درباره ی

بحران پولی ونوسان نرخ ارز، چه می دانیم

هرگاه دربازارهای ارزی ، ارزش پولی نسبت به دیگرپولها، کاهش ناگهانی ویاغیرقابل انتظارپیداکند ، بحران پولی پدید می آید.بحران پولی معمولاً درخلاء صورت نمی گیرد بلکه درپی یک بحران مالی ویابحران اجتماعی-سیاسی بروزمی کند. امروزه بحرانهای پولی ، معمولاً پس ازیک دوره تورم افسارگسیخته وسقوط نهادهای مالی وسیاسی پدیدارمی شوند. نمونه های تاریخی متعددی رامی توان برای بحران پولی برشمرد که آلمان پس ازجنگ جهانی اول ، زیمبابوه دهه ی 2000 ، آرژانتین وترکیه ی 2018 ، ازنمونه های متاخر ومهم آن می باشند.

هربحران پولی ، معمولاً بایک دوره تورم شدید وافزایش انتظارات تورمی همراه است. مثلاً بین سالهای 2010 تا سه ماهه ی نخست سال 2018 ، اقتصاد ترکیه با آهنگی بطئی رشد کرد. طی این سالها ، نرخ تورم دائماً افزایش پیداکرد وبرانتظارات تورمی مردم بطورقابل ملاحظه ای افزوده گردید و مردم تصور می کردند که نرخ تورم روزبروز افزوده می شود. بحران پولی معمولاً باناتوانی نهادهای مالی ازبازپرداخت اقساط دیون نیز آغازمی شود. مثلاً بعد ازجنگ جهانی اول ، بانکهای آلمان مقادیرهنگفتی وام ازنهادهای بین المللی وبانکهای خارجی گرفتند تاآن راخرج بازسازی پس ازجنگ نمایند. پس ازسه شنبه ی سیاه درسال 1929 وبروزبحران مالی ، طلبکاران بین المللی که بیشترآنها بانکهای آمریکائی بودند، طلب های خودرا به اجراء گذاشتند اما نهادهای مالی آلمان ، بنگاهها وبانکهای این کشور، بدلیل وخامت اوضاع اقتصادی ، قادربه بازپرداخت دیون خود نبودند. لذا تورم افسارگسیخته ، کشوررافراگرفت وبحران پولی ازراه رسید که درنهایت ، به سقوط دولت انجامید.

ترکیه نیز که هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیاست ، یکی ازمهمترین اقتصادهای نوظهور دنیامی باشد که حدود 80 میلیون نفرجمعیت دارد. دردهه ی 2000 ، دولت ترکیه دست به یک سلسله اصلاحات سیاسی واقتصادی زد تا سرمایه ی خارجی بیشتری جذب نماید. پس ازبحران مالی جهانی(2009-2008) ، ترکیه به سرعت مقادیر هنگفتی سرمایه ی خارجی جذب کرد. علت این امر ، علاوه براصلاحات قبلی ترکیه ، کاهش نرخ بهره برای تشویق سرمایه گذاری درسالهای پس ازبحران مالی جهان وتقویت تقاضا بود. درسال 2018 ، لیر ترک حدود 45 درصد ازارزش خودرا دربرابر دلارازدست داد. بین سالهای 2010 تا 2018 ، تولید ناخالص داخلی ترکیه باآهنگ سریع 5/6 درصد درسال رشد کرد. بانکها وصاحبان کسب وکارترکیه ، مقادیر هنگفتی از بانکهای خارجی وام گرفتند که بخش عمده ی آنها به دلاربود. این استقراض ، اقتصاد ترکیه رابه سیستم پولی آمریکا وابسته کرد. بحران هنگامی آغازشد که فدرال رزرو آمریکا درنیمه ی نخست سال 2018 ، نرخ بهره راافزایش داد که بربازپرداخت وامهای ترکیه تاثیر منفی برجای گذاشت. دراین زمان ، اعتماد سرمایه گذاران خارجی ازرجب طیب اردوغان سلب گردید وآنها به این نتیجه رسیدند که او نمی تواند آهنگ ساخت وساز رادرکشور حفظ کند. همه ی این عوامل دست بدست هم دادند وموجب سقوط ارزش لیر دربازارهای ارزی گردیدند. سقوط ارزش لیر،بر ارزش اسمی وامهای دریافتی توسط بانکها وموسسات ترکیه افزود.بدین ترتیب، دورباطلی پدید آمد که حاصل آن بروزبحران پولی بود.(1)

