خاومیانه؛از"بهارعربی" تا "خزان اسلامی"
کمپ دیوید، جهانی شدن، پایان تاریخ "فوکویاما"،جنگهای خلیج فارس، و"بهارعربی"، همه به بیراهه رفتند ووضع خاورمیانه ،هرروزبیشترازروزپیش، به وخامت گرائید ورویاروئی های عقیدتی، رقابت قدرتهای منطقه ای ونخبگان حاکم، به مناقشات قبلی افزوده شد.ازسال2011 تاکنون،اغلب کشورهای منطقه، درنیل به پیشرفت وتوسعه ناکام مانده اند ومسئولیت این امر،فراترازافراط گرائی، مناقشات قومی -فرقه ای، وایران، برعهده ی نخبگان بی کفایت ودولتهای ناکارآمد این منطقه ازجهان می باشد.کشورهای منطقه ازانجام اصلاحات اقتصادی ومدنی عاجزمانده اند ودرفساد وبی کفایتی غرق گردیده اند.این معضلات،دیگرخاص یک یاچند کشورمنطقه نیست بلکه به ویژگی عام منطقه ی خاورمیانه ی بزرگ تبدیل شده است.به لحاظ نظری، دولت حق انحصاری اعمال نیروی قهریه رادرچهارچوب مرزهای یک کشوردارد.وقتی این انحصار(ازطریق جنگ سالاران،گروههای شبه نظامی،باندهای مسلح یاتروریسم) شکسته شود،موجودیت دولت درخطرقرارمی گیرد ودولت به یک "نهاد شکست خورده"(Failed State) تبدیل می شود.دراین حالت،دولت دیگرقادربه تامین کالاها وخدمات ضروری مردم نیست، امنیت مورد تهدید قرارمی گیرد ومشروعیت نخبگان سیاسی زیرسئوال میرود. دولت شکست خورده، داستان امروز خاورمیانه ی بزرگ است.
نهادهای بین المللی، کامیابی وناکامی کشورهارادراجرای طرحهای اصلاحی،حول شش درجه تقسیم بندی می کنند.(ازA تا F).مثلاً ایالات متحده بدلیل ناکامی درپایان دادن به جنگهای فرسایشی منطقه ی خاورمیانه، مهارنژادپرستی درداخل ومبارزه بانابرابریهای اقتصادی اجتماعی،درردیف A یا B قرار می گیرد وروسیه وچین نیزبخاطروضع دموکراسی دراین کشورها، رده ی C یا D رابه خود اختصاص می دهند وکشورورشکسته ای چون سومالی، درردیف F قرارمی گیرد.اکنون زمان آن فرارسیده است که مشکلات خاورمیانه وشمال آفریقا فراترازکلیشه های رایج(افراط گرائی، تروریسم وایران) ، باتوجه به دینامیسم های درونی این جوامع ،مورد بررسی قرارگرفته وجایگاه هریک ازکشورهای منطقه دررده بندی جهانی "کفایت" و"بی کفایتی" مشخص گردد تاراه برای اصلاحات بعدی هموارشود.
خاورمیانه ی بزرگ ، اکنون علاوه برمعضلات قبلی، باطرحهای اصلاحی شکست خورده وبدعهدی رهبران اصلاح طلب خود روبروست.وقتی رویاروئی با بامناقشات قومی، فرقه ای وقبیله ای دراولویت قرارگیرد،برعلل اصلی ناکامی ها سرپوش گذاشته می شود.وقتی دربررسی کارنامه ی اقتصادی کشورها، بجای شکاف درآمد،بیکاری، فسادوکاهش قدرت خرید،فقط برتولید ناخالص داخلی(GNP) تاکید می شود،چه بسا ضعف دولتها، قدرت نمایانده می شود وبه مسائلی چون فشارجمعیتی نیزبی توجهی می شود. جمعیت خاورمیانه ی بزرگ، از7/112 میلیون نفردرسال1950 ،به4/411 میلیون نفردرسال2000 ، و9/598 میلیون نفردرسال2029 می رسد واین رقم، علیرغم جنگهای متوالی،آشوبهای سیاسی ومهاجرتهای توده ای، بدست آمده است.تقریباً همه ی کشورهای خاورمیانه ی بزرگ،ازفساد،سوء مدیریت ، فشارجمعیتی، "برآمدگی جوانان"(youth bulg) وبیکاری رنج می برند. اغلب این کشورها،ازکمک به خود عاجزمانده وچشم به آنسوی مرزهادوخته اند.این ناتوانی،درجریان بحران ایدز و کوید-19 بوضوح نمایان گردید.رقابت تسلیحاتی ومناقشات ملی وفرامرزی، منابع کمیاب این کشورهارابه هرزمی برد.درنوشتارحاضر،داده هائی که خاورمیانه ی بزرگ براساس آنها طبقه بندی می شوند، ازمنابع موثقی چون صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، سازمان ملل متحد و دفترآمارایالات متحده آمریکا، اقتباس گردیده است.
1)مراکش:کشوری ناموفق ازنظراقتصادی، ونسبتاً موفق دراصلاحات سیاسی است. این موفقیت، بویژه درعرصه ی نرخ نازل سرکوب داخلی(براساس استانداردهای منطقه ای) مشهود می باشد.مراکش دراستقراریک اقتصادآزاد، متنوع ومبتنی بربازار،نسبتاً موفق بوده اما اکنون با چالشهای بزرگ اقتصادی وجمعیتی روبروست که بابحران کرونا وتوریسم درهم آمیخته است.درجنوب کشور(صحرای باختری) جبهه ی پولیساریوکه ازحمایت الجزائربهره مند است، برای استقلال این منطقه می جنگد.نرخ بالای بیکاری، فقروبیسوادی، بخصوص درمناطق روستائی، بیدادمی کند.سیستم آموزشی وقضائی مراکش، به شدت نیازمند اصلاح است. ملک محمد ششم ، درجولای2019 کابینه راترمیم کرد و"سعدالدین العثمانی" رامامورتشکیل کابینه نمود.دراین دولت، حزب عدالت وتوسعه 7 وزیر،اجتماع لیبرال ملی برای استقلال 4 وزیر،دراختیاردارند.حزب پیشرفت وسوسیالیسم ازکابینه جداشد وبقیه ی اعضاء کابینه را تکنوکراتها تشکیل می دهند. دردسامبر2019،"کمیسیون مدل جدید توسعه" توسط شاه تشکیل شد ومشورت باصاحبنظران رابرای شناخت تنگناهای توسعه وراههای برون رفت ازآن راآغازکرد.هدف این کمیسیون،ترسیم یک نقشه ی راه برای اصلاحات همه جانبه درکشور وتقدیم آن به شاه، تاپایان سال2020 می باشد.ملک محمد همچنین ازسیستم بانکی مراکش خواسته است تادررفع بیکاری، به یاری جوانان بشتابد.به همین منظور، یک صندوق باسرمایه ی 625 میلیون دلار بامشارکت دولت وبانکهاتاسیس شد. معهذا،ازراه رسیدن کوید-19 ، ازسرعت این اصلاحات کاست.مراکش ازمارس2020 ، مرزهای زمینی، دریائی وهوائی خودرابرروی جهان خارج بست. ملک محمد دستورداد تاصندوقی باسرمایه ی 10 میلیارد دلار برای کمک به سیستم بهداشتی واقشارآسیب دیده ازبحران تشکیل شود.بانک جهانی نیز،به همین منظور، یک کمک 275 میلیون دلاری دراختیارمراکش قرارداد.
رشداقتصادی مراکش دردوسال اخیر روند نزولی طی کرده ورشد تولید ناخالص داخلی این کشور، از 3 درصد درسال2018 ، به 3/2 درصد درسال بعد کاهش پیداکرد.معهذا، بدلیل اتخاذ سیاستهای پولی محتاطانه وکاهش واردات، نرخ تورم همچنان نازل باقی ماند واز 2 درصد فراترنرفت.نرخ بیکاری نیز2/9 درصد می باشد.کسری مالی کشوردرسال2019 ، به 1/4 درصد تولید ناخالص داخلی بالغ گردید ونسبت دیون دولتی به تولید ناخالص داخلی نیزبه 7/65 درصد رسید. مراکش ازنظر "شاخص توسعه ی انسانی ملل متحد"،درمیان 189 کشورجهان درردیف 121 قرارگرفته وازنظرشاخص فساد نیز دررتبه ی 80 جهان قراردارد. مراکش همچنین ازنظرفضای کسب وکار، رتبه ی 53 رادردنیا داراست ودرمقوله ی "خوب" طبقه بندی می گردد.
