جشنوارۀ سینمائی " کن "

(جدال طبقاتی روی فرش قرمز)

ممکن است جشنوارۀ فیلم " کن " درنگاه اول رویدادی لاکچری بنظربرسد اما درواقع چنین نیست واین فستیوال ، ریشه در جنبش ضدفاشیستی وجنبش کارگری اروپادارد. تاریخچۀ این جشنواره درسالهای پس ازجنگ جهانی دوم نشان می دهد که تاچه حدّ با جنبش کارگری آمیخته است. این جشنواره درواقع گذشته ای بسیاررادیکالترازآن چیزی دارد که امروز ازفرش قرمز آن هویداست. جشنوارۀ فیلم کن ازنخستین سالهای تاسیس اش درسال 1946 ، به گواه اکثرسینماگران ومنتقدین سینما ، به معتبرترین جشنوارۀ اروپائی ویکی ازمعتبرترین جشنواره های سینمائی جهان تبدیل شده است. نام فیلمهائی که درجشنوارۀ کن برندۀ جایزه می شوند، درتاریخ سینما ماندگارمی شود. جشنوارۀ فیلم کن ، باحمایت وزارتخارجۀ فرانسه ودر رقابت باچشنوارۀ ونیز راه اندازی شد. این جشنواره درسالهای 1948 و1950 ، بعلت مشکل بودجه برگزارنشد وازسال 1955 جایزۀ نخل طلائی بعنوان جایزۀ اصلی جشنوارۀ فیلم کن معرفی شد. درسال 1954 ، هیئت مدیرۀ جشنوارۀ کن ، گروهی ازجواهرسازان معروف رابرای طراحی " نخل " دعوت کرد. ودرنهایت " لوچینه لوزان " (Lucine Lozan) طراحی جایزۀ جشنوارۀ کن رابرعهده گرفت. این نخل ازطلای 24 عیار ساخته شده وبه بالشی ازجنس کریستال تکیه دارد. هرسال درجشنوارۀ کن ، دونخل طلا اهداء می شود یکی برای بهترین فیلم بلند ودیگری برای بهترین فیلم کوتاه ! فیلمهائی که دراین جشنواره برای مسابقه شرکت می کنند ، نباید دربقیۀ جشنواره ها شرکت کرده باشند. تاکنون آمریکا 18 ، ایتالیا 12 ، فرانسه 11 ، انگلیس 10 ، دانمارک وژاپن 4 ، بلژیک ، آلمان ، صربستان ومونته نگرو ، سوئد وروسیه 2 ، ایران ، الجزائر ، برزیل ، چکسلواکی، هندوستان ،مکزیک ، مجارستان ، نیوزیلند ، اسپانیا ، سوئیس ، چین ، ترکیه ویونان یک بارنخل طلائی رادریافت کرده اند. دراواخردهۀ 1960 ، ناآرامی های سیاسی فرانسه رافراگرفت ودامنۀ آن به کن نیزسرایت کرد. اگرچه جشنواره درتاریخ مقرر (11مه1968) افتتاح شد اما بسرعت به ارگان مقاومت تبدیل گردید. اعضای هیئت داوران، درهمبستگی بامعترضین استعفاء دادند وکارگردانان بزرگی چون "لوئیس مال " (Louis Malle) ، " فرانسوا تروفو " (Francois Truffaut) ، و "ژان لوک گدار" (Jean- Luc Godard) ، مانع نمایش فیلمهای خود شدند. ازآن پس ، جشنوارۀ کن به مکانی تبدیل شد که درآن ، سیاست ، هنر واعتراض بهم می آمیزد.

کن شهری درجنوب فرانسه ومکانی لاکچری است که چهره های سرشناس وپولدارجهان رابخود جلب می کند. تمامی هتلهای بی نظیر این شهر ، ازیک سال قبل برای جشنوارۀ فیلم رزرو می شوند. هرساله بیش ازیکهزارفیلم ازسراسرجهان به جشنوارۀ کن می رسد وکمیتۀ انتخاب به تماشای تک تک آنها می نشیند. درجشنوارۀ کن دوهیئت داوران برای فیلمهای کوتاه وبلند تشکیل می شود وهمۀ داوران که به دعوت کمیتۀ انتخاب جشنواره به کن می آیند ، ازفعالان سرشناس صنعت سینمای جهان واغلب کارگردان وبازیگرمی باشند. جشنوارۀ کن از 7 بخش مسابقه ، خارج ازمسابقه ، نوعی نگاه ، سینه فونداسیون ، دوهفتۀ کارگردانان ، هفتۀ منتقدان ، وبازارفیلم تشکیل می شود. دربخش مسابقه 20 فیلم حضوردارند که نامزددریافت نخل طلائی می باشند. دربخش خارج ازمسابقه ، فیلمهائی به نمایش درمی آیند که اگرچه ازنظرهیئت انتخاب ، برای مسابقه مناسب نیستند اما شایستگی حضور درجشنواره رادارند. دربخش نوعی نگاه ، که ازسال 1978 به جشنواره اضافه شد ، آثاربرجستۀ سینمای جهان به نمایش درمی آیند.این بخش ؛ غیررقابتی است. بخش سینه فونداسیون به فیلمهای کوتاه اختصاص دارد وازسال 1998 به جشنواره افزوده شد. 15 فیلم کوتاه برای شرکت درمسابقۀ این بخش برگزیده می شوند. بخش هفتۀ منتقدان توسط انجمن منتقدان فیلم فرانسه اداره می شود. بخش دوهفتۀ کارگردانان که ازسال 1968 ودرپی اعتصابات سراسری فرانسه آغازبه کارکرد ، رادیکالترین بخش جشنوارۀ کن است. دربخش بازارفیلم نیزبازاریابها وپخش کننده های فیلم ازسراسرجهان ، برای خرید وفروش وگرفتن اجازۀ پخش جهانی فیلم ، به جشنوارۀ کن می آیند.