نسبت میان پول داخلی وپول خارجی، نرخ ارز نامیده می شود. نرخ ارزها دائماً درحال نوسانند. اما علت این نوسان وتغییرارزش پولها چیست ؟ نرخ تبدیل ارز ، ابزار اندازه گیری قدرت یک پول دربرابر پولهای دیگراست. یک پول قوی ، پولی است که ارزشمندی خودرا دربرابردیگرپولها نشان می دهد. ارزش یک پول ، به چند عامل بستگی دارد که نرخ تورم ، نرخ بهره وثبات سیاسی ازمهمترین آنهاست. ارزش پول ، مانند هرکالای دیگر، به عرضه وتقاضانیزبستگی دارد. اکثرپولهای جهان ، بانرخ شناور مورد خرید وفروش قرارمی گیرند یعنی براساس عرضه وتقاضا دربازارهای پولی معامله می شوند. افزایش تقاضابرای یک پول وکاهش عرضه ی آن ، موجب ترقی قیمت پول می گردد. دولتها می توانند ازطریق سیاستگذاری پولی ، اقتصاد رابه حرکت درآورند ویابرعکس ، آنراازحرکت بیاندازند. اغلب بانکهای مرکزی سعی می کنند ازطریق افزایش یاکاهش عرضه ی پول ، ویاتغییرنرخ بهره ، تقاضابرای پول راکنترل نمایند. عرضه ی پول به معنی حجم پول درگردش است. باافز ایش عرضه ی پول دریک کشور ، قیمت استقراض پول کاهش می یابد. نرخ بهره ، بهای استقراض است. اگراین نرخ کاهش یابد ، مردم وصاحبان کسب وکار ، به استقراض بیشتر روی می آورند وباخرج این پول ، چرخ اقتصاد رابه حرکت درمی آورند. امااگرمقدارپول درگردش، بیشترازحدّ معینی شود وبرمیزان کالا وخدمات موجود دربازار به همان اندازه افزوده نگردد ، تورم بوجود می آید وقیمتها روبه افزایش می گذارد. متغیر دیگری که بسیاربرارزش پول تاثیر می گذارد ودرواقع رابطه ی متقابل باآن دارد ، نرخ تورم است که درواقع همان افزایش قیمت کالاها وخدمات می باشد. درحالیکه نرخ نازل تورم، نشاندهنده ی سلامت یک اقتصاد است ، افزایش بیش از حدّ آن ، موجب بی ثباتی اقتصادی می گردد که اگرادامه پیداکند ، موجب سقوط ارزش پول می گردد. نرخ تورم ونرخ بهره درهرکشور، ازمتغیرهای اصلی اقتصادند. اگرنرخ تورم بیش ازحد افزایش یابد ، ممکن است بانک مرکزی باافزایش نرخ بهره، به مصاف آن برود. باافزایش نرخ بهره ، مردم بجای خرج کردن پول ، آنرا پس اندازمی کنند. افزایش نرخ بهره ، موجب جذب سرمایه ی خارجی وورود سرمایه به بازارداخلی می گردد که خود تقاضابرای پول راافزایش می دهد. بنابراین ، افزایش نرخ سود درهرکشور، نهایتاً به تقویت ارزش پول می انجامد وبطریق اولی ، کاهش نرخ سود به کاهش ارزش پول منجر می گردد. به همین دلیل است که پول کشورهائی که ازثبات سیاسی وسلامت اقتصادی برخوردارند ، خریداربیشتری دارد وارزش آنها دائماً افزایش می یابد. بازارهای جهان ، دائماً وضعیت اقتصادی کشورها رارصد می کنند. علاوه برتغییر عرضه ی پول ، نرخ بهره ونرخ تورم ، شاخص های کلیدی دیگری نیز دراقتصاد وجود دارند که تولید ناخالص داخلی (GDP) ، نرخ بیکاری وترازتجاری ( تفاوت ارزش صادرات وواردات) ازمهمترین آنهاست واگراین شاخصها نشانگریک اقتصاد قوی وسالم باشند ، آنگاه پول آن کشور قوی تر ومورد تقاضا قرارمی گیرد. بطریق اولی ، شرائط سیاسی باثبات نیز برارزش پول اثرمثبت می گذارد واگرکشوری غرق درناآرامی وبی ثباتی سیاسی باشد ، پول ملی آن نیز بی ارزش می گردد وتقاضابرای آن کاهش می یابد. ازسوی دیگر ، اگربازار درسیاستهای جدید یک دولت ، رشداقتصادی راپیش بینی کند، برارزش پول آن کشورافزوده می گردد. معهذا ، هیچ شاخص واحدی رانمی توان برای تعیین دقیق نوسانات پولی وتعیین ارزش آینده ی پول ، برشمرد بلکه عوامل متعدد مرتبط باعرضه وتقاضا ، برارزش پول تاثیر می گذارند. آنچه مسلم است اینکه باشناخت شرائط بازار وتاثیرآن برنوسانات پولی ، می توان پیش بینی صحیح تری ازارزش آینده ی پول ارائه کرد.(2)