2)الجزائر:این کشور، ازنظرناکامی دراجرای برنامه های اصلاحی، دررده ی Bقرارمی گیرد.الجزائرازفشارجمعیتی رنج می برد.بعلاوه، معضلات اقتصادی وعدم شکل گیری یک سیستم اداری غیرنظامی بجای سیستم نظامی سابق،ازدیگرچالشهای رویاروی این کشورمی باشد.ارتش هنوزبرعناصراصلی ساختارقدرت تسلط دارد.عمده ترین حزب سیاسی الجزائر، "جبهه ی آزادیبخش ملی" (FLN) است که درسال 1954 تاسیس شد وجنگ استقلال این کشورازفرانسه رارهبری کرد.رژیم الجزائر ازسال 1988، به سیستمی چند حزبی تبدیل شد اما درکمال تعجب،درنخستین دورانتخابات آزاد سال1991، "جبهه ی نجات اسلامی"(FIS) به پیروزی رسید.ارتش دخالت کرد ومانع ازبرگزاری دوردوم انتخابات گردید.ازآن پس،الجزائر دردورباطل خشونت غرق شدکه تاسال1998 دوام آورد وبیش از یکصد هزار کشته برجای گذاشت تااینکه سرانجام درسال 2000 ، جبهه ینجات اسلامی وبازوی نظامی آن "ارتش نجات اسلامی" منحل شدند.
چالش اسلامگرائی درالجزائر،باتشکیل حزب اسلامگرای "جبهه ی نجات اسلامی" آغازشد.این حزب، درنخستین انتخابات چند حزبی کشورشرکت کرد اما به زودی دست به خشونتی زد که به زیان خودش تمام شد.اسلامگرایان الجزائری، به ترور روشنفکران وروزنامه نگاران روی آوردند وبااین عمل، طبقه ی متوسط راازخودراندند.رهبرجبهه نجات اسلامی "علی بلحاج"، صریحاً گفت که اگراین جبهه به قدرت برسد،انتخابات تعطیل خواهد شد زیراقانون خدا برزمین اجراء می گردد.این نگرش،بعدهاموجب پیدایش "گروه مسلح اسلامی"(GIA) درالجزائرگردیدکه معتقد بود" قدرت فقط ازلوله ی کلاشینکف بیرون می آید."این گروه، به ترورکورپرداخت ونهادهای دولتی، دانشگاهها،پادگانها، کارخانجات ومراکزفقیرنشین شهری رابه یکسان مورد حمله قرارمی داد.بااین استراتژی،به زودی توده های مردم ازحمایت ازاسلامگرایان دست برداشتند.سرانجام پس ازیک دهه جنگ ، ارتش الجزائرتوانست شورش اسلامگرایان راخاموش نماید.دولت الجزائر دراین مبارزه پیروزشد چون توده های مردم ازحمایت ازاسلامگرایان دست کشیدند.این دولت توانست دونقص عمده ی اسلامگرایان راجبران نماید: اعلام یک برنامه ی اقتصادی جامع، وعرضه ی مکانیسمی برای مشارکت بیشترمردم درفرآیندهای سیاسی.
عبدالعزیزبوتفلیقه به ریاست جمهوری رسید ودر2004، ونیز 2009 و2014 نیزبرسرکارباقی ماند.اما درسال 2019 بااعتراض عمومی علیه شرکت مجدد خوددرانتخابات روبروشد وازانتخابات کناره گرفت.اماعلیرغم انتخاب فردی دیگر به ریاست جمهوری، اعتراضات دراین کشور کم وبیش ادامه دارد.
اقتصاد الجزائر، تحت تسلط بخش دولتی است.این بخش، یادگاردورانی است که مشی سوسیالیستی دراین کشورباجدیت دنبال می شد.درچند سال اخیر، دولت الجزائر روند خصوصی سازی دارائیهای دولتی رامتوقف کرد ودوباره به سیاست" جایگزینی واردات"(import substitution) روی آورده است.نرخ بیکاری درالجزائر7/11 درصد می باشد.دولت جدید الجزائر، وظیفه ی خودرادررابطه با بحران کرونا وکاهش بهای نفت،حفظ ثبات اقتصاد کلان،رفع کمبودهای سیستم بهداشتی، وادامه ی اصلاحات ساختاری اعلام کرده است.انتظارمی رود درسال جاری، ازتولید ناخالص داخلی الجزائر به میزان 3 درصد کاسته شود.وضعیت الجزائرازنظر شاخص توسعه ی انسانی ملل متحد،متوسط می باشد ضمن اینکه جایگاه این کشورازنظرفساد، رتبه ی سی ام وازنظرفضای کسب وکار نیزرتبه ی 157 دنیا می باشد.
3)تونس:این کشورازنظرناکامی دراجرای برنامه های اصلاحی، رتبه ی Aراکسب می کند.تونس درسالیان اخیر، نشانه هائی ازاصلاحات واقعی ازخودبروزداده است. معهذا، این کشورهنوزباچالشهای جدّی درعرصه ی اقتصادی، جمعیتی وتوریسم روبروست.بابرگزاری انتخابات نسبتاً آزاد پارلمانی وریاست جمهوری براساس قانون اساسی جدید،سیستم سیاسی تونس، بیش ازدیگرکشورهای منطقه، بروفاق وهمکاری اجتماعی تاکید می ورزد.
نخستین رئیس جمهوراین کشور"حبیب بورقیبه"، درمدت 31 سال زمامداری خود، یک سیستم تک حزبی رابرکشورتحمیل نمود.درسال1987 ،بورقیبه درجریان یک کودتای بدون خونریزی ازقدرت کناررفت وجای خودرابه "زین العابدین بن علی" داد. درژانویه 2011 ، درپی اعتراضات گسترده ی خیابانی، بن علی ازکشورگریخت ودولت وحدت ملی برسرکارآمد که قانون اساسی جدید راتصویب وانتخابات رابرگزارنمود. فعال حقوق بشر"منصف مرزوقی" به ریاست دولت موقت منصوب شد وپس ازیک دوره سیاستهای سوسیالیستی، اقتصاد تونس مشی تشویق سرمایه گذاری خارجی بارویکرد صادراتی، و تشویق توریسم رادرپیش گرفت.اکنون ، پارچه ، پوشاک، فرآورده های غذائی ،محصولات نفتی، موادشیمیائی وفسفات ها،ازاقلام اصلی صادراتی این کشورمی باشند. 80 درصد ازصادرات تونس، راهی اروپا می شود.
دوران بن علی، کشورغرق درفسادشد. بخش غیررسمی اقتصاد رشدی سرطانی کرد وبیکاری افزایش یافت.باتشدید حملات تروریستی علیه توریستهای خارجی، منبع درآمد کشورخشکید واعتصابات دربخش فسفات بالا گرفت. بحران کرونا، ضربه ی آخررابرپیکربی جان توریسم وارد آورد وانتظارمی رود ازتولید ناخالص تونس درسال2020 حدود 4 درصد کاسته گردد.اقتصاد تونس، بیشترین آسیب راازکوید-19 وبهای جهانی نفت متحمل شد.رتبه ی تونس درشاخص جهانی توسعه ی انسانی 91، ودرشاخص فساد74 می باشد.رتبه ی تونس ازنظرفضای کسب وکارنیز78 می باشد.
4)لیبی:لیبی سالهاست که درگیرجنگ داخلی ویرانگراست.شکافهای عمیق منطقه ای وفرقه ای، که برخی ریشه درآن سوی مرزها دارند،هرروزبیشترازروزپیش،دراین کشورتعمیق می شود.ضعف ساختاراداری، میراث برجای مانده ازدیکتاتوری سابق ومداخلات گسترده ی خارجی، موجب گسترش دامنه ی جنگ داخلی درلیبی گردیده است.اوج این جنگ اکنون درحومه ی طرابلس پایتخت جریان دارد.درلیبی، قدرت میان دودولت مستقردر طرابلس و "توبروک" درشرق کشور، تقسیم شده است.هریک ازاین دودولت ، ازسوی قدرت یاقدرتهای خارجی حمایت می شوند.
ازسال2014 به بعد، دینار لیبی بخش عمده ی ارزش خودراازدست داده وبازارسیاه ارز واقتصاد غیررسمی،حرف اول رادراقتصاد امروزلیبی می زند.قطع برق، به پدیده ای شایع تبدیل شده ودسترسی به آب آشامیدنی سالم، خدمات بهداشتی ومسکن امن ومناسب،روزبروزدشوارترمی گردد.دراین حال، شیوع کرونا بروخامت اوضاع افزوده وصدورنفت لیبی نیز، به علت مسدود بودن ترمینالها وبنادراین کشور، کاملاً متوقف گردیده است. هرگونه بهبود اقتصادی، مستلزم پایان گرفتن جنگ داخلی وروی کارآمدن یک دولت فراگیردرلیبی است.شاخص توسعه ی انسانی برای لیبی 119 وشاخص فساد168 می باشد ضمن اینکه این کشورازنظرفضای کسب وکارنیزرتبه ی 186 رادرمیان190 کشورجهان احرازکرده است.
