پیروزی"بایدن"وبقای ترامپیسم

اکنون که پیروزی "جوبایدن" درانتخابات ریاست جمهوری آمریکا، تقریباً مسجّل شده،نباید این پیروزی را به منزله ی شکست "ترامپیسم" تلقی نمود.به نظرنمی رسد شمارش آرای پستی ویاشکایت ترامپ، تغییری درنتیجه ی انتخابات ایجاد کند.این انتخابات بوضوح نشان داد که انتخاب رئیس جمهورآمریکا براساس آرای کالج الکترال(electoral college) ، چقدرغیردموکراتیک است.اگرچه این انتخابات، به شکست یک رئیس جمهورمستقرانجامید(واین اتفاق فقط سه بار درتاریخ ایالات متحده روی داده است)، اما چیزی ازقدرت ترامپیسم نکاست. این انتخابات نشان داد که میان سیستم نئولیبرال وپوپولیسم راستگرا، دیوارچین قرارندارد.معهذا، این انتخابات، قطب بندی شدید درجامعه ی آمریکارادرمعرض دید همگان قرارداد. دریک سو، راست افراطی قراردارد که دست قدرتمندی رامی طلبد که نظم وقانون رابه چالش کشیده وجنبش"زندگی سیاهان اهمیت دارد" رایک شورش ضدآمریکائی می داند.درسوی دیگر، مردمی قراردارند که ازشخص دونالد ترامپ وسیاستهای او به هراس افتاده اند.

ترامپ، موفق شد نسبت به انتخابات سال 2016، پایگاه اجتماعی خویش راگسترش دهد.افراطیون نژادپرستی که کودکان راازوالدینشان جدامی کنند وازکشته شدن 230 هزارآمریکائی توسط کوید-19، خم به ابرو نمی آورند، حدود70 میایون رای کسب کردند.این انتخابات نشان داد که نئولیبرالیسم، پرده ی کهن رادریده ونظم سیاسی مستقردرآمریکا وپرچم رنگین کمان جوبایدن(نماد همجنس گرائی وتراجنسیتی) دیگر قادرنیست به آسانی همه ی آمریکارابه رنگ آبی درآورد.بایدن، بجای پاسخگوئی به مطالبات زحمتکشان، به "وال استریت" قول می دهد که همه چیزرابه حال سابق بازگرداند. اوانتخابات راتاسطح یک رفراندوم علیه ترامپ تنزل داد. دموکراتها بجای استقبال ازجنبش ترقیخواهانه ای که درآمریکاپامی گیرد،باگردش حزب به چپ، حتی آن مقدارجزئی که "برنی ساندرز" آنرانمایندگی می کند،مخالفت می ورزند.بایدن، چندین بارصریحاً گفته که تنهاچیزی که خواستارآن است ، نئولیبرالیسم می باشد.بدین ترتیب، حزب دموکرات آمریکا، یکباردیگرنشان داد که حزبی اصلاح ناپذیراست. انتخابات آمریکا، نمایشی شورانگیزازمبارزه ی دوجناح ازامپریالیسم نژادپرست بود.هردوجناح، سابقه ی خشونت جنسی وحمله به منافع زحمتکشان رادرکارنامه ی خویش دارند.نتایج انتخابات نشان داد که ترکیب مجالس سنا ونمایندگان درچهارسال آینده، دست نخورده باقی خواهد ماند واین کشورهمچنان حاکمیت دوگانه رادراین مدت تجربه خواهد کرد:ریاست جمهوری ومجلس نمایندگان دموکرات، دربرابرسنای جمهوریخواه . درعین حال، می توان درروزهای آینده، شاهد آشتی دوحزب درقالب طرح هائی بود که به زیان زحمتکشان آمریکامی باشند.

انتخابات2020 آمریکا، بالاترین نرخ مشارکت مردم رادرصد سال اخیر به نمایش گذاشت(حدود66 درصد) واین افزایش، که مدیون بایدن وترامپ است، این تصورسنتی راکه"هرگاه مردم درانتخابات شرکت کنند، پیروزی ازآن دموکراتهاست"، به چالش کشید.تفاوت آرای دونامزد، ازچنددرصد فراترنرفت، حال آنکه نظرخواهی ها، یک فاصله ی حداقل 10 درصدی راپیش بینی می کردند. بایدن بویژه درمناطق شهری بااستقبال روبروشد وتوانست برخی ازمناطق پیرامونی شهرهای بزرگ رانیز، که دژ جمهوریخواهان تصورمی شد، فتح نماید.

