"کوید-19" و دو رویکرد متفاوت

"کوید-19" و دو رویکرد متفاوت

اخیراً کتابی خواندنی بنام " خشم "(Rage) به قلم "باب وودوارد"(B.Woodward) خبرنگارروزنامه ی واشنگتن پست منتشرشد که حاوی 18 مصاحبه ای است که نویسنده بادونالد ترامپ درباره ی کوید-19 طی ماههای فوریه ومارس2020 انجام داده است.دراین مصاحبه ها، ترامپ خطرناک بودن ویروس کرونا رامی پذیرد اما می گوید قصد ندارد آن راجدّی بگیرد: " من همیشه آنرا دست کم می گیرم زیرا نمی خواهم هراس افکنی کنم".چنین شد که علیرغم ماهها هشدار ازسوی مقامات چین، ترامپ ووزیر بهداشت او "الکس آزار"(A.Azar) برای مقابله بااین همه گیری،آماده نبودند.

باگذشت ماههاازآن زمان،آمریکاهنوزبیشترین تعداد مبتلابه کرونارادرجهان دارد وهرروز نیزبرتعداد آنهاافزوده می گردد ودولت ترامپ برای کنترل اوضاع، عاجزانه دست وپامی زند.درحال حاضر،هیچ ایالتی دراین کشور ازکرونادرامان نیست.دراین مدت، چین ویروس کرونارادر"ووهان" به زانودرآورد ودولت این کشور، هم اکنون سرگرم مقابله باکانونهای کوچک شیوع درکشورمی باشد. چین، برای تعیین توالی ژنومی ویروس وتعیین اینکه آیاویروس ازانسان به انسان منتقل می گردد، بلافاصله 1000 دکّه ی عرضه ی محصولات دریائی رادر"ووهان" تعطیل کرد واین شهررا تحت قرنطینه ی کامل قرارداد. دولت همچنین تمامی آزمایشات مربوط به این بیماری مرموزرا به حالت متمرکزدرآورد ویافته های خودرا لحظه به لحظه دراختیارسازمان بهداشت جهانی(WHO) قرارداد تااینکه سرانجام توانست درماه گذشته، مواردابتلاء به کرونا رادرچین به صفربرساند.به نوشته ی روزنامه ی فایننشال تایمز،"چین توانست بیماری رادرایالت "هوبی" مهارکند ومانع ازگسترش آن به دیگرنقاط کشورگردد".ازآغازشیوع کرونا درچین، هیچگاه ازواژه ی "همه گیری" دراین کشوراستفاده نشد وفقط به شیوع کرونا درایالت "هوبی" بسنده گردید.بالاخره چین توانست بحران کرونارا باهزینه ی انسانی 3 نفردرهریک میلیون نفر، سرکوب کند.درحالیکه آمریکاتاکنون، 145 نفربه ازای هریک میلیون نفرازجمعیت خود،قربانی داده است.

درحالیکه ترامپ درمورد کرونا به شهروندان آمریکا دروغ می گفت، "شی جین پینگ" رئیس جمهورچین،"سلامت مردم رااولویت اصلی دولت" اعلام کرد ومسائل اقتصادی رادراولویت بعدی قرارداد. دولت چین توانست بااتخاذ رویکرد علمی، زنجیره ی انتقال ویروس را بسرعت بشکند. 760 میلیون نفردر معرض محدودیت مسافرتی قرارگرفتند واقتصاد به 40 تا50 درصد ظرفیت طبیعی خود کاهش یافت.حاصل کاراین شد که دراول سپتامبر2020، دراین کشور 4/1 میلیاردنفری، فقط 85194 نفربه کرونامبتلاشدند و4634 نفرجان باختند.این درحالی است که هند باهمین تعداد جمعیت، 8/4 میلیون ابتلاء و80026 نفرتلفات رابه ثبت رساند.درحال حاضر، میزان مرگ ومیرهفتگی ناشی ازکرونادرهند،بیش ازمجموع تلفات چین ازآغازبحران تاکنون می باشد.آمریکا نیزکه جمعیتی حدود یکچهارم جمعیت چین دارد، 7/6 مورد ابتلاء و198680 نفرتلفات را به ثبت رسانده است. میزان مرگ ومیرناشی ازکرونا دراین کشور، 43 برابر ومیزان ابتلاء نیز 79 برابر چین می باشد. چین علاوه برمهار بیماری درداخل،ازهمان ابتدا به یاری دیگر کشورهای جهان نیزشتافت.از89 کشوری که تا26 مارس برای مقابله با همه گیری کرونا از چین کمک اضطراری دریافت کردند، 28 کشوردرآسیا، 16 کشوردراروپا، 26 کشوردرآفریقا،9 کشوردرقاره ی آمریکا و10 کشوردراقیانوس آرام جنوبی بودند.

دولت آمریکا،برخلاف دولت چین، به قرنطینه ی مناطق آلوده وانجام تست همگانی روی نیاورد ولذا، نتوانست بحران رامهارکند.برتابوت بیشمارآمریکائیها، برچسب"ساخت آمریکا" خودنمائی می کند ونه "ساخت چین".

درسه ماهه یاول سال2020 ، تولید ناخالص داخلی چین درمقایسه باسال قبل،8/6 درصد کاهش یافت اما بدلیل توقف سریع چرخه ی انتقال ویروس دراین کشور،آهنگ بهبود اقتصادی نیز بسیارسریع آغازگردید.درسه ماهه ی دوم سال2020 ، تولید ناخالص داخلی چین، نسبت به دوره ی مشابه سال قبل، 2/3 درصد افزایش نشان داد.به پیش بینی صندوق بین المللی پول، چین تنهااقتصاد عمده ی جهان است که رشد مثبت راتجربه می کند.اقتصاد چین، چگونه بااین سرعت احیاء شد؟ پاسخ روشن است. این موفقیت مدیون ماهیت سوسیالیستی اقتصاد چین می باشد. تاماه جولای2020، باآنکه میزان سرمایه گذاری دولت چین به 8/3 بیشترازمدت مشابه ی سال قبل رسید اما، سرمایه گذاری خصوصی دراین کشور، هنوز 7/5 درصد کمترازسال قبل بود. چین ظرفیت بخش قدرتمند دولتی خودرا درخدمت خروج ازرکود اقتصادی بکارگرفت وکارآمدی بخش کلان دولتی خودرابه رخ جهانیان کشید.درنیمه ی اوت سال2020، نشریه ی "کیوئی شی"(Quiushi-درجستجوی حقیقت) ارگان تئوریک حزب کمونیست چین، متن یکی ازسخنرانیهای شی جین پینگ رامنتشر کرد که دربخشی ازآن آمده است : " اساس اقتصاد سیاسی چین را اقتصاد مارکسیستی تشکیل می دهد وارکان اقتصادی کشور، برمبنای هیچ تئوری اقتصادی دیگری بنانشده است.مهمترین رکن این اقتصاد را، توسعه ی مردم محور تشکیل می دهد". همین نگرش، اساس برخورد دولت چین باپاندمی کرونا واحیای اقتصادی پس ازآن بود.

اما دولت ترامپ ازهمان آغازاعلام کرد که قصد ندارد اقتصاد رابه تعطیلی بکشاند.معنی این سیاست،اولویت اقتصاد برجان شهروندان بود.تااوائل مارس ، هیچ نشانه ای ازکنترل پاندمی درآمریکا مشاهده نمی شدو دونالد ترامپ اعلام کرد که"آمریکا خیلی زود کسب وکاررا احیاء خواهد کرد".سیاستهای ناکارآمد ترامپ ، خیلی زود نتایج فاجعه بارخودرا به بارآورد وبیماری ازکنترل خارج شد.پروتکل های اولیه ی بهداشتی( ماسک، ضدعفونی و...) جدی گرفته نشد وتاثیراین سیاست براقتصادآمریکا، فاجعه باربود.دولت ترامپ نشان داد که قصد ندارد رویکرد مردم محور رادرپیش بگیرد وتنهابربازنگهداشتن اقتصاد تاکیددارد. ترامپ می داند که آرای مردم آمریکا، ازجیب آنهاخارج می شودلذا، هزینه ی انسانی این سیاست، برای اواهمیت ندارد.آمریکا، تعطیلی کسب وکار، نمونه گیری عمومی وفاصله گذاری اجتماعی را هیچگاه جدّی نگرفت. تولید ناخالص داخلی آمریکا درسه ماهه ی دوم سال2020 ، درمقایسه با مدت مشابه سال قبل،5/9 درصد کاهش یافت وهیچ نشانه ای نیزدال بر بهبود این روند مشاهده نمی شود.براساس برآورد صندوق بین المللی پول،اقتصاد آمریکا درسال2020، حدود 6/6 درصد کوچک می شود. به نوشته ی این نهاد،" خطراصلی، سقوط سطح زندگی مردم آمریکا درچند سال آینده وافزایش ریاضت اقتصادی دراین کشوراست".این اختلال، پیامدهای بلند مدتی خواهدداشت که به نوشته ی صندوق بین المللی پول،"جلوگیری ازانباشت سرمایه ی انسانی، تضعیف مشارکت نیروی کار وبروزناآرامیهای اجتماعی" فقط بخشی ازآن می باشد.این، دقیقاً سناریوئی خلاف سناریوی به اجراء درآمده درچین است. گوئی این اتفاقات، دردوسیّاره ی متفاوت روی می دهند.

حمله ی ترامپ به چین وتهدید او به مقابله بااین کشور، ونیزهیاهوی نژادپرستانه ی وی درباره ی "ویروس چینی"، همه برای بی اعتبارکردن موفقیت شایان چین درمهارپاندمی کرونامی باشد. ترامپ دربرخورد با کتاب" وودوارد" دست به فرافکنی زده ومی گوید :" اگراوواقعاً فکرمی کرد که سیاستهای من خطرناک است، چرافوراًآنهاراافشاء نکرد ومردم آمریکارادرجریان قرارنداد؟". درمیان این هیاهو، شی جین پینگ، برتئوری "گردش دوگانه"(dual circulation)تاکید می ورزد که به معنی اتخاذ ترتیبات لازم برای ارتقاء سطح زندگی مردم چین ومحو فقر، همزمان با پیشبرد ابتکار"یک کمربند، یک راه" برای کاهش وابستگی چین به آمریکاست. اکنون دوسیّاره دردومسیرمتفاوت حرکت می کنند: یکی بسوی آینده و دیگری بسوی قهقراء . آمریکا بزودی جام رهبری جهان راکه ازسال1946 دراختیاردارد، به جمهوری خلق چین واگذارخواهد کرد.

منابع ومآخذ

1)review Bob woodward “Rage” , www.latimes.com

2)comparing us and china response to covhd-19 , www.thenation.com

3)the difference between the us and china response to covid-19 is staggering, www.mronline.org

4)Bob woodward on a nightmare presidency , www.newyorker.com

5)us response to covid-19 is 100 times worse than china , www.time.com

بازگشائی مدارس

بازگشائی مدارس : چه وقت وچگونه؟

ازاواخرمارس2020 ،که پاندمی کروناآغازشد،مدارس ابتدائی ومتوسطه دراغلب کشورهای دنیا تعطیل شدو5/1 میلیارد دانش آموزجهان، خانه نشین گردیدند.دربرخی کشورها،آموزش ازراه دور، جای آموزش حضوری راگرفت اما دربسیاری ازنقاط،آموزش متوقف گردید.باگذشت ماهها ازآن زمان وآغازسال تحصیلی جدید،مدارس بصورت جسته وگریخته بازگشائی می شوند ضمن اینکه برخی کشورها نیز برنامه ای برای بازگشائی مدارس تا سال2021 ندارند.مردم جهان، نگران آینده ی تحصیل فرزندان خویشند.برای بسیاری ازآنها، بازگشت به تحصیل،تنها بطریق آموزش ازراه دور میسّرمی باشد.درهر حال، به گزارش"یونیسف"(unicef)،اکنون بیش از یک میلیارددانش آموز درجهان،ازتحصیل بازمانده اند.درعین حال،70 کشوردنیا، برنامه هائی رابرای بازگشائی مدارس تنظیم کرده اند وصدهاهزارنفرازدانش آموزان نیزبرسرکلاسها حاضر شده اند.به گزارش نشریه ی politico ، موفق ترین این کشورها، آنهائی هستند که بازگشائی مدارس راازکلاس های پائین ترآغازکرده اند.اکنون درمدارس کره جنوبی، کودکان درسکوت کامل نهارمی خورند.صورت آنهاباماسک وشیلد پوشیده شده است.آنها بدقت ازیکدیگردورنگهداشته می شوند ودمای بدنشان دوباردرروز، یک باردرمنزل ویک بارهنگام ورود به مدرسه، کنترل می شود.این سناریو، به واقعیتی روزمره درزندگی میلیونها محصل جهان تبدیل شده است.تعطیلات تابستانی درنیمکره شمالی به پایان رسیده وبحث چگونگی بازگشائی مدارس درکوران کرونا،همچنان داغ است وهرروز پیشنهادات وابتکارات جدیدی دراین مورد مطرح می گردد.اگچه برخی کشورهای آسیائی، بویژه کره جنوبی،الگوهائی مناسب برای بازگشائی مدارس ارائه داده اند، اما کارشناسان معتقدند که اگر مدارس زودترازمقطعی که جامعه به سطحی نازل ازبیماری برسد، بازگشائی شوند، اپیدمی اوج می گیرد.

           مدارس، درزمره ی مکانهای پرخطرقرارمی گیرند.بچه ها پنج ساعت یابیشتر درکلاسهای شلوغی حضورمی یابند که اغلب آنها، تهویه ی کافی نیزندارند.برخی ازاین کودکان نیزباباوسائل نقلیه ی عمومی به مدرسه می آیند که محیط پرخطردیگری محسوب می شود.اکنون مشخص شده که کودکا به اندازه ی بزرگسالان، درمعرض خطرکرونا قرارداشته وبیماری رابه دیگران منتقل می نمایند.لذا اگرمدارس درمناطقی که نرخ اشاعه ی بیماری درآنها هنوزبالاست، بازگشائی شوند، افزایش نرخ ابتلاء ومرگ ومیر، ناگزیراست.این فرآیند رابرخی کشورها، ازجمله اسرائیل ، شیلی وآمریکا تجربه کرده اند.بررسی های انجام گرفته درکره جنوبی، اروپا واسترالیا نیزنشان می دهند که فقط هنگامی که نرخ شیوع بیماری درجامعه تاسطحی معین کاهش پیداکند، بازگشائی مدارس می تواند بی خطرباشد.کره جنوبی هنگامی مدارس رابازگشائی کرد که نرخ ابتلاء به کرونادراین کشور، به یک درمیلیون رسید.علیرغم این نرخ نازل،بازهم دولت کره جنوبی تدابیراحتیاطی شدیدی رادرمدارس اتخاذ نمود.درمناطقی که نرخ ابتلاء هنوزبالاست،مدارس بصورت پاره وقت وشیفتی، بازگشائی شده اندواگردانش آموزی درمدسه به کرونا مبتلاء شود، بلافاصله آموزش درآن مدرسه شکل آن لاین بخود می گیرد.بررسی ها نشان می دهند که دوماه پس ازبازگشائی مدارس درکره جنوبی، هیچ افزایش ناگهانی درنرخ ابتلای کودکان ونوجوانان کمتراز19 سال مشاهده نشده وتنها دریک مدرسه از 111 مدرسه ی سئول، تست کرونا مثبت گزارش شده که آنهم ازطریق اعضای خانواده ودیگران بوده است.

