لیتیوم

"لیتیوم" ، انرژی سبز ؟

"لیتیوم" (Lithium) ، سبک ترین فلزجهان است که سنگین ترین رقابت برسرتصاحب آن دردنیاجریان دارد. هرچه برآلایندگی نفت ودیگرسوختهای فسیلی افزوده می گردد وذخائر آنها روبه اتمام می رود، تکنولوژیهای جدیدتروپیشرفته تری جایگزین آنهامی گردد. یکی ازاین تکنولوژیها ، باطریهای لیتیومی است. شرکت " تسلا " (Tesla) باطریهای لیتیومی را " نفت جدید " نامیده است. البته هنوز نفت، حرف اول رادرعرصه ی انرژی جهان می زند وایالات متحده هنوز روزانه 20 میلیون بشکه نفت مصرف می کند که حدود 8 میلیون بشکه ی آن وارداتی است. بعلت جنگ روسیه – اوکراین وبرخی عوامل دیگر، هرروزبربهای نفت افزوده می گردد وبه تبع آن ، بهای دیگراقلام مصرفی نیزافزایش می یابد. به گزارش وزارت کارآمریکا ، شاخص قیمتها درسال گذشته ، 1/9 درصد افزایش یافته وافزایش بهای سوخت طی سال گذشته(63 درصد) ، علت اصلی تورم فعلی می باشد.

ازسوی دیگر، آلودگی محیط زیست درقرن اخیر، به بالاترین سطح خود رسیده وتغییرات آب وهوائی، زیست بوم بشررامورد تهدید قرارداده است. به گزارش " پنل بین دولتی تغییرات آب وهوائی " ، که گزارشی محافظه کارانه است، درصورت ذوب شدن یخچالهای طبیعی قطب جنوب بعلت گرم شدن هوای زمین ، سطح آب دریاها 35/3 متربالا خواهد آمد. علت اصلی این تغییردما، انتشارگازدی اکسید کربن است که درقرن نوزدهم 200 واحد درمیلیون بود واکنون ازمرز 410 واحد درمیلیون فراتررفته وآسیبهای جدّی وبعضاً بازگشت ناپذیر به زیست بوم بشر وارد آورده است. تنهاافزایش 2 درجه بردمای متوسط زمین ، موجب بالا آمدن آب دریاها به میزان یک مترمی گردد. دراین صورت ، میلیونها نفرازخانه وکاشانه ی خود آواره شده وبحران پناهجویان ، فاجعه خواهد آفرید. مجموعه ی این عوامل ، موجب گرایش جهان به انرژیهای نو وتجدید پذیر بجای سوختهای فسیلی گردیده است. ازسوی دیگر، افزایش بهای نفت نیزموجب گرم شدن بازارخودروهای برقی گردیده است. براساس یک نظرسنجی، 25 درصد ازخریداران خودرو ، اتوموبیل ایده آل آینده ی خودرا برقی معرفی کرده اند ومهمترین دلیل این انتخاب رانیز گرانی قیمت بنزین عنوان کرده اند. به همین دلیل، استفاده ازباطریهای الکتریکی درخودروهای برقی، رواج بسیارپیداکرده است. همانطورکه یک قرن قبل ، غربی هابرای یافتن طلا ونفت ، راهی ماوراء بحارشدند، اکنون نیزبرای تصاحب لیتیوم ، به اقصی نقاط جهان چشم دوخته اند. " الون ماسک "(E.Musk) مالک شرکت تسلا ، بزرگترین سازنده ی خودروی برقی درجهان ، قصد دارد کارخانه ی تولید خودروهای برقی رادربرزیل احداث نماید. درواقع او ، به " مثلث لیتیوم " درمنطقه ی مرزی آرژانتین ، بولیوی و شیلی ، چشم دوخته است که حدود نیمی ازذخائرشناخته شده ی لیتیوم جهان ، یعنی حدود4/5 میلیون تن رادرخود جای داده است. پس ازخروج " اوو مورالش" (Evo Morales) ازقدرت دربولیوی(2019) ، الون ماسک درتوئیتی نوشت : " ماهرکس راکه بخواهیم ، سرنگون می کنیم" . این پیام درواقع خطاب به مورالس بود که قصد داشت منابع طبیعی بولیوی ، ازجمله معادن لیتیوم راملی کند ودست کمپانیهای چند ملیتی راازذخائر ارزشمند طبیعی کشورکوتاه نماید وعواید حاصل ازآنرا صرف آموزش ، بهداشت ، ورفاه مردم بولیوی بنماید.

