشته بود. این کشوراکنون ، مواضع مستحکمی در آسه آن دارد وآنراباید نمونه ای کلاسیک ازقدرت متوسطی دانست که می تواند تاحدودی برسیاستهای بین المللی تاثیربگذارد وقابلیت آنرا نیز دارد که به یک قدرت منطقه ای تبدیل شود. این کشور ازنظرجمعیت (100 میلیون نفر) وتولید ناخالص داخلی (5/1 میلیارددلار) ، سومین عضو بزرگ آسه آن محسوب می شود. به گزارش Global Fire power ، ویتنام ازنظرقدرت نظامی ، دومین کشور آسه آن می باشد.(1)

بیطرفی ، بطورغیررسمی واعلام نشده ، مبنای دکترین سیاست خارجی ویتنام می باشد. این سیاست که به دیپلماسی بامبو معروف شده ، براین اساس قراردارد که می توان بدون اتحاد باقدرتهای جهانی ووابستگی به چترامنیتی آنها ، امنیت خویش راحفظ کرد. اما این رویکرد، باچالشهائی روبروست که حضورقدرتمند چین درعرصه ی بین المللی ومنطقه ، یکی ازمهمترین آنهاست. چالش دیگر ، نزدیکی به آمریکاست که ویتنام راوادارکرده تاتصمیمات سختی را دررابطه با نزدیکترین متحدان خود اتخاذ نماید. ازاین گذشته ، ناتوانی پلاتفرمهای چند جانبه ای چوا آسه آن ، درحل وفصل موثر مناقشات فراملیتی ، درمواردی مانع از دستیابی هانوی به اهداف سیاست خارجی خود ، بدون به خطرافکندن موضع بیطرفی خویش ، گردیده است. جنگ اوکراین ، همکاری دیرپای نظامی ویتنام باروسیه راکاهش داده وروابط متوازن ویتنام باچین را دستخوش تلاطم کرده است. اکنون ویتنام ، مانند دیگرکشورهای منطقه ، برسردو راهی آمریکا یاچین ، قرارگرفته است. به موازات تشدید رقابت میان قدرتهای بزرگ ، حفظ این موضع بینابینی هرروز دشوارتر می گردد. تاریخ ویتنام ، تاریخ تمام نمای تغییر دینامیسم جهانی است. این کشور، که نمونه ی بارز جنبشهای رهائیبخش پس ازجنگ جهانی دوم ، رقابت سهمگین ابرقدرتها دردوران جنگ سرد ، ودوران آرامش نسبی پس ازجنگ سرد می باشد، اکنون دوباره به عرصه ی رقابت قدرتهای بزرگ ، بویژه آمریکا وچین، کشیده شده است. دراین مسیرطولانی ، سیاست خارجی ویتنام دستخوش تغییرات شگرفی گردید که ازوفاداری به مبانی انقلاب شروع ، وباپشت سرگذاشتن دگردیسی ایدئولوژیک ، به پراگماتیسم ختم شد. پس ازاستقلال ویتنام درسال 1945 تا وحدت دوباره ی کشور درسال1975 ، ایدئولوژی ، حاکم برسیاست خارجی این کشوربود. دراین دوره ، ویتنام عمیقاً تحت تاثیر جنگ سرد وکمونیسم قرارداشت ودیپلماسی را به مثابه ی سلاحی درخدمت مبارزه ی آزادیبخش علیه فرانسه(1954-1945) وآمریکا (1975-1954) به کارگرفت. سیاست خارجی ویتنام دردوران جنگ سرد ، ازمبارزه ی ابرقدرتها تاثیرمی پذیرفت. مثلاً درکنفرانس ژنو ، که بسال 1954 برگزار وبه تقسیم کره انجامید ، باآنکه امپریالیستهای فرانسه شکست خورده بودند ، شوروی ، آمریکا وچین ، باتقسیم شبه جزیره ی کره موافقت کردند ودهه ها جنگ وکشمکش رابرخلق کره تحمیل نمودند.