5)مصر: مصربه آرامی بسوی خودکامگی ودیکتاتوری پیش می رود وتداوم اصلاحات اقتصادی دراین کشور، درهاله ای ازابهام قرارگرفته است.هرروزنقش ارتش دراقتصاد وسیاست پررنگترمی شود وازدرآمد توریسم کاسته می گردد. رفراندومی که که درآوریل2019 برگزارشد، امکان ادامه ی زمامداری ژنرال"سی سی" راتاسال2024 وپس ازآن ، فراهم ساخت.اگرچه حسابهای مالی مصر، اندکی بهبود نشان نشان می دهند اما،تحقق نیافتن درآمدهای مالیاتی، کسری بودجه وکاهش مصرف داخلی ادامه ی این موفقیت رادچارتردید ساخته است. بویژه آنکه شیوع کرونا نیز بخشهائی از اقتصاد کشوررافلج کرده است. علیرغم رکوردی که مصردرجذب سرمایه ی خارجی طی دودهه ی اخیرازخود برجای گذاشته، وضع زندگی مردم تغییرچندانی نکرده وفشارجمعیتی فزونی گرفته است.تامین مالی طرحهای مدنی وایجاد اشتغال براساس برنامه های اصلاحی صندوق بین المللی پول، چندان کارسازنبوده است.کرونا، صنعت توریسم مصرراتقریباً به تعطیل کشانده است.نرخ فقردرمصراز8/27 درصد درسال2015 ، به 5/32 درصد درسال2018 رسیده است.شاخص توسعه ی انسانی نیزمصررادرردیف 116 وشاخص فساد درردیف106 دنیا قرارداده است.شاخص کسب وکاربرای مصرنیز114 می باشد.
اسلامگرائی، ریشه ی عمیق درجامعه ی مصردارد.سازمانهای پوپولیستی چون اخوان المسلمین،همیشه شبکه های جایگزین رفاهی واجتماعی راعرضه کرده اند.اگرچه هدف این سازمانها، همیشه تاسیس یک دولت اسلامی بوده اما، تاهمین اواخر، برای نیل به این هدف، به خشونت متوسل نمی شدند.خشونت حاصل تعمیق رکود اقتصادی وجنگ خلیج فارس بود.تورم 20 درصدی وکسری مالی که به 18 درصد تولید ناخالص داخلی مصر بالغ می گردد،ونیزناتوانی دولت درحل مزمن بیکاری، راه رابرای گروههای افراطی بازکرد وسازمانهای جهاد اسلامی وجماعت اسلامی قدم به صحنه گذاشتند. این سازمانها، درواقع مادرگروههای بعدی همچون القاعده، داعش وغیره بودند.آنهابرای بی ثبات کردن رژیمهای موجود، نهادهای مالی،اقتصادی وصنعت توریسم را هدف قراردادند که شریان حیاتی اقتصاد مصراست.اسلامگرایان، باترورصنعت توریسم،بزرگترین اشتباه رامرتکب شدند زیرا بااینکار، درواقع معیشت میلیونهامصری راهدف قرارداده وآنهاراازخود راندند.مردم باخود گفتند اگرروش آنهااین است، پس به قدرت برسند چه می کنند؟ افراطیون، درکنارترور،هیچ برنامه ای برای اصلاح اقتصاد وجامعه ارائه نمی کردند وفقط به شعارهای کلی چون "قرآن گرسنگی راحل می کند" ، " خداوند راهگشاست" وغیره بسنده می کردند.
6)اسرائیل:اسرائیل راباید موفق ترین کشورمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا دانست.معهذا، سیستم سیاسی این کشور دچارضعف هائی است که یکی ازمهمترین آنها، آغشتگی به فساد است.اسرائیل ومقامات فلسطینی، تاکنون چندین قرارداد موقت امضاء کرده اند که استقراردولت خودگردان فلسطین ازسال2005 درکرانه ی غربی رود اردن و نوارغزّه، یکی ازنتایج آنهابوده است.بنیامین نتانیاهو ازسال 2009 قدرت رادراسرائیل دردست دارد واکنون نیزیک دولت ائتلافی راست میانه رارهبری می کند.در25 سال اخیر،اقتصاد اسرائیل یک دوران گذاربنیادین راپشت سرگذاشته واکنون به یک نقطه ی عطف تاریخی رسیده است که مضمون آنرا استقراربخش های مجهزبه تکنولوژی پیشرفته تشکیل می دهد.کشف منابع گازدرمدیترانه، بزودی اسرائیل رابه قطب گازمنطقه تبدیل خواهد کرد.اما مسائل ساختاری بلند مدتی مانند کمبود نیروی کار، بهره وری نازل،هزینه ی سنگین مسکن، گرانی اقلام مصرفی ونیزفقدان رقابت،همچنان باقی است.اسرائیل بابرقراری روابط دیپلماتیک بابحرین وامارات متحده ی عربی،به یک موفقیت بزرگ درمنطقه نائل شده وتوانسته است حلقه ی محاصره ی تاریخی پیرامون خودرا، به لطف سیاستهای تفرقه افکنانه ی ایران درمنطقه ، بشکند.
اکنون جایگاه اسرائیل درجدول شاخص توسعه ی انسانی ملل متحد 22 وشاخص فساد35 می باشد ضمن اینکه ازنظرفضای کسب وکارنیزاسرائیل دررتبه ی 35 دنیا قراردارد.
7)کرانه غربی ونوارغزّه:ساختارسیاسی واداری دراین منطقه، بسیارضعیف وناکارآمد بوده ومیان نوارغزّه وکرانه ی غربی تقسیم شده است.هردوبخش، اقتصادی ضعیف وورشکسته داشته وعناصری ازفساد وخشونت دربطن آنها مشاهده می شود.اسرائیل وفلسطینی ها ازسال2014 تاکنون،بارها به جنگ بایکدیگر پرداخته اند که هربار باپادرمیانی مصر، قطر، وسازمان ملل متحد، به آتش بس رسیده اند.تقریباً 60 درصد ازکرانه ی غربی تحت کنترل ارتش اسرائیل وسیستم اداری این کشورقراردارد.جنبش حماس ازسال2006 درانتخابات فلسطین پیروزشد وباجنبش فتح درکرانه ی غربی برخوردکرد که به استقرارحماس درغزّه ازژوئن 2007 به بعد انجامید.تاکنون فتح وحماس، چندین دور مذاکره ی سازش انجام داده اند که بی نتیجه باقی مانده است.ازمارس 2020، بحران کرونا درنوارغزّه وکرانه ی باختری ظاهرشد که اقتصاد ناتوان این منطقه رازمینگیرکرد.سازمان ملل متحد، تاکنون ازنظرشاخص توسعه ی انسانی وسطح فساد، تحقیقی درنوارغزّه وکرانه ی باختری انجام نداده اما، بانک جهانی شاخص کسب وکار دراین مناطق را "ضعیف" ارزیابی نموده است.
8)سوریه:ازنظرکامیابی وناکامی،دولت سوریه درردیف F قرارمی گیرد.دولت سوریه که اکنون مراحل پایانی جنگ داخلی راسپری می کند،ماهیتی به غایت سرکوبگر دارد.رژیم اسد ازسال2011 به بعد، تروریسم دولتی رااعمال می کند وتاکنون جان دهها هزارنفرازمردم این کشورراگرفته است.مدیریت فاسد واقتصاد لرزان سوریه، نیازمند اصلاحات گسترده وفوری است.اما حضور روسیه وایران دراین کشور، ونیز دخالتهای گسترده ی آمریکا، ترکیه وکشورهای عربی منطقه درامورداخلی این کشور،مانع ثبات سیاسی واقتصادی سوریه گردیده است.تاکنون چندین دور مذاکره ی دولت اسد بااپوزیسیون، به نتیجه نرسیده وابتکارایران، روسیه وترکیه نیزکه خارج از چهارچوب سازمان ملل متحد انجام می شود، باری ازمشکلات این کشورکم نکرده است.پانصد هزارکشته ومیلیونها آواره، حاصل جنگ ده ساله ی داخلی در سوریه می باشد.تقریباً1/1 میلیون سوری محتاج دریافت کمکهای اضطراری هستند و7/5 میلیون نفرنیزدرترکیه،اردن، عراق، مصروشمال آفریقا آواره اند. جنگ داخلی، بزرگترین ضربه رابراقتصاد سوریه وارد آورده است.عدم دسترسی به بهداشت،آموزش، مسکن وغذای مناسب، میلیونها سوری را به دامان فقر وبیماری سوق داده است. به گزارش بانک جهانی،تنهابین سالهای 2011 تا2016 ، بیش از226 میلیارددلار ازتولید ناخالص داخلی سوریه کاسته شده است.هرچه جنگ داخلی بیشترادامه پیداکند، بازسازی اقتصادی سوریه دشوارترمی شود.شاخص توسعه ی انسانی، جایگاه سوریه رادرردیف 154 جهان قرارمی دهد ضمن اینکه این کشورازنظرفساد درردیف 178 وازنظرفضای کسب وکار دررده ی 176 دنیا قرار می گیرد.
9)لبنان: این کشوردهه هاست که درگیرمنازعات فرقه ای است.این منازعات،به پیدایش نخبگان فرقه گرائی انجامیده که سالهاست قدرت رادردست دارند.این نخبگان،منافع فرقه وگروه خودرافراترازمنافع ملی قرارمی دهند.علیرغم وعده های فراوان درمورد اصلاحات، لبنان اکنون به کشوری غرق درفساد، ناکارآمدی سیاسی واقتصادی تبدیل شده است.انفجاراخیردربندربیروت وشیوع کرونا،آخرین ضربه رابرپیکربی جان لبنان واردآورد.