ملی کردن معادن وبرنامه های اجتماعی مورالس ، به مذاق سه شرکت فعال دراستخراج معادن لیتیوم این کشور(Eramet فرانسوی ، FMC آمریکائی ، و Posco کره جنوبی ) خوش نیامد وآنها فعالیت خودرا دربولیوی تعطیل کرده وآن رابه آرژانتین منتقل نمودند. دولت مورالس ، حتی پروژهی ملی ساخت خودروی برقی باموتورکوانتومی رابااستفاده از باطریهای لیتیومی ، آغازکرده بود. اگرچه پس ازاعتراضات عمومی ، الون ماسک توئیت مزبوررا پاک کرد اما، بااین توئیت ، ماهیت وعملکرد الیگارشهائی چون خودرابه تصویرکشید. یک قرن قبل نیز، کمپانی " یونایتد فروت " ، باهمین استدلال ، حکومت مردمی " یاکوب آربنز " رادرگواتمالا سرنگون کرده بود. سرمایه داری ، که همه ی نیازهای بشررابه کالا تبدیل کرده وآنها را موضوع کسب سود قرارداده است ، بیش ازدوقرن است که زمین رادرجستجوی سود می کاود ودراین راه ، جنگهای بسیاربرپاکرده وخونهای بسیاری ریخته است. اکنون نوبت به لیتیوم رسیده است. امپریالیسم می خواهد کشورهای توسعه نایافته ، همچنان عرضه کننده ی مواد خام ونیروی کارباقی بمانند وهزینه های زیست محیطی توسعه ی ایشان ، همچون جنگل زدائی وآلودگی آب وهوا ، ازجیب فقرای جهان پرداخت شود.

درحال حاضر، شرکت چینی CATL بزرگترین تولید کننده ی باطریهای لیتیومی درجهان است که 30 درصد بازارجهانی این محصول رابه خود اختصاص می دهد.CATL اکنون با200 میلیارد دلارسرمایه، به یک کمپانی غول پیکرتبدیل شده که توسط " تویوتا" تعقیب می شود. شرکتهای تویوتاموتورز ،Farely، و تسلا ، تلاش می کنند که به سهمی ازاین بازار دست پیداکنند. کمپانی سنتی سازنده ی باطری"پاناسونیک" هم قصد دارد یک کارخانه ی تولید باطری لیتیومی در کانزاس آمریکا دایرنماید که جهل هزارشغل ایجاد می کند. این واحد، احتمالاً قادرخواهد بود باطری لازم برای یک میلیون دستگاه خودروی برقی درسال راتولید نماید. شرکتهای جنرال موتورز و فورد نیزبرآورد کرده اند که تاسال 2030 ، نیمی ازتولیدات خود رابرقی نمایند. اگراین پروژه ها عملی شوند ، بدان معنی است که تنها آمریکا به ده میلیون باطری درسال نیازخواهدداشت که 80 درصد تولید جهانی این محصول خواهد بود. تامین لیتیوم برای ساخت این حجم ازباطری نیز، خود چالش دیگری است. لیتیوم یک ماده ی معدنی است که درآمریکای جنوبی واسترالیا ، بوفوریافت می شود. درحال حاضر، فرآوری لیتیوم ، بطورعمده درچین انجام می شود. عناصرلازم دیگر برای ساخت این نوع باطری، مانند نیکل و کبالت ، درهمه جای جهان یافت می شود. تنها درسال گذشته ، بربهای لیتیوم ، بطورمتوسط 45 درصد افزوده گردید وبهای هرباطری لیتیومی 1500 دلار افزایش یافت.