          درعین حال، یک استراتژی واحد برای بازگشائی مدارس نمی توان ارائه داد.دراغلب کشورهای دنیا، تصمیم گیری دراین مورد، درسطح ملی وتوسط دولتها صورت می گیرد.تاکنون تصورمی شد که ویروس کرونا برای کودکان مدرسه ای، کمترخطرسازمی گردد، اما تحقیقات اخیرنشان می دهد که این کودکان، بیش ازآنچه که قبلاً تصورمی شد، درمعرض خطرمی باشند.به همین دلیل، یونیسف ازدولتها خواسته است به نحوی تصمیم بگیرند که امنیت کودکان درراس اولویتهای دیگرقراربگیردآنچه مسلم است اینکه بازگشائی مدارس رانمی توان مانند تعطیلی آنها، بصورت ناگهانی انجام داد.ازآنجائیکه درمدارس کشورهای فقیر، کودکان ضمن بهره مندی ازتحصیل، ازتغذیه،بهداشت وبرخی حمایتهای دیگرنیزبهره مند می گردند، لذا تعطیلی مدارس دراین کشورها، کودکان راازاین حمایتها محروم می سازد.درکشورهای پیشرفته نیزتصمیم گیری دراین مورد،بااحتیاط تمام صورت می گیرد.مثلاً درآمریکا، مدارس بصورت پاره وقت وفقط برای برخی مقاطع، بازگشائی می شوند.اغلب مدارس دراین کشورها، مدلهای مختلف آموزشی رابه موازات هم دنبال می کنند: ازکلاسهای حضوری گرفته تاآموزش ازراه دورازطریق رادیو، تلویزیون وفضای مجازی.به گزارش یونیسف، چالش اصلی،گزیش بهترین روش آموزشی، باتوجه به شرائط محلی است.فقط تکیه برآموزش ازراه دور،برای بسیاری ازنقاط جهان، کارسازنیست.

          به گزارش مرکز کنترل وپیشگیری بیماریهای اروپا،بابازگشائی مدارس دربرخی کشورهای اروپائی ازنیمه ی ماه مه تاکنون،افزایش قابل ملاحظه ای درنرخ بیماری مشاهده نشده است.دراسترالیا نز فقط در25 آموزشگاه از7700 آموزشگاه، مواردجدید ابتلاء به کرونا، پس ازبازگشائی مدارس،گزارش شده است.معهذا ده روزپس ازبازگشائی یکی ازمدارس بیت المقدس، ازمیان دانش آموزانی که درکلاسهای 30 نفره ی مجهز به کولرگازی شرکت می کردند، 153 نفر به کرونا مبتلاشدند.بعلاوه 25 نفرازکادرآموزشی این دبیرستان و87 نفرازاولیاء دانش آموزان نیزمبتلا گردیدند.پس ازاین حادثه،دولت اسرائیل تصمیم گرفت مدارسی راکه تست کرونادرآنها مثبت باشد،برای دوهفته تعطیل وتمامی دانش آموزان وپرسنل آنها رادرقرنطینه قراردهد. 9 روز پس ازبازگشائی مدارس درشیلی، 10 درصد دانش آموزانی که درکلاسهای 30 نفره شرکت داشتند و17 درصد کادرآموزشی، به کرونا مبتلاء گردیدند. تجربه ی اسرائیل وشیلی نشان می دهد که هرچه ازدحام درکلاسهای درس بیشترباشد، خطرابتلاء نیزافزایش می یابد.لذا، مدارس باید ترتیبات لازم رابرایفاصله گذاری اجتماعی، ازطریق دوشیفته کردن مدارس وممانعت ازازدحام والدین ومعلمین درمدرسه، اتحاذ نمایند.

          بازگشائی مدارس دراین شرائط، بسیارپرهزینه است. تامین تجهیزات حفاظتی برای دانش آموزان وکادرآموزشی( ماسک، شیلد و...)، تدارک مواد ضدعفونی کننده ودیگرمواد لازم، همه هزینه برند.برخی مدارس مجبورشده اند بخاطرکوچک کردن کلاسها،کادرآموزشی جدید استخدام نمایند.بهبود بخشیدن به سیستم تهویه کلاسها وتدارک دستگاههای ضد عفونی کننده نیزنیازمند بودجه ی اضافی است.هند برای آموزش ازراه دور، به پرتال های آموزشی الکترونیک که توسط دولت تدارک دیده شده متکی می باشد.امامشکل اساسی درهند این است که فقط 11 درصد خانوارهای هندی به کامپیوتر و24 درصد آنها به اینترنت دسترسی دارند.بنابراین تاریخ ونحوه ی بازگشائی مدارس دراین کشور،درهاله ای ازابهام قراردارد.فیلیپین نیزاعلام کرده که تاقبل ازواکسیناسیون موثرجامعه، مدارس این کشوربازگشائی نخواهند شد وتاآن زمان، آموزش فقط ازراه دور انجام خواهد گردید.

          همانطورکه اشاره شد، چالش اصلی برای آموزش ازراه دور،ضریب دسترسی به اینترنت است که دربرخی ازکشورهای جهان به قرارزیر می باشد:کره جنوبی(99درصد)، ژاپن(98درصد)،لوکزامبورگ (93درصد)، آلمان(90درصد)،آمریکا(80درصد)،اسرائیل(72درصد)، ، ایران (70درصد)،اوروگوئه(57درصد)،چین(47درصد)،فیلیپین(27درصد)،کنیا (17درصد)، هند(15درصد).

          برخی ایالتهای آمریکااعلام کرده اندتازمانی که 14 روزمتوالی ازنرخ ابتلا به کروناکاسته نشود، اجازه ی بازگشائی مدارس رانخواهند داد. یونیسف ازوالدین خواسته است تامحیطی شبیه به مدرسه درمنزل ایجادکنند.والدین همچنین می توانند آموزش دروس را بافعالیتهای روزمره ی کودکان(آشپزی،مطالعه، بازی...) تلفیق نمایند.والدین باید برزمان، مکان ونحوه ی استفاده ازاینترنت توسط فرزندان خود(بویژه کودکان کم سن وسال تر) نظارت نمایند.آنهانباید فراموش کنند که کودک هنگام مواجهه بابحرانهائی شبیه به کرونا،استرس هائی متفاوت ازوالدین خویش راتجربه می کند.باید به کودک آموخت که این استرس ها کاملاً طبیعی اند.باید باخانواده هائی که شرائط مشابه راتجربه می کنند، ارتباط برقرارکرد وبه تبادل تجربه باآنهاپرداخت.اگرقراراست مدرسه ی فرزندمان بازگشائی شود، بایدقبلاً برای این سئوالات پاسخی درخوریافت:مدرسه چه ترتیباتی برای امنیت کودکان درنظرگرفته است؟ مدرسه چگونه باسلامت روانی کودکان برخوردمی کند؟مبتلایان احتمالی به کرونا، باچه برخوردی ازسوی مسئولین مدرسه روبرومی شوند؟ آیاکمیته های خاص خانه ومدرسه، ویاشبکه های دیگری برای کمک والدین به مسائل ایمنی درمدرسه، پیش بینی شده است؟

          بحران کرونا، به نابرابری های موجوددرزمینه ی آموزش وخدمات دیجیتال دامن زده است.باید برای این نابرابری ها تدبیری اندیشید.باید همگان، صرفنظرازسطح درآمد ویامنطقه ی سکونت خود،به پهنای باند دسترسی داشته باشند تابتوانندازآموزش مجازی بهره مند گردند. یونیسف اکنون برنامه ای رادردست تنظیم دارد که براساس آن، تاپایان سال2021 ، پانصد میلیون دانش آموز به شبکه ی دیجیتال دسترسی پیداخواهند کرد.درعین حال باید به آموزش دختران، توجهی ویژه مبذول گردد زیرادرشرائط بحرانی،دختران قبل ازهمه، درخطرمحرومیت ازتحصیل وحمایتهای وابسته به آن، قرارمی گیرند.

 

منابع ومآخذ

1)Back to school , www.unicefusa.org                                                                                                                                                       

2)how schools   can reopen safely , www.nature.com                                                                                                                

3)how countries are reopening schools , www.cfr.org                                                                                                                 

4)odds  shrink for coronavirous relief , www.politico.com                                                                                                         

5)framework for reopening schools , www.unicef.org                                                                                                                    

چین وگفتمان رهبری جهان

چین و گفتمان رهبری جهان

( جنگ روایت ها ادامه دارد )

باشیوع همه گیری کرونا ، رهبری حزب کمونیست چین برای مقابله باآن آماده بود.درقریب یکسالی که ازشیوع این بیماری می گذرد،چین توانسته است زیرشعار"جامعه ی باآینده ی مشترک"، چهره ای مثبت ، مسئولیت پذیر وسخاوتمند ازخود به جهانیان ارائه دهد.دوسال قبل ازشیوع کرونا، "شی جین پینگ" درکنگره ی نوزدهم حزب کمونیست چین گفته بود که چین وارد عصری جدید می شود که مضمون آن را نزدیکترشدن به رهبری جهان ومساعدت به بشریت تشکیل می دهد.

این روزها،ابرازوجود واعتماد به نفسی که برمواضع چین حکمفرماست، ازموفقیتهای اقتصادی، نظامی وفنّی این کشور نشئات می گیرد.این موفقیتها، انکارناپذیرند.سال قبل، شی جین پینگ به مقامات ارشد چین هشدارداده بود که مراقب "قوهای سیاه" (black swans) و "کرگدن های خاکستری" (grey rhinos) باشند. کوید-19 ، قوی سیاهی بود که ناگهان ظاهرشد وجهان راشگفت زده کرد.کرونا، درعین حال، کرگدنی خاکستری بود که درابتدای امر،دست کم گرفته شد اما بزودی به چالشی بزرگ مبدل گردید که شی جین پینگ آن را "بزرگترین معضل بهداشتی چین تاکنون وآزمونی بزرگ برای کشورودولت چین" نامید.

بحران کرونا، برنفوذ گفتمان جهانی چین افزود. دنیا باقدرتی سخاوتمند وایثارگر روبرو شد که هرروزبرنفوذ واعتبارخویش می افزود ونهادهای چند جانبه ی بین المللی رانیزباخود همراه می ساخت.از 15 سال پیش، حزب کمونیست چین مطالعه ای عمیق رادومورد علل ظهوروسقوط قدرتهای جهانی، اتحاد جماهیر شوروی، آغازکرد.دراینجا بود که حزب به " قدرت گفتمان جهانی" به مثابه ی یکی ازعوامل موثر درظهورقدرت ها ، پی برد.ازآن پس،اندیشه ها، باورها، فرضیه ها وادعاهای حزب،باصدائی رساتردرپهنه ی جهان طنین افکند بدون آنکه از زور،تهدید، خشونت وسرکوب، دراین گفتمان اثری باشد.حزب همچنان به این مشی ادامه می دهد وباعملکرد وقدرت کلام خویش،مفاهیم،رفتارها، فرضیه ها وگفتمان قدرتهای غالب جهانی رابه چالش می کشد.صلح طلبی، خیرخواهی، هماهنگی، همکاری و مودّت، اساس گفتمان امروزچین می باشد.شی جین پینگ، درسخنرانی سه سال قبل خوددراجلاس "داووس"، چین رارهبر تلاش جهانی برای کاستن ازشکاف ثروت وحفاظت ازمحیط زیست معرفی کرد.به نظرچین، روشهای قبلی برای حل معضلات جهانی، به بن بست رسیده وچین روشهای جدیدی رامطرح می کند.به گفته ی شی جین پینگ، " چین ازرویکرد چینی برای حل معضلات رویاروی بشریت استفاده می کند.کشوهائی که می خواهند بسرعت به توسعه نائل شوند، ودرعین حال، استقلال خودرانیزحفظ کنند،می توانند به این رویکردبپیوندند." حزب کمونیست چین،اکنون بازیگری مسئولیت پذیر درعرصه ی جهانی است که برقلّه ی اخلاقیات بشری نشسته است وبه همین دلیل، ازهرسو مورد هجمه قرارمی گیرد.البته این کشور اشتباهاتی نیزداشته ودارد. اما مهم این است که به محض اطلاع ازاین اشتباهات، به سرعت درصدد رفع آنهابرمی آید.مثلاً دفترامنیت عمومی چین، درابتدای شیوع کرونا در ووهان، دکتر"لی ون لیانگ" رابه اتهام "شایعه پراکنی" و "برهم زدن نظم عمومی" درجریان هشدارهای اولیه ی اودرباره ی کروناویروس، مورد تعقیب قرارداد اما بعداً اورابه عنوان یکی از14 شهید خط مقدم مبارزه باکرونا در ووهان، معرفی کرد.

اگرچه بحران کرونا درحال حاضر درچین فروکش کرده اما،کارگران چینی هنوز شب وروز برای تامین نیازهای ضروری دنیا، بویژه درعرصه ی اقلام بهداشتی، تلاش می کنند. این تلاش، قابل احترام وتقدیراست.امروزه، سازمان بهداشت جهانی و80 کشوردنیا، ازاین کمکهای چین بهره مند می گردند واتحادیه ی آفریقا ازتجربیات چین درزمینه ی مبارزه باکرونا استفاده می کند.چین درجریان بحران کرونا، فداکاریهای بزرگی کرد، تجربیات ارزشمندی اندوخت ومدلی متعالی ازخود به جهانیان ارائه داد. چندی پیش، "رابرت لارنس کوهن"(R.L.Kuhn) دانشمند معروف آمریکائی، درمصاحبه ای اعلام کرد" سیستم چین که تحت رهبری حزب ودولتی قدرتمند قراردارد،بهترین کارنامه رادرمبارزه باکرونا ازخودنشان داده است".استاد دانشگاه هاروارد "جوزف نای" (J.Nye) نیزدرمصاحبه ای اعلام کرد، " چین عملکرد بهتری ازآمریکا، درزمینه ی بحران کروناداشته است". نماینده ی سازمان بهداشت جهانی درچین نیز،باقدردانی ازعملکرد چین درجریان بحران کرونا، از"فداکاری" این کشور درکمک به بقیه ی جهان برای مقابله بابحران، سخن گفت.

"جاده ی ابریشم بهداشت" پیشنهاد چین برای اداره ی سیستم بهداشتی جهان درآینده می باشد که هنوز درحال تدوین می باشد واگرکامل شود،می تواند جایگزین نهادهای فعلی بهداشتی دردنیاگردد."جامعه ی مبتنی برآینده ی مشترک" که درقانون اساسی جدید چین نیزازآن یاد می شود،نوید بخش هماهنگی وانسجام درمقیاس جهانی است وچین رادرمرکز جامعه ی جهانی قرارمی دهد.چین علاوه براینکه تاکنون ماسک، کیت تشخیص، لباس محافظ وتیم پزشکی به 80 کشورجهان ارسال کرده، یک مرکزآن لاین نیزبرای پاسخگوئی به سئوالات تخصصی درباره ی کوید-19 دائرکرده و متخصصین این کشورنیزدائماً ازطریق ویدئوکنفرانس باهمکاران خویش درسراسرجهان به تبادل نظر واطلاعات می پردازند.کشورهای برمه،کامبوج، ایران، عراق،ایتالیا،قزاقستان،لائوس، پاکستان،فیلیپین،روسیه، صربستان،وونزوئلا،که همگی ازدوستان ومتحدین چین می باشند،درصف مقدم کمکهای چین قراردارند. شی جین پینگ گفته است: "اپیدمی گذراست، اما همکاری می ماند."