اما چرخش اساسی درسیاست خارجی ویتنام ، ازسال 1975 ، یعنی پس ازسقوط سایگون واتحاد دوباره ی کشور، آغاز شد. ویتنام نخست درسال 1976 ، به عضویت جنبش عدم تعهد (NAM) درآمد ودرعین حال ، به نقش برجسته ی خوددرجنبش کمونیستی نیز ادامه داد. اما جنگ باخمرهای سرخ کامبوج درسال1978 وجنگ باچین درسال1979 ، این روند راکند کرد. اعمال فشارغرب ، موجب نزدیکتر شدن ویتنام به شوروی وامضای پیمان دوستی وهمکاری میان دوکشور گردید. روابط ویتنام وشوروی ، آنقدر بهم نزدیک شد که غربی ها ویتنام را " شوروی کوچک " می نامیدند. باپایان گرفتن جنگ سرد، سیاست خارجی ویتنام دستخوش چرخشی دیگر گردید. فروپاشی شوروی ، جنبش چپ رادچار سرگیجه کرده بود وویتنام نیزمجبورشد بخاطربقاء ، دراستراتژی خود تجدید نظرنماید. این کشور ، نخست به جانب چین چرخید تاجنبش کمونیستی رااحیاء نماید اماباپاسخ سرد پکن روبرو شد ودریافت که برای بقاء ونیل به توسعه ورفاه درشرائط جدید جهان ، تنها تکیه برایدئولوژی ، کافی نیست. چین به ویتنام گفته بود که هانوی رارفیق خود ونه متح خویش، می داند ! این برخورد، به یک چرخش اساسی دیگر درسیاست خارجی ویتنام منجرشد که مضمون آنراچرخش ازانقلابیگری به پراگماتیسم تشکیل می داد. تظاهربارز این چرخش ، عادی سازی روابط بادشمنان دیروزبود. این رویکرد پراگماتیک ، به ویتنام امکان داد که ازدوران آرامش پس ازجنگ سرد، بیشترین نفع راببرد وطی چهاردهه، به رشد اقتصادی انفجاری نائل گردد. بزودی ویتنام، به یکی ازببرهای آسیائی (Asian Tigers) تبدیل شد وبه مرکزی جذاب برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی بدل گردید. اصلاحاتی که ازسال1986 آغازشد، ویتنام رابه این مرحله رساند. باآنکه طی 20 سال اخیر، سرانه ی تولید ناخالص داخلی ویتنام 8 برابرشد اما ، بانک جهانی هنوزاین کشوررا یک اقتصاد متوسط روبه پائین ارزیابی می کند درحالیکه ویتنام درسال 2009 به این رتبه نائل گردید واکنون باید کشوری بااقتصاد متوسط روبه بالا شناخته شود. طی این سالها ، روابط ویتنام باکره شمالی وکوبا ، علیرغم ریشه های ایدئولوژیک مشترک ، توسعه ی چندانی نیافت واین کشورها ، به جز برخی مبادلات نمادین ، جائی درسیاست خارجی ویتنام نداشتند. روابط ویتنام با لائوس وکامبوج نیز ، بیشترازملاحظات اقتصادی وژئوپولتیک تاثیرمی پذیرفت تاملاحظات ایدئولوژیک.(2)