جنگ داخلی 15 ساله(1990-1975)، زیرساختهای اقتصادی لبنان رانابود کرد.اگرچه پس ازجنگ، این کشورتوانست بخشی ازاین خسارات راجبران نماید، امااکنون زیرباراستقراض برجای مانده ازدوران بازسازی، کمرخم کرده است.وعده های جامعه ی بین المللی برای کمک به لبنان،تاکنون تحقق پیدانکرده است.جنگ داخلی درسوریه، لبنان راازیکی ازبازارهای مهم صادراتی خود محروم کرد وسیل پناهندگان سوریرابه سوی این کشورروانه نمود.لبنان همچنان ازچند نقطه ضعف ساختاری رنج می برد که ریشه درگذشته ی این کشوردارند.ضعف زیرساختها، کسری مالی مزمن،ناکارآمدی خدمات عمومی،فسادنهادینه شده، وبوروکراسی حجیم ودست وپاگیر، تنها برخی ازاین نقاط ضعف می باشند.نسبت دیون به تولید ناخالص داخلی، لبنان رابه سومین کشورمقروض دنیا تبدیل کرده است.مجموعه ی این عوامل، همراه بارشد بطئی اقتصاد لبنان طی سالهای 2017-2011 (یک تادو درصد) ، اکنون باشیوع کرونا وانفجاراخیردربیروت،کشوررادرآستانه ی ورشکستگی قرارداده است.
لبنان ازنظرشاخص توسعه ی انسانی درردیف92 وازنظرشاخص فساددررتبه ی137 جهان قرارمی گیرد. این کشورازنظرفضای کسب وکارنیزرتبه ی 143 دنیارابه خود اختصاص داده است.
10)ترکیه:ترکیه به آرامی به سوی خودکامگی پیش می رود وبتدریج اسلامگرائی راجایگزین سکولاریزم می سازد.کردها راتروریست خواندن وبه رویاروئی بی حاصل سیاسی ومذهبی درداخل ومنطقه دامن زدن، درسوریه ، عراق ولیبی دخالت کردن وتنش آفرینی درمدیترانه، ترکیه رابه عامل بی ثباتی درمنطقه تبدیل کرده است.پس ازکودتای نافرجام اخیردردرترکیه، بیش از 130 هزارنیروی امنیتی، روزنامه نگار، قاضی، دانشگاهی وکارمنددولت ، دستگیرشده وازکاربیکارگردیدند.اتهام آنها، حمایت از"جنبش گولن" (Gullen) بود.پس ازکودتا، رجب طیب اردوغان بااصلاح قانون اساسی، سیستم ریاستی راجایگزین سیستم پارلمانی ترکیه کرد وموقعیت خودرادرراس کشورتحکیم نمود.
چشم اندازاقتصاد کلان ترکیه، چندان روشن ومطمئن نیست.افزایش تورم وبیکاری، کاهش سرمایه گذاری وافزایش نقاط ضعف درسیستم مالی، درکنارتبعیت ازمشی سرکوبگرانه، این چشم اندازراتیره وتارساخته است. همچنین بالاگرفتن تنش های ژئوپولتیک درمنطقه وبروزبحران کرونا، تاثیرمنفی بربرنامه های سیاسی، اقتصادی واجتماعی این کشوربرجای گذاشته است.رتبه ی ترکیه درشاخص توسعه ی انسانی ملل متحد 59 می باشد ضمن اینکه این کشورازنظرفساد رتبه ی نودویکم وازنظرفضای کسب وکار، مقام سی ام جهان رادارا می باشد.
11)اردن:اردن علیرغم منابع کمی که دراختیاردارد، هنوزدرحال پیشرفت می باشد.سطح نازل سرکوب و انجام اصلاحات اقتصادی، موقعیت این کشوررادرمنطقه ممتازساخته است. معهذا،اردن به اصلاحات گسترده تر سیاسی واقتصادی نیازدارد.پسربزرگ ملک حسین که پس ازمرگ او درسال1999 به قدرت رسید، دست به اصلاحات سیاسی ملایمی زد وقانون جدید انتخابات رابه تصویب رساند.درسال2016 ،" جبهه ی اقدام اسلامی" که بازوی سیاسی اخوان المسلمین اردن است، 15 کرسی پارلمان رابه خود اختصاص داد.اقتصاد اردن، حرکت بطئی به جلودارد ورشد تولید ناخالص داخلی این کشور درسال قبل، از9/1 درصد فراترنرفت. نرخ تورم دراردن 5/4 درصد وکسری حابجاری آن 08/1 میلیارد دلار برابربا 4/3 درصد تولید ناخالص داخلی می باشد. شیوع کرونا، ضربه ای سهمگین براقتصاد اردن واردآورده تاجائیکه انتظارمی رود ازتولید ناخالص داخلی این کشوردرسال جاری، 5/3 درصد کاسته شود.جایگاه جهانی اردن ازنظرشاخص توسعه ی انسانی92 وازنظرفساد60 می باشد.اردن ازنظر فضای کسب وکار نیزرتبه ی 75 جهان را داراست.
12)عراق:عراق هنوزازتبعات جنگ باداعش کمرراست نکرده است.دولت، هنوزضعیف وبی ثبات است ونیروهای امنیتی نیزتوانائی برخوردبا چالشهای تروریستی راندارند.هنوزشکافهای عمیق قومی وفرقه ای برعراق حاکم است واین شکاف حتی به درون شیعیان واهل سنت نیزنفوذ کرده وفساد به تمامی ارکان کشورراه پیداکرده است.دخالت ترکیه درشمال، بی ثباتی درمرز سوریه وخود مختاری گروههای شبه نظامی، تهدیدی بزرگ برای عراق است.شیوع کرونا موجب کندی بیشترروند بازسازی کشورگردیده است.توزیع ناعادلانه ی درآمد نفت وبی کفایتی دولت درارائه ی خدمات عمومی، ازدیگرمعضلات عراق است.85 درصد بودجه ی دولت عراق، ازمحل صدورنفت تامین می شود. دستگاه دولتی وبنگاههای عمومی ناکارآمد، بخش بزرگی ازمنابع کشوررامی بلعند اما، بازده ی چندانی ندارند.بودجه ی هنگفت نظامی وامنیتی نیزباری سنگین براقتصاد کشورتحمیل می نماید.
عراق درتب اصلاحات سیاسی واقتصادی می سوزد. جذب سرمایه ی خارجی، درگرو انجام این اصلاحات است. فساد شایع، زیرساختهای فرسوده، خدمات عمومی ناقص وناکافی،کمبود نیروی کارماهر وقوانین کهنه، به موانعی بزرگ برسرراه رشد اقتصادی وقدرت گرفتن بخش خصوصی تبدیل شده اند.برطبق قانون اساسی عراق، وضع قوانین تجاری واقتصادی، برعهده ی دولت فدرال ودولتهای محلی است براین اساس، اقلیم کردستان عراق، قانون تجارت وسرمایه گذاری خاص خودرادارد وبراساس آن عمل می کند.
ازاکتبر2019 تاکنون، مردم عراق دراعتراض به فساد، خدمات عمومی ناقص،بیکاری شایع، وسیستم سهمیه بندی سیاسی، به خیابانها ریختند واین اعتراضات، علیرغم تغییرچند دولت، همچنان ادامه دارد.این اعتراضات،شکنندگی وضعیت اجتماعی اقتصادی عراق رابه جهانیان نشان داد.نرخ تورم امروزعراق 4/4 درصد است .این نرخ نازل، مدیون واردات ارزان قیمت از کشورهای همسایه می باشد.رشد تولید ناخالص داخلی عراق از2/11 درصد درسال2018، به 3 درصد درسال 2019 کاهش پیدا کرد واین روند نزولی همچنان ادامه دارد.چشم تنداز اقتصادی عراق، بسیارچالش برانگیزاست.سقوط بهای نفت وشرائط نامساعد حاکم برتجارت جهانی درپی شیوع کرونا،اقتصاد عراق رابشدت تحت فشارقرارداده وحداقل 5 درصد ازرشد اقتصادی این کشور کاسته است. درغیاب اصلاحات ومشارکت بخش خصوصی، نیل به رشد اقتصادی بسیاردشوارمی نماید وطی دوسال آینده ودربهترین حالت،رشد اقتصادی این کشوراز2 درصد فرارنخواهد رفت وکسری بودجه ی دولت عراق به 20 درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید. این کسری، نه تنهاموجب توقف پروژه های زیربنائی می گردد بلکه برنامه های تنظیم شده برای توسعه ی سرمایه ی انسانی رانیزبه تعویق می اندازد.دراین شرائط،برون رفت ازبحران کرونا نیزدشوارترمی گردد.
شاخص توسعه ی انسانی، جایگاه عراق را درردیف 120 دنیا قرارداده واین کشورراازنظرفساد دررده ی 162 دنیاقرارمی دهد. عراق ازنظرمحیط کسب وکار نیز دررده ی 172 جهان قرارمی گیرد.