درجهان امروز، کنترل انتشارکربن، بسیارمهم است ودنیابسوی جایگزین سازی سوختهای فسیلی با سوختهای تجدید پذیرحرکت می کند. اما سئوال اینجاست که باطریهای الکتریکی ، که یکی ازمهمترین منابع جایگزین انرژی می باشند، خود چگونه شارژخواهند شد ؟ بدون یافتن پاسخ مناسب برای این سئوال ، هرگونه تلاش برای تولید خودروهای برقی ، فقط به ایجاد بازارجدید برای سرمایه دارانی ختم می شود که زیرنقاب " دوستداری محیط زیست " سودهای کلان به جیب زده وتیشه به ریشه ی محیط زیست می زنند. علاوه برنحوه ی تامین برقی که باید صرف شارژ باطریهای لیتیومی گردد، استخراج لیتیوم نیز فرآیندی بسیار آب بر وآلوده کننده ی محیط زیست است. بطوریکه استخراج یک تن لیتیوم ، به پانصد هزارگالن آب نیازدارد. بعلاوه این فرآیند، موجب سرایت آلودگی مواد شیمیائی به منابع آب وخاک می گردد. ازاین مواد در روند تبخیر لیتیوم استفاده می شود.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

حزب عدالت وتوسعه

حزب عدالت وتوسعه

(از "دموکراسی محافظه کار" تا "پوپولیسم اسلامگرا")

عصرپوپولیسم غیرلیبرال تازه آغازشده است اما، آغازبحث دراین باره ، به مقاله ی مشهور"فرید زکریا" (F.Zakaria) درسال1997 بازمی گردد. محورنظرات زکریا را تفاوت میان دموکراسی ولیبرالیسم تشکیل می دهد. اوانواع واقسام دموکراسی رابرمی شمرد که یکی ازآنها " دموکراسی غیرلیبرال" (Illiberal democracy) می باشد که پوپولیسم غیرلیبرال نیز ازشاخه های آن می باشد. ظهورپوپولیسم غیرلیبرال درسالیان اخیر، بویژه درمجارستان ، هند ، روسیه وترکیه ، نشان داد که اگرچه همه ی این دولتها ازطریق انتخابات دموکراتیک به قدرت رسیده اند اما بتدریج وبانادیده گرفتن اصول لیبرال، قدرت خویش راتحکیم نموده اند. درهمه ی این کشورها ، هنوزانتخابات بطورمنظم برگزارمی شود اما درمورد دموکراتیک بودن آن ، تردید جدّی وجوددارد.

درقلب پوپولیسم غیرلیبرال، این باورقراردارد که نهادهای دموکراتیک واصول لیبرال، موانع پیچیده وغیرضروری برسرراه مشارکت عمومی ایجاد کرده ومانع ازاعمال اراده ی واقعی مردم درسیستم سیاسی می گردند. یک عوامفریبی رهبران کاریزما – پوپولیست نیزاین است که نهادهای دموکراتیک ، ابزار نفوذ بیگانگان درجامعه می باشند. ضدیت نمایشی باغرب، یکی ازابزارهای مهم سیاست خارجی دررژیمهای پوپولیستی غیرلیبرال می باشد. نوستالژی گذشته ( مانند نوستالژی عثمانی درترکیه) نیزدراین رژیمها پررنگ است. درواقع عثمانیسم ، قلب پوپولیسم حزب " عدالت وتوسعه" است. نوستالژی " ایام خوب گذشته" ، درادبیات این حزب جایگاه ویژه ای دارد. دولت " رجب طیب اردوغان" درترکیه معتقد است که امپراتوری عثمانی خودبخود ازهم نپاشید بلکه توسط عناصرغربزده ی نفوذی ، ازداخل متلاشی شد. امپراتوری عثمانی درحیات ششصد ساله ی خود، بخشهائی ازسه قاره ی جهان راتحت سلطه گرفت وضمن حکمرانی برجهان اسلام ، بخشهائی ازاروپارانیززیرنگین خود گرفت. لذا این امپراتوری، ازدیرباز، محل برخورد غرب وشرق ، اسلام ومسیحیت ، مدرنیته وسنت بود. امروزه نیزترکیه آثاراین تاریخ پرفرازونشیب رادرسیاستهای زمامداران خویش احساس می کند. ترکیه باتوجه به موقعیت جغرافیائی خود که میان اروپا وآسیاست ، نفوذ گسترده ای درقفقاز ، آسیای میانه ، اروپا ، منطقه ی مدیترانه ، و خاورمیانه دارد. این کشوربه موجب " کنوانسیون مونترو"(Montreux Convention) ، کنترل آبراهه های " بسفر " و " داردانل " راکه دریای سیاه رابه دریای اژه متصل می کنند ، دردست دارد. سالانه میلیونها تن کالا ازاین آبراهه ها عبور می کند. نیروهای آمریکائی ، چند پایگاه مهم درترکیه دارند وتسلیحات اتمی آمریکا درپایگاه هوائی " اینجرلیک " مستقرمی باشد. این کشور همچنین ، گذرگاه عمده ی پناهجویان به اروپاست.اکنون باعقب نشینی نسبی آمریکاازخاورمیانه ، رجب طیب اردوغان قصددارد جای خالی این کشوررادرمنطقه پرکند.