ویتنام که درحفظ منافع ملی خود دردوران پس ازجنگ ، موفق عمل کرده بود ، باتغییر چشم انداز ژئوپولتیک شرق آسیا وجهان، بویژه حضور قدرتمند چین وبروز تنش های دریائی ، دچارچالشهای جدید گردید. هانوی ازخود می پرسید که چگونه می تواند بیطرفی خویش را درجهانی که بشدت قطبی می شود ، حفظ کند ؟ اصطلاح " بیطرفی " (Neutrality)، هیچگاه درادبیات سیاسی ویتنام ، بارمثبتی نداشته وهیچگاه دراسناد رسمی این کشور، بکاربرده نمی شود. متفکرین ونویسندگان ویتنامی ( چه درداخل وچه درخارج ازحکومت ) ، ازاین اصطلاح فقط برای معرفی کشورهائی استفاده می کنند که برای بقاء ، به مانور دیپلماتیک دست می یازند ( کامبوج ، سوئیس و...) ویااینکه بیطرفی رابه کشورهائی چون تایلند وسنگاپور نسبت می دهند که باتبعیت از سیاست خارجی پراگماتیک ودست کشیدن ار ایده آلیسم ، منافع ملی خود رابه بهترین شکل حفظ می کنند. معهذا هانوی ، هنوز خود رایک کشورسوسیالیستی معرفی می کند که معتقد است سیاست خارجی کشورباید برایدئولوژی سوسیالیسم منطبق باشد. این رویکرد ، شاید دردوران جنگ سرد صادق بود اما پس ازفروپاشی اردوگاه سوسیالیسم وادغام ویتنام درجامعه ی جهانی ، چندان مصداق ندارد. بنابراین پس ازجنگ سرد ، نوعی دوگانگی برگفتار وکردار هانوی سایه افکند. علیرغم ستایش هانوی از سوسیالیسم ، روابط این کشور بامتحدین سابق ، درحدّ نمادین باقی مانده است. مثلاً باآنکه روسیه یکی ازشش کشوری است که " مشارکت جامع استراتژیک " باویتنام دارد اما ، روابط دوجانبه ی آنها ( فرهنگی ، تجاری ، سرمایه گذاری ) ، درمقایسه با کشورهائی چون ژاپن وآمریکا ، درسطحی نازل قراردارد. رابطه بامسکو ، فقط به دوعرصه ی استراتژیک محدود شده است : اکتشاف وبهره برداری نفت درحوضه ی جنوبی دریای چین ، وتامین تسلیحات ، که البته هردوی آنها پس ازجنگ اوکراین ، دچارافت گردیده است. درمجموع ، صرفنظر ازشرکت درمراسم ویژه به مناسبتهای خاص ، هانوی رابطه ی اقتصادی چندانی با کشورهای سوسیالیستی سابق ندارد.(3)