13)ایران : ایران دارای یک حکومت مذهبی به غایت سرکوبگراست که توسط نخبگان نظامی اداره می شود.روحانیون ایران موفق شدند باتشکیل یک ائتلاف گسترده ازروشنفکران لیبرال، روحانیون سنتی، چریکهای مارکسیست وتجار، پادشاهی دوهزارساله ی ایران رابه زانو درآورند.اما بامرگ آیت الله خمینی، درواقع انقلاب ایران نیزمرد.اکنون پس ازچهاردهه حاکمیت اسلامگرایان برایران،این کشوربشدت ازسوء مدیریت، فساد وتشدید وابستگی به نفت رنج می برد.فشارجمعیتی وناتوانی رژیم ازتامین شغل برای جوانان،برمعضلات کشورافزوده است.رژیم ایران اکنون رژیمی منزوی درمنطقه وجهان است که حتی ازایجاد اشتغال برای 800 هزارفارغ التحصیل دانشگاهی خوددرسال، عاجزمانده است.سیستم قضائی، سیاسی وانتخاباتی این کشور، به شدت ناقص است.رژیم ایران، تامغزاستخوان فاسد است ومنابع ارزشمند کشوررا خرج سپاه پاسداران، روحانیون وعناصردست نشانده ی خوددرمنطقه می کند.روحانیون حاکم، وعده های خودرا درموردایجاد یک نظم پلورالیستی زیرپاگذاشته وسیستمی خودکامه را برکشورمستقرکرده اند.تلاش آنهابرای ایجاد هماهنگی میان آموزه های اسلامی وجامعه ی مدرن، به تناقضاتی انجامیده که رژیم ازحل آنهاعاجزمانده است.
ایران دارای یک زرادخانه ی موشکی بزرگ است که آن رابه قیمت فداکردن رفاه مردم خود تدارک دیده است. دخالت ایران درلبنان، عراق وسوریه، برنفوذ این کشوردرمنطقه افزوده اما منافع استراتژیک چندانی برای اوبه ارمغان نیاورده است. درعرصه ی داخلی نیزرژیم ایران بااعتراضات فزاینده ی مردمی روبروست وازسیاستگذاریهای نابخردانه ی چهاردهه ی اخیررنج می برد.تحریمهای فلج کننده ی آمریکا وسازمان ملل متحد، بهای نازل نفت وبحران کرونا،کمررژیم راخم کرده است.دولت، مالک صدها بنگاه اقتصادی است وصدها بنگاه دیگروابسته به سپاه پاسداران ونیروهای امنیتی رانیزبطورغیرمستقیم اداره می کند.فساد، قیمتهای تصنعی، سوبسیدهای کلان ووامهای هنگفتی که بازپرداخت نشده اند،براقتصاد کشورسنگینی می کنند ومانع رشد بخش خصوصی می گردند. هزینه های هنگفت نظامی، هسته ای و موشکی،ونیزحمایت ازعناصردست نشانده ی منطقه ای،باری سنگین بربودجه ی کشورتحمیل می کند که مانع نیل به توسعه ی اقتصادی وتوزیع عادلانه ی درآمد می گردد.پس ازاعمال سیاست حداکثرفشار آمریکاعلیه ایران،تولید ناخالص داخلی کشوردرسال2019،بالغ بر6/7 درصد کاهش یافت. باشیوع ویروس کرونا، تجارت، توریسم، وکسب وکاردرایران ازرونق افتاد واین کشورتاکنون، یکی ازناموفق ترین برنامه های مبارزه باکرونا رادرجهان،درکارنامه ی خود ثبت کرده است.
هرجهتی که ایران درآینده بگیرد،یک چیزمسلم است وآن اینکه خمینی وهواداران او ازاستقراریک نظم سیاسی پایداردرایران عاجزمانده اند وروحانیون حاکم ، باچرخشهای سیاسی خود، فقط زمان می خرند. اکنون جایگاه ایران دررتبه بندی شاخص توسعه ی انسانی 65 ، فضای کسب وکار127 ، وفساد146 می باشد.
14)بحرین:بحرین درسالیان اخیر، دربسیاری ازعرصه ها پیشرفت کرده است.اما، اقلیت سنّی مذهب حاکم برکشور،روزبروزبرفشاروسرکوب افزوده است.اقتصاد بحرین بشدت وابسته به کمکهای عربستان وکارگران خارجی است.رژیم بحرین سالهاست که باجنبش اعتراضی مردم روبروست که خواهان اصلاحات ودموکراسی هستند.گروههای سیاسی وابسته به اکثریت شیعه ی کشور، ازمشارکت درانتخابات واداره ی کشورمحروم گردیده اند.علیرغم تلاشهای بحرین برای تنوع بخشیدن به اقتصاد خود،این کشورهنوزوابسته به نفت است و85 درصد بودجه ی دولت ازاین محل تامین می گردد.تولید آلمینیوم(دومین محصول صادراتی)، عرضه ی خدمات مالی وساختمانی، ازدیگراقلام صادراتی بحرین می باشند.اما این کشورمجبوراست بارقابت سنگین منطقه ای دراین عرصه ها، دست وپنجه نرم کند.دولت بحرین ازسال2015 ، بخشی ازسوبسیدهای سخاوتمندانه ی خودرابرگوشت،گازوئیل، نفت سفید وبنزین لغو کرد وبهای برق وآب رانیزافزایش داد. چالشهای عمده ای که اکنون رویاروی بحرین قراردارد عبارتند از: ادامه ی اصلاحات اقتصادی تانیل به موازنه ی مالی،ادامه ی اصلاحات درسیستم سوبسید ، کنترل هزینه های هنگفت دولتی، تنوع بخشیدن به اقتصاد تک محصولی، وکاستن ازهزینه های هنگفت خارج ازبودجه، که پنج درصد کسری بودجه ی فعلی راشامل می شود.
رتبه ی جهانی بحرین درشاخص توسعه ی انسانی ملل متحد 45، فساد77 وفضای کسب وکار43 می باشد.انتظارمی رود جمعیت بحرین درسال 2050 به دومیلیون نفربرسد.
15)کویت: کویت که میان قطر،عربستان، امارات متحده عربی وبحرین احاطه شده،ازدیرباز سیاست خودرابرمبنای تعادل میان شورای همکاری خلیج وایران تنظیم کرده است.کویت دارای یک مجمع ملی است که تاثیرچندانی بر سیاستگذاریهای کشورندارد.اپوزیسیون، دچاراختلاف است وخاندان سلطنتی نیزدچار افتراق می باشد ولذا، همیشه جانشینی ایر، بااصطکاک هائی همراه بوده است. درانتخابات اخیرمجمع ملی کویت، اپوزیسیون وعناصرمستقل، نیمی ازکرسی های مجلس رااشغال کردند.اما امیر،مجمع ملی رامنحل کرد.امیرفعلی کویت،پس ازرسیدن به قدرت، 7 بارمجمع ملی رامنحل کرده ودههابارنیزکابینه راترمیم نموده است.کویت، بهترازهمسایگانش، درآمد نفت رامیان مردم توزیع می کند.این کشور فاقد تقسیمات قومی وفرقه ای است.اما کویت متکی به درآمد نفتی است ویک بخش دولتی بسیارحجیم دارد که 74 درصد شهروندان مستعد کاررادرخود جای داده است. اصطکاک دیرپا میان دولت ومجلس، تاکنون مانع ازتدوین واجرای طرحهای اصلاحی درکویت گردیده است.
کویت کشوری کوچک وبسیارثروتمند است.ذخائرنفتی این کشور102 میلیاردبشکه برآورد می شود که 6 درصد ذخائرجهان می باشد.کویت قصددارد تاپایان سال2020 ، تولید روزانه ی نفت خودرابه 4 میلیون بشکه برساند.این کشورچون ازاوپک خارج شده، هیچ سقفی رابرای تولید وصادرات نفت نمی پذیرد.کویت تاکنون نتوانسته به اقتصاد خویش تنوع ببخشد وبخش خصوصی راتقویت نماید.بخش عمومی بسیارحجیم وفضای نامساعد کسب وکار، علت این ناکامی بوده است. برنامه ی توسعه ی بلندمدتی که در سال2010 تنظیم شد، درنیمه ی راه رهاگردید.براساس این برنامه قراربود 104 میلیارددلارطی پنج سال، برای تنوع بخشیدن به اقتصادکشورهزینه شود.اماهیچیک ازاهداف این طرح، تحقق پیدانکرد.برای افزایش درآمدهای غیرنفتی،دولت کویت تصمیم گرفت ازاوت2017، طرح شورای همکاری خلیج درموردمالیات برارزش افزوده(value – added tax) راعملی نماید.کویت تاکنون توانسته است کاهش بهای نفت وافول تجارت جهانی راازطریق ذخائرمالی خویش جبران نماید.معهذا، گرایش جهانی به سوی انرژی های پاک، امنیت مالی کویت رادرسالهای آینده تهدید می کند.لذا انجام اصلاحات ساختاری ومالی، برای حفظ امنیت مالی کویت درآینده ضروری است.
