دسپوتیسم شرقی
دسپوتیسم شرقی وشیوه تولید آسیائی
اگرچه جوامع آسیائی ، جایگاه ویژه وپررنگی رادرتفکر تئوریک وتجربی مارکس اشغال نمی کنند اما درجای جای آثارمارکس ، به ماهیت جوامع آسیائی ویابه عبارت دقیق تر "شیوه تولید آسیائی" (Asian mode of production) اشاره می شود. اما این اشارات ، بحثهای فراوانی را درمیان مارکسیستهای پس ازمارکس برانگیخت : آیاشیوه تولید آسیائی ، مسیرتکاملی دیگری به موازات برده داری ، فئودالیسم ، سرمایه داری وسوسیالیسم است ؟ آیااصولاً شیوه تولید شرقی وغربی ، مبنای علمی ومنطقی دارد؟ وآیا برسمیت شناختن مقوله ای بنام " دسپوتیسم شرقی " (oriental Despotism) ، بهانه ای دراختیاراستعمارگران وداخله گران خارجی قرارنمی دهد تا زیر سرپوش تغییرات داخلی ، به مداخله درکشورهای عقب مانده بپردازند ؟
نخستین بار مارکس وانگلس درسلسله مقالات خوددرروزنامه ی " نیویورک دیلی تریبیون "، در انتقاد ازسیاست خارجی بریتانیا ، به جوامع آسیائی اشاره کردند. دراین مقالات ، فقدان مالکیت خصوصی ، بویژه مالکیت خصوصی برزمین ، علت اصلی رکود اجتماعی درجوامع آسیائی عنوان می شود. تغییرات ادواری سازمان اجتماعی دراین جوامع ، که خود رابشکل توالی سلسله ها و خاندانهای حکومتگر نشان می دهد، تغییراساسی درسازمان اقتصادی جامعه پدید نمی آورد زیرا مالکیت زمین وسازماندهی فعالیتهای کشاورزی دراین جوامع ، همچنان دست نخورده باقی مانده ودردست دولت ، به عنوان مالک بزرگ ، باقی می ماند. ماهیت ایستای جوامع آسیائی ، ریشه درجامعه ی روستائی کهن دارد که درآن ، فعالیت کشاورزی وصنایع دستی درهم ادغام شده وخودکفائی اقتصادی راپدید می آورد. این جوامع ، به لحاظ جغرافیائی وآب وهوائی ، وابسته به سیستمهای آبیاری متمرکزی هستند که اداره ی آنها دردست قدرت مرکزی می باشد. بنابراین ، دسپوتیسم ورکود درجوامع آسیائی ، ناشی ازتسلط دولت برخدمات عمومی ازیکسو ، وخودکفائی وانزوای جوامع روستائی ازسوی دیگرمی باشد.
مارکس وانگلس ، ازاین شواهد برای ارائه ی تبیینی پیچیده ترازشیوه تولید آسیائی درآثاربعدی خود ، استفاده کردند. مارکس در " گروندریسه " ( Grundrisse) به تفاوت فاحش میان تاریخ شهردرشرق وغرب اشاره می کند. به نظراو ، وجود شهرهای مستقل به لحاظ سیاسی ، بعنوان محل تولید ارزش مبادله (exchange value) ، شرط لازم برای رشد طبقه ی بورژوازی وسرمایه داری بود. اما شهر شرقی ، ازاین استقلال برخوردارنبود وبصورت تصنّعی توسط دولت ایجاد می شد وهمچنان تحت سیطره ی کشاورزی وروستا قرارداشت. کسانی که دراین شهرها قدرت داشتند ، همان قدرتمندان روستائی بودند. مثلاً پس ازمشروطیت ایران ، بیش از 50 درصد نمایندگان مجلس شورایملی راتا دهه ها بعد ، بزرگ مالکینی تشکیل می دادند که نقش بورژوازی شهری رانیزبازی می کردند. این شهرها ، فقط جایگاه اعمال سلطه ی شاهانه برساختاراقتصادی جامعه بودند.مارکس برمالکیت اشتراکی زمین وخودکفائی، به مثابه ی اساس وحدت اجتماعی درشرق ، تاکید می ورزد. اودر " کاپیتال " ، خودکفائی روستای شرق وادغام صنایع دستی درکشاورزی را ، اساس دسپوتیسم شرقی و بی تحرکی اجتماعی ذکر کرده وآنرا " رمز تغییرناپذیری جوامع آسیائی " معرفی می کند. مازاد تولید این جوامع ، بجای اینکه صرف شکوفائی بورژوازی شود ،بصورت بهره ی مالکانه وانواع واقسام مالیات ، نصیب دولت می شود.