باوجود این نفوذ غرب وآمریکا درترکیه ، حزب عدالت وتوسعه ، سیاست غرب ستیزی رادرعرصه ی سیاسی واقتصادی درپیش گرفته است. به نظراین حزب، رکود اقتصادی سالیان اخیردرترکیه وکاهش شدید ارزش پول این کشور، حاصل سوء مدیریت حزب نیست بلکه بدلیل بحرانهای مهندسی شده ای است که توسط نیروهای خارجی وعوامل پنهان آنهابراقتصاد ترکیه تحمیل می شود. به نظر حزب عدالت وتوسعه ، نخبگان سیاسی وفرهنگی ، درحالیکه برساحل بسفر نشسته وویسکی می نوشند، مردم راتحت فشارقرارمی دهند. این حزب که خودراصدای محرومان می داند، بااین ادبیات توانسته است دودهه قدرت رادرترکیه بدست گیرد و آنرا " انقلاب ازپائین" بنامد. درحالیکه این باصطلاح انقلاب، چیزی جزفروبردن کشوردرباتلاق نئولیبرالیسم نبوده است. رهبران این حزب ، برای جلب حمایت بین المللی ، سیستم مورد نظرخویش را " دموکراسی محافظه کار" نامیدند وخودرا بادموکرات مسیحی های اروپا مقایسه کردند. این بحث ، نخستین بار توسط " یالچین اکدوغان " مشاورارشد رجب طیب اردوغان مطرح شد که علاقه ی خاصی نیز به نظرات " سید حسن نصر " فیلسوف ایرانی دارد. اکدوغان بجای مراجعه به آثارچهره های اسلامی مانند " نجیب فاضل کیساکورگ "، که زمانی الهامبخش اغلب کادرهای حزب عدالت وتوسعه بود ، به آرای متفکران غربی چون " ادموند برک " (E.Burke) ، " فریدریش هایک" (F.Hayek) و " مایکل اوکشات" (M.Okeshott) استناد می کرد ونظرات ایشان را به آرای روشنفکران محافظه کارترک مانند " نورتین توپچو " و " علی فوات باشگیل " پیوند می زد. درابتداء ، این غربزدگی بامخالفت اعضاء وکادرهای حزب روبرو شد اما بزودی ، " دموکراسی محافظه کار" به دیدگاه غالب اسلامگرایان ترک تبدیل شد وهمپیوندی باجهان غرب واستقبال ازتکثرسیاسی وعقیدتی کشورهای غربی ، منبع ترقی وپیشرفت دردنیای امروزتلقّی گردید.