دکترین" جامعه ی باآینده ی مشترک"، باابتکار"یک کمربند،یک راه" ارتباط تنگاتنگ دارد.چندی پیش، وزیربهداشت جمهوری خلق چین طرح" یک کمربند، یک راه بهداشتی" رامطرح کرد وازآن پس، همکاری بهداشتی چین باکشورهای جهان،افزایشی چشمگیریافت.این همکاری، درعرصه هائی چون امنیت بهداشتی، تحقیقات پزشکی وطب سنتی چین، صورت می گیرد.اکنون نیزهمکاری نزدیکی میان چین وسازمانهای بهداشتی چند جانبه ای چون سازمان بهداشت جهانی، صندوق جهانی،اتحاد جهانی برای واکسن ومصونیت، وUNaidsبرقرارگردیده است.

سال گذشته،Tedrosدیپلمات سابق اتیوپی، برای مدت پنج سال به ریاست سازمان بهداشت جهانی برگزیده شد. جمهوری خلق چین و 55 کشورعضو اتحادیه آفریقا،ازانتخاب اوحمایت کردند. تدروس،که زاده ی اریتره است وقبلاً عضو جبهه ی آزادیبخش خلق تیگره بود که یک جنبش مارکسیستی لنینیستی به شمارمی رفت که برای بدست گرفتن قدرت دراتیوپی مبارزه می کرد.این جبهه، ازحمایت چین برخورداربود.جنگ داخلی درسال1991 به پایان رسید و تدروس ازآن زمان تا سال2012 وزیربهداشت اتیوپی وتاسال2017 وزیرخارجه ی اتیوپی باقی ماند.دولت اتیوپی دراین سالها، روبط نزدیکی باچین برقرارنمود.اکنون که تدروس به ریاست سازمان بهداشت جهانی رسیده،همین مشی رادرآن سازمان دنبال می کند.رابطه ی سازمان بهداشت جهانی باچین، دزسالهای ریاست تدروس براین سازمان، گسترش چشمگیریافته است.تدروس اخیراً اصلاحات بهداشتی چین راالگوئی برای دیگرکشورهای جهان معرفی کرد وگفت: " همه باید ازچین بیاموزیم!"

آنچه اکنون پیش روی جهانیان جریان دارد، فقط مبارزه باویروس نیست، بلکه تقابل"روایت ها"ست بدون تردید، روایتی غالب خواهد شد که مصالح عامه ی جهان رادرنظربگیرد.تاریخ دراین مورد قضاوت خواهد کرد.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

fmohammadhashemi@yahoo.com

 

رقابت برسر واکسن

رقابت برسر " واکسن "

( " اولین " ، همیشه "بهترین" نیست )

 

          دههاتیم تحقیقاتی درسراسرجهان مشغول تحقیق درباره ی واکسن کوید-19 هستند وهریک ازآنها مدعی است که واکسن تولیدی او،که عنقریب به بازارعرضه می شود،ارزانترین و موثرترین واکسن است.دانشمندان امیدوارند تا18 ماه آینده، کل جهان راعلیه این ویروس مهلک واکسینه نمایند.اما، واکسن  قبل ازآنکه برای مصرف عمومی به بازارعرضه شود، باید مراحل دشواروطولانی ایمنی وکارآیی راسپری کند.این مراحل، معمولاً سالها بطول می انجامند. دولتها، نهادهای چند جانبه وشرکتهای خصوصی،تاکنون میلیاردها دلار برای نیل به این واکسن تا سال2021 هزینه کرده ومی کنند.درکمترازیکسالی که ازشیوع کرونادرجهان می گذرد، بیش از 30 واکسن برای آن تولید شده که اغلب آنها ، مراحل تست بالینی راسپری می کنند. ازاین میان ، ده واکسن مهمترازبقیه اند ومراحل پایانی تست رامی گذرانند. به گزارش نیویورک تایمز، هیچیک ازاین واکسن ها ، زودترازسال2021 به بازارعرضه نخواهد شد. میلیونهانفرباید نخستین دوز واکسن رادریافت کرده وماهها منتظر بی خطری واثربخشی آن باقی بمانند.اغلب دولتها نیزهشدارمی دهند که زندگی به حال عادی بازنخواهد گشت مگر پادتن کافی برای ساخت واکسن تولید شود.اگرچه مراحل تست بالینی برروی واکسن، تسریع شده اما عرضه ی آن به بازار، سالها به طول می انجامد.درعین حال،ساخت واکسن به تنهائی، کافی نیست. تولید واکسن برای همه ی جهان ونیزرقابت برسرسهم بردن از تولیدات اولیه ی جهانی، به چالشی بزرگ تبدیل شده است. دانشمندان می گویند، هرگونه تعهد برای تولید یک واکسن ارزان وبی خطر، ازسرعت کارمی کاهد.اما درهرحال، نخستین واکسن، الزاماً بهترین واکسن نیست.

          اغلب طرح هائی که دردست انجام هستند، برآنند که شیوه ی مبارزه با کروناویروس رابه بدن بیاموزند.آنهابااستفاده ازپروتئینی که سطح ویروس رامی پوشاند وبه پروتئین " خوشه ای"(spike) معروف است،تهیه می شوند.وظیفه ی این پروتئین، ترغیب سیستم ایمنی بدن به عمل دربرابرویروس می باشد.اما برخی دانشمندان نگرانند که این استراتژی، موفق نباشد.به نظرآنها، نباید همه ی تخم مرغها را دریک سبد گذاشت.گروهی ازمحققین، اکنون سرگرم ساخت واکسنی هستند که ازمیلیونها نانوذرّه تشکیل می شود که هریک ازآنها حامل 60 نسخه ی کپی شده ازپروتئین خوشه ای سطح ویروس می باشد.آنها معتقدند که این حجم سنگین ازپروتئین مزبور، می تواند مصونیت ایجاد نماید. وقتی این نانوذرّات به موش تزریق شد، سیلی ازپادتن دربدن موش تولید گردید که به مراتب بیشتراز واکسن های قبلی بود. وقتی این موش دوباره درمعرض کروناویروس قرارگرفت،به خوبی دربرابرآن مقاومت کرد ومصون ماند. شرکت Icosavax قصد دارد تاپایان سال2020 ، تست های بالینی برروی این واکسن را آغازنماید. محققین ارتش آمریکا در انستیتوی "والتر رید" (Walter Reed institute) نیزسرگرم ساخت واکسن کرونابراساس استراتژی نانوذرّات می باشند وقصددارند مراحل تست بالینی این واکسن راتاپایان سال2020 آغازنمایند. چنددانشگاه وکمپانی دیگرنیزسرگرم تحقیق برروی این استراتژی می باشند.

          شش شرکت چینی به کارساخت واکسن کرونا مشغولند که ازمیان آنها، یک واکسن ساخت شرکت Cansino ، مجوزاستفاده ی محدود کسب کرده است.شرکت آمریکائی " مادرنا"(Moderna) فازسوم تست بالینی رابرروی واکسن خوددنبال می کند.شرکت استرالیائیMurdoch children نیزدرحال طی کردن فازسوم تست بالینی واکسن تولیدی خویش است.درانگلیس، شرکت Astrazenecaنیزفازسوم تست بالینی واکسن خودراسپری می کند. کنسرسیومی متشکل ازشرکت چینی Fosun pharma ، شرکت آلمانی Bio Tech، وشرکت آمریکائی Pfizer، واکسنی تولید کرده که فازسوم تست بالینی راازسرمی گذراند. شرکت هندی Zydus cadila فازدوم واکسن تولیدی خودرادردست انجام دارد. همینطورشرکت آلمانی  Curevac نیزمرحله ی دوم تست واکسن خودرامی گذراند.شرکت روسی Gamaleyaبرای واکسن تولیدی خود، مجوزمصرف محدود دریافت کرده است.بدین ترتیب، ازمیان 10 واکسن مطرح دنیا،فقط دو واکسن چینی وروسی مجوز استفاده ی محدود اخذ کرده اند که باتوجه به اهمیت آن، به واکسن روسی بیشتر می پردازیم.

          چندی پیش،یک گروه ازدانشمندان روس، باانتشارگزارشی، تولید نخستین واکسن کرونارابه جهانیان اعلام کردند که به تایید دولت روسیه نیزرسید. ولادیمیرپوتین، تولید واکسن "اسپوتنیک – 5 " را افتخاری برای برای روسیه وجهان خواند.اما منتقدین، بلافاصله اعلام کردند که این واکسن، فقط برروی گروه کوچکی ازداوطلبین تست شده ولازم است برروی دههاهزارنفردیگرتست شودتا بی خطری وتاثیرآن به اثبات برسد.دانشمندان روسی مدعی اند که فازسوم تست بالینی این واکسن رابرروی 40 هزارداوطلب انجام داده اند تابتوانند مجوزتولید آنرادریافت نمایند. دانشمندان انستیتوی تحقیقاتی Gamaleya ، این واکسن رابراساس طرحی ساخته اند که قبلاً آنرابرای واکسن " مرس "(MERS) آماده کرده بودند. واکسن اسپوتنیک -5 ، سیستم ایمنی بدن راازطریق وادارکردن سلولها به تولید پروتئینی خاص ، تحریک می نماید. پروتئین خوشه ای، درحالت عادی،روی سطح کروناویروس موجود است ودانشمندان، موفق شده اند ژن این پروتئین رابه ویروسی دیگرمنتقل کنند که آنرا"آدنوویروس"(Adenovirus) می نامند. باتزریق واکسن اسپوتنیک – 5 به بازو، آدنوویروس برروی سلولهای ماهیچه پخش می شود.این ویروس، به لحاظ ژنتیک، به نحوی مهندسی شده که نمی تواند خودراکپی سازی نماید اما وقتی بداخل سلول نفوذ کند، آن راواداربه تولید پروتئین خوشه ای می نماید که خود، سیستم ایمنی بدن راتحریک می کند.هم اکنون تیم های متعدد تحقیقاتی درسراسرجهان، ازاین روش برای ساخت واکسن کرونا استفاده می کنند.واکسن هائی که شرکت های Astrazeneca، جانسون اند جانسون، وCasino Bio  دردست ساخت دارند، باهمین روش تهیه می شوند.

          بیش ازنیمی ازواکسن های دردست ساخت، چینی وآمریکائی هستند.نخستین واکسنی که درآمریکا برروی انسان آزمایش شد، ساخت شرکت مادرنا بود که اکنون مرحله ی سوم آزمایش توده ای برروی دههاهزارداوطلب راسپری می کند.شرکتهای آمریکائی جانسون اند جانسون، مرک ، و فایزر ،نیزهریک واکسن خاص خودرادردست آزمایش دارند.دانشگاه آکسفورد انگلیس هم بامشارکت شرکت انگلیسی-سوئدی Astrazeneca، واکسن تولیدی خودرابرروی گروه انبوهی ازداوطلب برزیلی،آفریقای جنوبی وآمریکائی آزمایش کرده اند.

          تولید واکسن، فرآیند پیچیده ای است که همکاری بخش های مختلف یک جامعه وحتی جهان را می طلبد.معمولاً تیم هائی ازشرکتهای داروسازی خصوصی، زیرنظرآژانسهای بهداشت عمومی ویاآزمایشگاههای دانشگاهی،کارتحقیقات برروی واکسن راآغازمی کنند.مثلاً واکسن " ابولا "(Ebola)، با همکاری چند جانبه ی شرکت داروسازی مرک، آژانسهای بهداشت عمومی آمریکاوکانادا،یک شرکت بیوتکنولوژی مستقر در آیوا ، محققین وزارت دفاع آمریکا، وسازمان بهداشت جهانی، تولید شد.درمورد واکسن کوید-19 نیزآژانسهای بهداشت عمومی، نقش تعیین کننده دارند که تامین منابع مالی موردنیاز، مهمترین آنهامی باشد.درآمریکا، دولت پرزیدنت ترامپ، پروژه ی معروف به " عملیات باحداکثرسرعت ممکن"(operation wrap speed) رابرای ساخت واکسن کرونابرای 300 میلیون آمریکائی تااوائل سال2021 ، کلید زد.برای این پروژه که میلیاردهادلاربودجه درنظرگرفته شده، آژانسهای مختلف دولتی وشرکتهای خصوصی بسیج شده اند.کمیسیون اروپانیز 8 میلیارد یورو به تحقیقات درباره ی واکسن کرونا اختصاص داده است. درچین هم، دولت بدقت تلاشها دراین عرصه رازیرنظردارد ودوپنجم صنعت واکسن سازی کشورراکه دراختیاربخش دولتی است، درکناربخش خصوصی، بسیج کرده است.سازمان بهداشت جهانی ودیگرنهادهای چندجانبه  چون بانک جهانی نیز منابعی رابه این امراختصاص داده اند. درصف مقدم تلاشهای بین المللی برای ساخت واکسن کرونا، "ائتلاف برای نوآوری آمادگی همه گیری" (coalition epidemic preparedness innovation) قراردارد که یک اتحاد جهانی برای ساخت وتوزیع واکسن کروناست.منابع مورد نیازاین ائتلاف را نروژ ، هند ، بنیاد بیل وملیندا گیتس ، بنگاه انگلیسی wellcome trust ، ومجمع جهانی اقتصاد تامین می کنند. ائتلاف Gavi نیزکه یک ائتلاف بامشارکت بخش خصوصی ودولتی است، به ابتکار بنیاد گیتس برپاگردیده وهدف خودرا دسترسی کشورهای فقیر به واکسن کرونااعلام کرده است.درژوئن2020، ائتلاف برای نوآوری آمادگی همه گیر،و Gavi، یک ائتلاف بزرگ جهانی بنام COVAX باسرمایه ی 8/1 میلیارددلارتشکیل دادند که هدف آن، تهیه ی دومیلیارد دوز واکسن کرونا تا پایان سال2021 می باشد.

          واکسن، بطورسنتی،ازملکولهای ویروس مرده یاضعیف شده تهیه می گردد که به آن "آنتی ژن" (antigen) گفته می شود.واکسن، گلبولهای سفید سیستم دفاعی بدن رافعال کرده وآنها رابه تولید آنتی بادی (پادتن) وامی دارد.پادتن عملکرد ویروس رامختل وخنثی می کند.درحال حاضر، چهارنوع واکسن کرونا دردست ساخت می باشد.1)واکسن زنده که ازویروس ضعیف شده ، برای تولید پادتن استفاده می کند.2) واکسن غیرفعال که ازویروس مرده تهیه می شود.3)واکسن سمّی غیرفعال(توکسیدی) که سموم تولید شده توسط ویروس را علیه خودویروس به کارمی گیرد.4)واکسن پلی ساکارید نوترکیب ومزدوج،که بااستفاده ازپروتئین ها ودیگراجزای ویروس تهیه می گردد. انواع جدیدی ازواکسن ها نیزهستند که بامواد ژنتیک ویروس(DNA و RNA) تهیه می شوند. البته، این نوع واکسن هنوزدرمرحله ی تحقیق قراردارد. وقتی اکثرجمعیت یک کشور، به یکی ازاین طرق، واکسینه شوند، بقیه نیزکه واکسینه نشده اند مصون می گردند زیرازنجیره ی انتقال ویروس گسسته می گردد.این وضعیت را " مصونیت گله وار"(Herd Immunity) می نامند.تاکنون، آبله مرغان، اوریون ، سرخجه ، و فلج اطفال ، ازطریق مصونیت گله وار ، ریشه کن شده اند.اما دانشمندان درمورد مصونیت گله ای برای کوید-19 ، اتفاق نظرندارند.برخی ازآنها، مصونیت پنجاه درصد جامعه وبرخی دیگر، مصونیت 80 درصد جامعه رابرای آن ضروری می دانند.