اولین جایزۀ نخل طلائی جشنوارۀ کن درسال 1955 به " دلبرت مان " (Delbert Mann) کارگردان آمریکائی فیلم " مارتی " Marty) ) اعطاء شد. فیلم " طعم گیلاس " ساختۀ " عباس کیارستمی " نیز درسال 1977 نخل طلای جشنوارۀ کن را کسب کرد. این فیلم به همراه فیلم " ابدیت ویک روز " ساختۀ کارگردان سرشناس یونانی " تئو آنجلوپلوس " (Theo Angelopoulos) ، ازمعدود فیلمهای این جشنواره هستند که در ژانر مرگ برندۀ نخل طلا شده اند. 5/28 درصد فیلمهای برندۀ جشنوارۀ کن در ژانر جنگ ، 20 درصد در ژانر خانوادگی ، 11 درصد در ژانر عاشقانه ، 7 درصد در ژانر جنائی ، وبقیه درزانر مذهبی ، کودکان وغیره می باشند. سینمای ایران ازسالهای پیش ازانقلاب تاامروز، مورد توجه برگزارکنندگان جشنوارۀ کن قرارداشته ودر قریب به نیمی ازدوره های این فستیوال حضورداشته است. از " چرتکۀ تارا " ساختۀ بهرام بیضائی ، "درکوچه های عشق " ساختۀ خسروسینائی ، و "بمانی " ساختۀ داریوش مهرجوئی گرفته تا " یک شب " نیکی کریمی ، و " ناهید " آیداپناه ، دربخش نوعی نگاه فستیوال کن به نمایش درآمدند. آثارفیلمسازانی چون عباس کیارستمی ، محسن مخملباف ، جعفرپناهی ، محمد رسول اف ، واصغرفرهادی نیزبه کرات دربخشهای مختلف این جشنواره به نمایش درآمده اند. درسال 1977 سینمای ایران مهمترین جایزۀ تاریخ خودراتا آن مقطع ، توسط عباس کیارستمی وبخاطر فیلم طعم گیلاس ، دریافت کرد. " قصه های کیش " نیز که کارمشترک ناصرتقوائی ، محسن مخملباف وابوالفضل جلیلی بود ، توانست درجمع 5 نامزد نهائی دریافت نخل طلا قرارگیرد اما دست خالی ازجشنواره بیرون آمد. چند سال بعد ، اصغرفرهادی باکسب جایزۀ اسکار بهترین فیلم خارجی برای فیلم " جدائی نادرازسیمین " ، به چهرۀ معتبر بین المللی درسینمای ایران تبدیل شد وپس ازآن ، بافیلم فرانسوی زبان " گذشته " راهی کن شد اما ناکام بازگشت. فیلمهای بعدی فرهادی یعنی " فروشنده " ، و " دربارۀ الی " نیزموفقیتی دربخش مسابقۀ کن نداشتند. اما فیلمهای جعفرپناهی و سعید روستائی ، به کرات دراین جشنواره موردتحسین قرارگرفتند. ولی تنها جایزۀ سینمای ایران ازجشنوارۀ کن ، همچنان نخل طلای طعم گیلاس باقی ماند. اما سینمای ایران جوایز فرعی متعددی راازاین جشنواره دریافت کرده است. مثلاً عباس کیارستمی برای فیلم " زیردرختان زیتون " ، جایزۀ بهترین فیلم بخش نوعی نگاه راازآن خود کرد. اوهمچنین توانست جایزۀ "روبرتو روسلینی " (Roberto Rossellini ) رانیزبرای مجموعه آثارش دریافت کند. بنابراین ، کیارستمی همچنان رکورددار سینماگران ایرانی درکن باقی مانده است.