حزب عدالت وتوسعه که یک حزب محافظه کاراسلامگراست، درسال2002 ، پس ازیک دهه بی ثباتی وبحران مالی ، به قدرت رسید. اصلاحات اقتصادی وسیاسی این حزب، که حول محورنزدیکی به اروپا ورعایت استانداردهای اروپائی بود، رشد اقتصادی 5/7 درصد درسال را طی دوره ی 2001 تا2011 برای ترکیه به ارمغان آورد. سیاست خارجی ترکیه دراین دهه ، پایان دادن به تنش باهمسایگان وگسترش نفوذ ترکیه درمنطقه، ازطریق مناسبات تجاری، تشویق دموکراسی ، وتاکید برهویت اسلامی بود. دراین دوره ، ترکیه به عضویت برخی نهادهای اروپائی مانند شورای اروپا ، سازمان حقوق بشراروپا، وجامعه ی اقتصادی اروپا درآمد واتحادیه گمرکی ترکیه واروپاشکل گرفت ودرچهارچوب آن، تبادل آزاد کالا ونیروی کار صورت گرفت.میلیونها ترک برای کارعازم اروپا، بویژه آلمان شدند. مذاکره برای عضویت رسمی ترکیه دراتحادیه اروپا ، ازسال 2005 آغازشد. درواقع دردهه ی 1990 ، حزب عدالت وتوسعه ، بااتخاذ یک رویکرد مردم محور،قصد داشت ترکیه رابه کشوری قدرتمندتر ودموکرات تر تبدیل کند. این حزب درعین حال، به توصیه های صندوق بین المللی پول واتحادیه اروپا عمل می کرد. قبل ازبه قدرت رسیدن حزب عدالت وتوسعه، اعلام نامزدی ترکیه برای عضویت دراتحادیه اروپا ، موجی ازاصلاحات رادرقانون اساسی ، حقوق بشر وآزادیهای دموکراتیک به همراه آورد. تصمیمات اجلاس کپنهاگ ، این امید راایجاد کرد که پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، سرنوشت محتوم این کشورمی باشد. پارلمان ترکیه ، مجموعه قوانین یکدستی رابرای تامین معیارهای عضویت دراتحادیه اروپا تصویب نمود. اروپائی شدن ، به گفتمان غالب درجامعه ی ترکیه تبدیل شد. دراین شرائط، حزب عدالت وتوسعه ، باچهره های معتقد به این گفتمان ، مانند علی اربکان ، عبدالله گل ، و یاسریاکیس ، به قدرت رسید وازسیاست خارجی ترکیه، امنیت زدائی کرد وبرقدرت نرم ، همپیوندی اقتصادی ومیانجیگری در مناقشات منطقه ای تاکید نمود. این سیاست خارجی ، مشارکت فعال درروند جهانی شدن (active Globalization) نامیده می شد که هدف آن ، شبکه سازی منطقه ای وجهانی حول محورمنافع مشترک بود. دراین دوره ، یک دیپلمات ترک به دبیرکلی سازمان کنفرانس اسلامی رسید وترکیه نقش میانجی رادرچند مناقشه ی منطقه ای ایفاء نمود. سیاستمداران ترک دراین دوره ، استناد کمتری به دوران عثمانی می کردند ودرکتاب جدید اکدوغان ، حتی نامی ازعثمانی برده نشد.

اما باگذشت یک دهه ، حزب عدالت وتوسعه بتدریج درمسیرتمامیت خواهی وخودکامگی گام گذاشت. وقتی بهارعربی آغازشد ، بسیاری ازکارشناسان ، دولتها وحتی ابحادیه اروپا ، ترکیه را مدلی موفق ازدموکراسی برای خاورمیانه وشمال آفریقا معرفی می کردند. اما ، دیگرازاین مدل ، نشانه ی چندانی باقی نمانده بود. دراوت 2013 ، نیروهای امنیتی مصر صدها نفرازهواداران اخوان المسلمین راکه دراعتراض به کودتای نظامی علیه دولت " محمد مرسی " درمیدان " اربعه العدویه " اجتماع کرده بودند، کشتند. ازآن پس ، " اربعه " به سمبل جنبشهای اسلامی خاورمیانه تبدیل شد ونشان آن ( دستی باچهارانگشت) درسراسرمنطقه شناخته شد. اما این نشان درترکیه مفهوم دیگری یافت وبجای نماد جنبش اسلامی، به نماد جنبش ناسیونالیستی تبدیل شد که حزب عدالت وتوسعه آنراروایت می کرد. اکنون دیگرچهارانگشت، به نمادی ازاصول چهارگانه ی حزب عدالت وتوسعه ی اردوغان تبدیل شده بود : ملت واحد ، کشورواحد ، پرچم واحد ، دولت واحد. این شعار ، بویژه مخالف شکل گیری هرگونه نهاد سیاسی کرد درداخل وخارج ازمرزهای ترکیه ونیزتوجیه گرعملیات نظامی علیه کردها بود.