اگرچه آمریکااکنون موج سوم پاندمی کرونا راازسرمی گذراند، امااین مسئله برای رای دهندگان آمریکائی، ازاولویت چندم، پس ازاقتصاد وعدالت نژادی، برخوردارمی باشد.اهمیت عدالت نژادی، مدیون جنبش" زندگی سیاهان اهمیت دارد" بود.درعرصه ی اقتصادی نیز وعده ی ترامپ درمورد بازگرداندن شرائط اقتصادی کشوربه قبل ازبحران کرونا،برای رای دهندگان جذاب بود.تیم بایدن، کمتربه بحث درباره ی اقتصاد پرداخت.معهذا،تعهداتی که بایدن درقبال وال استریت پذیرفت، فاصله ی اوراباپلاتفرم ترقیخواه بیشترکرد.همانطورکه تصورمی شد، بایدن درمیان جوانان ورنگین پوستان(بویژه درشهرهای بزرگ) با استقبال روبروشد.نقطه ی قوت ترامپ، رای دهندگان سفید پوست ساکن روستاها ومناطق پیرامونی شهرهابود.البته این افراد، کمترازانتخابات قبل، به ترامپ رای دادند.یکی ازبزرگترین تغییراتی که دراین دوره ازانتخابات بوقوع پیوست،حمایت کمترمردان سفید پوست ازدونالد ترامپ بود.درانتخابات قبلی فاصله ی ترامپ ازهیلاری کلینتون ازاین نظر،31 درصد بوددرحالیکه درانتخابات2020 ، این رقم به 18 درصد کاهش پیداکرد.ترامپ، 11 درصدازحمایت سفید پوستان فاقد تحصیلات دانشگاهی رانیزازدست داد.اما حمایت ازترامپ درمیان دیگر گروههای جمعیتی،افزایش نشان داد.زنان همه ی نژادها،مردم لاتین تبار وسیاهان، بیشترازدوره ی قبل، به ترامپ رای دادند. درواقع، ترامپ بیش از همه ی کاندیداهای جمهوریخواه در60 سال اخیر، حمایت رنگین پوستان راجلب کرده است.ترامپ بخش بزرگی ازکارزار تبلیغاتی خودرا به رنگین پوستان ولاتین تبارها اختصاص داد درحالیکه بایدن، آرای ایشان رابه نفع خود، مسلم فرض می کرد ولذا هیچ تلاشی دراین زمینه انجام نداد که البته یک استراتژی غلط بود.این نتیجه نشان داد که بایدن به هیچوجه خواهان برخورد ساختاری باپدیده ی نژاد پرستی نیست.

پیروزی بایدن راباید صرفاً خواست طبقه ی حاکمه ی آمریکا برای برون رفت ازآشوب وهرج ومرجی دانست که ترامپ ایجاد کرده است.این آشوب،پایه های نظم آمریکائی وجهانی رابه لرزه درآورده است.زیرسئوال بردن سلامت سیستم انتخاباتی وفرآیندهای آن،چیزی نیست که نخبگان حاکم براین کشور( دموکرات یا جمهوریخواه) به آسانی ازآن چشم پوشی کنند.عملکرد دموکراتها درعرصه ی مبارزات انتخاباتی کنگره نیز چندان امیدوارکننده نبود.انتظارمی رفت که آنهابابدست آوردن چهارکرسی درسنا،کنترل این مجلس رانیزبدست گیرند، اماچنین نشد.درمجلس نمایندگان نیز، به نظرمی رسد دموکراتها چند کرسی خودراازدست بدهند.این درحالی است که آنها 250میلیون دلار خرج انتخابات کنگره درکنتاکی،کارولینای جنوبی،تگزاس و آلاباما کردند.شکست دموکراتها درانتخابات کنگره، برخی صاحبنظران رابهاین نتیجه رسانده که آمریکائیها هنوزبه ترامپیسم دل بسته اند.