درسالهای 1947-1946 چشم انداز سیاسی ونمادین اروپا وبویژه فرانسه ، بسیارتغییرکرد وجنبش ضدفاشیستی لیبرال بتدریج جای خود رابه جنبش کارگری وحزب کمونیست می داد که درجنوب فرانسه حضوری پررنگ داشت. دراین ایام ، منطقۀ کن به دژ چپ تبدیل شده بود. شهردارکن یک پزشک میهن پرست وبشردوست بود که تجسّم یک چپ اومانیست وضدفاشیست مترقی بود. بدین ترتیب جشنوارۀ 1946 ، به جشن پیروزی متفقین برفاشیسم وپیروزی سینمای مردم ومقاومت تبدیل شد. اماباآغازجنگ سرد، وزرای کمونیست ازکابینه خارج شدند وجشنواره ازنظردولت مشکوک تلقّی شد زیرا آنرابیش ازحدّ چپ می دانست. این دولت برای کارشکنی دربرابرجشنواره ، یک ضرب الاجل 4 ماهه برای ساخت " کاخ جشنواره ها " تعیین نمود. شهرداری کن ، یک بسیج مردمی استثنائی به رهبری شهردارخود اعلام کرد. کارگران وجوانان شب وروز کارکردند تاتوانستند کاخ رادرآخرین لحظه تحویل دهند. ساخت وسازاین کاخ ، به نماد مبارزۀ مردمی تبدیل شد. مردم کن برای جشنوارۀ خود می جنگیدند. به همین دلیل جشنوارۀ 1947 به یک رویداد عمیقاً مردمی ومحبوب تبدیل شد که درپس زمینۀ جنگ سرد به اجراء درآمد. این اقدام ، به نماد مقاومت فرهنگی دربرابرهژمونی سینمای آمریکاتبدیل شد.

آیاامروز هنوزمی توان ردّ پائی ازاین آرمان مردمی وسیاسی درجشنوارۀ کن یافت ؟ هنوز آثارکمرنگی وجوددارد. باآنکه فقط دوکرسی ازسی وچند کرسی هیئت مدیرۀ جشنوارۀ کن به نمایندگان کنفدراسیون عمومی کارگران فرانسه (CGT) اختصاص یافته اما خاستگاه اجتماعی جشنواره هنوززنده است وجلوی بسیاری ازافراط وتفریطها وسوء استفاده ها رامی گیرد. چندی پیش " کن لوچ " (Ken Loach ) سینماگرکهنه کار بریتانیائی که بخاطرآثارش درزمینۀ مسائل اجتماعی وسیاسی شناخته می شود ، هنگام دریافت نخل طلائی خود بخاطر فیلم " اینجانب دانیل بلیک " گفت : " جهانی که درآن زندگی می کنیم ، جهانی به غایت خطرناک وحریص است. نئولیبرالیسم برای مافاجعه می آفریند. اکنون میلیونها انسان دریونان، پرتغال واسپانیا ، ازبیکاری وفقررنج می برند." بااینحال ، پول ونفوذ آمریکا، هنوزمهرونشان خودرا برجشنواره می کوبد وآنربطور فزاینده ای توسط بازاریابی ، برند سازی واستودیوهای بزرگ تسخیرمی کند. هجوم گستردۀ هالیوود، اقتصاد وستارگان آن به کن ، این رویداد راعمیقاً متحول کرده است. کن به شهری بسیارگران تبدیل شده که طبقۀ کارگردیگردرآن جائی ندارد. دسترسی به جشنواره ای که زمانی قراربود برای همه آزاد باشد ، اکنون بسیارمحدود ، حرفه ای ودشوارگردیده است. بااینحال درعرصۀ سینما ، هنوز انتخاب باوسواس صورت می گیرد. هیئت داوران ، مستقل هستند وهنو یک مقاومت زیبائی شناختی وفکری وجوددارد. دربخش های جنبی مانند دوهفتۀ کارگردانان ، فیلمهائی به نمایش درمی آیند که جسورانه تر وسیاسی تر می باشند. معهذا نمی توان انکارکرد که پیوند میان جشنواره وکنشگری چپ ، سست شده است. البته فعالان ترقیخواه بویژه ازحزب کمونیست فرانسه ، بطورجدّی روی این مسئله کارمی کنند اما، دولت کنترل خودراتشدید کرده وآزادی عمل دولتهای محلی راسلب نموده است. مقامات محلی مجری جشنواره ، اکنون خودرامیان یک جمعیت فقیر دوستدارسینما ازیکسو ، ویک دولت تکنوکرات اقتدارگرا ، گرفتارمی بینند.

معهذا کن وفیلمهایش ، همچنان تصورروشنی ازاضطرابها ، پارادوکسها ، کابوسها ، رویاها ووسواسهای ما ارائه می دهند که خمگی آزادانه وبدون محدودیت بیان می شوند. دیدن آنها ممکن است تکاندهنده باشد اما همیشه رهائیبخش است. در شرائطی که اتحادیه ها درحال افول هستند ، خوشبختانه اتحادیه های روزنامه نگاران وفیلمسازان فرانسه ، درحال رشد می باشند. شاید جامعۀ مدنی درحال بازیابی نقش اصلی خود باشد اما این نقش هنوزبه سطح سیاسی نرسیده است.

منابع ومآخذ

1)the history of rebellion and censorship at the Cannes film festival < www.crfashionbook.com

2)class war on the red carpet , www.jacobin.com

3)movies with themes of class struggle , www.reddit.com

4)the politics of the Cannes red carpet , www.hindu.com

5)Cannes red carpet 2026 : all the looks , www.thecut.com

کمک مالی به کارت بانکی 8732-9635-9973-6037