کاپیتالیسم وپاندمی روان پریشی
کاپیتالیسم و پاندمی "روان پریشی "
انسان هنگام مواجهه بابحرانهای بزرگ سیاسی اجتماعی، ازخود عکس العمل نشان می دهد.بامراجعه ی تاریخی به این عکس العملها، می توان درسهای مهمی برای مقابله بابحرانهای بعدی آموخت.پاندمی کوید-19 که ازآغازسال2020 جهان رافراگرفته،چالشهای بزرگی راپیش روی دنیاقرارداده است. این پاندمی، ویژگیهای سندروم حادّتنفسی(سارس) وسندروم تنفسی خاورمیانه(مرس) را توامان داراست.اماازنظرسرعت گسترش،به آنفولانزای اسپانیائی شباهت دارد که درسال2018، جان بیش ازپنجاه میلیون نفررادرسراسرجهان گرفت.تاثیراین بحران براقتصاد جهانی،غیرمنتظره بود، بطوریکه زندگی 81 درصد کارگران دنیاراتحت تاثیرقرارداد.یکی ازاین چالشها،سلامت روانی مردم است که بشدت زیرضربه قرارگرفته است: پاندمی روان پریشی.
دردهه های پس ازبحران مالی2008،نرخ بیماریهای روانی درجهان، ناگهان افزایش یافت.امادر کمال تعجب، دولتها ازبودجه ی بخش بهداشت کاستند. اکنون بیکاری گسترده وتشدید استثمارشاغلین، براین بحران دامن زده وهیچ چشم اندازروشنی نیزبرای برونرفت ازآن به چشم نمی خورد.مسئله کاملاً روشن است: کاپیتالیسم، بحرانی دیگرراتدارک می بیند: بحران روان پریشی که زیرسایه ی پاندمی کوید-19 شکل می گیرد.کوید-19 مجموعه ای ازعوامل استرس زای بحرانهای قبلی راتوامان داراست. درهیچیک ازبحرانهای قبلی، مجموعه ی این عوامل باهم حضورنداشتند.کالج سلطنتی روانپزشکی انگلیس،پیامدهای روانی کوید-19 رابه "سونامی" تشبیه کرده است.این قیاس، صحیح به نظرمی رسد چون بحران کرونا، مانند یک سونامی، برجوامع انسانی فرودآمد وکل سیستم دفاعی وروشهای رایج برای مقابله باتبعات روانی بحران رافلج نمود.اما درعین حال،این قیاس قدری گمراه کننده است زیرا منشاء پیدایش پاندمی،راههای انتشار وتبعات آنرا مسکوت می گذارد.تمایل سیری ناپذیر سرمایه داری به کسب سود، دراین قیاس نادیده گرفته می شود.
سازمان بهداشت جهانی، افسردگی(depression) رایکی ازبیماریهای بزرگ دوران ما ومسبب ناتوانی ومرگ جمعی بزرگ ازمردم دنیامعرفی کرده است.درحال حاضر 250 میلیون نفرازمردم جهان ازبیماری روانی رنج می برند ونرخ ابتلا به افسردگی واضطراب(anxiety)دردهه ی اخیر 18 درصد افزایش یافته است.برنرخ خودکشی جوانان نیزطی این دهه، 56 درصد افزوده گردیده و تلفات ناشی ازخودکشی،پس ازمرگ ومیرناشی ازحوادث، رده ی دوم جهان رابخود اختصاص داده است.کوید-19،ورکود اقتصادی متعاقب آن،به این بحران دامن زده است.انجمن بهداشت روانی کانادا اعلام کرده که 50 درصد ازکانادائیها درجریان بحران کرونا، دچارنوعی روان پریشی شده اند.براساس این گزارش،وضعیت روانی 80 درصد ازکارگران کانادا،وخیم ترشده است.براساس برآورد دانشگاه تورنتو، درسال2021-2020 ، بالغ بر2114 مورد به موارد خودکشی درکاناداافزوده می گردد.
چند عامل درافزایش نابسامانی های روانی وخودکشی ناشی ازپاندمی، موثرند.افزایش انزوای اجتماعی ناشی ازقرنطینه، بیکاری گسترده، عدم قطعیت اقتصادی، تشدید استثمار وفشاربرکارگران شاغل، ترس ازاخراج ازکار وبالاخره ازدست دادن نزدیکان ودوستان، ازجمله ی این عوامل می باشند.اما دولتهای سرمایه داری درآستانه ی بروزپاندمی،بجای تمرکزبراین مشکل، ازبودجه ی بخش بهداشت کاست وسکان هدایت این بخش رابدست بخش خصوصی سپرد.براساس برخی برآوردها، حداقل30 درصد ازجمعیت جهان، درطول عمرخویش ، حداقل یکبار روان پریشی واعتیاد راتجربه می کنند. درحالیکه یک نفرازهرپنج جوان دنیا نیزدچار نوعی اختلال روانی است وفقط 18 درصدازآنها، کمک دریافت می کنند.