درجریان کنگره هفتم حزب کمونیست ویتنام که فقط چند ماه قبل ازفروپاشی شوروی برگزارشد، همچنان برروابط ویتنام باکشورهای سوسیالیستی تاکید شد. اما پس ازآن ، بتدریج آرمانهای ناسیونالیستی درحزب ودولت ، پررنگترشد تاجائیکه دراسناد کنگره های دوازدهم وسیزدهم حزب (2021،2016) ، اهداف سیاست خارجی ویتنام ، چندجانبه گرائی ، احترام به حقوق بین الملل ، دفاع ازمنافع وهویت ملی ، وادغام درجوامع منطقه ای وبین المللی عنوان گردید وبه همکاری بادیگراحزاب وجبشهای کمونیستی ، فقط درحاشیه ی اسناد کنگره اشاره شد واین همکاری ، به " انطباق برمنافع ملی " موکول گردید. دکترین نظامی فعلی ویتنام نیز برچهار " نه " بزرگ استواراست : نه به شرکت در اتحادیه های نظامی ؛ نه به همکاری بایک کشور علیه کشوری دیگر ؛ نه به احداث پایگاه نظامی خارجی درخاک ویتنام ؛ ونه به تهدید واعمال زور درروابط بین الملل. متفکرین سیاست خارجی ویتنام ، ضمن تاکید بر یکپارچگی ایدئولوژیک حزب ودولت ، پراگماتیسم را تحت پوشش " اندیشه ی هوشی مینه " مطرح وترویج می کنند. مباحثی چون چندجانبه گرائی ، خودمختاری استراتژیک وانعطاف پذیری سیاسی ، همه در چهارچوب اندیشه ی هوشی مینه مطرح می گردند. کنگره ی دوازدهم حزب ، مباحث مطروحه درعرصه ی سیاست خارجی را حول دومحور خودمختاری استراتژیک و " دیپلماسی بامبو " خلاصه کرد. اصطلاح دیپلماسی بامبو ، نخستین بار توسط دبیرکل حزب کمونیست ویتنام استفاده شد ومقصود از آن ، ایستادگی وانعطاف پذیری دربرابر تند بادهای ژئوپولتیک بود. دیپلماسی بامبو ، اشاره به این تمثیل دارد که خیزران دربرابربادهای سهمگین ، سرخم می کند اما هرگز نمی شکند ویاریشه کن نمی شود. یک متفکر ویتنامی می گوید که ازمیان 60 کشوری که قدرت ملی قابل ملاحظه ای دارند ، ویتنام باید حداقل با 30 کشور باب همکاری سالم رابگشاید تا بتواند منافع ملی خود را حفظ کند. باین رویکرد ، ویتنام توانست تاسال 2024، بادهها کشورجدید رابطه برقرارنماید که سه کشورازمیان آنها ، درمقوله ی " مشارکت ویژه " ، هفت کشور درمقوله ی " مشارکت جامع استراتژیک" ، یازده کشور درمقوله ی " مشارکت استراتژیک " ، ودوازده کشور درمقوله ی " مشارکت جامع " می گنجند. هریک ازاین مقولات ، بارهمکاری خاص خود را داراست. مثلاً مقوله ی ویژه ، فقط برای رابطه با سه کشوری بکارمی رود که طی سالهای جنگ استقلال، همراه وهمگام ویتنام بودند (لائوس ، کامبوج ، کوبا ) ویا مشارکت جامع ، به همکاریهای غیرامنیتی درزمینه های اقتصادی ، تجاری وفرهنگی ، محدود می شود. مشارکت جامع استراتژیک طیف گسترده ای ازمسائل رااز مسائل حساس امنیتی ، اطلاعاتی ودفاعی گرفته تا همکاریهای اقتصادی وفرهنگی را شامل می گردد. ارتقاء سطح روابط با آمریکا درسال 2024 ، درچهارچوب همین رویکرد صورت گرفت وبه نقطه ی عطفی دردیپلماسی بامبو تبدیل شد.

اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا ( آسه آن) ، جایگاه ویژه ای دردکترین سیاست خارجی ویتنام دارد. این کشور ، ازپلاتفرم آسه آن برای بیان مواضع خود ، همکاری باکشورهای هم نظر ، وجلب حمایت بین المللی بویژه درمنازعات ارضی خود ، استفاده می کند. البته چندجانبه گرائی ازنظرهانوی ، بیشتربه تجارت مربوط می شود. نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی ویتنام ، بیش از 200 درصد است که این کشوررابه یکی ازبزرگترین اقتصادهای وابسته به تجارت درجهان تبدیل کرده است. این کشور ، 15 قرارداد تجارت آزاد بادیگرکشورها منعقد نموده است. نیروی کار نسبتاً ارزان ویتنام ، این کشوررا ازمزیت رقابت باچین برخوردارمی سازد زیرا هزینه ی نیروی کاردرچین ، سیرصعودی خود را طی می کند.سالگذشته ف سرمایه گذاری مستقیم خارجی درویتنام به حدود 40 میلیاددلاررسید. مهم اینکه ویتنام توانست بدون به خطرانداختن روابط خود باچین (بزرگترین شریک تجاری) وروسیه ( بزرگترین تامین کننده ی سلاح ) ، به این موفقیت نائل شود. کشوری که تاهمین اواخر ، یک کشورصرفاً کشاورزی بود ، اکنون به " کارگاه مونتاژ آسیا " تبدیل شده است. صنعت الکترونیک ، رشدی انفجاری راپشت سرگذاشته که مدیون همکاری با سامسونگ الکترونیک می باشد. اما ، بدیهی است که ویتنام نمی تواند تاابد به مونتاژ بسنده کند وبزودی به حلقه ی بالاتری اززنجیره ی ارزشی دنیا صعود خواهد کرد. البته سالهاست که وابستگی به سرمایه گذاری مستقیم خارجی ( که سه چهارم گردش مالی صادرات ویتنام وابسته به آن است ) ، نگرانی کارشناسان ویتنامی رابرانگیخته است. درحال حاضر ، از 109 میلیارد دلار صادرات ویتنام ، بازارآمریکا با 29 درصد مقام اول رابخود اختصاص می دهد وچین با 16 درصد دررتبه ی دوم قرارمی گیرد. ویتنام اکنون ششمین کشور صادرکننده ی کالا به آمریکاست واغلب کارشناسان برآنند که که ویتنام ، بیشترین سود راازجنگ تجاری چین – آمریکا می برد. یکسوم واردات ویتنام نیزازچین تامین می شود و کره جنوبی ،ژاپن وتایوان دررتبه های بعدی قرارمی گیرند. بطورکلی ، 59 درصد ازواردات ویتنام ،ازکشورهای آسیائی تامین می شود.(4)