           پادتن ها(Antibodies) ، فقط یک سلاح از زرادخانه ی ایمنی بدن هستند.سلولهای خونی که ازآنها تحت عنوان " سلول تی"( T – Cells ) یاد می شود، سلاحی دیگرازاین زرادخانه است که باحمله به سلولهای فریب خورده ای که توسط ویروس آلوده شده اند، ازگسترش عفونت جلوگیری می کند.دانشمندان امیدوارند که بتوانند ازاین سلولها درمبارزه باویروس کرونا وساخت واکسن، کمک بگیرند.آنها معتقدند واکسنی که برمبنای پادتن تهیه شود، ممکن است دربلند مدت بی اثر شود.لذا، تاکید برسلول تی، احتمالاً می تواند اثربخش ترباشد.شرکت Epivax سرگرم ساخت واکسنی است که درآن ازاجزای مختلف پروتئین خوشه ای ودیگرپروتئین های ویروس، استفاده می شود.قراراست این واکسن،ازماه دسامبر2020 ، مراحل تست خودراآغازنماید.

          ازسوی دیگر،اثربخشی هرواکسن، به نحوه ی ورود آن به بدن نیز بستگی دارد. تمامی واکسن هائی که تاکنون مراحل آزمایشی خودرامی گذرانند، به عضله تزریق می شوند اما به نظرمی رسد واکسن استنشاقی( مانند اسپری Flumist برای آنفولانزا) می تواند موثرترواقع شود زیرا کروناویروس ازطریق مسیر تنفسی وارد بدن می شود.چندین گروه تحقیقاتی، اکنون سرگرم ساخت واکسن استنشاقی کرونا می باشند.به نظرمی رسد شرکت آمریکائی Codagenix بیش ازدیگران دراین زمینه پیشرفت کرده باشد.دهه هاست که شرکتهای داروسازی، بااستفاده ازویروس زنده ی ضعیف شده، برای بیماریهائی چون آبله مرغان وتب زرد، واکسن تهیه می کنند.دانشمندان، باکشت ویروس دربدن جوجه،آنراضعیف می کنند. ویروس، خود رابااین میزبان تطبیق می دهد ولذا، برای میزبان جدید(انسان)خطرسازنمی گردد.ویروس بداخل سلول نفوذ می کند اما این بار باآهنگی بطئی تکثیرمی شود که برای انسان خطرناک نیست.امامقدارکمی ازاین ویروس ضعیف شده، می تواند شوکی سنگین برسیستم ایمنی بدن وارد کرده وآنرابه حرکت وادارنماید.اکنون ذخیره ی ویروس ضعیف شده ی کوید-19 درجهان، بسیارکم است وتولیدآن به چالشی بزرگ تبدیل شده است.ساخت واکسن، عرصه ی آزمون وخطاست زیرادقیقاً نمی توان جهش های (Mutations) این ویروس راپیش بینی کرد.

          دانشمندان مرکزCodagenix ، رویکرددیگری درپیش گرفته اند.آنها ژنوم کروناویروس رامورد تجزیه تحلیل کامپیوتری قرارداده وبه 283 جهش درآن پی برده اند.آنها سپس قطعه ای ازDNA ویروس راکه حاویجدیدترین ژنوم اوست، به سلولهای میمون تزریق کردند.سلولها شروع به بازتولید ویروس نمودند اما درآزمایش برروی موش، مشخص شد که این بازتولید، نه تنها برای میزبان بیماریزانیست، بلکه برای اودربرابرکروناویروس، مصونیت ایجاد می کند.Codagenix اکنون برای اجرای فازاول تست بالینی نوع استنشاقی این واکسن،آماده می شود.دو واکسن مشابه دیگرنیزمراحل تحقیق رامی گذرانند وشرکت فرانسوی Valneva قصددارد مراحل تست بالینی یک واکسن غیرمتعارف دیگرراازماه نوامبر2020 آغازنماید.این واکسن، ازویروسهای غیرفعالی تهیه می شود که ازطریق شیمیائی می میرند.چینی هانیزتاکنون بااستفاده ازاین روش، سه واکسن برای کوید-19 تهیه کرده اند که درمرحله ی سوم تست بالینی قراردارند.البته واکسنی که بااین ویروس غیرفعال تهیه می شود، باید بااستاندارد بسیاربالاازخلوص ساخته شود تابیماریزانباشد.معلوم نیست که شرکتهای اروپائی وچینی، تاچه حدّ قادرند به این سطح ازاستاندارد دست پیداکنند.معهذا، انگلیس ازهم اکنون 60 میلیون دوز ازاین واکسن راازشرکت فرانسوی Valnera پیش خرید کرده است.این شرکت قصددارد تاپایان سال2020 ، بالغ بر200 میلیون دوزازاین واکسن تولید نماید. اماچالش دیگراین است که حتی اگرموج اول تولید واکسن، موفق ازکاردرآید،بازهم تولید دوزکافی برای همه ی جهان، به تلاشی عظیم وسرمایه ای هنگفت نیازدارد.برخی ازانواع موفق وموثرواکسن های دردست ساخت، مانند واکسن مبتنی برRNA که توسط شرکت "مادرنا"(Moderna) و "فایزر"(Phyzer) تهیه می شود، قراراست درابعادی تولید شود که تاکنون سابقه نداشته است.

          شرکت Codagenix ، درمشارکت باانستیتوی سرم سازی هند، قصددارد به تولید انبوه واکسن کرونااقدام نماید.انستیتوی هندی، سابقه ی تولید میلیاردهادوز واکسن مبتنی برویروس ضعیف شده ی سرخجه،روتاویروس،وآنفولانزا رادرکارنامه ی خوددارد. محققین کالج داروسازی Baylor هند،برروی واکسنی کارمی کنند که هزینه ی تولیدآن فقط 2 دلارمی باشد درحالیکه واکسن ساخت فایزر، بیش از19 دلار هزینه دربردارد.کالج بایلور، برای تولید پروتئین خوشه ای، ازمخمّر(Yeast) استفاده می کند که دقیقاً همان روشی است که ازدهه ی 1980 تاکنون، ازآن برای ساخت واکسن هپاتیت – بی استفاده می شود.یک شرکت داروسازی هندی، امتیازتولید واکسن بایلور راخریداری کرده  ومرحله ی اول تست بالینی آنرابه زودی آغازمی کند.آنها مدعی هستند که می توانند یک میلیارد دوزازاین واکسن درسال تولید نمایند.کارشناسان معتقدند که این هدف، برای شرکت هندی دست یافتنی است زیرااین شرکت سالهاست که بااین روش کارمی کند وباآن آشنائی کامل دارد.

          شاید مهمترین مرحله درتولید یک واکسن، مرحله ی تست بالینی باشد که خود به سه فازاول ودوم وسوم تقسیم می شود.دراین سه مرحله، میزان اثربخشی وبی خطری واکسن سنجیده می شود. این مراحل، با تست واکسن برروی حیوانات آغازمی شود وسپس آزمایش برروی 40 ، 382 ، ودرنهایت دههاهزارداوطلب انجام می شود. هرگاه درجریان این مراحل، واکسن بی اثری یا  زیان آوری خودرانشان داد ویا معلوم شد که دارای عوارض جانبی خطرناک است ویااینکه به واکسن های موجود شباهت دارد، کارمتوقف می گردد. وقتی یک واکسن، مراحل تست بالینی راباموفقیت طی کرد، نوبت به اخذ مجوزمی رسد.درآمریکا، کمتراز10 درصد داروهای جدید مجوز می گیرند.سازمان غذا وداروی آمریکا(FDA) اعلام کرده است که واکسن کرونا باید مصونیت کامل ایجادکرده وبتواند حداقل 50 درصد جوامع رامصون سازد.اگرچه سازمان بهداشت جهانی، برای داروها مجوزصادرنمی کند اما، تولید کنندگان واکسن می توانند ازاین سازمان تقاضای " پیش صلاحیت "(prequalification) بنمایند که به معنی تایید کیفیت محصول می باشد.اغلب کشورهای فقیر ومتوسط الدرامد،هنگام خریددارو، فقط به گواهی پیش صلاحیت استناد می کنند.ازآنجائیکه جهان به میلیاردها دوزواکسن نیازدارد، لذا پاسخگوئی به این نیاز، مستلزم سرمایه گذاریهای کلان می باشد. Covax برآورد کرده است که برای آغازکار، به حداقل 3/5 میلیارد دلاربودجه برای تامین نیازجهانی به واکسن، نیاز است که بخشی ازآن باید صرف احداث کارخانجات سرم سازی دراقصی نقاط جهان گردد.

           اغلب کارشناسان، زمان 12 تا18 ماهی راکه مقامات آمریکائی برای ساخت واکسن کوید-19 درنظرگرفته اند، بسیارخوش بینانه تلقی می کنند.درشرائط عادی،برای موارد حساسی چون کوید-19 ،حداقل 8 سال زمان لازم است تایک واکسن ازآزمایشگاه بدست مصرف کننده برسد.تاکنون هیچ واکسنی زودتراز پنج سال به بازارعرضه نشده است.اما درمورد کرونا، محققین موفق شده اند باادغام مراحل تحقیق و اجرای همزمان آنها، ونیزسود بردن ازتکنولوژیهای جدید، این مدت راتاحدّ قابل ملاحظه ای کاهش دهند.ازسوی دیگر، اغلب مردم عادی وحتی مقامات رسمی جهان، ماجرای کروناراباساخت واکسن، تمام شده می انگارند.درحالیکه چنین نیست.ساخت واکسن، تنها گام اول درمبارزه باکروناست وچالشهای بزرگ دیگری برسرراه استفاده ازآن قراردارد که تولید انبوه به منظورمصون سازی جمعیت 8 میلیاردی جهان، یکی ازآنهاست.تنها یک میلیارددوز واکسن بایدبه مصون سازی کادربهداشت ودرمان جهان اختصاص یابد.این درصورتی است که فقط یک دوز واکسن برای مصون سازی کافی باشد.برزیل، چین وهند، صنایع عظیم واکسن سازی دارند اما، جمعیت انبوه آنها ، تمامی محصول این صنعت رامی بلعد.لذا، کشورهای جهان ، ازهم اکنون محصول شرکتهائی چون Astrazeneca راکه احتمالاً یکی از معتبرترین واکسن های کروناراتولید خواهد کرد،پیش خرید کرده اند.چالش دیگر، به اعتماد مردم بازمی گردد.براساس یک تحقیق موسسه ی " گالوپ " ، یک سوم آمریکائیها گفته اند که به نخستین واکسن های عرضه شده به بازار، اعتماد ندارند ولذا، ازآن استفاده نخواهند کرد.شاید حق بااین افراد باشد زیراواکسنی علیه کرونا موثرواقع می شود که دربرابرهمه ی اشکال جهش یافته ی این ویروس، مصونیت ایجاد نماید واین مهم، به آسانی دست یافتنی نیست.

          حتی اگرواکسن ارزان به اندازه ی کافی تولید شود، بازهم نگرانی درباره ی کوید-19 رفع نمی شود.انواع دیگری ازکروناویروس که دربدن حیوانات وحشی، بصورت نهفته وجوددارد،ممکن است درآینده پاندمی های دیگری بیافرینند.سه شرکت Anhuizhifei  درچین ، Osivax درفرانسه ، و VBI درآمریکا، برروی واکسنی جهانشمول برای کوید-19 کارمی کنند که می تواند ازانسان دربرابرانواع ویروس کرونا (حتی آنهائی که هنوز شناخته نشده اند) محافظت نماید.بسیاری ازکشورها، خودرابرای تحقیقات بلند مدت درباره ی واکسن کروناآماده کرده اند.مثلاً تایلند، ضمن اینکه میلیونها دوز ازواکسن کرونا را ازخارج پیش خرید کرده، خود نیزبه تحقیقات دراین باره مشغول است. دانشمندان دانشگاه Chulalongkorn دراین کشور، نسخه ای ازواکسن مبتنی برRNA رادردست ساخت دارند که قراراست تااوائل سال2021 وارد مراحل تست بالینی گردد.

 

منابع ومآخذ

1)How to achieve equitable distribution of vaccine , journal of the American medical Association                                

2)what is the world doing to create a vaccine , www.cfr.org                                                                                                    

3)Russians publish early coronavirus vaccine results , www.nytimes.com                                                                           

4)covid-19 vaccine , www.wikipedia.org                                                                                                                                      

5)once a covid-19 vaccine is found, what happens next , www.euronews.com                                                                  

رشد یا توسعه

"رشد" یا "توسعه"

( بحثی نظری در باب اقتصاد امروز)

رشد اقتصادی به معنی افزایش تولید کالا وخدمات دریک کشور، طی یک دوره ی زمانی مشخص می باشد. افزایش کالا وخدمات وعرضه ی پایدارآن دریک کشور،یاازطریق ارتقای کیفیت آموزشی و تکنولوژی بدست می آید ویاحاصل افزایش ارزش افزوده ی کالاها وخدمات موجود می باشد.رشد اقتصادی، برحسب درصدی ازتولید ناخالص داخلی(GDP) بیان می شود که بانرخ تورم تعدیل می گردد. تولید ناخالص داخلی نیزبه ارزش نهائی کالاها وخدماتی اطلاق می شود که دریک دوره ی زمانی مشخص دراقتصاد یک کشورتولید می گردد.

توسعه ی اقتصادی، رشد کمّی وکیفی اقتصاد یک کشوررانشان می دهد.توسعه، تمامی جنبه های حیات اقتصادی واجتماعی وفرهنگی جامعه رادربرمی گیرد.توسعه ی اقتصادی به معنی ایجاد ظرفیتهای جدید درآموزش، بهداشت وسلامت، اشتغال ومحیط زیست یک جامعه است که خودرادرافزایش درآمد سرانه ی شهروندان یک کشورنشان می دهد. سطح زندگی مردم هرکشور، باعوامل مختلفی سنجیده می شود.دسترسی به آب آشامیدنی سالم،افزایش نرخ اشتغال، بهبود سیستمهای بهداشتی، امحاء فقر، وضعیت تاسیسات بهداشتی، ارتقاءسطح سواد، زیرساختهای متوازن وغیره،شاخص های توسعه هستند.بنابراین، روند روبه ارتقای توسعه ی اقتصادی، برکیفیت زندگی مردم تاثیرمستقیم برجای می گذارد.توسعه درمفهوم کلی، به معنی انتقال ازکیفیت نازل به کیفیت بالاترمی باشد.رشد یک مقوله ی کمّی وتوسعه مقوله ای کیفی است.تفاوتهائی میان رشد وتوسعه ی اقتصادی وجوددارد که برخی ازآنها به قرارزیرمی باشد:

1) رشداقتصادی، نشانگر رشد واقعی تولید دریک دوره ی معین می باشد.درحالیکه توسعه ی اقتصادی به معنی نیل به تولید بیشتر وبهبود شرائط زندگی است که به کمک تکنولوژی پیشرفته حاصل می شود.

2) دررشد اقتصادی، درآمد حاصل از بخش غیررسمی اقتصاد منظورنمی شود درحالیکه درتوسعه ی اقتصادی، فعالیت این بخش درنظرگرفته می شود.

3) رشد اقتصادی، نشانگر میزان استفاده ازمنابع طبیعی، ونیزآلودگی محیط زیستوسطح بیماری و سلامت جامعه نیست.امادرتوسعه ی اقتصادی، مفهوم "پایداری"(sustainability) نهفته است که به معنی تامین نیازهای امروز، باتوجه به نیازهای نسل فرداست.

4) رشد اقتصادی می تواند درتوسعه ی اقتصادی منعکس شود اما، هیچگاه نباید این دورایکی فرض کرد.

