علل ناکامی سازمان ملل دریمن
علل ناکامی سازمان ملل دریمن
صدها کودک یمنی درروزجهانی کودک ، مقابل دفترسازمان ملل درصنعا اجتماع کرده وخواستارکمک جامعه ی جهانی برای پایان دادن به جنگ ولغو محاصره ی کشورشدند.آنهادرشعارها ودستنوشته های خود می پرسیدند:" جامعه ی بین المللی کجاست؟" و " چراجهان به ما کمک نمی کند؟". بسیاری ازاین کودکان،مانند اغلب مردم یمن،جامعه ی بین المللی را درسازمان ملل متحد خلاصه می کنند.اما، این سازمان در سالیان اخیر، اعتباروحیثیت خودرادریمن ازدست داده است.
سازمان ملل دریمن،برخلاف دیگر کشورهای منطقه که بهارعربی راتجربه کردند،ازهمان ابتدای جنبش، بسیارفعال بود اما جنبش مردمی کخالف " علی عبدالله صالح"نیزازبرخی جهات بادیگرجنبش های عربی تفاوت داشت.برخلاف تونس،که ارتشی ضعیف داشت وبرخلاف مصر که ارتش ازخلع "مبارک" حمایت کرد، ارتش یمن دوپاره شد وکشوررادرآستانه ی جنگ داخلی قرارداد.
ازاوائل سال 2010 گروهی تحت عنوان " دوستان یمن" دراین کشور تشکیل شد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج،چند کشور عمده ی عربی،اتحادیه اروپا،سازمان ملل متحدوتعدادی ازسفرای مقیم صنعارا شامل می شد.این گروه درجلسات منظم خوددرصنعا،تحولات این کشوررابه دقت دنبال کرده وراههائی برای تاثیرگذاری برتحولات ارائه می کرد.ازآوریل سال 2011 دبیرکل سازمان ملل نماینده ی خودرادراموریمن منصوب نمود که باآغازرویاروئی های نظامی دراین کشورمصادف گردید.به زودی جامعه ی جهانی به این نتیجه رسید که رژیم صالح دیگرقابل دوام نیست وباید بارژیمی جایگزین شود که ضمن تبعیت از مشی اقتصادی لیبرال،به مبارزه با تروریسم نیزمتعهد باشد.باتعمیق بحران و خووداری صالح ازکناره گیری،شورای امنیت سازمان ملل خود خواستارانتقال مسالمت آمیز قدرت در یمن گردید.صالح تحت فشارشدید داخلی وخارجی،سرانجام توافقنامه ی شورای همکاری خلیج رادرریاض امضاکرد.مسئولیت اجرای این توافقنامه برعهده ی دبیرکل سازمان ملل گذاشته شد.بدین ترتیب دخالت مستقیم سازمان ملل درامورداخلی یمن آغازشد.
فرآیند انتقال دولت، براساس توافقنامه ی شورای همکاری خلیج، ازفوریه 2012 وباانتخاب "عبدوربومنصورهادی" معاون صالح به ریاست جمهوری،آغازشد.سازمان ملل و "دوستان یمن" دراین روند مشارکت داشتند.هادی برای دوره ی انتقالی به ریاست جمهوری برگزیده شد اما فرستاده ی ویژه ی سازمان ملل، دوره ی زمامداری اوراتازمان نامشخص تمدید کرد.این امر، مشروعیت قانونی دولت هادی رازیرسئوال برد.مناقشات بالا گرفت تااینکه سرانجام دراوائل سال 2015 هادی به ریاض گریخت ودولت درتبعید تشکیل داد.متعاقب این رویداد،ائتلاف به رهبری عربستان،حمله به یمن راآغازکرد تاهادی رادوباره به قدرت برگرداند.حاصل این جنگ،که هم اکنون نیزادامه دارد،هزاران کشته،قرارگرفتن کشوردرآستانه ی قحطی،شیوع وبا ودیگربیماریهای واگیردار،ومرگ هزاران کودک دراثرمحاصره ی اقتصادی یمن بوده است.بادخالن ایران دریمن،جنگ جنبه ی نیابتی به خود گرفت.آمریکا،اسرائیل وعربستان،حوثی های یمن را دست نشانده ی ایران معرفی می کنند درحالیکه دخالت ایرا دریمن بسیار ناچیزاست.