ویتنام خود را قویاً پای بند به حقوق بین الملل ، بویژه منشور ملل متحد وکنوانسیونهای آن می داند. به همین دلیل موضع این کشوردرموردجنگ اوکراین ، اگرچه حاوی محکومیت آشکارروسیه نیست ،اماازطرفین جنگ می خواهد که به حاکمیت وتمامیت ارضی یکدیگراحترام بگذارند. همچنین درمورد مناقشه ی دریائی باچین ، ویتنام خواسته است که این اختلاف ، ازطریق کنوانسیون قانون دریاها حل وفصل گردد. دیپلماسی بامبو ، باانفعال مخالف است ودخالت فعال درمسائل بین المللی ، زیست محیطی ، ایجاد صلح ومدیریت آبهای فرامرزی راتوصیه می کند. هانوی بدلیل نفوذ سیاسی اندک ومنابع ناچیزخود ، از دیپلماسی بامبو هشیارانه استفاده می کند. قدرتهای متوسط جهانی ، جایگاه ویژه ای دراین رویکرد دارند.تفاوت دیپلماسی بامبو وبیطرفی خنثی ، درهمین انفعال است. وقتی خبرنگاری از نخست وزیر ویتنام پرسید که کشورش دربحران اوکراین ، جانب کدام طرف رامی گیرد؟ گفت : جانب عدالت! این نشانه ی پای بندی ویتنام به حقوق بین الملل ، بدون انتقاد صریح ازروسیه وکشورهای سوسیالیستی است. درحالیکه چین ، بزرگترین شریک تجاری ویتنام محسوب می شود ، امادوکشور دردریای جنوبی چین اختلافاتی دارند که که دردهه های آینده می تواند زمینه ساز برخورد نظامی گردد. چین باتایوان نیزبرسرمحدوده ی آبی ، اختلاف دارد. صدها جزیره ی کوچک (islet) ، آبسنگ (Reef) ، وآب تل (Schoal) ، دراین منطقه قراردارند که بیشترآنها به پادگان نظامی تبدیل شده اند وعلاوه برچین ، کشورهای ویتنام ، مالزی ، برونئی ، تایوان وفیلیپین نیز ادعای مالکیت بربرخی ازآنها رادارند. مجمع الجزائر "پاراسل" (Paracels) که اکنون تحت حاکمیت چین قراردارد وزمانی مرکز فرماندهی جنوبی ارتش ویتنام بود، مورد ادعای ویتنام وتایوان نیزهست. چین درسال 1974 مجمع الجزائر " اسپراتلی" (Spratlys) راباقوه ی قهریه ازویتنام وفیلیپین پس گرفت. این مجمع الجزائر، صدها جزیره ی کوچک را شامل می شود که بیشترآنها تحت تصرف چین وویتنام می باشند. چین به 4 دلیل به این جزائرعلاقه مند است: احساس تعلق کل بخش جنوبی دریای چین به این کشور ؛ نیازبه " عمق استراتژیک" برای دفاع ازشهرهای ساحلی خود ؛ تمایل دسترسی به اقیانوسهای هند وآرام برای طرح " یک کمربند، یک راه " ؛ وتمایل به دسترسی به منابع غنی دریائی بویژه ماهیگیری وهیدروکربن ها . سیاست آمریکانیز درقبال مناقشات دریای جنوبی چین دچارتغییر شده وازبیطرفی اولیه ، به حمایت ازکشورهائی تغییرکرده که درمقابل چین قراردارند. درسال 2020 ، آمریکا برای نخستین بار ازادعای دریائی فیلیپین دربرابرچین ، دفاع کرد.