شاخص توسعه ی انسانی، کویت رادرردیف 57 جهان قرارمی دهد ضمن اینکه رتبه ی این کشورازنظرشاخص فساد85 وازنظرفضای کسب وکار83 می باشد.
16)قطر:سالهای طولانی است که قطربه پیشرفتهای قابل ملاحظه درعرصه های مختلف نائل می شود.حکومت قانون، کاهش سرکوب وتضییقات امنیتی، وعناصری ازاصلاحات سیاسی واداری، ازجمله ی این پیشرفتهامی باشند.اما قطربیش ازحد برروی پروژه های زیربنائی وحیثیتی سرمایه گذاری کرده است.قطرازنظرشاخص کامیابی یاناکامی دولت،رتبه ی Aراکسب می کند.مدارابارسانه ها، یکی ازافتخارات قطرمی باشد.قطرتاکنون ناآرامی اجتماعی وخشونت سیاسی راتجربه نکرده است واین مهم رامدیون ثروت هنگفت وشبکه ی دست نشاندگانش درداخل ومنطقه می باشد.
قطرتنهاکشورجهان،پس ازعربستان است که وهابیگری رادین رسمی خود اعلام کرده است.رهبران خودکامه ی قبیله ای این کشور،به برکت درآمد سرشارنفتی خود، باهیچ مخالفتی روبرونیستند.درقطر تقریباً به همه چیزسوبسید تعلق می گیرد واین کشور،شبکه ی جنجالی ماهواره ای "الجزیره" رامورد حمایت مالی قرارمی دهد وازجنبش های اسلامی غرب ستیز دراطراف واکناف منطقه حمایت می کند.این کشورهمچنین مقرّ فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکامی باشد.مقامات قطر، سالانه میلیونهادلاربه شبکه ی ترور کمک می کنند تاازحملات این شبکه درامان بمانند.دولت قطر، حامی جنبش اسلامی وتروریستی منطقه است.اسلامگرایان وتروریستهای سرشناس، ازاخوان المسلمین گرفته تاطالبان،درقطرپناه گرفته اند.حماس والقاعده نیزازحمایتهای قطربهره مند می گردند.قطرنخستین کشوری بود که شورشیان لیبی رابه رسمیت شناخت واکنون نیزسالانه میلیونهادلاربه دولت مستقر درطرابلس کمک می کند.امیرقطر نخستین رهبریک کشوربود که درسال 2012 ازغزّه بازدید کرد و400 میلیون دلاربه پروژه های زیربنائی غزّه کمک کرد.اخیراً نیز قطر حقوق کارکنان دولت درنوارغزّه راپرداخت می کند، مصالح ساختمانی دراختیارحماس قرارمی دهد وبه پرداخت هزینه های آب وبرق ودیگراقلام مصرفی خانواده های نیازمند غزّه کمک می کند.درسال2013 به طالبان اجازه داده شد تادفتری دردوحه برپانماید.قطرهمچنین ازمخالفان اسلامگرای بشاراسد حمایت می کند وپول وسلاح دراختیارگروه تروریستی "احرارالشام" و "جبهه النصره" قرارمی دهد.درواقع، قطرازسال2013، جبهه النصره راازنظرمالی تامین می کند واین پول راازطریق سازمانهای خیریّه وافراد حقیقی به گروههای تروریستی می رساند.جبهه النصره درسال2016 ازالقاعده انشعاب کرد وهزاران نفرازهواداران این گروه درسالهای اخیر، به داعش پیوسته اند.براساس یکی ازاسناد فاش شده توسط "ویکی لیکس" درسال2016،قطروعربستان سعودی، کمک مالی ولجستیکی دراختیارداعش ودیگرگروههای تندروی سنّی درمنطقه قرارمی دهند.دوشورشی سابق سوری درمصاحبه با"تایمزمالی"، این ادعاراتایید کردند.موسسات خیریه ی قطر نیزکمک مالی دراختیارتروریستهاقرارمی دهند.شورای همکاری خلیج، نام چند موسسه ی خیریه ی قطررابه عنوان حامی تروریسم معرفی کرده که "خیریه عید"، خیریه قطر، وبنیادRAF ازآن جمله می باشند.قطردرگذشته،به اسلامگرایان تبعیدی پناه می داد.بخش عمده ای ازاین افرادراافراطیون تشکیل می دادند.افراطیون وهابی تبعیدی ازعربستان که درپی حمله ی سال1979 به خانه ی کعبع، ازاین کشورگریختند، همگی به پست های میانی دروزارت کشور قطرمنصوب شدند.اسامه بن لادن،ابومعصب الزرقاوی، وسلمان پانداربایف رهبرشورشیان چچن،بارها وبارها به قطرسفرکرده اند.سیاستهای امروزقطر،یک هدف عمده رادنبال می کند وآن کسب نفوذ واعتباردرمنطقه وجهان می باشد.این کشور، میلیاردهادلارصرف خرید مستغلات، موسسات توریستی، باشگاههای ورزشی ورسانه های عمومی دراروپاوجهان می کند. تلاش قطربرای رویاروی هم قراردادن بازیگران منطقه ای، سرانجام به قطع رابطه ی این کشورباعربستان، امارات، مصر وبحرین انجامید.شورای همکاری خلیج برای تجدیدرابطه باقطر، 13 شرط قرارداده که قطع رابطه باگروههای جهادی ازجمله اخوان المسلمین،حزب الله، القاعده وداعش، کاهش رابطه باایران، واخراج نیروهای ترکیه مستقردرقطر، ازآن جمله می باشند.
اگرچه رسانه های قطری سانسوررسمی نمی شوند اما خودسانسوری شدید برآنهاحاکم است. به مسائل دفاعی وامورمربوط به امنیت ملی، ونیزمسائل مربوط به خانواده ی سلطنتی، برطبق یک قانون نانوشته،باحساسیت تمام برخورد می شود.رادیوتلویزیون قطر، دولتی است اما نشریات این کشور،غیردولتی می باشند اگرچه درهیئت تحریریه ی آنها معمولاً یک یاچند عضو خانواده ی سلطنتی حضوردارند.شبکه ی ماهواره ای الجزیره که درسال1996 توسط امیرقطر راه اندازی شد،اخوان المسلمین را بازیگرعمده ی جهان عرب واسلام معرفی می کند واغلب گردانندگان آن، مصری های تبعیدی وابسته به اخوان المسلمین می باشند. امیرفعلی قطر، بدلیل موفقیت درهدایت کشور دردوران تحریم ونیزتلاش برای بهبود سیستم بهداشتی، آموزشی وزیرساختهای کشور، مورد علاقه ی مردم می باشد.
قطر، پنجمین تولیدکننده ودومین صادرکننده ی بزرگ گاز واولین صادرکننده ی بزرگ LNGدرجهان می باشد.دولت قطر، مبالغ هنگفتی رابه جبران پیامدهای اقتصادی کوید-19 اختصاص داده است.پیشتازی قطر دربازار گازمایع جهان،باورود استرالیا،آمریکا، مصر،موزامبیک واحتمالاً اسرائیل، به چالش کشیده شده است.شاخص توسعه ی انسانی ملل متحد، قطررادرجایگاه 41 جهان قرارمی دهد ضمن اینکه ازنظرشاخص فساد، قطردرردیف سی ام وازنظرشاخص فضای کسب وکار نیزدرردیف 77 دنیاقرارمی گیرد.
17)امارات متحده عربی:این کشور، ازنظراصلاحات سیاسی، پیشرفت چندانی نداشته وهرروز برسرکوب وخفقان افزدوه است.اما، اقتصاداین کشور، متنوع ترازاغلب کشورهای عربی حوضه ی خلیج فارس است. امارات، بیشردرامیرنشین های فقیرشمالی خود سرمایه گذاری می کند.امارات همچنین بودجه ی کلانی رابه ارتش وسازمان امنیت خود اختصاص می دهد.مشارکت امارات درجنگ یمن، هزینه ی سنگینی رابراین کشورتحمیل کرده است.تحریم قطرنیزتاکنون به زیان امارات بوده است.نرخ رشد اقتصادی امارات درسال گذشته 7/1 درصد بود.بخش مسکن ومستغلات امارات، بدلیل عرضه ی بیش ازحدّ، دچارافول گردیده وازبهای واحدهای مسکونی دردبی بین 7 تا 5/7 درصد کاسته شده است. شیوع کرونا، چشم اندازرشد اقتصادی امارات راتاپایان سال2020 ، درهاله ای ازابهام فروبرده است.شاخص توسعه انسانی ملل متحد، جایگاه امارات رادرردیف 35 وجایگاه این کشورراازنظرفساددرردیف 21 جهان قرارداده است.رتبه ی امارات درجدول فضای کسب وکارجهانی نیز16 می باشد که درمقوله ی " خیلی خوب" قرارمی گیرد.
