ایران – القاعده
رابطه ی استراتژیک یا تاکتیکی ؟
اگرچه رابطه ی ایران – القاعده، عمری به درازای حداقل ربع قرن دارد،اما تاکنون چندان مورد بررسی قرارنگرفته است.انتشاربرخی اسناد بدست آمده ازآخرین مخفیگاه بن لادن،تاحدودی براین رابطه روشنائی افکنده است.
در26 فوریه ی سال گذشته،یک پهبادآمریکائی موفق شد "ابوالخیرالمصری" معاون رهبرالقاعده درسوریه رادر"ادلب" هدف قرارداده واورابه قتل برساند.این فرد59 سال ی اهل مصر،که عضو شورای رهبری القاعده نیزبود، قبل ازسفربه سوریه،رابطه ای نزدیک با بن لادن و ایمن الظواهری داشت وپس ازحملات تروریستی 11 سپتامبر2001 ،سالها درایران به حالت نیمه زندانی به سربرده بود.مقامات ایرانی درنیمه ی سال 2015 المصری را همراه باچهارکادرارشدالقاعده،درچهارچوب تبادل زندانیان آزاد کردند که این عمل بااعتراض شدید مقامات آمریکائی روبرو گردید. قتل المصری،یکباردیگر روابط القاعده باایران را مورد توجه جهانیان قرارداد.
رابطه ی ایران والقاعده،به یک دهه قبل از 11 سپتامبر2001 بازمی گردد.برخی ازکارشناسان،آغازاین رابطه را،دیدارمخفیانه ی ایمن الظواهری ازتهران درآوریل 1991 ذکرمی کنند.درآن زمان، ایمن الظواهری رهبری سازمان جهاداسلامی مصررابرعهده داشت وبه شدت ازانقلاب اسلامی دفاع می کرد.او خواستاراستقرار جمهوری اسلامی به سبک ایران درمصربود.مقامات ایران نیزبه نوبه ی خود،ازترورانورسادات بدست خالدالاسلامبولی عضو سازمان جهاد اسلامی مصر،حمایت کردند و خیابانی رادرتهران به یاد او نامگذاری نمودند. الظواهری درسفرمخفیانه ی خود به تهران ازمقامات ایران خواست تااورادرسرنگون کردن رژیم مصریاری دهند.به گفته ی علی محمد عضوسابق القاعده،مقامات ایرانی به این درخواست لبیک گفته وشروع به آموزش اعضای سازمان جهاد اسلامی در ایران وسودان کرده و2 میلیون دلارنیزدراختیار الظواهری گذاشتند.الظواهری دراین سفر،با " عماد مغنیه" ازفرماندهان حزب الله نیزدیدارکرد وازاو خواست تااعضای سازمان متبوعش درکناراعضای حزب الله درلبنان آموزش ببینند.به زودی،این رابطه شکل تماس میان ایران والقاعده به خود گرفت وسودان به مرکز تماس الظواهری،بن لادن،جهاداسلامی،حزب الله وسپاه پاسداران ایران تبدیل شد که این تماس ها،درتمامی سالهای دهه ی 1990 واوائل دههی 2000 ادامه یافت.به موجب گزارش کمیسیون تحقیق 11 سپتامبر،تماس های بین طرفین،به انعقاد نوعی قرارداد ترک مخاصمه وهمکاری میان القاعده وایران انجامید.
پس ازانتقال القاعده به افغانستان درسال 1996 ،ایران به آموزش اعضای القاعده وکمک لجستیکی به این سازمان ادامه داد وبه استقرارالقاعده دریمن کمک کرد.دراین سالها،رهبران القاعده دائماازمسیرایران عبورکرده وبه کشورهای منطقه سفرمی کردند.سیف العدل یکی ازکادرهای ارشد القاعده،دربیوگرافی الزرقاوی می نویسد که مقامات القاعده به ایران پیشنهاد کردند تازائرسراهائی را برای پذیرش اعضای این سازمان درتهران ومشهد تاسیس کنند تا آنهابتوانند به سهولت میان اردوگاههای آموزشی الزرقاوی درهرات وکشورهای منطقه تردد کنند.دراین زمان به مرزبانان ایران دستورداده شده بود که پاسپورت جهادگران رامهرنکنند. درمیان افرادی که دراین دوره ازمرزایران عبورکردند،نام حداقل 8 نفرازبانیان عملیات تروریستی 11 سپتامبر به چشم می خورد.