اگرچه دیپلماسی بامبو ، شباهتهائی با رویکرد تایلند درعرصه ی سیاست خارجی دارد اما ، اختلافات فاحشی نیزمیان این دو وجود دارد. اولاً تایلند خودراکشور کوچک وضعیفی می داند که به هیچوجه نمی تواند برسیستم بین المللی تاثیر بگذارد لذا، این کشور دربرخورد باتغییرات ژئوپولتیک، بصورت انفعالی عمل می کند. درحالیکه ویتنام دردهه ی گذشته ، ابتکارات دیپلماتیک متعددی رادرعرصه ی بین المللی مطرح ودنبال کرده است. این کشور، ازدیدارتاریخی سران آمریکا وکره شمالی استقبال کرد ومواضع فعالی رادرمسائل منطقه ای ، بویژه درچهارچوب آسه آن ، اتخاذ نمود.ویتنام همچنین درفعالیتهای سازمان ملل متحد ( پاسداری ازصلح ، امدادرسانی و...) مشارکت فعال دارد وتاکنون چندین باربعنوان عضوغیردائم ، درشورای امنیت این سازمان حضورداشته است. درحالیکه آخرین حضورتایلند دراین شورا، به سالهای جنگ سرد بازمی گردد. ثانیاً ، سیاست خارجی ویتنام ، بدلیل محدودیتهای ایدئولوژیک ، نسبت به تایلند ، قابلیت مانورکمتری دارد. مثلاً تایلند ، ازیک کشوربیطرف پس ازجنگ جهانی دوم ، به یک کشورضد کمونیست درجریان جنگ ویتنام، تبدیل شد. اما هانوی بعنوان یک کشورسوسیالیستی، ازچنین قابلیت مانوری برخوردارنیست. درعین حال بانکوک نیز مانند هانوی ، همزمان بااتحاد باآمریکا ، روابط اقتصادی گسترده ای باچین برقرارکرده است. ثالثاً ، موقعیت جغرافیائی ویتنام بعنوان کشوری که باچین مرز زمینی ودریائی دارد، حکم میکند که درصورت دوری گزیدن ازچین ، خودراآماده ی رویاروئی باچالشهای بزرگ سیاسی واقتصادی نماید. پس ازجنگ سرد، بدلیل کاسته شدن ازخطرجنگ ونیزتقویت همکاریهای اقتصادی، ویتنام توانست بااتکاء به دیپلماسی بامبو ، به دستاوردهای بزرگی نائل شود. طی این سالها ، تجارت خارجی ویتنام، بصورت انفجاری رشد کرد واز 6/9 میلیارددلاردرسال 1991 ، به 4/77 میلیارددلاردرسال 2007 رسید وهمچنان تاامروز به رشد خود ادامه می دهد. درهمین سال(2007) ، ویتنام به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد وچند جانبه گرائی درپیش گرفت وتوانست به یک قدرت متوسط منطقه ای تبدیل شود. اما باحضور قدرتمند چین درعرصه ی بین المللی ، ورق برگشت. چین ازگفتمان " ظهورمسالمت آمیز" ، به گفتمان " ابرقدرت جهانی " روی آورد وتلاش نمود تاکنترل خودرا بردریای جنوبی چین وکل منطقه ی جنوب شرقی آسیا تحمیل نماید. این رویکرد ، منافع ویتنام رانیزتحت تاثیرقرارداد زیرا آبهای سرزمینی این کشوررانیزشامل می شد وحساسیت لائوس وکامبوج رانیز برانگیخت. لذا ویتنام ، مجموعه ای ازسیاستهای جدید را درقبال چین اتخاذ نمود که برمحور پراگماتیسم اقتصادی ، دخالت مستقیم ، موازنه ی سخت وموازنه ی نرم قراردارد. این کشور درحالیکه به مناسبات اقتصادی باچین ابعاد گسترده ای بخشید واین کشوررابه بزرگترین شریک تجاری خود تبدیل کرد ، روابط حزب باحزب ودولت بادولت رانیز گسترش داد وچین رابه بازیگر کلیدی دراستراتژی توسعه ی ویتنام تبدیل کرد. این نزدیکی اقتصادی توانست مانع ازگسترش تنش سیاسی میان دوکشور درپی حادثه ی میدان نفتی درسال 2014 واختلافات دریائی دوکشور گردد. موازنه ی سخت نیز که یک جنبه ی کلیدی از استراتژی سیاست خارجی ویتنام است ، به معنی مدرنیزاسیون وتقویت توانائی نظامی کشور، بویژه درعرصه ی دفاع دریائی استکه باکمک روسیه عملی می شود. روسیه سلاحهای پیشرفته مانند زیردریائی، دراختیارویتنام می گذارد.ویتنام سرمایه گذاریهای کلانی برروی ارتقاء توان دریائی وزیرساخت آبی خود انجام داده تابتواند ازتمامیت ارضی ومنافع خود دردریای جنوبی چین حفاظت نماید. وبالاخره هدف ازموازنه ی نرم ، حفظ آزادی عمل دربرابرقدرتهای منطقه ای وجهانی است. ویتنام همکاری خودرا باکشورهای داخل وخارج منطقه گسترش داده وتوانسته است شبکه ای ازدوستان وشرکای خود ایجاد نماید تاازاین طریق ، به نوعی موازنه ی قدرت بارقبای منطقه ای خویش دست پیداکند. نزدیکی به آمریکا ودیگرقدرتهای منطقه ای (ژاپن ، استرالیا ، کره جنوبی) نیزبخشی ازاین موازنه ی نرم محسوب می شود. ویتنام توانسته است ازاین طریق ، جائی برای خود درنظم لیبرال جهان بازکند. بااین رویکرد ، علیرغم تاریخ پرفرازونشیب روابط ویتنام وآمریکا ، روابط باآمریکا بهبود چشمگیریافت واین کشوربه بزرگترین بازارصادراتی ویتنام تبدیل شد. گروه بیشماری ازدانشجویان ویتنامی هم اکنون سرگرم تحصیل دردانشگاههای آمریکا می باشند وهمکاری دوجانبه میان دوکشور ، دیگر یک همکاری نمادین نیست وروز به روز درسطوح دیپلماتیک ، نظامی واطلاعاتی گسترش می یابد. ویتنام ، آمریکا رایک وزنه ی تعادل دربرابررقبای منطقه ای خود می داند. این کشور همچنین روابط نزدیکی باهند وژاپن برقرارکرده است. حتی قدرتهای متوسطی چون استرالیا وکره جنوبی نیز ازدید سیاست خارجی ویتنام دورنمانده اند ویتنام بامشارکت درنهادهای چند جانبه وتاکیر براهمیت نظم وقوانین بین المللی، خودرا بعنوان عضوی مسئولیت پذیر ازنظم لیبرال جهانی معرفی کرده است.(5)