18)عربستان سعودی:عربستان درعرصه ی اصلاحات اجتماعی، به پیشرفتهای قابل ملاحظه ای دست پیداکرده اماازنظراصلاحات سیاسی، دستاورد چندانی نداشته است.رژیم حاکم براین کشور، هرروزسرکوبگرتر ازروزپیش شده وحکومت قانون دراین کشورروزبروزتضعیف می گردد.اگرچه اهداف جاه طلبانه ای که عربستان برای سال2030 درنظرگرفته، اهدافی مناسب اند اما ازسوئی توسعه ی سیاسی دراین اهداف منظورنشده وازسوی دیگر، درمرحله ی اجراء باضعف مدیریت، هدردادن منابع واولویت قائل شدن برای پروژه های حیثیتی ونمایشی روبروست.عربستان، بودجه ی سنگینی رابه ارتش ونیروهای امنیتی خود اختصاص می دهد.یک علت این امر، رقابت منطقه ای باایران، تهدیدات تروریستی وافراط گرائی است. تحریم قطر،به تضعیف شورای همکاری خلیج ونقش رهبری عربستان دراین شوراانجامیده است.جنگ یمن تاکنون هزینه ای سنگین برعربستان تحمیل کرده است. کاهش بهای نفت وشیوع کرونا، عملکرد اقتصادی عربستان رادچاراختلال کرده است.این درحالی است که تحقق "چشم انداز2030" برای تنوع بخشیدن به اقتصاد عربستان وتقویت بخش غیردولتی، ضروری است.علیرغم عملکرد نسبتاً قوی بخش غیرنفتی اقتصاد عربستان، رشداقتصادی این کشور درسال 2019 فقط حدود3/0 درصد بود ونرخ تورم برای نخستین باردراین کشور مثبت شد.انتظارمی رود برکسری مالی عربستان تاپایان سال2020 افزوده گردد.دولت عربستان برای هزینه های بهداشتی مرتبط باکرونا اولویت قائل شده ودرمان وواکسیناسیون رایگان همه ی شهروندان راتضمین کرده است.
اقتصاد عربستان اکنون بادوخطربزرگ روبروست.یکی عدم تحقق توافق های صورت گرفته در اوپک پلاس و گروه20 ف درموردتثبیت بهای نفت، ودیگری کاهش نرخ رشداقتصادی دراثرشیوع کرونا وتاثیرآن بربازارانرژی،ضمن اینکه زمان پایان گرفتن این بحران نیزچندان مشخص نیست.ازنظرفضای کسب وکار، عربستان رتبه ی 62 وازنظرشاخص توسعه ی انسانی رتبه ی 36 وازنظرفساد رتبه ی 51 جهان رادارامی باشد.
19)عمان:عمان دردهه ی اخیر، رشدی آرام اما پیوسته داشته است. این کشوربه دستاوردهای بزرگی درزمینه ی توسعه ی اقتصادی، اصلاحات سیاسی وپاسخگوئی به نیازهای مردم، نائل گردیده است.رژیم عمان ازدیگرهمتایان خلیج فارسی خود،کمترسرکوبگروفاسداست.اقتصاد عمان وابسته به نفت وگازاست و85 درصد بودجه ی دولت، ازمحل صدورنفت وگازتامین می گردد.عمان درمسئله ی تحریم قطر وجنگ یمن،ازعربستان وامارات فاصله گرفت.هزینه های نظامی عمان، درصد بالائی ازتولید ناخالص داخلی این کشوررامی بلعد.طی دهه ی اخیر، دولت عمان تلاش کرده که ازرویاروئی باایران خودداری نماید.
درسال2011 ودرپی وقوع بهارعربی،اعتراضاتی نیزدرعمان صورت گرفت که درآن، مردم خواستارکار، بهره مندی ازمزایای اقتصادی وپایان فساد گردیدند. سلطان قابوس قول داد که اصلاحات سیاسی واقتصادی لازم رابرای تحقق این مطالبات انجام دهد.اعطای قدرت بیشتربه مجالس قانونگذاری وبرگزاری انتخابات مستقیم، ازجمله ی این اصلاحات بود. سلطان، حقوق بیکاری راافزایش داد وطرح ضربتی"ایجاد اشتغال ملی" رابه اجراء گذاشت که برای نخستین باربه ایجاد هزاران شغل دربخش عمومی وخصوصی انجامید.انتخابات شهرداریها برای اولین باردرکشوربرگزارشد وبه این نهاد قدرت اجرائی ومشورتی اعطاء گردید.سلطان قابوس که طولانی ترین سلطنت رادراین کشورداشت، درژانویه2020 درگذشت وپسرعموی اوبه سلطنت رسید.باکاهش بهای نفت وافول کسب وکارجهانی درپی شیوع کرونا،اقتصادعمان صدمه دید واین کشوردچارکسری مالی وافت ترازبازرگانی گردید.دراین شرائط،برنامه های اجتماعی گسترده ای که دولت عمان دنبال می کند، موجب افزایش دیون کشور به 70 درصد تولید ناخالص داخلی این کشورگردید ورشدتولید ناخالص داخلی نیزبه 5/0 درصد کاهش پیداکرد.معهذا نرخ تورم درعمان، درسطح 1/0 درصد ثابت باقی مانده است. درحال حاضر، بهای نازل نفت، شیوع کرونا وافول توریسم، مهمترین چالشهای رویاروی عمان می باشند.45 درصد نفت عمان راهی چین می شود.باانباشته شدن دیون خارجی، عمان باید هرچه زودتر شرائط اقتصادی کشوررابه حال عادی بازگرداند تا مانع ازوخامت حسابهای مالی وخارجی خود گردد.رتبه ی جهانی عمان درشاخص توسعه ی انسانی47 ورتبه ی این کشوردرشاخص جهانی فساد56 می باشد.محیط کسب وکارعمان نیزدرردیف 68 دنیاقرارمی گیرد.
20)یمن:دهه هاعقب ماندگی اقتصادی وناتوانی درتامین نیازهای داخلی، اکنون یمن رادرآستانه ی یک فاجعه ی انسانی قرارداده است.یمن اکنون به صحنه ی رقابت عربستان، امارات وایران تبدیل شده است.فشارجمعیتی،کمبود زمین کشاورزی وآب،آینده ی نامعلوم سیاسی ونابودی صنعت نفت، چالشهای رویاروی یمن هستند.حتی اگرتوافقی میان حوثی ها ودولت قانونی یمن حاصل شود، بازهم چشم انداز اتحاد وآشتی داخلی دریمن چندان روشن نیست. جنگ داخلی میان حوثی ها وائتلاف تحت رهبری عربستان، 9 سال است که ادامه دارد.مردم یمن درژانویه 2011 ، تحت تاثیربهارعربی وجنبش های مصر و تونس، اعتراضاتی راعلیه علی عبدالله صالح رئیس جمهوروقت برگزارکردند.آنهادرابتداء فقط به بیکاری، شرائط بد اقتصادی وفساد معترض بودند.اما بتدریج خواستاربرکناری علی عبدالله صالح گردیدند وسرانجام با میانجیگری شورای همکاری خلیج، وحمایت شورای امنیت سازمان ملل ازابتکارشورای همکاری خلیج،علی عبدالله صالح ازقدرت کناررفت وجای خودرابه معاون رئیس جمهور عبدالربع منصورهادی داد. گفتگوی ملی برای تدوین قانون اساسی جدید ودیگرمسائل سیاسی واجتماعی برگزارشد.حوثی ها که ازاین روند ناراضی بودند،به کمک نیروهای وفاداربه علی عبدالله صالح، ازشمالغرب یمن بسوی صنعا پیشروی کردند ودرسال2015 پایتخت وکاخ ریاست جمهوری رابه تصرف خوددرآوردند.هادی به عدن گریخت وازآنجا به عربستان رفت وازاین کشورخواست تادریمن مداخله نماید.ازآن زمان تاکنون،ائتلاف ضد حوثی به رهبری عربستان،حملات هوائی خودرابه یمن همچنان ادامه می دهد.دراواخرسال2019، میان جدائی طلبان جنوب ونیروهای منصورهادی برخوردبوجودآمد که باامضای توافقنامه میان شورای انتقالی جنوب ومنصورهادی، برسرتقسیم قدرت توافق شد ودرگیری پایان گرفت.
تاقبل ازشروع جنگ داخلی ، یمن وابسته به درآمد نفت وگازخود بود که65 درصد بودجه ی دولت راتامین می کرد.درآخرین روزهای حکومت علی عبدالله صالح، سوبسید بنزین حذف شد وصندوق بین المللی پول باواگذاری یک وام سه ساله به مبلغ 570 میلیون دلار به این کشورموافقت کرد.اما،آغازجنگ، این برنامه راناتمام گذاشت وکسب وکار درکشوررابه حال تعطیل درآورد.بزودی، دسترسی به آب، غذا، ودیگرنیازهای اولیه، ازجمله خدمات بهداشتی، دشوارودشوارترگردید.صندوق رفاه اجتماعی که برای کمک به نیازمندان تاسیس شده بود،تعطیل شد.دراین شرائط،کرونانیزازراه رسید وبرمعضلات کشورافزود.دیری نگذشت که وبا نیزظاهرشد وکشوردرآستانه ی یک فاجعه ی انسانی قرارگرفت.اکنون چشم اندازسیاسی، اقتصادی واجتماعی یمن، نامشخص است واین کشورازاقتصاد شکننده ای برخوردارمی باشد. ریال یمن، درغیاب ارزخارجی، هرروزبیشترازروزپیش ارزش خودراازدست می دهد.جایگاه یمن دررتبه بندی توسعه ی انسانی177 وفساد177 می باشد.ازنظرفضای کسب وکار،یمن درجایگاه 187 جهان قرارمی گیرد.