درپی انجام عملیات تروریستی 11 سپتامبر،اعضای القاعده ازبیم عملیات تلافی جویانه ی آمریکا،ازافغانستان گریختند وبرخی ازرهبران آنها درایران وپاکستان پناه گرفتند.گروه بزرگی ازجهادی های عرب افغانستان نیزباخانواده های خود واردایران شدند.بنابرگفته ی سلیمان ابوغیث سخنگوی القاعده به اف بی آی، صدها نفرازرزمندگان القاعده باخانواده های خود به ایران آمدند که نام ابومعصب السوری والزرقاوی ،درمیان آنهابه چشم می خورد.چند ماه بعد، مقامات ایران تصمیم گرفتند به 20 نفرازرهبران ارشد القاعده وخانواده ی آنها پناه داده وبقیه راازکشوراخراج کنند.امادرژانویه ی 2002،یک ماه پس ازآنکه پرزیدنت بوش،ایران وچند کشوردیگررا"محورشرارت" نامید،ایران درپاسخ،موج دوم مبارزان القاعده راباخانوادهایشان درخاک خویش پذیرفت.به گفته ی اللیبی ،اعضای القاعده درزاهدان،شیراز،مشهد، تهران،کرج وچند شهردیگرایران سکنی گزیدند وآزادانه درسطح کشورتردد می کردند.به زودی،آزادی عمل آنها به حدی رسید که شورائی بنام"شورای مدیریت" تشکیل دادند که وظیفه اش حمایت استراتژیک ازرهبران اصلی القاعده بود. صفی العدل،ابوغیث،ابوالخیرالمصری،ابومحمد المصری،ابوحفص الموریتانی و"سعد" پسربن لادن،عضواین شورابودند.آزادی عمل عناصرالقاعده درایران به حدی رسید که آنها طی سالهای 2002 و2003 توانستند طراحی واجرای برخی عملیات بزرگ تروریستی راازایران سازمان دهند.به گزارش نیویورک تایمز،مقامات اطلاعاتی آمریکا،بارهگیری تماس های تلفنی سیف العدل وسعد بن لادن،متوجه شدند که آنهادرطراحی واجرای عملیات تروریستی حمله به اقامتگاه خارجی هادرریاض عربستان درسال2003 شرکت داشته اند.روزنامه ی واشنگتن پست نیزدراکتبر2003 نوشت که سعد بن لادن،حملات تروریستی مه 2003 رادرکازابلانکا طراحی وهدایت کرده است.
اماازاوائل سال2003 ازآزادی عمل عناصرالقاعده درایران بتدریج کاسته شد.ازاین زمان به بعد،عناصرمزبورتحت کنترل ونظارت شدید قرارگرفته وبرخی ازآنهادستگیرشدند.دراین زمان القاعده درایران به 4 گروه تقسیم شده بود.گروه اول عناصرارشد القاعده چون ابوغیث،العدل،ابومحمدالمصری ومحمدالاسلامبولی برادرقاتل انورسادات،که همگی درشیراززندانی بودند.گروه دوم اعضای سابق جهاد اسلامی مصرکه درتهران بازداشت بودند.گروه سوم شامل ابوحفص الموریتانی ودیگران که درکرج محبوس بودند.وگروه چهارم آندسته ازعناصرالقاعده که درمشهد زندانی بودند.عناصردیگری نیزوجودداشتند که درایران ازدواج کرده وزندگی مستقلی رادرپیش گرفته بودند.شاخص ترین چهره درمیان این افراد ابوالولیدالمصری بود. ابوغیث به اف بی آی گفته است که درآوریل 2003 درشیرازدستگیرشد وبه مدت 20 ماه دریکی ازساختمانهای وزارت اطلاعات درتهران مورد بازجوئی خشن قرار گرفت.سپس او وچند نفردیگررا به محل دیگری درنزدیکی تهران منتقل کردند که یک پایگاه نظامی بود.دراینجا به همسران العدل ،ابومحمد وابوالخیر اجازه دادند تابه شوهرانشان بپیوندند. پس از6 ماه زندانی ها به به محل دیگری که به آپارتمان می مانست منتقل شدند. این آپارتمان هیچ پنجره یاروزنه ای به جهان خارج نداشت وزندانیان 4 سال دراین محل باقی ماندند.دراینجا ، خانواده ی بن لادن نیزبه جمع محبوسین پیوستند.سعد،حامد،عثمان وحمزه،پسران بن لادن، وفاطمه دختراو که همسرابوغیث بود،جزواین جمع بودند.شرائط زندگی محبوسین بسیاربد وغیربهداشتی بود ووقتی همسران مبارزان القاعده به این وضع اعتراض کردند،همه ی زندانیان مورد ضرب وشتم وشکنجه قرارگرفتند.اگرچه دراینجا به زندانیان حق استفاده ازماهواره داده شد اماارتباط آنهاباجهان خارج همچنان قطع بود.پس از4 سال،زندانیان به محل دیگری که دریک پادگان نظامی منتقل شدند.دراینجابه هرخانواده یک منزل ویلائی بایک حیاط محصورداده شد ومجموعه ی منازل نیزتوسط دیواری بسیاربلند ازمحیط اطراف جدامی شد.