علیرغم نزدیکی ویتنام به آمریکا ، هنوز سایه ی چین براقتصاد وسیاست خارجی ویتنام سنگینی می کند.نیمی ازصادرات کشاورزی ویتنام راهی چین می شود واحزاب کمونیست دوکشور ، پیوند تاریخی ومستحکمی بایکدیگردارند که ریشه در مبارزات رهائیبخش آنها دارد. چین حامی اصلی ویتنام درمبارزه ی رهائیبخش علیه فرانسه وآمریکابود. پس ازفروپاشی شوروی ، چین تنها کشورسوسیالیستی بود که ویتنام رادربرابر انقلابهای رنگین یاری داد. زخمهای برجای مانده ازجنگ ، مانع ازگسترش روابط ویتنام وآمریکا ، به سطح مشارکت استراتژیک گردیده بود اگرچه مذاکره دراین مورد ادامه دارد واخیراً به نتایجی نیزرسیده است. وزیرخارجه ی سابق ویتنام ویکی ازمعماران سیاست خارجی کنونی این کشور، می گوید که درعرصه ی شطرنج جهانی ، کشورهائی چون ویتنام ، مهره ی پیاده محسوب می شوند اما حتی یک مهره ی پیاده نیز ، بدست بازیگری توانا که می داند چه وقت وچگونه حرکت کند ، می تواند به مهره ی تعیین کننده ی نتیجه ی بازی تبدیل شود. بنظرمی رسد تمایل ویتنام به دیپلماسی بامبو ،براساس همین تمثیل تنظیم شده باشد. امابه موازات تشدید تنش های چین وآمریکا ( که انتظارمی رود دردولت آینده ی آمریکا افزایش یابد) حفظ این بیطرفی ، هرروز دشوارترمی گردد. روابط ویتنام وروسیه نیزاگرچه درسالیان اخیر چندان گسترش نیافته اما، روسیه اکنون تامین کننده ی اصلی سلاحونیزسرمایه گذار عمده درمنابع گازونفت ویتنام می باشد. اما هرچه بازپرداخت بدهیهای ویتنام دشوارتر وتحریمها علیه روسیه تشدید می شود، روابط دوکشور نیز باچالش بیشترروبرو می گردد. ازسوی دیگر، نهادهای چند جانبه ی سنتی درمنطقه( مانند آسه آن) نیزبا چالشی بزرگ روبرواند. اصل محوری دراین نهادها که همانا عدم مداخله درامور داخلی اعضاء واتخاذ تصمیم بااجماع آراء می باشد، دردوران صلح کارسازاست اما درشرائط تنش فزاینده وتشدید رقابت قدرتهای بزرگ ، کارآئی خودراازدست می دهند. مثلاً آسه آن تاکنون نتوانسته است برای مسائل مهم منطقه ای، ازتنش های دریای جنوبی چین گرفته تامسائل مربوط به رودخانه ی " مکونگ " ، پاسخی درخور بیابد. سیستم تصمیم سازی براساس اجماع ، این سازمان رافلج کرده است(6)