ترامپ، مخالفان خودرا"سوسیالیست" وعضو"آنتی فا"( جنبش ضد فاشیست) معرفی کرده وآنهاراتهدیدی جدی برای صاحبان کسب وکارکوچک وجوامع سفید پوست قلمداد می کند.علیرغم تمایلات نژادپرستانه، ترامپ خودرابهترین رئیس جمهوربرای سیاهان معرفی می کند وبرای اثبات این مدعا، عملکرخویش رابا"قانون جنائی" دولت اوباما ورکورد اخراج رنگین پوستان ازآمریکا توسط این دولت را شاهد می آورد.درواقع نیز، بایدن فقط به لحاظ شکلی باترامپ مخالف است وبه لحاظ طبقاتی هیچ مخالفتی بااو ندارد.هردو، نامزد طبقه ی حاکمه ی آمریکاهستند. تلاش ساندرز برای اتخاذ مواضع ترقیخواهانه توسط حزب دموکرات، بامخالفت اوباما و نانسی پولسی ، به شکست انجامید.درحالیکه او شعارهای ترقیخواهانه ای چون "بهداشت برای همه" ، "بخشش دیون دانشجویان" و "آئین سبزجدید" راسرمی داد. شاید مهمترین وعده ی انتخاباتی بایدن، احیای قانون بیمه ی همگانی ، معروف به " اوباما کر" باشد. اما، این قانون ، نواقص فراوانی دارد وفقط 14 درصد ازمردم آمریکا، اجرای بدون تغییرآنرا طلب می کنند. معهذا، بسیاری ازدموکراتها معتقدند که این حزب، بیش ازحد به جانب چپ غلطیده است.اما، چنین نیست. درمورد مسائلی چون "بهداشت برای همه" و "حداقل دستمزد 15 دلار"، هردوحزب همداستانند واین، ماهیت طبقاتی آنها رانشان می دهد.

سیکل انتخاباتی آمریکا نشان می دهد که ترامپ شکست خورده اما، ترامپیسم همچنان زنده است. علیرغم مرگ 230 هزارنفرتوسط پاندمی کرونا، بحران اقتصادی، بحران اقتصادی، اعتراض به کودکان مهاجر درقفس، وسرکوب جنبش "زندگی سیاهان اهمیت دارد"، ترامپیسم نیمی ازآرای انتخاباتی آمریکا راکسب کرد وهمچنان درفضای عمومی این کشورحضوردارد. درواقع، هجوم مردم به صندوقهای رای، مدیون ترامپ است زیرا اوتوانست رای دهندگان جدیدی رادرمخالفت یاموافقت باخود،به پای صندوق ها بکشاند.اکنون نیزترامپیسم هنوززنده است وبه نظرمی رسد سالها درعرصه ی سیاسی آمریکا حضورداشته باشد.اما، گزافه گوئیهای پوپولیسم راستگرا رانمی توان باگفتمان نئولیبرالیسمرسمی، افشاء کرد. پدیده ی ترامپیسم، حاصل دوران پس ازبحران مالی 2008 می باشد وبابحرانی دیگر، دوباره سربرخواهد آورد. دوران ریاست جمهوری جوبایدن، فرصتی طلائی برای رشد ترامپیسم درخارج ازکاخ سفید فراهم می آورد.به نظرنمی رسد حزب جمهوریخواه آمریکا بتواند به آسانی ازخود ترامپ زدائی کند.زیرا اوبیش ازهرنامزددیگرریاست جمهوری درتاریخ این حزب، رای مردم رابدست آورده است.بخش نئوفاشیست پایگاه ترامپ، همچنان به نقش آفرینی درسیاست ودرخیابان ادامه خواهدداد.درسال گذشته، این بخش، بارهابه تظاهرات مسلحانه دربرابرساختمانهای دولتی دست زد وجنبش"جان سیاهان مهم است" رابه خون کشید.باشکست ترامپ، آنهابه خانه نخواهند رفت.

انتخابات2020 آمریکا، رفراندومی برای ترامپ بود.پیروزی بایدن، فقط بخاطر موافقت مردم بابرنامه ی انتخاباتی اونیست بلکه بعلت هراسی است که راست افراطی به دل مردم افکنده است. بااعمال فشار طرفداران ترامپ ازخارج ازکاخ سفید ونیزاعمال نفوذ سناتورها ازداخل کنگره،بایدن کاری دشوارپیش رو خواهدداشت واحتمالاً ناگزیرازچرخش بیشتربه راست خواهد بود.دراین صورت، زمینه برای حمله ی بیشتربه منافع زحمتکشان فراهم می شود.علیرغم شکست درانتخابات، ترامپیسم هنوز زنده وخطرناک باقی مانده است.اما می توان آنرادرخیابانها ومحل کار شکست داد.بدین ترتیب، باپیروزی بایدن، مبارزه ی زحمتکشان آمریکا دردوجبهه ادامه می یابد: درخیابانها باگروههای نئوفاشیست، ودرحاکمیت بانخبگان نئولیبرال.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

FMOHAMMADHASHEMI.BLOGFA.COM

www.fmohammadhashemi.blogfa.com