5) رشد اقتصادی خودرادرافزایش تولید ناخالص داخلی نشان می دهد اما توسعه ی اقتصادی، ضمن اینکه بیانگرافزایش درآمد ملی یک کشوراست، میزان بهبود ساختارهای اجتماعی اقتصادی آن کشوررادربلند مدت نیز نشان می دهد.

6) رشد اقتصادی، بطورخودکارمحقق می شود اما توسعه ی اقتصادی مستلزم برنامه ریزی میان مدت وبلند مدت می باشد.

7) رشد تولید ناخالص داخلی که نشانگررشد محصول دریک جامعه می باشد، باید همیشه ازنرخ رشد جمعیت بیشترباشد.

8) رشد اقتصادی شرط لازم برای توسعه ی اقتصادی است اما شرط کافی نیست.

9) رشد اقتصادی، باشاخص های معین سنجیده می شود.توسعه ی اقتصادی نیزشاخص های خودراداراست.رشد اقتصادی رامی توان ازاختلاف میان درآمد سرانه ی یک سال با سال دیگربدست آورد. درحالیکه توسعه ی اقتصادی را باید بانرخ امید به زندگی،مرگ ومیرنوزادان، باسوادی وفقرسنجید.

تغییراتی که طی قرن بیستم در اقتصاد جهانی پدید آمد وبروز پدیده های جدیدی چون "تورم همراه بارکود"(stagflation) ، پایان گرفتن سیستم استاندارد طلا، بحران نفت وقدرت گرفتن کشورهای اروپائی، اعتبارمدلهای قدیمی رشد وتوسعه ی اقتصادی رازیر سئوال برد. "آمارتیاسن"(Amartya senاقتصاددان شهیرهندی،شاخصه ی توسعه ی اقتصادی را "آزادی مردم" و حذف موانع ازسرراه تحقق آن می داند.آزادی به مردم اعتماد به نفس داده و به آنهاامکان می دهد که سرنوشت خودرارقم بزنند. موانع موجود برسرراه آزادی، ریشه درفقر، فقدان فرصتهای اقتصادی، فساد، سوءمدیریت وفقدان آموزش وبهداشت دارد. اما مرحله ی جدید تئوریهای رشد وتوسعه، که برعامل انسانی تاکیددارد، بانام "سیمون کوزنتس"(s. Kuznets) پیوند خورده است. به نظراو، رشد بلند مدت اقتصادی، فرآیندی پیچیده است که عوامل متعددی درآن دخیلند. ویژگیهای دموگرافیک، تغییرات ساختاری درجمعیت ونیروی کار،ازمهمترین این عوامل می باشند. کوزنتس ، بخاطرابداع مفهوم "تولید ناخالص داخلی" ودرآمد ناخالص سرانه، جایزه ی نوبل گرفت.

برای درک بهتر دومقوله ی رشد وتوسعه ی اقتصادی، قدری بیشتربه آنهامی پردازیم.رشداقتصادی، نشانگررشد محصول کلی یک کشور دریک دوره ی زمانی مشخص است.درحالیکه توسعه ی اقتصادی، نشانگرافزایش سطح تولید به کمک تکنولوژی پیشرفته ونیزدرنظرگرفتن سطح زندگی واقعی مردم می باشد.رشد اقتصادی، درآمد تولید شده دربخش غیررسمی اقتصادرابه حساب نمی آورد.اصولاً فعالیتهای فراقانونی وثبت نشده، انعکاسی درمقوله ی رشد اقتصادی نمی یابند.درحالیکه توسعه ی اقتصادی، بخش رسمی وغیررسمی اقتصاد راتوامان دربرمی گیرد.نگرانی نسبت به محیط زیست،آلودگی،امیدبه زندگی ونرخ مرگ ومیر، درمقوله ی رشد اقتصادی جائی ندارد. به عبارت دیگر، تنها هدف رشد اقتصادی،ثبت رکوردبالاتر درتولید ناخالص داخلی است. براساس این رکورد، کشورها به توسعه یافته، درحال توسعه وتوسعه نایافته، تقسیم می شوند. توسعه ی اقتصادی، دربلند مدت حاصل می شود درحالیکه رشد اقتصادی درکوتاه مدت قابل حصول می باشد.رشد اقتصادی، نتیجه ی تغییرشاخصهای کمّی است درحالیکه توسعه ی اقتصادی، تغییرشاخصهای کیفی جامعه رامی طلبد.

اقتصاد، درفرآیند توسعه ی خود، باعوامل مختلف اجتماعی وسیاسی برخورد می کند که درهرکشورمتفاوتند.منابع طبیعی ونیروی کارماهر،دوعامل ازمهمترین این عوامل می باشند.منابع انرژی، انباشت سرمایه،منابع فنّی، حمل ونقل، مخابرات، آموزش ونیروی کارموجود، ازدیگرعوامل موثر درفرآیند توسعه ی اقتصادی می باشند که درصورت استفاده ی بهینه ازآنها، مدرنیزاسیون وصنعتی شدن میسّر می گردد.سطح انباشت سرمایه(accumulation of capital) درهرکشور، نشانگر میزان توانائی آن کشوردرایجاد اشتغال می باشد.سرمایه گذاری برروی زیرساختها، تکنولوژیهای پیشرفته وکارخانجات، به کاهش هزینه ها وافزایش راندمان تولید کمک می کند. تجهیزات مدرن، تکنولوژی پیشرفته وکارخانجات جدید، بازده به مراتب بیشتری ازنیروی کاردارند.افزایش بهره وری، به افزایش تولید می انجامد.باافزایش سهم سرمایه به ازای هرنیروی کار، رشد وتوسعه ی اقتصادی آغازمی گردد.

نیروی کارازطریق سطح کیفی وآموزشی خودنیز برتوسعه ی اقتصادی تاثیرمی گذارد.نیروی کارآموزش دیده وباکیفیت، به معنی تولید باکیفیت واقتصاد کارآمدتراست.فقدان مهارت نیروی کار ویاعدم استفاده ی بهینه ازنیروی کارماهر، رشد اقتصادی راکند کرده وبرنرخ بیکاری می افزاید. پیشرفت تکنولوژی نیز عاملی مهم دررشداقتصادی است.علم وتکنولوؤی دردهه ی گذشته، رشدی چشمگیرداشت که حاصل آن، نوآوری های مهم درفرآیند تولید بوده است. امروزه، باهمان نیروی کاردیروز، می توان محصولات بیشتروبهتری تولید کرد وبه رشد اقتصادی وکاهش هزینه ها نائل شد.کشورهائی که چهارعامل موثردررشد اقتصادی را جدّی بگیرند، به نرخهای بالای رشد اقتصادی وبهبود سطح زندگی نائل می گردند.نوآوری فنّی وآموزش نیروی کار، به بهبود تولید می انجامد که خود موجب ارتقاء سطح زندگی می گردد. افزایش بهره وری نیروی کار، ازطریق خرید تجهیزات پیشرفته نیزامکانپذیراست.

عواملی که درتوسعه ی اقتصادی موثرند، درنخستین نگاه، ظاهراً ربطی به پیشرفت صنعتی وسطح زندگی مردم ندارد. این عوامل، همچنین باارزشهای اجتماعی وفرهنگی نیزمسقیماً مربوط نیستند. اما درواقع چنین نیست. جامعه ای به دستاوردهای اقتصادی نائل می گردد که به اخلاقیات قوی حرفه ای وارزشهای تعریف شده ی اقتصادی پای بند باشد.سیاستهای دولت نیز نقش به سزائی درنیل به توسعه ی اقتصادی بازی می کند وفضای مناسب رابرای پیشرفت اجتماعی اقتصادی آماده می کند. سیاستهای کلیدی دولت باهدف تامین مالی پروژه های زیربنائی، تصویب قوانین مناسب درزمینه ی فضای کسب وکار وسیستم مناسب مالیاتی،ازمهمترین گامهائی است که دولت می تواند درجهت هموارکردن راه برای نیل به توسعه ی اقتصادی بردارد. رضایت ورفاه مردم نیزبرتوسعه ی اقتصادی تاثیرمی گذارد.البته میزان این رضایت، خود به سطح بهره وری اقتصادی بستگی دارد.بنگاههای موفقی که بهره وری بالائی دارند، موتورمحرکه ی نیل به توسعه ی اقتصادی محسوب می شوند.این بنگاهها،نیروی کارمولدی دراختیاردارند که معمولاً راضی ومرفه است.شخصی کردن سعادت، فقط جنبه ی مادی ندارد، بلکه حاصل تکامل فردی وتعامل بادیگران است. موفقیت دراین عرصه ها، به رشد کل جامعه منجرمی گردد.معهذا، اقتصاددانان درمورد شاخص های توسعه ی اقتصادی،اتفاق نظرندارند.علت این اختلاف نظر،درپیچیدگی این پدیده نهفته است.وظیفه ی سنجش توسعه ی اقتصادی درسطح ملی وبین المللی، برعهده ی بانک جهانی است. "شورای اجتماعی اقتصادی"(ECOSOC) ، سازمانی بین المللی است که راههای نیل به توسعه ی اقتصادی وبهبود کیفیت زندگی بشررامورد بررسی قرارمی دهد.

درحال حاضر، حدود 2000 شاخص برای اندازه گیری توسعه ی اقتصادی وجوددارد که ازمیان آنها پنج شاخص مهمتراز بقیه اند.شاخص توسعه ی انسانی(Human development Index – IDU) که ازسال 1990 مطرح شد، ابزاری است برای اندازه گیری توسعه ی اقتصادی طی یک دوره زمانی مشخص ، که درسه عرصه ی درآمد سرانه،بهداشت وآموزش، محاسبه می گردد. شاخص توسعه ی انسانی، درواقع میانگین هندسی این سه شاخص می باشد.بهداشت ازطریق امید به زندگی،آموزش ازطریق میانگین تحصیل بزرگسالان وامید به ادامه ی تحصیل کودکان هنگام ورود به مدرسه،ودرآمد سرانه ازطریق تقسیم درآمد ناخالص ملی بر جمعیت، محاسبه می گردد.البته شاخص توسعه ی انسانی، محدودیتهائی نیزدارد ومثلاً نابرابری، فقر ،امنیت وسطح پاسخگوئی رادرجوامع نشان نمی دهد. دفترگزارش توسعه ی انسانی، مشغول رفع نواقص شاخص توسعه ی انسانی می باشد. کمیسیون اتحادیه اروپا،درسندی تحت عنوان "استراتژی اروپا درسال2020"، برای اهداف پنجگانه ی زیراولویت قائل شده است: اشتغال؛ تحقیقات ونوآوری؛ تغییرات آب وهوائی؛آموزش؛ ومبارزه بافقر. هرکشوراروپائی موظف است سیاستگذاریهای ملی خودرا براین اهداف منطبق سازد. این شاخص، قابل اندازه گیری است ولذا می توان آنرا جایگزین شاخص توسعه ی انسانی کرد ودرسطح جهانی بکارگرفت.

منابع ومآخذ

1)economic growth versus economic development , www.aroec.org

2)principles of economic development , www.personal.utdallas.edu

3)what are the different theories of growth? , www.corporatefinanceinstitute.com

4)Amartya sen , www.wikipedia.org

5)A review of economic growth and development , Zsolt krajcsik , university of Miskolc

لبنان درسراشیب سقوط

لبنان در سراشیب سقوط

(نگاهی به ریشه های اقتصادی بحران)

          لبنان دریک بحران سیستمی حاد به سرمی برد که مبنای آنرا بحران اقتصادی تشکیل می دهد. صندوق بین المللی پول، بانک جهانی ودیگرنهادهای بین المللی تلاش می کنند تاشاید راه حلی برای این بحران بیابند.اما، برون رفت ازبحران، بسادگی امکانپذیر نیست.

          اولاً ، لبنان بامعضل بزرگی بنام"حزب الله" روبروست.این سازمان، وزارت بهداشت رادراختیاردارد ودردولت ائتلافی نیزازقدرت فراوان برخوردارمی باشد.ایالات متحده،انگلیس، آلمان، هلند، کانادا،اتحادیه عرب،شورای همکاری خلیج وتعدادی دیگرازکشورهای جهان، حزب الله راگروهی تروریستی می دانند.نفوذ سیاسی حزب الله درلبنان، ازسوئی مانع ازکمک کشورهای غربی ونهادهای مالی بین المللی به این کشورمی گردد وازسوی دیگر، سیستم مالی لبنان رابه فساد،پولشوئی، قاچاق مواد مخدر ودیگرفعالیتهای مشکوک آلوده می سازد.حضورفیزیکی حزب الله درلبنان، عملاً این کشوررابه چند پاره تقسیم کرده است.درّه بقاع، مناطق جنوبی لبنان وحومه ی بیروت بنام "داهیه"، تحت کنترل مستقیم حزب الله قراردارد.زرادخانه ی موشکی این گروه، بزرگتراززرادخانه ی هرکشوراروپائی عضوناتوست. حزب الله اکنون 150 هزارراکت دراختیاردارد که آنهاراازایران دریافت کرده است .موشکهای نقطه زنی که اخیراً ایران دراختیارحزب الله قرارداده، تهدیدی جدی علیه همسایگان این کشور، بویژه اسرائیل به شمار می روند ومی توانند تمامی مناطق این کشورراهدف قراردهند.

         ثانیاً ، لبنان باکمبود شدید پول روبروست.درحالیکه اقشاربالای درآمدی درکشورهای عضوOECD، بلاغ بر40 تا60 درصد درآمد خودرامالیات می پردازند، درلبنان این رقم از20 درصد فراترنمی رود.براساس یک تحقیق، برای تثبیت اقتصاد لبنان به 67 میلیارد دلارپول نیازاست وتنظیم واجرای یک طرح نجات اقتصادی نیز برای این کشور 93 میلیارددلارهزینه دربردارد. باتوجه به ضعف سیستم مالیاتی، این حفره ی 100 میلیارددلاری راچگونه می توان پرکرد؟دربرآورد این رقم،سرمایه گذاریهای زیربنائی وتامین نیازهای ضروری این کشور، گنجانده نشده است.اگرقرارباشد صندوق بین المللی پول، چنین برنامه ای راسازمان دهد،بزرگترین برنامه ی نجات اقتصادی درتاریخ این سازمان، بعد ازبرنامه ی نجات اقتصادی آرژانتین(57 میلیارددلار) درسال2018، خواهد بود.

          ثالثاً ، اکنون بانکهای لبنان در"ترفند پونزی"(Ponzi scheme) گرفتارشده اند. براین اساس، مدیران بانکها، بنگاههای اقتصادی ومالی لبنان، بدون اینکه فعالیت اقتصادی خاصی انجام دهند، باپول سرمایه گذاران جدید، به سرمایه گذاران قبلی  سود می دهند.( چارلز پونزی،این سیستم را درسال1920 ابداع کرد).پولی که ازمحل قاچاق مواد مخدر، پولشوئی ودیگرعملیات غیرقانونی فراهم می آید،ونیزپولی که لبنانی های مقیم خارج ازکشور به داخل ارسال می کنند،برای انجام تعهدات قبلی بانکهای لبنان هزینه می شود واین دورباطل همچنان ادامه می یابد.بانک مرکزی لبنان نیز، باجذب بخشی ازاین پول،هزینه های دولتی( واردات، پرداخت حقوق کارکنان، پرداخت سود  به سپرده ها و...)راتامین می نماید.درحال حاضر، دولت به 300 هزارکارمند حقوق می پردازد که بین 9 تا 13 هزارنفر از آها اصولاً وجود خارجی ندارند وبسیاری ازآنها نیز برسر مشاغل کاذبی قرارداده شده اند که توسط نخبگان فاسد ایجادشده اند. این سیستم، سالیانه 4/6 میلیارددلارهزینه برکشورتحمیل می کند. نخبگان لبنان که ازمدتها پیش می دانستند چه اتفاقی درجریان است،پولهای خودراازکشورخارج کردند واکنون دست استمداد به سوی جامعه ی جهانی درازکرده اند.آنها می دانند، کشوری که ازجامعه ی بین المللی طلب کمک می کند، باید نظارت این جامعه رابرنحوه ی مصرف این کمک نیز بپذیرد.امری که همه ی نخبگان حاکم، به آن تن درنمی دهند.معهذا،لبنان دارای ذخائرعظیم طلاست.این کشورتا مه2020 ، بالغ بر8/286 تن طلا دراختیارداشته که این کشوررا درردیف بیستم جهان قرارمی دهد.اگرچه ارزش این طلا، 93 میلیارددلارنیست اما می تواند برای شروع هربرنامه ی اصلاحی، کافی باشد.