بنابراین ، ویژگی اصلی شیوه تولید آسیائی رافقدان مالکیت خصوصی ، تسلط دولت برشبکه های آبیاری ، ادغام صنایع دستی وکشاورزی ، وروشهای ابتدائی تولید تشکیل می دهد. درحالیکه فقدان این عوامل درغرب ، علت اصلی رشد این جوامع بوده است. لذا، ویژگی دیگرجوامع آسیائی ، رشد روزافزون دستگاه دولتی وعقب ماندگی جامعه ی مدنی(civil society) می باشد. دراین جوامع ، ازبازار آزاد ، مالکیت خصوصی ، ساختارصنفی ، وحقوق بورژوائی که موتورمحرکه ی جوامع فئودالی غرب بود ، خبری نیست و فقدان مالکیت خصوصی ، مانع تکامل طبقات اجتماعی وتغییر اجتماعی می گردد. درروستای شرق ، ساکنین درقالب " بردگی عمومی " مورد استثمارقرارمی گرفتند وطبقه ی مسلط براین جوامع ، به روشنی قابل تشخیص نبود. دراین جوامع ، دسپوتیسم شرقی بادوسلاح خدعه وزور ، که هردو راباغلو بکارمی برد، حکومت می کرد وتوسل به زور را آنهم به شکل حاد وعریان آن ، برای ایجاد رعب واطاعت عمومی ، سخت موثر می شمرد. معهذا ، سیستم کاستی که مارکس وانگلس ازآن بعنوان شکل ابتدائی مناسبات طبقاتی یاد می کنند ، درمورد چین ، ترکیه وایران ، چندان مصداق ندارد. درغیاب مکانیسمهای داخلی برای تغییر درجوامع آسیائی ، این نقش رااستعمار وامپریالیسم برعهده گرفت. مثلاً استعماربریتانیا ، به یک نیروی برونزا درخدمت فروپاشی شیوه تولید آسیائی درهند تبدیل شد. مارکس وانگلس درمقالات خود درنیویورک دیلی تریبیون ، نقش تاریخی بریتانیا رادرایجاد مالکیت خصوصی زمین درهند وتلاشی شیوه تولید آسیائی دراین کشور، برجسته کردند.احداث راه آهن ، رواج جرائد آزاد ، تشکیل ارتش مدرن ، ومدرنیزه کردن ارتباطات توسط بریتانیا ، چهارچوب نهادین لازم رابرای توسعه ی اجتماعی هند فراهم ساخت.
برخی ازاندیشمندان پس ازمارکس ، ازاین مقالات نتیجه گرفتند که هرچه نفوذ امپریالیسم درشرق گسترده ترشود، مدرنیزاسیون این جوامع عمیق تر وسریعتر تحقق خواهد پذیرفت. پس ازمارکس وانگلس ، این قبیل سوء تعبیرها ازمقوله ی شیوه تولیدآسیائی ، بسیارصورت گرفت. درحالیکه مارکس در " مقدمه برنقد اقتصاد سیاسی" ، شیوه تولید آسیائی رایکی از" ادوارپیشرفت درتوسعه ی اقتصادی جوامع معرفی می کند ، انگلس در " منشاء خانواده ، مالکیت خصوصی ودولت " ، هیچ اشاره ای به آن نمی کند. باشعله ورشدن انقلاب اکتبر ، بحث درباره ی شیوه تولید آسیائی ، یکباردیگرداغ شد زیرا فئودالی ، بورژوائی ، یا آسیائی بودن جامعه ی روسیه ، اتخاذ استراتژیهای متفاوتی راتوسط انقلابیون ایجاب می کرد. مارکس درجائی ، روسیه را " نیمه آسیائی " (semi-Asiatic) نامید وانگلس نیز در " آنتی دورینگ " (anti-Duhring) انزوای کمون روسیه را اساس دسپوتیسم شرقی ذکرمی کند.
