بحران طلاق توافقی درایران
بحران درارکان خانواده
افزایش طلاق توافقی در ایران
به گزارش سازمان ثبت احوال ایران ، برمیزان طلاق درسال 1402 تا حدّ شگفت انگیزی افزوده شده است. به موجب این گزارش ، ازهر 4/2 ازدواج درایران ، یک مورد به طلاق منجرمی شود که این بالاترین رکورد طلاق درتاریخ ایران می باشد. نرخ ازدواج ، برعکس ، به شدت کاهش یافته وبه 481 هزارمورد درسال 1402 رسیده که پائین ترین نرخ در27 سال اخیرمی باشد. تعداد طلاق دراین سال ، 202 هزارمورد بود. نسبت طلاق به ازدواج ، که دودهه پیش، 9 طلاق به ازای هر100 ازدواج بود، اکنون به 40 طلاق به ازای هر100 ازدواج رسیده است. استان البرز با 61 طلاق به ازای هر100 ازدواج ، بالاترین رقم رادرمیان استانهای ایران داراست ومازندران با 58 ، تهران با53 ، گیلان با 52 ، سمنان با 51 ومرکزی با 50 طلاق دررده های بعدی قرارمی گیرند. برعکس ، سیستان وبلوچستان با 10 طلاق به ازای هر 100 ازدواج، پائین ترین نرخ طلاق رادرمیان استانهای ایران داراست. خراسان جنوبی وچهارمحال بختیاری با 27 و30 طلاق به ازای هر 100 ازدواج درردیف های بعدی قرارمی گیرند.(1)
مطالعه برروی دهها پژوهش نشان می دهد که نرخ طلاق توافقی درمیان انواع طلاق ، بیشترازبقیه می باشد وبسرعت درحال افزایش می باشد.. پدیده ی طلاق درایران ، دیگرمثل گذشته ، موجب آبروریزی وسر افکند گی تلقّی نمی شود.هرچند روحانیون حاکم براین کشور، هنوز آنرا یکی از مصادیق" آسیب اجتماعی" می دانند. امروزه حتی دربرخی از کلانشهرهای ایران ، جشن طلاق برگزار می شود که تعجب جامعه شناسان رابرانگیخته است. جالب اینکه 60 درصد طالبان طلاق را زنان تشکیل می دهند درحالیکه تاهمین اواخر ، آنها هیچ نقشی درازدواج وطلاق نداشتند. در 10 سال گذشته ، سهم طلاق توافقی درکل طلاقها ، به 82 درصد رسیده است. طلاق توافقی بدین معنی است که زن وشوهری که قصد جدائی ازیکدیگر دارند ، درمورد همه ی موارد ، اعم از مهریه ، نفقه ، حضانت وسایر موارد مربوط به زوجیت ، به توافق می رسند ودادگاه برای آنها گواهی عدم سازش صادرمی کند. زنان خواستار طلاق توافقی ، دربسیاری موارد، ازحقوق خود مانند مهریه می گذرند.(2)
براساس تحقیقات انجام گرفته، سه گروه ازعوامل ، درطلاق توافقی نقش دارند. اول عوامل فردی که مهمترین آنها عبارتند از بیماری روانی ، چشم وهمچشمی ، ضرب وشتم ، دروغگوئی ، سوء ظن ، خیانت ، عدم گذشت ، اعتیاد ، روابط جنسی ، اعتقادات مذهبی وسطح سواد. دوم عوامل بین فردی ، ازقبیل ضعف مهارتهای ارتباطی ، عوامل خانوادگی ، دخالت اطرافیان وروابط قبل ازازدواج. وبالاخره عوامل فرافردی ، مانند عوامل فرهنگی چون فقدان آموزشهای قبل از ازدواج ، اختلاف فرهنگی وطبقاتی ، ازدواج اجباری ، وچند همسری، عوامل اقتصادی چون بیکاری ، درآمد کم ، نداشتن مسکن وسبک زندگی نوین. بر این اساس ، تعداد ازدواج درسال 1400 درایران ، 570618 موردبود . این رقم درسال 1401 به 524139 مورد ودرسال 1402 به 481394 کاهش پیداکرد واین به معنی کاهش 7/15 درصدی نرخ ازدواج درایران طی سالیان اخیرمی باشد. درعین حال ، به موازات کاهش نرخ ازدواج درایران ، نرخ طلاق دراین کشور ، به سرعت درحال افزایش می باشد که درحال حاضر به 560 طلاق درروزمی رسد. چند عامل دربروز این بحران دخالت دارد
- چالشهای اقتصادی شامل فقر، بیکاری وتورم که فشاربرخانواروارد می کند وبه ایجاد تنش وبی ثباتی درخانواده منجر می گردد.