          اینکه لبنان به کجامی رود ، برکسی روشن نیست.سلطه ی حزب الله برکشور،ناکارآمدی دستگاههای دولتی، بی کفایتی وفساددولتمردان، دیون فزاینده ی بخش عمومی، شیوع کوید-19، وانفجار مرگباری که نیمی ازبیروت رابه تلی ازخاک بدل کرد، چالشهای سهمناکی می باشند که امکان پیش بینی راازصاحبنظران سلب نموده است.دراین شرائط، تنظیم طرح نجات اقتصادی، حتی درصورتی که تحقق پیداکند، چاره ی کارنیست. سیستم، نیازمند بازنگری کلی است که پایان دادن به دورباطل  ترفند پونزی، تنهابخش کوچکی ازآن می باشد.

          رابعاً، سیستم بانکی لبنان را می توان به سه بخش تقسیم کرد: بخش سالم، بخشی که ازکمبود نقدینگی رنج می برد،وبخش ورشکسته . درحال حاضر، بخش سالم، نقدینگی بخشی راتامین می کند که دچارکمبود نقدینگی است وبانکهای ورشکسته نیز روند سقوط نهائی راطی می کنند.باخارج شدن گروه سوم ازمیدان،عرصه برای اصلاح سیستم بانکی لبنان آماده می شود.اما متاسفانه، پیرامون بحران فعلی وراههای برون رفت ازآن، اتفاق نظرمیان نخبگان لبنان وجودندارد.آنهاحتی ازبرآورددقیق نیازهای خود عاجزمانده اند ورقمی کمتراز دوسوم برآوردهای بین المللی رااعلام می نمایند.بعلاوه ، برسرنحوه ی تقسیم منابع اختصاص یافته به طرح نجات، میان سپرده گذاران، اعتبارات، کارکنان دولت ودیگربخش های جامعه، اختلاف نظروجوددارد.اینکه چه بانکی باید تعطیل شود وچه برسردارائیهای آن خواهدآمد نیزمورد اختلاف نظرقراردارد.درحال حاضر، به غیرازذخائرطلا، لبنان به دارائی سرمایه ای دیگری دسترسی ندارد.فقدان شفافیت وپاسخگوئی دربخش دولتی وخصوصی نیزمزید برعلت گردیده است.آنچه وضع راپیچیده ترمی کند،فقدان یک برنامه ی جامع برای برخورد باگروههای تروریستی وخلافکاراست.خلاصه اینکه لبنان نیازمند اصلاحات همه جانبه است. کشورنیازمند یک بخش مالی جدید وپاک است که براساس استانداردهای بین المللی وتحت نظارت جامعه ی جهانی ، برپاگردد.

          باکاهش بهای نفت ازحدود100 دلاربه بشکه ای 24 دلاردرسال2014 ، وجوه ارسالی ازسوی لبنانی های مقیم خارج نیزکاهش یافت.لبنانی هائی که عمدتاً درکشورهای تولید کننده ی نفت، کشورهای غرب آفریقا وشورای همکاری خلیج ساکنند، به شدت از کاهش بهای نفت لطمه دیدند وبسیاری ازآنها شغل خودراازدست دادند. درهمین حال، بانکهای لبنان بخاطردخالت در پولشوئی وشرکت درشبکه ی جهانی تامین مالی تروریسم، مورد تحریم آمریکاقرارگرفتند. نخبگان، بی سروصدا سپرده های دلاری خودرا، علیرغم قانون منع انتقال سرمایه،به خارج ازکشورمنتقل نمودند ولبنان به کشوری ورشکسته تبدیل شد که جولانگاه تروریستها، خلافکاران، نخبگان فاسد ودولتمردان ناکارآمداست.دراین شرائط، به نظرمی رسد تنها راه برای برونرفت عاجل لبنان ازبحران، تزریق پول ازخارج باشد.اگروعده های صندوق بین المللی پول وبانک جهانی وگروه"سدر"( CEDRE کلوپ مالی مستقردرپاریس) تحقق یابد،30 میلیارددلارپول دراختیارلبنان قرارخواهد گرفت.اماشرط واگذاری این پول،اتخاذ تدابیرسخت ریاضتی، اصلاحات گسترده ی پولی ومالی،اصلاحات قانونی، تجدید ساختاراقتصادی وپایان دادن به پولشوئی است.باتوجه به بی کفایتی دولتمردان لبنان وحضورپررنگ حزب الله درسیستم سیاسی واقتصادی این کشور،دریافت این پول بعید به نظر می رسد.بدون اصلاحات، لبنان درآشوب وهرج ومرج، تورم افسارگسیخته وبی نظمی اجتماعی غرق خواهد شد.دخالت آمریکا، فرانسه، عربستان، ایران، سوریه وترکیه نیزدراین امر، بعید به نظرمی رسد.زیرا این کشورها خوددرگیر معضلات اقتصادی، کوید-19 ، وچالشهای سیاسی می باشند.

          خامساً ، بانک لبنان که بانک مرکزی این کشورمی باشد،درسال1963 تاسیس شد.مقرّ این بانک دربیروت است وشعباتی نیزدرسراسرکشوردارد.مالکیت این بانک صددرصد دراختیاردولت لبنان است. درسیستم سیاسی فرقه ای لبنان، ریاست بانک مرکزی برعهده ی مسیحیان مارونی است.رئفعلی بانک مرکزی لبنان"ریاض سلامه" است که دوران ریاستش درسال2025 به پایان می رسد.اومجری طرح"ترفند پونزی"است که درسطورقبل به آن اشاره شد.دراین سیستم، دوگروه شرکت دارند: "بازنده ها" متشکل ازلبنانی های مقیم خارج،سپرده گذاران وتجاری که به اعتبارات بانکی وابسته اند، و "برندگان" که بانکداران ونخبگانی هستند که ازمهندسی مالی ریاض سلامه، سودهای بادآورده کسب کرده اند ودلارهای خودراقبل از اعمال کنترل برجابجائی سرمایه، ازکشورخارج کرده اند.برخی ازبرندگان نیزبادریافت وامهای ارزان،آپارتمانهای لوکس ودارائیهای ارزشمند خریده اند.یکی دیگرازبرندگان سیستمی که ریاض سلامه برپاکرده، حزب الله لبنان است که سیستم بانکی رادرخدمت پولشوئی چندین میلیارددلاری وتامین مالی تروریسم قرارداده است.کارکرد این سیستم چنین است: بانکهای تجاری، بخشی از دلارهائی راکه ازطریق وجوه ارسالی لبنانی های مقیم خارج ازکشور، توریسم،صادرات ویا معاملات غیرقانونی گروههای تروریستی وخلافکاربدست می آورند، بعنوان سپرده نزد بانک مرکزی قرارمی دهند.بانک مرکزی نیزازاین پول، برای واردات، تامین هزینه های دولتی، وپرداخت بهره به سپرده گذاران استفاده می نماید.

          این ساختاربراساس نرخ ثابت دلار وپوند طراحی شده است.اماازآنجائیکه ارزش دلاربسرعت در برابرپوند لبنان افزایش پیدامی کند،لذا دولت لبنان باانتشاراوراق قرضه ی اروپائی(Eurobonds) ، سعی می کند این حفره راپرنماید.بانکهای خصوصی لبنان ، برای خرید این اوراق هجوم آورده اند. بانک مرکزی لبنان درسال 2016 ، حدود سه میلیارددلار ازاین اوراق منتشرکرد ودرسالهای 2017 و2018 نیز 2/10 میلیارددلاردیگرنیزمنتشرنمود.این استقراض، سیستم بانکی لبنان را به سرعت بسوی فروپاشی سوق داد.اعتراضات وتظاهرات عمومی بالاگرفت.دلیل اولیه ی این اعتراضات، افزایش مالیات برسیگار، بنزین واپیلیکیشن های پیام رسان( بویژه واتس آپ) بود.بزودی مطالبات مردم به طرد سیستم فرقه ای واعتراض به سقوط اقتصادی وفساد کشیده شد.حواله ی پول ازخارج کاملاً متوقف گردید وتوریسم پایان گرفت.لبنان انتشاراوراق قرضه ی اروپائی رامتوقف کرد ودرغیاب دلار، ترفند پونزی نیزبسرعت رنگ باخت. بانک مرکزی، محدودیتهائی را درزمینه ی نقل وانتقال سرمایه وضع کرد وخروج دلارازسپرده ها ممنوع اعلام گردید.نخبگانی که ازرانت اطلاعاتی برخورداربودند،اندکی قبل ازاین مقطع، مقادیرهنگفتی ازسپرده های خودرابه خارج منتقل کردند ومردم عادی که صاحبان سپرده های کوچک بودند، قربانی سیاست انجماد سپرده ها گردیدند.اکنون سپرده گذاران لبنانی باید تاوان اشتباهات متولیان امورمالی کشوروعملکرد سیاستمداران ونخبگان فاسدرابپردازند.

          اکنون بانک مرکزی لبنان، انتشارحسابرسی های مالی خودرامتوقف کرده است.آخرین گزارشی که این بانک ازوضعیت مالی خود منتشرکردبه سال مالی 2018 بازمی گردد وازآن پس، فقط ترازنامه های موقت داخلی منتشرشده است.این ترازنامه ها نشان می دهند که بانک مرکزی لبنان اکنون پنج میلیارددلار سررسیداوراق قرضه ی اروپائی و15 میلیارددلاروام ازبانکهای خصوصی رادرتعهد خوددارد.ظاهرقضیه این است که بانک مرکزی لبنان 38 میلیارددلارذخیره برای واردات دارد اما حقیقت این است که بانک مذکور، حدود 60 میلیارددلاربدهی به بانکهای تجاری دارد که سررسید آن عنقریب می رسد.بنابراین، ترازنامه ی واقعی بانک مرکزی لبنان، منفی 22 میلیارددلارمی باشد. بانک مرکزی لبنان فعلاً قصدندارد ونمی تواند سپرده های دلاری رابه بانکهای خصوصی بازگرداند وعلت آنرانیزانجماد حسابهای بانکی وممنوعیت نقل وانتقال سرمایه عنوان می کند.بدین ترتیب،بانک مرکزی لبنان نیزیک بانک ورشکسته است که چشم اندازروشنی برای برون رفت ازبحران پیش روندارد.این بانک، دلارهای خودرابرای واردات ضروری کشور،سهمیه بندی کرده است.امابزودی این ذخائرنیزبه پایان می رسد،واردات متوقف می گردد وتورم افسارگسیخته ازراه می رسد.

          سادساً ، سیستم بانکی لبنان، سیستمی ورشکسته است.براساس لیست منتشره توسط بانک مرکزی لبنان،142 بانک خصوصی دراین کشورفعالیت می کنند که برخی ازآنها شعب بانکهای معتبرخارجی می باشند.سیتی بانک(Citibank) ، ABN ، AMRO ، BANCA DI ROMA ،ازآن جمله می باشند.ازمیان بانکهای داخلی، 14 بانک که سپرده های نزدآنها بیش از 2 میلیارددلاراست، مهمترازبقیه اند.اکثراین بانکها باحزب الله رابطه ی نزدیک داشته ودارائیها وبدهیهای کلانی دارند که بخش عمده ی آن به دلار ویورو می باشد.این 14 بانک به دو گروهتقسیم می شوند. 11 بانک ،هریک به نحوی، درگیرعملیات پولشوئی وتامین مالی تروریسم هستند وتنها 3 بانک"پاک" وجوددارند که باید مبنای بازسازی سیستم مالی لبنان قرارگیرند.متاسفانه، هردوگروه درآستانه ی ورشکستگی می باشند.این سه بانک عبارتنداز: "بانک مد"(Bankmed) ، "کردیت لبنان"(Credit Lenanon) ، و "آی بی ال بانک"(IBL bank). بانک مد به 7/5 ، کردیت لبنان به1/3 ، وآی بی ال به 9/1 میلیارددلار تزریق سرمایه نیازدارند تاازورشکستگی رهایی یابند. شاید ساده ترین وسریعترین راه برای غلبه بربحران، ادغام 14 بانکی که درسطورقبل ازآنها نام برده شد درپنج بانک باشد.محوراین ادغام راباید سه بانک پاک لبنان تشکیل دهند. بانک "آئودی"     (Audi bank) وبانک "بلوم"(Blom bank) دوبانکی هستند که باید به علت ابعاد بزرگ ومدیریت نسبتاً قوی، به این جمع اضافه شوند.گام بعدی ، انجام "وثیقه ی سپرده گذاران" (haircut depositors)است که به طرق مختلف صورت می گیرد.(تمدید تاریخ بدهی های بانک ، تبدیل بخشی ازسپرده های بزرگ به سهام ، انجماد سپرده ها تاپنج یاشش سال، کاهش نرخ سود سپرده ها و...).همچنین باتبدیل سپرده های دیداری به سپرده های مدت دار( یک ساله، سه ساله ، پنج ساله) می توان هزینه ی اصلاح سیستم بانکی رابه نصف تقلیل داد.