یک تقسیم طبقاتی فاحش میان مبتلایان به اختلالات روانی مشاهده می شود.مثلاً بیکارشدن، شانس ابتلاء به بیماری روانی را 15 درصد افزایش می دهد ومشکل مسکن نیز 20 درصد برآن می افزاید. 86 درصد ازمبتلایان به نابسامانیهای روانی، قادربه پرداخت هزینه ی درمان خود نیستند ودولتهانیزسعی می کنند باربحران راکاملاً برروی دوش زحمتکشان قراردهند. فرماندهان،سربازان خط مقدم بحران کوید-19 (کادربهداشت ودرمان) رابدون تجهیزات کافی، به خط مقدم می فرستند وازآنهاطلب پیروزی می کنند. میلیونهانفری که بااین بضاعت ، به محیط ناسالم درمان اعزام می شوند، نمی دانند که باید امنیت خودراحفظ کنند یاسلامت بیماران رادراولویت قراردهند.به گزارش سازمان ملل متحد، 47 درصدازکادردرمان جهان، نیازبه حمایت روانی دارند. کادردرمانی ایتالیا،اسپانیا، چین وایران، بیش ازدیگرکشورها، به این حمایت نیازدارند .بااین حال، دهه هاست که طبقات حاکمه ی کشورهای سرمایه داری، براساس توصیه های نئولیبرالی،ازبودجه ی بهداشت ودرمان می کاهند.این امر، بیمارستانهارادرآستانه ی شیوع کرونا، باکمبود تجهیزات، پرسنل وبودجه مواجه ساخت.پاندمی، فشاری مضاعف براین سیستم واردآورد. فشارکاربرکادر درمان وکابوس تلفات گسترده ی انسانی، برخی ازافراد این کادررا تاآستانه ی خودکشی پیش برده است.
این شرائط قابل اجتناب بوداگردهه ها هجمه ی سرمایه داران به طبقه ی کارگر وسوء مدیریت، اتفاق نمی افتاد.دریک جامعه ی عقلانی،پرستارهیچگاه مجبوربه انتخاب میان جان خود یاجان بیمارنیست. دریک جامعه ی عقلانی،جان مردم دراولویت نخست قراردارد وتمامی منابع برای سرکوب بیماری ونجات جان مردم بسیج می شود.اما، جهان درشرائط عقلائی به سرنمی برد.دراین جهان، منابع براساس نیازمردم توزیع نمی گردد وسود، قبل ازهراولویت دیگری قرارمی گیرد.کادربهداشت ودرمان، حتی قبل ازشروع کرونا، تحت فشارروانی قرارداشت. ضربه ی روانی وارده براین کادر، تاسالهاپس از سپری شدن بحران، باقی خواهد ماند.
رسانه های کاپیتالیستی، افزایش اختلالات روانی رابه کوید-19 نسبت می دهند. اما ریشه ی این نابسامانی راباید درجائی دیگرجستجوکرد.کاپیتالیسم منشاء این روان پریشی است.کاپیتالیسم، برمحور سود، ونه نیاز،استواراست.هرریالی که سرمایه دارهزینه می کند، بایدباسودهمراه باشد والّا دربانک باقی خواهد ماند.برای سرمایه دارمهم نیست که منابع مالی او می تواند جان چند هزار انسان راازمرگ نجات دهد.تنها چیز مقدس برای او، سود است.
تنها باخارج کردن اهرم هدایت سیستم بهداشت ودرمان ازدست سرمایه داروسپردن آن به سیستم کنترل دموکراتیک، می توان براین معضل فائق آمد.اما تامین مالی بخش بهداشت ودرمان، به تنهائی کافی نیست وفقط شرط لازم است.باید مشکلات این بخش راریشه ای درمان کرد.بحران روان پریشی، درتحلیل نهائی،محصول بحران سرمایه داری است.احساس امنیت وفعالیت معناداراجتماعی،درسیستمی که برمبنای استثمار، بیگانگی، عدم قطعیت ورقابت بناشده، امکانپذیرنیست.کاپیتالیسم،سیستمی درحال انحطاط است ولذا نمی تواند هیچ آینده ی امیدبخشی رابه زحمتکشان نویددهد.درحال حاضر، صدهاهزارکارگربیکارند وهیچ چشم اندازی نیزبرای بازگشت به کار، پیش روندارند.کارگرانی نیزکه هنوزبرسرکارند،باتشدید روند استثمار وسقوط شرائط کاری دست وپنجه نرم می کنند.نسل فعلی زحمتکشان جهان،اگرچه نسلی تحصیلکرده وآموزش دیده است، اماباکوهی ازمشکلات روبروست ومجبوراست به مشاغل پست تن دردهد. سیستم بیمار، مردم بیمارتربیت می کند.نحوه ی برخورد دولتهابااین بحران، وشکاف طبقاتی عمیقی که برجوامع سرمایه داری حاکم است،برمیزان ابتلا و مرگ ومیرافزوده است.اکنون همه ی مادرطوفان گرفتار شده ایم، اما همه سواریک قایق نیستیم!
موج جدید روان پریشی، پاندمی سایه برای کوید-19 است.کاپیتالیسم کمربه قتل بشربسته است.سوء مدیریت پاندمی،بحران اقلیمی وبحرانهای پی درپی اقتصادی، بشررابه سوی انتحارسوق می دهد: کشتاری اجتماعی که نه توسط یک فرد، که توسط یک سیستم انجام می گیرد.بازار،برای سلامت و زندگی مردم، اهمیت قائل نیست.دراینجاست که مبارزه برای سوسیالیسم، بامبارزه برای بقاء، درهم گره می خورد.
منبع و مآخذ
1)capitalism and coronavirus , www.isj.org
2)the silent pandemic:covid-19 and the mental health crisis
3)A silent epidemic , www.harvard.edu
4)psychology and surveillance capitalism , www.journals.sagepub.com