حال ببینیم نرخ ثابت ارز به چه معناست. تثبیت نرخ ارز ( براساس استاندارد طلا) به معنی آن است که ارزش پول ، بایک معیارثابت( مثلاً طلا) سنجیده می شود. قبلاً این معیار ثابت ، طلابود زیراطلا ، کالائی ارزشمند برای همه ی جهان است که کمترازنوسانات نرخ بهره تاثیرمی پذیرد. این معیار ، تاواسط قرن بیستم ، کارآمد بود واعمال می شد. اماسیستم استاندارد طلا که دراوائل دهه ی 1900 ، براساس هر اونس طلا 35 دلر برقرارشده بود وهمه ی کشورها ، ارزش پول خود رابراساس آن می سنجیدند، براساس قیمت واقعی طلا در بازار قرارنداشت وسرمایه گذاران هیچگاه طلا رابااین قیمت خریدوفروش نمی کردند وتنها دولتها می توانستند بااین نرخ ، که کمترازنرخ بازاربود، طلا راخریداری نمایند تامانع از نوسان ارزش پول خود گردند.درسال 1945 ، آمریکا یک سیاست پولی انبساطی اتخاذ کرد تا بتواند هزینه ی مشارکت درجنگ راتامین نماید. این سیاست موجب شد که نرخ تورم افزایش یابد وازارزش دلاربسرعت کاسته شود. دیگرکشورهای جهان نیز به تکاپو افتادند تاازذخائردلاری خود کاسته وطلا ذخیره نمایند تامانع ازسقوط ارزش دارائیهای خود گردند. درسال 1944 سرانجام استاندارد طلا منسوخ شد وجای خودرا به نرخ ثابت ارز (pegged exchange) داد. اما اقتصادهای کوچکی که دربرابر نوسانات نرخ ارز آسیب پذیرتر بودند ، ارزش پول ملی خود رابه یک پول قدرتمند ویاسبدی ازپولها وابسته کردند این پولها معمولاً ازمیان واحدهای پولی شرکای بزرگ تجاری این کشورها ویاکشورهائی که بیشترین وام رادراختیاراین کشور قرارداده بودند ، برگزیده می شدند. بعنوان مثال اگریک کشور کوچک که باایالات متحده روابط تجاری گسترده دارد، تصمیم بگیرد ارزش پول ملی خود رابه دلار وابسته کند ، آنگاه نوسانات ارزش پول ملی او ، به نوسانات ارزش دلار وابسته می شود. این سیستم مانع از بروز نوسانات بزرگ درارزش پول ملی می گردد وکشورمزبور ، به محلی نسبتاً امن برای سرمایه گذاران داخلی وخارجی تبدیل می شود. البته اقتصادهای بزرگ ، تمایلی به معامله ی تجاری با پول کشورهای ضعیفتررا ندارند زیرا پول این کشورها ، فاقد نوسانات عقلائی است.

وقتی کشوری سیستم ثابت نرخ ارز را درپیش می گیرد ، درابتداء برروی نرخ ثابتی برای تبدیل ارزتوافق می کند ویک دامنه ی نوسان عقلائی نیزنسبت به نرخ هدف برای خود تعیین می نماید. معاهدات مربوط به نرخ ثابت ارز ، معمولاً درمدت حیات خود ، چندین بار مورد بازنگری قرارمی گیرند تاخود رابا تغییرات فضای اقتصادی ونوسانات ارزهای دیگر تطبیق دهند. ثابت شده است که نرخ های ثابت ارز می توانند تاحدود زیادی ازشکنندگی پول کشورهای درحال توسعه بکاهند وبردولتها فشاروارد آورند تاانضباط اقتصادی ومالی راهنگام اتخاذ سیاستهای پولی ، بیشتررعایت نمایند. اما درعین حال ، این سیستم ، زمینه رابرای سفته بازی سرمایه داران نیز آماده می کند.(3)

گاهی دولتها برحسب هدفهای مختلف ، نرخهای ارز مختلف اعلام می کنند ومثلاً برای افزایش صادرات ، ویاواردات اقلام اساسی مورد نیازمردم،. نرخ ترجیحی ارز اعلام می کنند. نرخهای چند گانه ی ارز معمولاً دررژیمهای نرخ ثابت ارز به چشم می خورد. دراین موارد ، معمولاً یک بازار غیررسمی ارز وجوددارد که درآن ، ارز بانرخ آزاد مبادله می شود که گاه چند برابر نرخ رسمی است. درکشورهائی که ازثبات سیاسی ومشروعیت مردمی برخوردارنیستند ،بازار غیررسمی ارز به ابزاری دردست حاکمان ، برای تامین کسری بودجه وثروت اندوزی تبدیل می شود. البته درکناراین اشکال نرخ ارز ، نرخ تعادلی یا شناور ارزنیز وجوددارد که به معنی قیمتی است که درشرائط رقابت آزاد ، عرضه وتقاضای ارز را برابرمی سازد وازهمین رو ، نرخ شناورارز گفته می شود.البته این سیستم درکشورهائی چون کشورما ، محلی ازاعراب ندارد.(4)

زیرنویس

1)Currency crisis , www.sciencedirect.com

2)why do currencies fluctuate ? , www.xe.com

3)what are exchange rates , www.westernunion.com

4)احمد اخوی ، اقتصاد کلان ، انتشارات چاپ ونشربازرگانی ، چاپ هفتم ، تهران 1388

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037