21)سودان:سودان کشوری است که عمیقاً میان قبائل، مناطق وفرق مختلف تقسیم شده است.این کشور، به کمکهای خارجی وابسته است وباچالش پناهندگان دست وپنجه نرم می کند.باجداشدن سودان جنوبی، این کشورازمنابع غنی نفتی ومعدنی خود محروم شد وتاکنون هیچ جایگزینی برای آن نیافته است.سودان یکی ازپائین ترین نرخ های امید به زندگی ودرآمد سرانه رادرجهان داراست.درپی استقلال سودان جنوبی،درگیری میان دولت مرکزی وجنبش آزادیبخش خلق سودان درایالتهای "نیل آبی" و "کوردوفان" بالاگرفت که تاکنون بیش ازیک میلیون نفرراآواره کرده است.قبلاً نیزدرگیریهای "دارفور" به آوارگی 2 میلیون نفرومرگ هزاران نفرانجامیده بود. سودان همچنین خیل پناهندگان ازاتیوپی، اریتره ، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی وسودان جنوبی راپذیراگردیده است.تداوم منازعات مسلحانه،وزیرساختهای نازل حمل ونقل،دسترسی امدادگران به مناطق بحران زده رادشوارکرده است. سودان که اکنون درگیرمنازعات گسترده ی اجتماعی است وازسه چهارم درآمد نفتی خود نیزمحروم گردیده است،تلاش می کند تاوضعیت خودراتثبیت نماید.دولت انتقالی جدید سودان که درپی اعتراضات اخیرمردمی دراین کشوروبرکناری "عمرالبشیر" برسرکارآمده، قول کمکهای گسترده ی خارجی رااز جامعه ی بین المللی دریافت کرده است.
درپی کاهش بهای جهانی نفت، سودان جنوبی وسودان، برسرکاهش حق ترانزیت نفت جنوب ازطریق خط لوله ی سودان به توافق رسیدند. اگرچه تحریمهای همه جانبه ی آمریکا علیه سودان ازسال2017 لغو شد، اماسرمایه گذاران خارجی تمایلی به شروع مجدد فعالیت دراین کشورندارند.لذا، تعامل تجاری ومالی میان سودان وجامعه ی بین المللی، بسیارناچیزباقی مانده است.
سودان ازنظرشاخص توسعه ی انسانی درردیف 168 جهان وازنظرشاخص فساددرردیف173 دنیاقرارمی گیرد.این کشورهمچنین ازنظرشاخص کسب وکار، درردیف 171 دنیا قراردارد.
22)سومالی:سومالی دهه هاست که غرق درخشونت، افراط گرائی واختلافات قومی وفرقه ای است.نام سومالی بانام گروه اسلامگرای افراطی "الشباب" پیوند خورده است.اقتصاد سومالی، تشنه ی کمکهای توسعه است.علیرغم شرائط نامساعد انسانی، سومالی یکی ازبالاترین نرخهای رشد جمعیت رادرجهان داراست.گروههای تروریستی الشباب،داعش ، تحریرالشام، تهدید جدی برای سومالی ومنطقه محسوب می شوند.
درسال1969 ، "محمد زیادباره" دریک کودتای نظامی قدرت رادرسومالی بدست گرفت وحکومتی دیکتاتوری وسرکوبگررابراین کشورتحمیل کرد که تاسال 1991 دوام آورد.پس ازبرکناری زیادباره،سومالی دیگرروی آرامش به خود ندید. بلافاصله پس ازبرکناری زیادباره،قبائل شمال، جمهوری مستقل سومالی راتشکیل دادند که چند منطقه ی اداری راشامل می شد.اگرچه هیچگاه این جمهوری ازسوی جامعه ی بین المللی به رسمیت شناخته نشد اما، گام مهمی درجهت استقراردموکراسی دراین منطقه برداشت. انتخابات پارلمانی، شهرداری ها وریاست جمهوری دراین منطقه، به روشی دموکراتیک برگزارگردید.مناطق دیگری نیزدرشمال اعلام خودمختاری کردند بدون آنکه ازسومالی جداشوند.
درسال2000 ،"کنفرانس ملی صلح سومالی" درجیبوتی برگزارشد که به تشکیل دولت موقت دراین کشورانجامید.اما این دولت موفق نشد امنیت رابه کشوربازگرداند ونهادهای اداری وامنیتی موثرایجاد نماید. دولت کنیا، تحت نظارت جامعه ی بین المللی، فرآیند جدید صلح درسومالی راآغازکرد که به انتخاب دومین رئیس جمهورموقت این کشوروتشکیل دولت موقت فدرال انجامید. نیروهای اتیوپی که درحمایت ازدولت موقت فدرال دربرابرشورشیان "اتحادیه ی دادگاههای سومالی" ، وارد خاک سومالی شده بودند، درسال2009 خاک این کشوررا ترک کردند.سرانجام پس ازدودهه کشمکش،یک دولت فدرال جدید درسال 2012 درسومالی برسرکارآمد که مورد شناسائی جامعه ی بین المللی قرارگرفت.درپی انتقال مسالمت آمیزقدرت درسومالی، کنفرانس" مشارکت جدید برای سومالی" دربروکسل برگزارشد تااولویتهای کمک جامعه ی جهانی به سومالی رامشخص نماید.مسائل انسانی، امنیت ملی، مسائل سیاسی وبهبود اقتصادی،ازجمله اولویتهائی بود که دراین کنفرانس مورد تصویب قرارگرفت.بامشاهده ی اولین مورد ابتلا به کوید-19 در16 مارس2020،سومالی مرزهای خودرابروی جهان خارج بست.مدارس تعطیل شدند وکلیه ی اجتماعات عمومی لغو گردید.بانک جهانی، یک بسته ی حمایتی دراختیارسومالی قرارداد.سالهاجنگ، اقتصاد سومالی رابامجموعه ای ازچالشهاازقبیل رشد جمعیت، رشدمنفی اقتصادی، فقرمفرط، توقف تجارت، مقابله باتغییرات شدید اقلیمی، تقویت نهادهای مالی ومقابله باشورشیان وافراطیون، روبروساخته است. حاصل کاراین شده است که اکنون جایگاه سومالی درجدول توسعه ی انسانی ملل متحد، پائین ترین سطح است واین کشورازنظرسطح فساد دررتبه ی 180 جهان قرارمی گیرد.ازنظرفضای کسب وکارنیزسومالی درردیف 190 جهان قرارمی گیرد.
اکنون خاورمیانه ی بزرگ دچارتفرقه وآشوب است. هرکجاکه اسلامگرایان برسرکارآمدند، ازترور بعنوان ابزاری برای تغییرسیاسی استفاده کردند.این درحالیست که توده های مسلمان منطقه، خواستاربازگشت به قرن هفتم نیستند.آنهادرپی مدرنیزاسیون وپیشرفت اقتصادی هستند وپلاتفرم مشخصی رادنبال می کنند که اسلامگرائی فاقدآن است. اسلامگرایان درهیچ ائتلافی بطورپایدارشرکت نمی کنند وهمین مسئله،آنهاراازاقشارمتوسط جامعه دورمی سازد.به غیرازتونس،بهارعربی درهیچ کجای خاورمیانه ی بزرگ به بارننشست وعقبگرد حاصل شد. اکنون هیچ کشوری درخاورمیانه نیست که بتواند مانند مصردهه های 1950 و1960 ، نقش رهبری منطقه راایفا نماید.ایران، عربستان، ترکیه وحتی اسرائیل، ادعای رهبری منطقه رادارند وبه رقابت بایکدیگرمشغولند. دولتهای شکست خورده ی خاورمیانه ی بزرگ،نه تنهابرای خود وهمسایگان خویش خطرناکند، بلکه برای جهان نیزتهدید جدی به شمارمی روند.
این بود کارنامه ی کشورهای ناموفق درمنطقه ی خاورمیانه وشمال آفریقا: کشورهائی که نمی توانند خودبه یاری خویش برخیزند ، اکنون دست یاری بسوی قدرتهای خارج ازمنطقه درازکرده اند.نباید انتظارداشت که درچنین شرائطی، منابع ارزشمند جهانی دراختیاردولتهای ناموفق وناکارآمدی قرارگیرد که حتّی به خود رحم نمی کنند.
منابع ومآخذ
1)the greater mhddle east , www.csis.org
2)states and sovereignty in the middle east , international affairs, no.93
3)Islamism , www.washingtoninstitute.org
4) failed state , www.wikipedia.org