درآوریل 2015، یعنی سه هفته پس ازآغاز عملیات "طوفان قاطع"،شورای امنیت قطعنامه ی 2216 راازتصویب گذراند و10 روز بعد نماینده ی جدیدی رابراییمن منصوب نمود.این قطعنامه که تاامروز مبنای کارسازمان ملل وجامعه جهانی دریمن قرارگرفته،دخالت نیروهای ائتلاف دریمن رادرحمایت از منصورهادی تایید کرده ومشروعیت رژیم هادی رابه رسمیت می شناسد.قطعنامه، ازحوثی ها می خواهد که مواضع خودرا ترک کرده وسلاحهای خویش (بویژه سیستم های موشکی ) راتحویل ارتش دهند.شورای امنیت،تحریم تسلیحاتی علیه نیروهای حوثی – صالح برقرارکرد وازکشورهای منطقه خواست تاتمامی محموله های زمینی،دریائی وهوائی رابه مقصد یمن،مورد بازرسی دقیق قراردهند.اندکی بعد،عربستان بااستناد به این قطعنامه، محاصره ی دریائی یمن راآغازکردکه تاامروز ادامه دارد.
نگاهی گذرا به قطعنامه ی 2216 نشان می دهد که چرااین سند نتوانسته است تاامروز به بحران یمن پایان دهد.اولا،حوثی ها که اکنون درموضع قدرت هستن به هیچوجه تسلیم خودرانمی پذیرند.آنهاازیک گروه کوچک درسال 2004، به گروهی قدرتمند تبدیل شده اند که دوسوم خاک یمن رادراختیاردارد.آنها موفق شده اند دولت موقت رابه تبعید بفرستند ورئیس جمهورسابق رابه قتل برسانند.آنها حتی توانسته اند خاک عربستان راهدف موشکهای خودقراردهند.ازسوی دیگر،قطعنامه باپافشاری بربازگشت منصورهادی به قدرت،واقیات امروزیمن رانادیده می گیرد.هادی ازهنگام تبعید،به ندرت دریمن حضوریافته وازیکهزارروزی که ازآزادی عدن می گذرد،فقط 167 روز درمناطق آزاد ظاهرشده است.ثانیا،مشروعیت رژیم هادی،همانطورکه درسطورقبل اشاره شد، باتمدید مدت زمامداری اش زیرسئوال رفته است.ثالثا،دولت هادی کنترل همه ی مناطق آزادشده رادردست ندارد وبرخی ازاین مناطق، تحت کنترل مقامات محلی وگروههای جهادی قراردارند.
وظیفه ی فرستاده ی ویژه دبیرکل سازمان ملل به یمن،دستیابی به صلح ازطریق مذاکره است.اماقطعنامه ی 2216 دست اورابسته است.دراین قطعنامه فقط ازدوطرف درگیرنام برده می شود درحالیکه اقوام،گروههای اجتماعی،کنگره عمومی خلق(حزب صالح)،جامعه ی مدنی وجدائی طلبان جنوب،نیزدراین بحران حضوردارندو دستیابی به راه حل بحران،بدون مشارکت آنها میسرنیست.ازاین گذشته، درحال حاضر،هیچیک ازدوطرف اصلی مناقشه، حاضربه مصالحه نیست.منصورهادی، هنوزبه مراجع سه گانه استناد می کند( قطعنامه ی شورای امنیت،توافقنامه ی ریاض،کنفرانس گفتگوی ملی)وحوثی ها نیزحاضربه عقب نشینی ازمواضع خود نیستند.بعلاوه، انگلیس به مثابه ی گرداننده ی پروژه یمن در شورای امنیت، مواضع عربستان راتایید می کند وعلیرغم فشارافکارعمومی درماههای اخیر،دست عربستان رادریمن کاملابازگذاشته است.مجموعه ی این عوامل،دست نماینده ی سازمان ملل رادر نیل به یک راه حل مسالمت آمیزدریمن بسته است.او مجری قطعنامه ای است که آشکاراجانبدارانه است وازیک طرف مناقشه حمایت می کند.لذا بسیاری ازمحافل یمنی،خواستارتصویب قطعنامه ی بیطرفانه ی جدید درباره ی بحران یمن می باشند.
شاید پایان گرفتن دوره کاری نماینده فعلی دبیرکل دریمن،وانتصاب فردی دیگرازسوی او،فرآیند صلح دریمن راباسرعتی بیشتربه پیش برده وآبروی ازدست رفته ی سازمان ملل درمنطقه وجهان را دوباره احیا نماید.
WWW.FMOHAMMADHASHEMI.BLOGFA.COM