- 2) عوامل اجتماعی ، شامل تشدید خشونت اجتماعی بدلیل تشدید دشواریهای اقتصادی که به تضعیف رضایت اجتماعی می انجامد.
- انفعال دولت که خود رادربی توجهی به رفاه خانوار وتعمیق شکاف اقتصادی نشان می دهد.
- شکاف طبقاتی که اختلافات اجتماعی اقتصادی را درجامعه افزایش می دهد.
- فساد مالی درسطوح بالائی دولت که موجب هدررفتن منابعی می گردد که باید صرف بهبود وضعیت اقتصادی واجتماعی خانوارگردد.
به موجب آمارموجود ، بیشترین طلاقها ، دریک تا پنج سال اول ازدواج رخ می دهند. بسیاری ازخانواده ها برای جاری کردن صیغه ی عقد ، به دلائل مختلف عجله می کنند واجازه نمی دهند شناخت کامل صورت بگیرد تابعد ازاینکه شناسائی صورت گرفت ، نسبت به عقد اقدام کنند. وقتی دختروپسر مهارتهای لازم رابرای درکنارهم بودن نیاموخته اند ، وخانواده ها نیز ازاین امر آگاهی دارند ، نباید اجازه داد خطبه ی عقد باعجله جاری شود. ازدواجهائی نیز که پس از 30 سال زندگی مشترک ، به طلاق منجر می شوند وتعداد آنها نیز قابل ملاحظه است ، دراغلب موارد به علت عدم همسوئی نیازهای جنسی طرفین می باشد.(3) این ارقام نشان می دهند که سرمایه گذاریهای جمهوری اسلامی برای تشویق ازدواج و ازدیاد جمعیت ، تاکنون بی فایده بوده است. ایران درسال گذشته ، بیش ازیک تریلیون ششصد میلیون تومان ( حدود 260 میلیون دلار) برای طرحهای مربوط به رشد جمعیت هزینه کرده است. این رقم ، 7 برابربودجه ی وزارت علوم وآموزش عالی، 4برابربودجه ی وزارت کارورفاه اجتماعی ، ودوبرابربودجه ی وزارت جهاد کشاورزی می باشد. اما علیرغم این سرمایه گذاریهای هنگفت ، نرخ طلاق درایران همچنان روبه افزایش است. این روند ، نشاندهنده ی بی اثر بودن کمپین افزایش جمعیت توسط دولت ایران می باشد. به گفته ی یکی از نمایندگان مجلس ایران ، اگر روند فعلی ادامه پیداکند ، بافروپاشی ارکان خانواده ، جمعیت کشورتاسال 1480 ، به حدود 30 میلیون نفر کاهش می یابد.(4)
حکومت ایران ، خود ازوخامت اوضاع آگاه است وبرنامه هائی رابرای مقابله باطلاق تدارک دیده است که درموفقیت آنها جای تردید فراوان است. افزایش طلاق و کاهش ازدواج درایران ، پیامدهای فراوان روانی ، اجتماعی وآموزشی دارد که موجب بی ثباتی خانوار ، ناهنجاریهای اجتماعی ووارد آمدن فشاربیشتر برسیستمهای حمایتی می گردد. جامعه ی ایران درسالهای اخیر ، شاهد تحولات اجتماعی گسترده وپرشتابی بوده است که حتی به سخت ترین لایه های مذهبی وسنتی جامعه نیزرسوخ پیداکرده است. اما باوجود این همه تغییرات محسوس وفراگیردرجامعه ی ایران ، هنوز روحانیون حاکم این کشور ، همچنان درمقابل این واقعیت اجتماعی ایستادگی می کنند وهزینه های سنگینی رابرای این مقاومت ،برجامعه تحمیل می نمایند.
زیرنویس
1)the decline of marriage and rise of diverce in iran , www.irannewsupdate.com
2)طلاق توافقی درایران روبه گسترش است www.iranwire.com
3)آمارطلاق درسالهای اول وبالای 30 سال ازدواج www.asriran.com
4)Iran marriage crisis , www.iranopendata.org
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037