اما درسالهای 1877 تا1882 ، مارکس درنامه هائی به هیئت تحریریهostechestvenniye zapiski ، درباره ی ساختاراجتماعی روسیه وامکان انقلاب دراین کشور سخن گفت. اینکه کمون روسیه می تواند مبنای سوسیالیسم قرارگیرد یااینکه به مانعی اجتماعی برسرراه توسعه ی سیاسی تبدیل می شود، موضوع این نامه ها وتوضیحات تکمیلی انگلس بود. مارکس وانگلس براین باوربودند که اگرچه مناسبات سرمایه داری هنوز درروستای روسیه نفوذ نکرده ، اما کمون روسیه می تواند مبنای سوسیالیسم دراین کشورقرارگیرد. معهذا ، نیمه آسیائی نامیدن روسیه ، موجب بحثهای گسترده میان انقلابیون روسیه گردید. پلخانف (Plekhanov) ، رویاپردازی اتوپیائی راکه کمون روسیه رامبنای ساختمان سوسیالیسم درروسیه می دانست، رد کرد وملی کردن زمینها رابه معنی احیای شیوه تولید آسیائی ودسپوتیسم شرقی دانست. ادامه ی این بحث درسالهای بعد ، به مستقیم الخط بودن حرکت تاریخی جوامع ویاچند خطی بودن این حرکت انجامید. رویکرد چند خطی ، برشیوه تولید آسیائی تاکید می ورزید وبرآن بود که مارکسیسم به تکامل مکانیکی جوامع برطبق الگوی مراحل تاریخی ، معتقد نیست. سرانجام درکنفرانی لنینگراد(1931) ، حرکت تاریخی مستقیم الخط جوامع ، مورد تایید قرارگرفت واستالین نیزبرآن صحه گذاشت. بدین ترتیب ، مقوله ی شیوه تولید آسیائی درمحاق فرورفت وازآن پس ، بخث درباره ی آن ، درمجامع حزبی ، سیاسی وفکری ، متوقف گردید.
اما پس ازجنگ ، این بحث دوباره توسط " ویتفوگل " (Wittfogel) مطرح گردید. اوازپیامدهای مدیریت متمرکز برسیستم آبیاری چین ، ابرازنگرانی کرد. البته ویتفوگل دراستنتاجهای تئوریک خود ازاقتصاد آبی چین ، تحت تاثیر " ماکس وبر " (M.Weber) وتئوری " بوروکراسی پدرسالار" او قرار داشت. شیوه تولید آسیائی برای ویتفوگل ، دوجنبه ی اصلی داشت . اولاً این مفهوم ، به رابطه ی کلی انسان باطبیعت بازمی گشت که برمطالعات او درباره ی جغرافیای فرهنگی شکلبندیهای اجتماعی ، استواربود. ثانیاً ویتفوگل اظهارداشت که ممکن است طبقه ای مالکیت وسائل تولید رادراختیارنداشته باشد اما کنترل اقتصاد ودستگاه دولتی رادراختیارخود بگیرد. ویتفوگل درکتاب " دسپوتیسم شرقی " خود ، مطالعه ای تطبیقی ازقدرت ارائه می دهد. محوراین کتاب را حمله به جریانی تشکیل می دهد که مفهوم شیوه تولید آسیائی راپس ازسال 1931 ، مسکوت گذاشته بود.
درسالهای پس ازدهه ی 1960 نیز یکباردیگر مقوله ی شیوه تولید آسیائی ، درقالبی دیگرمطرح شد. این بار ، نگرش استروکتوالیستی " آلتوسر " (Althusser) به شیوه تولید ، بعنوان درک علمی از ماتریالیسم تاریخی عرضه شد. اوباارائه ی درکی جدید ازقانون انباشت درشیوه های تولید مختلف ، نظرخود را جایگزینی مارکسیستی برای تئوریهای مدرنیزاسیون وتوسعه در علوم اجتماعی متعارف ، معرفی نمود. مفاهیم وابستگی وتوسعه نایافتگی دراقتصادهای پیرامونی، توسط آلتوسر وارد علوم اجتماعی گردید. معهذا ، نظرات ویتفوگل و آلتوسر ، برابهامات موجود پیرامون مقوله ی شیوه تولید آسیائی افزود. دراین آثار ، جوامع آسیائی فقط بعنوان مجموعه ای ازفقدان ها ( طبقه متوسط شهری ، شهر ، مالکیت خصوصی ، نهادهای بورژوازی و...) به تصویرکشیده می شود درحالیکه مفهوم جوامع آسیائی ، آنچنانکه درآثارمارکس وانگلس منعکس گردیده ، بسیارعمیق تراز نظرات ویتفوگل و آلتوسر است وریشه درنظرات هگل ، مونتسکیو ، هابس ، وحتی فلسفه ی سیاسی یونان دارد که خود زمینه ساز مقوله ی جنجالی دیگری بنام " راه رشد غیرسرمایه داری " گردید.
منابع و مآخذ
1)Ernest Mandel , the formation of economic thought of Karl Marx , www.monthlyreview.org
2)oriental despotism by karl Wittfogel , www.commentary.org
3) زهرا شجیعی ، نخبگان سیاسی ایران ، (4 جلد) ، انتشارات سخن ، 1383 ، تهران
4) احسان طبری ، فروپاشی نظام سنتی وزایش سرمایه داری درایران ، انتشارات حزب توده ایران ، 1354
کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037
Like
Comment
Share