علیرغم محدود شدن فعالیت عناصرالقاعده درایران،وزارت خزانه داری آمریکا درجولای 2011 اعلام کرد که دولت ایران والقاعده بایکدیگربه توافق رسیده اند که عناصراین گروه بتوانند ازمسیرایران برای تردد به افغانستان،پاکستن وکشورهای حاشیه ی خلیج فارس استفاده کنند.دراین زمان،یاسین السوری بجای الفضلی به عنوان رابط میان ایران والقاعده منصوب شد والفضلی بعد ها رهبری "گروه خراسان"رادرسوریه برعهده گرفت.السوری نقش مهمی درتدارک نیرووانتقال پول به مرکزیت القاعده درپاکستان ونیزسوریه ،افغانستان و هسته های این سازمان درغرب ایفاکرد وبرای آزادی زندانیان القاعده درایران به کرات بامقامات ایرانی به رایزنی پرداخت.سرانجام زندانیان القاعده باسپردن تعهد مبنی براینکه به هیچوجه به انجام عملیات درخاک ایران ویااستخدام نیرودراین کشوراقدام نکرده ودائمامقامت ایران رادرجریان برنامه های خودقراردهند،آزادشدند.علیرغم بی اعتمادی عمیق وآشکارحاکم میان دوطرف،و علیرغم برخورد شدید با عناصرالقاعده درایران،این سازمان هنوز به همکاری باایران ادامه می دهد.این همکاری به حدی است که وزارت خزانه داری آمریکااخیرا سه مقام ارشد القاعده راکه ساکن ایران هستند مورد تحریم وتعقیب قرارداد.این سه نفر عبارتنداز:فیصل جاسم خالد، یاسرمحمد بایومی،ابوبکرمحمد قومین.
نگاهی به روابط پرفرازونشیب ایران والقاعده نشان می دهد که این رابطه،برمبنای اهداف استراتژیک بنانشده بلکه ازیک سلسله ملاحشات تاکتیکی وعملیاتی تاثیرمی پذیرد. تغییرموضع ایران دراین مورد طی سالیان اخیر،آنچنان مکرروگسترده بوده که مقامات القاعده رانیز گیج کرده است.ازسوی دیگرطرفین،حتی دراوج همکاری خود،استقلالخویش راحفظ کرده وبه همکاری دربرخی عرصه های لجستیکی بسنده کرده اند.دوطرف همچنان براختلافات ایدئولوژیک خود پافشاری می کنندواین امر،به جوبی اعتمادی میان آنهادامن می زند.رهبرالقاعده درنامه ای به هواداران خود هشدارمی دهد که به ایرانی هااعتماد نکنند وزندانیانی راکه ازایران بازمی گردند به دقت مورد تفتیش قراردهند تاوسائل شنود همراه نداشته باشند.بن لادن درنامه ای به پسرانش هشدارمی دهد که به هیچوجه به پزشکان ایرانی اجازه ندهند به ایشان دارو تزریق کنند.معهذا دهبران القاعده نسبت به درگیری غیرضروری باشیعیان وایرانی ها هشدارمی دهند. درنامه ی الزرقاوی به فرماندهان القاعده،که متن آن بدست آمریکاافتاده آمده است:" چرا شیعیان عادی رامی کشید؟ آنها بدلیل جهل خود بایدمورد عفو قرارگیرند...برادران! فراموش نکنید که ماوایرانی ها نباید بایکدیگردرگیرشویم زیراآمریکا با بهره گیری ازاین نزاع،هردوی مارازیرضربه قرارمی دهد".بن لادن نیزگفته است،"درگیری باایران بی فایده است، مگرآنکه مورد حمله واقع شویم..."اسنادبدست آمده ازآخرین مخفیگاه بن لادن نشان می دهد که به شدت ازسرنوشت خانواده ی خوددرایران نگران بوده است.درمیان این اسناد،متن نامه ی خالد پسربن لادن به رهبرجمهوری اسلامی ایران به چشم می خورد که درآن خواستارآزادی اعضای خانواده بن لادن گردیده است.
شواهد موجود نسان می دهند که پیمان ترک مخاصمه میان دوطرف،پس ازمرگ بن لادن، پابرجاباقی ماند.ایران هکچنان برخی ازاعضای خانواده ی بن لادن را به عنوان گروگان برای "حسن رفتار"این گروه درقبال خود،نگاهداشته است. القاعده وایران،همچنان به رابطه ی پراگماتیک خویش ادامه می دهند.دراین رابطه،تغییری ایجاد نخواهدشد مگرآنکه یادررهبری دوطرف تغییری ایجاد شود ویاآنکه طرفین در حساب سود وزیان خویش ازاین رابطه،به نتایج دیگری برسند.
fmohammadhashemi@yahoo.com
www.fmohammadhashemi.blogfa.com