باانتصاب " احمد داوود اوغلو" به وزارت خارجه ی ترکیه درسال2009 ، چرخش سیاست خارجی این کشورسرعت گرفت. مقاله ی داوود اوغلو تحت عنوان " عمق استراتژیک " اساس کارسیاست خارجی ترکیه درسالهای بعد قرارگرفت وبه " دکترین داووداوغلو" معروف گشت. دراین دکترین ، بر "صلح عثمانی" (Pax Ottomana) تاکید می شد که پیوندهای تاریخی ومذهبی رادرقلمرو عثمانی سابق، زنده می کرد. اگرچه هنوزعضویت دراتحادیه اروپا یک هدف استراتژیک محسوب می شد امارویکرد حزب عدالت وتوسعه درقبال آن ، پراگماتیستی محض بود. اکنون دیگراتحادیه اروپا، فقط به یک بعد از سیاست خارجی چند بعدی ترکیه تبدیل شده بود. داوود اوغلو ، میان تمدن اسلام وغرب ، مرزمی کشید وگفتمان سیاسی اسلام را بجای گفتمان سیاسی غرب می نشاند. معهذا دراین دکترین، رویکردهای توسعه طلبانه ی پان اسلامیستی و پان عثمانی درعرصه ی سیاست خارجی ، بارئالیسم غربگرایانه درهم تلفیق شده بود. به نظرداووداوغلو، ترکیه دیگریک بازیگردون پایه ی منطقه ای نیست بلکه رسالتی تاریخی برای منطقه وتبدیل شدن به قدرتی جهانی رابرعهده دارد. شعاراو مبنی براینکه " جهان ، بزرگتراز پنج کشوراست " ، چرخشی فاحش ازرویکرد کلاسیک ترکیه درعرصه ی خارجی بود که اردوغان آنرادرمجمع عمومی سازمان ملل متحد بیان کرده بود.

شاید نخستین تظاهرپوپولیسم غیرلیبرال درترکیه را بتوان درسرکوب شدید اعتراضات "پارگ گزی" (Gezi park) درسال2013 بوضوح دید. گام بعدی ، توقف فرآیند مذاکرات صلح میان دولت و حزب دموکراتیک خلق(HDP) بود. پس ازآن ، آزادی بیان گام بگام محدود ومحدودترشد.شکست کودتای 2016 بعلت مقاومت مردم درخیابانها ، می توانست رویدادی مثبت برای دموکراسی تلقّی شود اما ادامه ی حالت فوق العاده پس ازکودتا، به موجی ازتصفیه دردانشگاهها ، دستگاه دولت وجامعه ی مدنی منجر گردید که حکومت قانون وبیطرفی فرآیند قضائی رازیرسئوال برد. دولت رجب طیب اردوغان ، کنترل بررسانه هاراافزایش داد ، ارتش راازناراضیان پاکسازی کرد ومنتقدان حکومت راتحت تعقیب قرارداد واعتراضات رادرهم کوبید. اردوغان به بهانه ی کودتا ، سختگیری برمخالفان رابه اتهام همکاری با " فتح الله گولن " (F.Gullen) روحانی درتبعید ترک ، افزایش داد. درجریان رفراندوم سال بعد ، اردوغان سیستم ریاست جمهوری راجایگزین سیستم پارلمانی ترکیه کرد وخودرابه تنهاقدرت قانونی کشورتبدیل نمود. ازآن پس ، اردوغان سعی کرد جای پای سیاسی ونظامی ترکیه رادرخارج ازکشور، محکم کند لذا ، به دخالت مستقیم درآذربایجان ، عراق ، لیبی و سوریه پرداخت وازطریق فروش پهباد به کشورهای منطقه ، ازجمله اتیوپی واوکراین ، ونیزاحداث مدارس اسلامی درمنطقه ، متحدینی رابرای خویش دست وپانماید.

درسند جدید سیاست امنیت ملی ترکیه که به " کتاب سرخ " معروف است ، دیگرازایران ، عراق ، یونان ، وروسیه به عنوان تهدید امنیتی نام برده نمی شود ویک رویکرد چند بعدی جای آنرامی گیرد. برای تقویت قدرت نرم ترکیه ، چند ارگان جدید مانند دفاترریاست جمهوری درخارج ازکشور ، وانستیتوهای " یونس امره "(yunus Emre) درقالب دفاترفرهنگی ترکیه درنقاط مختلف جهان تاسیس شد. آژانس توسعه وهمکاری ترکیه(TIKA) که کمکهای بشردوستانه وتوسعه دراختیاربرخی کشورهای منطقه قرارمی دهد، حیطه ی جغرافیائی فعالیت خودرا به فراترازمنطقه گسترش داد. داووداوغلو ، خیزش بهارعربی رافرصتی مغتنم برای احیای هویت وتمدن اسلامی تحت رهبری ترکیه ارزیابی نمود. این پوپولیسم اسلامی ، ضمن اینکه بقای حزب عدالت وتوسعه رادرقدرت تضمین می کرد ، یکباردیگرمانند قرن شانزدهم ، به ترکها فرصت می داد تاازسوی اکثریت خاموش کشورهای اسلامی سخن بگویند وبالکان، قفقاز وخاورمیانه را، ماننددوران عثمانی ، هدف سیاست خارجی خود قراردهند. داووداوغلو گفت :"در مسیرحرکت تاریخی ملت مقدس ما ، حزب عدالت وتوسعه نویدبخش تولد یک قدرت جدید جهانی است که رسالت خودرا برای ایجاد یک نظم نوین جهانی ، ایفاء خواهد کرد."