          دولت لبنان اخیراً قول داد که درسپرده های مردم نزد بانکها، دست نمی برد.اما این قول رانباید جدّی گرفت.بدون وثیقه ی سپرده گذار،برون رفت ازبحران بانکی، غیرممکن به نظرمی رسد.اگرچه مخالفت شدید سیاسی بااین طرح، چندان دورازانتظارنیست اماهدف ازآن، خرید زمان برای سیستم بانکی است تا بتواند باافزایش سرمایه،کسب عواید جدید وتعیین تکلیف دارائیهای"بد" ، بربحران غلبه نماید. متاسفانه این استراتژی، اعتماد لبنانی هائی راکه درامارات متحده عربی، عربستان ودیگرکشورهای نفتخیزخلیج فارس ،نیجریه و کشورهای غرب وشمال آفریقا مشغول کارهستند، ازسیستم بانکی لبنان سلب می کند.اگرابعاد طرح وثیقه گذار گسترده ترگردد،آنگاه اعتماد واطمینان به سیستم بانکی لبنان، برای همیشه سلب خواهد شد.بنابراین لبنان، برسردوراهی میان وثیقه ی سپرده گذار ویا فروپاشی کامل، قراردارد.درعین حال، انتخاب میان "طرح نجات" یا "وثیقه ی سپرده گذار"، اصولاً مطرح نیست زیرالبنان پولی برای اجرای یک طرح کامل نجات درچنته ندارد.این کشورتاژانویه2020 ، بالغ بر3/28 میلیارددلاراوراق قرضه ی اروپائی منتشرکرده بود وسود این اوراق که درتعهد سیستم بانکی لبنان می باشد، به 5/15  میلیارددلاربالغ می گردد که بااصل اوراق مزبور، به 8/43 میلیارددلارمی رسد.بعلاوه، دولت لبنان، اوراق قرضه ی خزانه نیزمنتشرکرده است که مبلغ آن 4/1 میلیارددلارمی باشد.بدین ترتیب، مجموع دیون دولتی لبنان به 2/45 میلیارددلارمی رسد.سررسید اوراق قرضه ی اروپائی ازمارس2020 تامارس 2037 می باشد.مجری اصلی این طرح،بانکهای معتبرداخلی وخارجی بودند ودولت لبنان نیز1/11 میلیارددلارازاین اوراق راخود به بازارعرضه کرده است. 500 میلیون دلار ازاوراق قرضه ی اروپائی، علیرغم ممنوعیت انتقال سرمایه، به شرکت Ashmore درلندن فروخته شده که موضوع این معامله، اکنون دردادستانی لبنان تحت بررسی است.سروسامان دادن به دیون ناشی از اوراق قرضه ی اروپائی، چندان آسان نیست.ازدارندگان این اوراق خواسته می شود که با تمدید سررسیدآنها  وکاهش 10تا15 درصدی سودآن، درواقع ازمنافع خویش صرفنظرنمایند. سررسید این اوراق،باید حداقل 10 سال به عقب بیفتد تاسیستم بانکی لبنان فرصت تجدید ساختاربیابد.دراین مدت،ذخائرطلای لبنان  می تواند به یاری اصلاحات بیاید.به گزارش "شورای جهانی طلا"، ارزش ذخائرطلای لبنان تا مه 2020 ، بالغ بر 28 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور(57 میلیارددلار) است که یکی ازبالاترین ارقام درجهان محسوب می شود.( کافی است بدانیم که نسبت ذخائرطلا به تولید ناخالص داخلی آمریکا فقط 3/2 درصد می باشد.)بدین ترتیب، سهم سرانه ی جمعیت 7 میلیونی لبنان ازاین طلا،حدود35/1 اونس می باشد که پس ازسوئد، بالاترین رقم درجهان است. این حجم طلا، طی سالهای رونق اقتصادی، یعنی دهه های1960 و1970 ، ذخیره شده است.محل نگهداری این طلا مشخص نیست و بسیاری گمان می کنند که درسردابه های بانک مرکزی لبنان نگهداری می شود. شایع است که درسالهای جنگ داخلی لبنان(1990-1976 )، رئیس بانک مرکزی این کشور(ادموند نعیم) برای جلوگیری ازدستبرد به ذخائرطلا، شبهادربانک مرکزی می خوابیده است.امادراواخردهه ی 1970 ، طلاها به محلی امن درخارج ازلبنان منتقل شد که هیچکس ازآن مطلع نیست.اما، باحدس قریب به یقین می توان گفت که 60 درصد ذخائر طلای لبنان اکنون دربانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری می شود وچهل درصد بقیه نیزیا دربانک مرکزی فرانسه ویادربانک مرکزی انگلیس است. علیرغم این ذخیره ی ارزشمند، بعید است که لبنان بتواند ازآن درطرح نجات اقتصادی خود استفاده نماید مگرآنکه  این طرح، درقالب یک بسته ی بین المللی وبامشارکت صندوق بین المللی پول وگروه CEDRE به اجراء درآید. همانطور که قبلاً اشاره شد،تثبیت کامل شرائط اقتصادی لبنان، مستلزم 65 تا70 میلیارددلاربودجه است. فروش طلاهای لبنان می تواند پلی میان منابع موجود ومنابع موردنیاز این کشوربرقرارنماید.

          سابعاً ، نقش حزب الله درآینده ی لبنان وبرنامه ی اصلاحی آن رانمی توان نادیده گرفت.این گروه، هواداران بسیاری دراقصی نقاط جهان ،ازجمله مثلث مرزی میان برزیل،آرژانتین وپاراگوئه دارد. حزب الله ، باتجارت غیرقانونی کوکائین درآمریکای جنوبی ارتباط دارد وباکارتل هائی چون Zetas ودیگر گروههای قاچاق مواد مخدر،همکاری دارد. رابطه ی حزب الله باجوامع شیعی غرب آفریقا بویژه سیرالئون، ساحل عاج، گامبیا، سنگال، غنا ونیجریه، بسیارنزدیک است وباباندهائی که به تجارت غیرقانونی الماس مشغولند، رابطه دارد.همچنین عوامل حزب الله درآمریکا، به کارخرید وفروش اتوموبیل دست دوم، ودرجنوب شرقی آسیا به خرید وفروش اقلام مصرفی، بویژه البسه ومنسوجات مشغولند.پول حاصل ازاین کسب وکار،توسط دلالها وصرّافها به لبنان ارسال می شود وپس ازپولشوئی،دوباره به بانکهای اروپا وآمریکا واریزمی گردد تاازآن برای خرید کوکائین وسرمایه گذاری درکسب وکارهای قانونی وغیرقانونی استفاده شود.انتقال این پول، خارج ازکانال بانکی نیز کارچندان دشواری نیست.مثلاً یک میلیون دلاراسکناس 100 دلاری، فقط 10 کیلوگرم وزن دارد ودریک ساک دستی قابل حمل است. سودحاصل ازاین تجارت،به جیب حزب الله سرازیر می شود واین گروه نیزازآن، درعملیات تروریستی، برنامه های اجتماعی وپرداخت رشوه وتطمیع مقامات دولتی استفاده می کند. همانطور که گفتیم، تقریباً همه ی بانکهای لبنان، به استثنای سه بانک،درعملیات پولشوئی حزب الله شرکت دارند.ایران نیز سالیانه حداقل 700 میلیون دلار دراختیارحزب الله قرارمی دهد.اکثرصراّافیهای لبنان به نقل وانتقال پول توسط حزب الله کمک می کنند.ازآنجائیکه صرّافیها بانک نیستند،لذا درنقل وانتقال پول، تابع مقررات ومحدودیتهای داخلی وبین المللی نیستند.آنها پول رابدون هیچگونه سئوالی می پذیرند وآنرادرمقصد به مشتری تحویل می دهند. دستگاههای اطلاعاتی آمریکا وغرب، برای شناسائی این شبکه ومقابله باآن تلاش می کنند.اما آمریکاازاعمال تحریمهای همه جانبه علیه بانکهای لبنان اکراه دارد زیرا می داند اینکار موجب فروپاشی سیستم بانکی لبنان، سقوط سیستم سیاسی فعلی وبروزناآرامیهای اجتماعی وفاجعه ی انسانی دراین کشورمی گردد. لذا،آمریکا تلاش می کند سیستم مالی حزب الله را شناسائی وفلج نماید.

          تلاش دولت لبنان برای تنظیم برنامه ی نجات کشور به سپتامبر2019 بازمی گردد.امااین تلاش، به علت بروزناآرامیها واعتراضات عمومی که به سقوط دولت انجامید، نیمه تمام رهاشد.دراوائل ماه مه 2020 ، نخست وزیر، کابینه، حزب الله وشخص سعد حریری،برنامه ی مزبورراتصویب کردند ومذاکره باصندوق بین المللی پول راآغازنمودند.اما این بارنیز، انفجارمهیب نیترات آمونیوم انبارشده دربندربیروت، که نیمی ازاین بندرراویران، 170 کشته وصدهاهزارآواره برجای گذاشت، به استعفای نخست وزیر ونیمه تمام ماندن مذاکرات انجامید.رئو س برنامه ای که موردتوافق قرارگرفت به قرارزیرمی باشد: ادغام بانکهای ورشکسته؛ بازسازی بانک مرکزی وافزایش سرمایه آن؛ کاهش ارزش پول ملی؛ کاهش هزینه های عمومی؛قطع سوبسید برق؛ افزایش مالیات بردرآمد اشخاص حقیقی وحقوقی؛تجدید ساختاردیون دولتی؛ آماده سازی فضابرای سرمایه گذاری خارجی؛ مبارزه ی قاطع بافساد، اختلاس وسوءاستفاده از منابع عمومی؛ اصلاح سیستم جمع آوری مالیات؛توسعه ی دارائیهای نفتی وگازی کشور؛فروش یااجاره ی دارائیهای دولتی؛اعمال کنترل موقت برانتقال سرمایه؛ تامین مالی نیازهای اساسی جامعه(غذا،دارو...). درعین حال ،کارشناسان نسبت به رابطه باصندوق بین المللی پول هشدارداده اند.عملکرد این صندوق درمنطقه وجهان، باید برای لبنان عبرت آموزباشد.این کشورنباید به راه مصر،تونس وآرژانتین گام بگذارد.  بسته های اصلاحی صندوق بین المللی پول، براساس دکترین"اجماع واشنگتن"(Washington Consensus)تنظیم می شوند که توسعه ی بخش خصوصی، گشایش درب کشوربرروی بازارهای جهانی وتثبیت اقتصاد کلان، محورآن می باشد.باآنکه اصلاحات مبتنی براجماع واشنگتن تاکنون کارنامه ی موفقی درکشورهای فقیروکم درآمد نداشته است اما، صندوق بین المللی پول همچنان برآن پافشاری کرده واین دکترین را محورتوصیه های اقتصادی خویش قرارداده است.

           دراین برنامه ، چند نکته ی اساسی نادیده گرفته شده است که کمبودبرق،نابسامانی درجمع آوری ذباله وپسماند، بحران ارزارسالی توسط لبنانی های مقیم خارج ازکشور، بحران توریسم وبحران کوید-19 ، ازآن جمله می باشد. بسته های کلاسیک نجات اقتصادی که صندوق بین المللی پول ارائه می دهد، نه مفید ونه قابل قبولند.افزایش مالیات که دراین بسته پیشنهاد می شود، باری سنگین رابرنیمی ازجمعیت لبنان، که مدتهاست از فقرمفرط رنج می برند،تحمیل می کند.هرطرح نجات اقتصادی،اگرمی خواهد موفق شود،باید بجای فشاربربینوایان، باراصلاحات رابردوش ثروتمندان قراردهد.ازطریق اصلاح سیستم مالیاتی ووضع مالیات برثروتمندان وکالاهای لوکس،می توان 13 تا16 درصد برنسبت مالیات برتولید ناخالص داخلی افزود وسالیانه 6/18 میلیارددلاردرآمد اضافی کسب نمود.ازسوی دیگر ، شرکتهای مخابرات، برق وهواپیمائی خاورمیانه، که درصف مقدم خصوصی سازی قراردارند، مهمترین دارائیهای دولت لبنان می باشند که اگرفروش آنها واقعاً لازم وناگزیراست، باید مطمئن شد که، مانند ایران، به بخش "خصولتی " واگذارنمی گردند.امادرهرحال،خصوصی سازی سریع دارائیهای دولتی، به سود منافع بلند مدت لبنان نیست. دراین شرائط،دریافت کمک دوجانبه وخارج ازنظارت صندوق بین المللی پول نیز بسیاربعید به نظر می رسد.آمریکا وغرب، همکاری دوجانبه بالبنان را، مستقیم وغیرمستقیم، به نفع حزب الله می دانند. ایران هم به سبب تحریمهای فلج کننده ی آمریکا، ناآرامیهای داخلی وکمکهای سخاوتمندانه به حزب الله، دیگرآهی دربساط ندارد که به دولت لبنان کمک کند.دولت ژاپن نیزهرگونه همکاری بالبنان رابه استرداد"کارلوس قوسن"(C. Ghosn) مدیرفراری شرکت "نیسان" به لبنان، منوط کرده است. کشورهای اروپائی هم فقدان شفافیت درسیستم مالی لبنان وفساد دردستگاه دولتی این کشوررامانع همکاری دوطرف می دانند. اما شاید مهمترین مانع برسرراه اجرای "طرح نجات" وهمکاریهای دوجانبه راباید ناکارآمدی سیستم سیاسی لبنان دانست.بدیهی است نخبگان سیاسی واقتصادی لبنان که سالها ازاین سیستم منتفع گردیده اند، مخالف اصلاحات هستند.معهذا،آنها بااصلاحات به سبک صندوق بین المللی پول مخالفتی ندارند زیرامی دانند بسته های اصلاحی کلاسیک این صندوق،تاکنون نتوانسته است ثبات رابه کشورهای بحران زده بازگرداند وبرعکس، آنها رادردورجدیدی ازبحران گرفتارمی کند.اما نخبگان حاکم اینطوروانمود می کنند که جایگزین طرح نجات اقتصادی صندوق بین المللی پول که برمبنای ریاضت اقتصادی تنظیم شده، چیزی جزناآرامی اجتماعی، بحران انسانی وفروپاشی دولت وکشورلبنان نیست.آنها سه سناریو برای آینده ی لبنان ارائه می دهند: تزریق پول ازخارج،ریاضت اقتصادی وحرکت تدریجی به جلو، وفروپاشی . درمورد اول که 35 درصد امکان اجراء دارد، پارلمان ودولت لبنان برخی ازتوصیه های صندوق بین المللی پول رامی پذیرند تاازنهادهای بین المللی  اعتباردریافت کنند.درسناریوی دوم،ازارزش پول ملی به شدت کاسته می شود وتورم اسارگسیخته سراسرکشوررافرامی گیرد، اغلب بانکهای تجاری ورشکست وازصحنه خارج می شوند وبانکهای باقیمانده، حول محور3تا5 بانک، درهم ادغام می گردند،بودجه ی کشورمتوازنترمی گردد وزمینه برای دریافت کمکهای خارجی آماده می شود.دراین گزینه، سرانه ی تولید ناخالص داخلی کشور از6250 دلاربه4000 دلارکاهش می یابد وحزب الله همچنان حضور پررنگ خودرادرصحنه ی سیاسی کشورحفظ می کند. حاصا اجرای این سناریو،بقای لبنان، امافقیرتر، آشوب زده تر وبی ثبات ترخواهد بود.احتمال اجرای این سناریو 40 درصد می باشد.شاید اصلاح سیستم مالیاتی لبنان،قابل قبولترین ماده ازاین برنامه ی اصلاحی باشد که درنخستین گام،مفرّهای گریزازمالیات رامسدود می کند. اما اگرپولی ازراه نرسد، کسب وکاررونق نمی گیرد، بیکاری افزایش می یابد، خشونت شدت می گیرد وکشوردرسراشیب سقوط قرارمی گیرد.

          نسل جوان امروزلبنان که سکولارترازگذشته است، درپی آینده ای عاری ازفساد، پارتی بازی وغارت منابع ملی می باشد.معهذا اگر اعتراضات مسالمت آمیزفعلی ادامه یابد، چه بسا عناصرمفسده جو به داخل جنبش نفوذ کرده وآنرابه خشونت بکشند.خشونت معترضین ، خشونت دولت رابدنبال خواهد داشت وبالعکس.بدین ترتیب، لبنان دردورباطل خشونت غرق شده وبه کشوری ورشکسته همچون ونزوئلا، سوریه ویمن تبدیل خواهدشد.احتمال تحقق این سناریو نیز25 درصد می باشد. به نظرمی رسد لبنان درنهایت، مجبوراست به صندوق بین المملی پول، به عنوان "وام دهنده ی آخرین مرجع"(Lender of last resort) مراجعه کند.اما بسته ی اصلاحی این صندوق، فقط متوجه بازپرداخت وامهای خارجی ازطریق اعمال سیاستهای ریاضتی است که کشورراهرچه بیشتردررکود اقتصادی فرومی برد.آنچه اکنون لبنان به آن نیازدارد، تشکیل یک دولت جدید وحدت ملی نیست بلکه یک قرارداد جدید اجتماعی است که سیستم فرقه ای راطرد کند وبااصلاح سیستم قضائی، مدیریت کشورراپاسخگو نماید.این مهم فقط هنگامی دست یافتنی است که قانون انتخابات اصلاح شود وپارلمان ودولت جدید برمبنای آن شکل بگیرد. تنهاازاین طریق می توان برتراژدی لبنان فائق آمد.