ویتنام بامجموعه ای ازچالشهای غیرژئوپولتیک نیزروبروست که طیف گسترده ای ازمسائل آب وهوائی وبالاآمدن سطح آب دریاها ، تابه خطرافتادن بخش کشاورزی این کشوررا شامل می شود. بعلاوه ، رشد سریع اقتصادی وافزایش جمعیت شهرنشین درویتنام ، نارسائیهای حدّ زیرساختی را عیان ساخته است. ویتنام همچنین بامعضل نابودی جنگلها و افول تنوع زیستی روبروست.آلودگی آب وهوا نیز که ناشی از تسریع روند صنعتی شدن و شهرنشینی است ، ازدیگرچالشهای رویاروی ویتنام می باشد. حل برخی از مشکلات این کشور مانند سدسازی بی رویه برروی رود مکونگ ، ماهیتی فراملی دارند ولذا مستلزم مشارکت چند جانبه بادیگرکشورها می باشند. درعرصه ی داخلی نیز ، افزایش جمعیت تحصیلکرده وطبقه ی متوسط روشنفکر ومرفه ، اصلاحاتی رادرساختارسیاسی کشورمی طلبد که لازمه ی آن ، گشودن بیشترفضای سیاسی است.

منابع ومآخذ

The problems with Vietnams Bamboo diplomacy , www.diplomat.com

2)Bamboo diplomacy , www.diplomacy.edu

3)Vietnam Bamboo diplomacy , www.gisreportonline.com

4)Vietnams quest for Neutrality , www.clevelandart.org

5)the stories that matter on money and politics , www.financialtimes.com

6)VIETNAM in a post- global world , www.valdaiclub.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره8732-9635-9973-6037