بزودی اقلیت قومی کرد که درترکیه ، ایران ، عراق وسوریه پراکنده اند، به مهمترین نگرانی امنیتی اردوغان تبدیل شد. کردهای ترکیه که یک پنجم جمعیت این کشورراشامل می شوند وازدیربازخواستارخودمختاری واستقلال بوده اند، ازدهه ی 1980 تاکنون درگیرجنگ بادولت مرکزی می باشند وتحت رهبری" حزب کارگران کرد" ( پ ک ک ) برای استقلال مبارزه می کنند. این جنگ تاکنون جان دهها هزارنفرازدوطرف راگرفته است. اردوغان دردهه ی اول زمامداری حزب عدالت وتوسعه، باواگذاری حقوق بیشترسیاسی واجتماعی به کردها موافق بود، اما باورود راستگرایان افراطی به ائتلاف حکومتی ، ازاین موضع عقب نشینی کرد ومذاکرات صلحی راکه ازسال2012 آغازشده بود ، نیمه تمام رها کرد.اردوغان اکنون تلاش می کند تامانع ازموفقیت اپوزیسیون کرد در انتخابات 2023 گردد. ناظران معتقدند که این رویکرد، موجب گرایش بیشترکردها به مبارزه ی مسلحانه می گردد. ترس ازناسیونالیسم کرد ، موجب دخالت اردوغان درجنگ داخلی سوریه گردیده است . نیروهای ترکیه ، بخش هائی ازشمال سوریه رااشغال کرده اند تانیروهای کردرابه دورترازمناطق مرزی برانند ومانع عملیات حزب کارگران کرد دراین مناطق گردد.

بطورکلی کارنامه ی ترکیه در5 سال اخیر، حول تمامی شاخصهای دموکراسی یعنی حاکمیت قانون ، آزادی رسانه ها ، آزادی بیان ، آزادی اجتماعات ، وحقوق اقلیتها ، افتضاح بوده وکارنامه ی رژیم کودتائی سپتامبر1980 رابه یادمی آورد. این شاخصها ، مشروعیت تمامی انتخابات برگزارشده طی این دوره را نیززیرسئوال می برد. ازسال 2013 به بعد، سیاست خارجی ترکیه ، به موازات تثبیت حکومت پوپولیستی غیرلیبرال، سمت وسوی غرب ستیزانه به خود گرفت. رهبری کاریزماتیک رجب طیب اردوغان وحزب عدالت وتوسعه ، سابقه ی سیاست غرب ستیزی خودرابه دوران عثمانی می رسانند. حزب عدالت وتوسعه که دهه ی نخست زمامداری خودرا رادرنزدیکی به غرب واتحادیه اروپا سپری کرده بود، دهه ی دوم را بایک چرخش رادیکال ، به مبارزه باغرب واتحادیه اروپا روی آورد.