 

منابع ومآخذ

1)crisis in Lebanon , www.fdd.org                                                                                                                                                  

2)Lebanon needs transformation , www.winep.org                                                                                                                    

3)Lebanon needs IMFbail-out , www.executive-magazine.com                                                                                               

4)A fair IMF package for LEBANON , www.imf.org                                                                                                                      

5)IMF quotas factsheet , www.imf.org                                                                                                                                             

6)Lebanon country data , www.worldbank.org                                                                                                                           

7)fuck off , www.executive-magazine.com                                                                                                                                   

صدور خودکامگی دیجیتال

صدورخودکامگی دیجیتال

 

          خودکامگی دیجیتال(digital authoritarianism) به معنی استفاده ازتکنولوژی اطلاعات برای بقای رژیم سیاسی، سرکوب مخالفین ودستکاری اطلاعات، توسط رژیمهای خودکامه می باشد. درصف مقدم این تکنولوژی درجهان، چین وروسیه قراردارند.تجربه وسابقه ی چین دراستفاده از تکنولوژی دیجیتال برای مقاصد نظارتی،این کشوررابه عرضه کننده ی عمده ی تکنولوژی نظارتی به رژیمهای غیرلیبرال وسرکوبگر تبدیل کرده است.معهذا، تجهیزات نظارتی ساخت روسیه که به مراتب ساده تر و ارزانتر ازتجهیزات پیشرفته ی چینی است، بااستقبال بیشتر خودکامگان جهان سومی روبروشده است.اما، چین راباید پیشگام عصر" سانسوردیجیتال" دانست.این کشورباابداع "دیواربزرگ آتش"(Great fire wall) ، نخستین بارتوانست اینترنت را تحت کنترل دولت قراردهد.اما تکنولوژی روسی،کمتربرفیلترینگ وبیشتربرایجاد محدودیت قانونی وسرکوب جامعه ی مدنی استواراست.معهذا، روسیه نیزمانند چین، گامهائی رادرجهت استقرار"اینترنت ملی" برداشته است.

          رویکرد فعلی پکن به تکنولوژی اطلاعات،به دوران اصلاحات "دنگ شیائو پینگ" بازمی گردد. تداوم این اصلاحات، توانسته است چین رابه پیشتازتکنولوژی جهانی ودومین اقتصاد قدرتمند دنیا، پس از آمریکا، تبدیل کند. "ای میل" نخستین باردرسال1987 درچین نمایان شد و اینترنت تجاری نیزمتعاقب آن، درسال1994 دراین کشوررواج پیداکرد.دیری نگذشت که رهبران چین از"الگوی چینی اینترنت" سخن به میان آوردند ودرسال 1996 ، درحالیکه فقط یکصدوپنجاه هزارکاربراینترنت درچین وجودداشت، شورای وزیران این کشور، بامصوبه ی شماره ی 195 ، اینترنت راتحت کنترل دولت قرارداد.درحال حاضر، بیش از 60 شرکت، کارنظارت فنی وقانونی براینترنت چین رادنبال می کنند.البته درابتدا،چهارچوب این سیستم، انتقاد تاحدودی تحمل می شد اما اکنون ، رسانه های اجتماعی چین مانند"وای بو"(Wei bo) و "وی چت"(We Chat) تحت کنترل ونظارت دولت قراردارند.تنهادرسه هفته ی نخست سال جاری، بیش از700 سایت و9000  اپیلیکیشن موبایل درچین مسدود گردیدند.

          معهذا، چین فقط برفعالیتهای آن لاین نظارت نمی کند.وزارت امنیت عمومی و وزارت صنعت وتکنولوژی اطلاعات، درطرحی مشترک که "اسکای نت"(Sky Net) نام گرفته، ایجاد یک شبکه ی ملی اطلاعات دیجیتال رادردستورکارخودقرارداده اند.براساس این برنامه،هشتصد هزار دوربین درشهرپکن نصب گردید وپلیس پکن اخیراً اعلام کرد که صد در صد شهرپکن را تحت کنترل ونظارت دیجیتال قرارداده وقراراست 20 میلیون دوربین دیگردرسراسرچین نصب شود.اما هدف چین ازاین فراترمی رود.بااستقرارسیستم " چشم تیزبین"(sharp eye) که نام آن ازشعارحزبی"مردمان چشمان تیزبین دارند" گرفته شده، قراراست اطلاعات تلفن های هوشمند، شبکه های ماهواره ای ودوربین های نظارتی، درهم ادغام گردد.برای این منظور، شرکتهائی چون "هایک ویژن"(Hik vision) بزرگترین تولید کننده ی تجهیزات نظارتی درجهان،بسیج شده اند وشرکتهای "سنس تایم"(sense time)، "یی تو"(yitu) و "مگ وی"(Megvii) نیزبا 2 میلیارد دلاربودجه به این طرح پیوسته اند.اتصال یک نرم افزار شناسائی چهره به سیستم چشم تیزبین، پیش بینی شده است.چین، این تکنولوژی نظارتی خودرادرایالات مسلمان نشین وترک زبان غرب چین، که سکونتگاه اویغورهاست، مستقرکرده واین مناطق راتحت پوشش گسترده ی این تکنولوژی قرارداده است.اینترنت وپیام رسانهای دیجیتال ونوشتاری دراین ایالت،به کرات قطع می شوند.دولت چین همچنین قصددارد همه ی خودروهای این کشوررا به سیستم موقعیت یاب "بای دو" (Beidou) که نسخه ی چینی "جی پی اس"(GPS) است، مجهزنماید.البته چین دهه هاست تکنولوژی اطلاعات خودرابه خارج ازکشورنیز صادرمی کند اما،اخیراً دوتغییرعمده درصدوراین تکنولوژی صورت گرفته است.اول اینکه،محصولات پیشرفته ی فنی ساخت چین، دیگربه قیمت ارزان عرضه نمی شوند.غولهای دیجیتال چین مانند "هوواوی"، "های ویژن"، و "یی تو"،اکنون علاوه برساخت محصولات خوددرداخل چین،طراحی آنها رانیزخود انجام می دهند.دوم آنکه، پکن دیگربه تکنولوژی اطلاعات، فقط به دید توسعه ی اقتصادی نمی نگرد، بلکه آنرا ابزاری درخدمت سیاست خارجی واستراتژیهای کلان این کشورمی داند.

          اکنون کشورهای آسیائی،آفریقائی وآمریکای جنوبی، به مشتریان پروپاقرص سیستمهای نظارتی چین تبدیل شده اند.مالزی، تکنولوژی شناخت چهره ی چین را درنیروهای مسلح خود بکارگرفته وسنگاپور نیزقصددارداین تکنولوژی رابه دوربین های خیابانی خود اضافه نماید وسیستمی شبیه به "اسکای نت" چین، ایجاد نماید.عملیات امنیتی اتیوپی باتجهیزاتی انجام می شود که ازشرکت چینیZTE خریداری شده وبه کمک آن، فعالان اپوزیسیون وروزنامه نگاران، زیرنظرقرارمی گیرند. زیمبابوه وآنگولا نیزکه قرارداددوستی وهمکاری باچین امضاء کرده اند، هوش مصنوعی رادرخدمت بقای رژیم بکارگرفته اند.دولت "مادرو" درونزوئلا، قراردادی با شرکت ZTE منعقد کرده که هدف آن انتشارکارت هوشمند ملی برای اتباع این کشور، وایجاد"پایگاه ملی داده" می باشد.اکوادورنیز نسخه ای از سیستم نظارتی چین رامتشکل از 4300 دوربین درکشورمستقرکرده است. درخاورمیانه، دبی ازتکنولوژی چین برای اجرای طرح "شهربدون پلیس" استفاده می کند. دراین طرح بلند پروازانه، قراراست جای پلیس را نظارت ویدیوئی وتکنولوژی شناخت چهره بگیرد. عربستان ، پاکستان، ایران وبرخی دیگرازکشورهای خاورمیانه،از مشتریان پروپاقرص تکنولوژی نظارتی چین می باشند.بابهبود تکنولوژی نظارتی چین وکاهش بهای آن درآینده، انتظارمی رود تقاضای جهانی برای مدل چینی خودکامگی دیجیتال، افزایش یابد.این تقاضا، بویژه بااستقرار شبکه های مخابراتی 5 گیگ توسط چین، دوچندان خواهد شد.

          مسکو، درمقایسه باپکن، دیرترقدم به عرصه ی بازی تکنولوژی نظارتی گذاشت. به همین دلیل، روسها درابتدا ، هنوزبه فیس بوک، توئی تر، وگوگل دسترسی داسشتند درحالیکه مردم چین،سالها بود که ازآنهامحروم بودند.معهذا، این یک دولت مستعجل بود وروسیه نیزازسال 1998،اعمال تدریجی تکنولوژی نظارتی برجامعه راآغازکرد.اینکاردرچهارچوب طرحی بنام "سیستم ترتیبات عملیاتی- تحقیقاتی"(SORM) صورت گرفت که طرح اینترنت ملی نیزبخشی ازآن بود.معهذا، تکنولوژی نظارتی روسیه، کمتربرفیلترینگ وبیشتربرقوانین محدودکننده ای متکی است که دست شرکتهای عرضه کننده ی خدمات اینترنتی وشرکتهای خصوصی مخابراتی وگروههای مدنی را می بندد.این مدل روسی،ازآنجائیکه ارزانتر ازمدل چینی وکمترمتکی به تکنولوژی پیشرفته است، مورداستقبال خودکامگان جهان سومی قرارگرفته است.درعین حال،بازاراصلی صادرات تکنولوژی نظارتی روسیه، کشورهای همسایه ومنطقه است که از آنها تحت عنوان "خارج نزدیک"(Near abroad) یاد می شود.سیستم نظارت دولتی روسیه(sorm) در ابتدا باشنود تلفنی آغازشد وسپس به کنترل ترافیک ای میل رسید.قدم بعدی،نظارت بر جستجوهای اینترنتی بود.این مرحله که ازآن بنام sorm-2یاد می شود، تاسال 2015 کامل شد وازآن پس، مرحله ی سوم (sorm-3) آغازگردید که تمامی عرصه های مخابراتی راشامل شده وادغام آنهارا دریکدیگردردستورکار قرارداده است. مبنای سیستم sorm برکپی برداری از همه ی داده های اینترنتی ومخابراتی قراردارد.ازاین داده ها، دوکپی تهیه می شود که یکی تسلیم دولت ودیگری به آدرس مربوطه ارسال می گردد.

          پس ازبازگشت پوتین به قدرت درسال2012 ،دستگاههای دولتی بیشتری به sorm دسترسی پیدا کردند.علاوه برسازمان امنیت فدراسیون روسیه(FSM) ، دفتردادستان کل،سازمان رفاه وحمایت ازمصرف کننده، وسازمان مبارزه بامواد مخدر نیز ازاین حق برخوردارگردیدند.وزارت ارتباطات روسیه قصددارد درچهارچوب sorm-3، حدود 99 درصد ازداده های اینترنتی راتاپایان سال2020 ، بومی نماید.براین اساس، شرکتهای عرضه کننده ی خدمات اینترنتی باید مشخصات شخصی کاربران رابه همراه یک کپی از متن پیامهای مبادله شده راثبت نمایند. اما ازآنجائیکه عملی شدن این طرح، حداقل 150 میلیارددلارهزینه دربردارد،لذا، بسیاری ازصاحبنظران نسبت به عملی بودن آن ابرازتردید می کنند.علاوه برsorm،روسها ازسال2015،استقراریک سیستم نظارت ویدیوئی رانیزبنام"شهرامن" آغازکردند.دراین چهارچوب، حدود 170000 دوربین درمسکو نصب شده که 105000 عددازآنها به تکنولوژی شناخت چهره مجهزشده اند.

          مقاومت شرکتهای خصوصی،مانعی دیگربرسرراه طرحهای بلندپروازانه ی نظارتی دولت روسیه می باشد. ماجرای اپیلیکیشن پیام رسان "تلگرام"، خود گواهی براین مدعاست. تلگرام که توسط سرمایه دارروس"پاول دوروف"(P.Durov) تاسیس شد وبزودی مخاطبان بسیاری را دراین کشور وجهان بخود جذب کرد،ازدرخواست دولت روسیه برای دسترسی به اطلاعات شخصی کاربران این اپیلیکیشن، امتناع کردولذاآ ازآوریل 2018 فیلترشد.این امربااعتراض گسترده ی مردم روبروگردید.درسراسرکشور تظاهرات درحمایت ازتلگرام برگزارگردید. گوگل وآمازون، ضمن تقبیح سیاست دولت روسیه درقبال تلگرام، با تکنیک "جعل دامنه"(domain fronting: تکنیکی که برای دسترسی به منابع مسدودشده، بااستفاده ازمخفی نگهداشتن مقصد نهائی، استفاده می شود.) به یاری تلگرام شتافتند تا بتواند کنترلهای دولتی رادوربزند.تجربه ی ناموفق فیلترینگ تلگرام،محدودیتهای مسکورادراعمال سیستم نظارتی       sorm-3 نشان می دهد.

          درهمین زمان، پرزیدنت پوتین اعلام کرد"جهان آینده از آن هوش مصنوعی است وهرکس رهبرهوش مصنوعی شود، رهبرجهان خواهد شد."ازآن پس، روسیه به سرعت درراه تکنولوژی هوش مصنوعی گام برداشت وتقریباً5/12 میلیون دلار رادرسال صرف تحقیقات دراین عرصه کرد.اما با این سیل سرمایه که تاپایان سال2020 از400 میلیون دلارفراترمی رود،بازهم روسیه ازچین  که قراراست تاپایان سال2020 بیش از150 میلیارددلارخرج صنعت هوش مصنوعی نماید، عقب مانده است.درپی سخنرانی پوتین،وزارت دفاع روسیه وظیفه ی ایجاد زیرساخت لازم برای هوش مصنوعی وبسیج نیروهای دولتی وخصوصی رادراین عرصه، برعهده گرفت.

          بدین ترتیب، اقدامات تضییقی دولت روسیه علیه رسانه ها، روزبروزبیشترمی شود.درپائیزسال گذشته،پرزیدنت پوتین قانونی راامضاء کرد که دریافت هرگونه کمک مالی خارجی توسط سازمانهای رسانه ای روسیه، مصداق همکاری با"عناصربیگانه" تلقی شده وبه دولت اجازه می دهد که محتوای این رسانه ها رافیلترنماید.دولت روسیه همچنین تلاش می کند که به تکنیکی دست پیداکند که بتواند درهرلحظه ای که شرایط ایجاب کند، نسبت به قطع کامل یاجزئی اینترنت درکل کشور ویادربخشهائی ازآن ، اقدام نماید.ایران،قزاقستان،بلاروس،قرقیزستان، گرجستان وارمنستان، درحال الگوبرداری ازسیستم sorm می باشند.کمپانیهای روسی "پروتی"(Protei)، و"پی ترسرویس"(Peter service) ، عرضه کننده ی خدمات به این کشورها می باشند.برخی شرکتهای مخابراتی خاورمیانه(ایران، بحرین، عراق، قطرو...) وآمریکای لاتین واوکراین، ازمشتریان پروپاقرص "پروتی" می باشند.

 

منابع ومآخذ

1)digital authoritarianism , www.foreignpolicy.com                                                                                                                   

2)the global expansion of AI surveillance , www.carnegieendownment.org                                                                         

3)Beijing export of surveillance technology , www.moderndiplomacy.eu                                                                             

4)surveillance , www.wikipedia.org                                                                                                                                               

5)surveillance technologies , www.eff.org