دردوران جنگ سرد ، نقش استراتژیک ترکیه درجبهه ی متحد غرب علیه شوروی ، موجب شد که غرب برروی برخی عملکردهای سوء ترکیه ازجمله حمله به قبرس چشم فروبندد وقتل عام ارمنی ها را پاکسازی قومی اعلام نکند.امابافروپاشی شوروی ، ازاهمیت آنکارا برای غرب وآمریکا کاسته شدوآمریکا اکنون تلاش می کند که ازاتکا به ترکیه بکاهد وپایگاههای دیگری راجایگزین پایگاههای ترکیه کند.پس ازاینکه " مولود چاووش اوغلو" بعنوان وزیرخارجه ی ترکیه منصوب شد، داوود اوغلو ازرهبری حزب عدالت وتوسعه نیزاستعفاء داد. این انتصاب نشان داد که رجب طیب اردوغان قصد دارد سیاست خارجی ترکیه رابراساس تئوری توطئه سازمان داده ورهبری نماید. پس ازکودتای نافرجام جولای2016 ، اردوغان برحملات ضدغربی خود علیه " امپریالیستها وعوامل داخلی آنها" افزود وازمردم خواست که خودرابرای دفاع ازسرزمین مادری خویش آماده کنند. بویژه حمایت آمریکا ازرزمندگان کرد شمال سوریه، اردوغان راعصبانی می کرد. به موازات این سیاست ، اصطکاک میان ترکیه وآمریکا شدت گرفت. اخیراً واشنگتن یک بانک دولتی ترکیه را بخاطرهمکاری باایران دردورزدن تحریمها، مجازات کرد. درسوریه نیز دوکشور دربرابرهم قرارگرفته اند. آمریکاازکردهادفاع می کند و ترکیه درصدد مقابله باایشان است. آنکارا ، غرب رابه حمایت ازکودتای 2016 متهم کرد وعلت آنرانیزامتناع ازاسترداد فتح الله گولن به این کشورذکرنمود. درسال 2019 ، ترکیه هشدارآمریکارا درمورد خرید سیستم دفاع موشکی اس – 400 از روسیه، نادیده گرفت واین سیستم راخریداری نمود. نام ترکیه ازلیست دریافت کنندگان جنگنده ی فوق پیشرفته ی اف – 35 خارج شد. این واقعه نشان داد که ترکیه ، دیگریک متحد قابل اعتماد برای ناتو محسوب نمی شود.خرید سیستم هوائی اس – 400 ، نقض فاحش ساختارامنیتی ناتو بود. اردوغان همچنین تمایل خودرا به پیوستن به " سازمان همکاری شانگهای " ، به عنوان جایگزین اتحادیه اروپا، ابرازکرد. بدین ترتیب ، روابط استراتژیک ترکیه با اتحادیه اروپا، صرفاً به مناسبات تجاری تقلیل یافت وترکیه یکباردیگراز موقعیت ژئوپولتیک خود بعنوان سرپل میان اروپا وخاورمیانه وگذرگاه پناهجویان به اروپا، بعنوان ابزارچانه زنی استفاده کرد. پرزیدنت بایدن ، ترکیه رابه " اجلاس دموکراسی-2021 " دعوت نکرد وقتل عام ارمنی ها رانیز پاکسازی قومی نامید. رجب طیب اردوغان ، غرب راسازماندهی اعتراضات وایجاد شورش درکشور متهم نمود وحتی سفیرآمریکادرترکیه راتهدید به اخراج کرد. دوباره افسانه ی امپراتوری عثمانی به مثابه ی رهبرامت اسلامی، مطرح شد وتمامی شبکه های تلویزیونی ورسانه های ترکیه درباره ی اهمیت امپراتوری عثمانی وبویژه چهره هائی چون " سلطان عبدالحمید دوم" وخصومت امپریالیستها بااو، داد سخن دادند وازلزوم احیای افتخارات او سخن گفتند. به نظراردوغان ، جنگ جهانی اول ، چند وجه داشت که تبعات آن هنوز کم وبیش باقی است. به زعم او ، بحران اقتصادی فعلی ترکیه ، مانند بحران اقتصادی یک قرن قبل است که به فروپاشی امپراتوری عثمانی زیرباردیون وقیمومیت غرب انجامید.

معهذا به نظرمی رسد حمایت ترکیه ازاوکراین درجنگ باروسیه ، ونیزموافقت این کشوربا پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو ، بتدریج ازسردی روابط دوطرف می کاهد. درهرحال ، به موازات این تنش ها ، ترکیه روابط خودرابا چین وروسیه نیزگسترش داد. چین اکنون به بزرگترین وارد کننده ی محصولات ترک تبدیل شده وآنکارا به " ابتکاریک کمربند، یک راه " پیوسته است. بدین ترتیب ، چین بتدریج جای کمپانیهای غربی رادرپروژه های زیربنائی ترکیه ، مانند احداث نیروگاههای هسته ای ومتعارف می گیرد. چین تاکنون میلیاردها دلار وام دراختیارترکیه قرارداده وتاکنون ده میلیون دوز واکسن کرونا نیز دراختیاراین کشورقرارداده است. درمقابل نیز، آنکارا مسئله ی ترکهای اویغورچین را به فراموشی سپرده است. روابط ترکیه با روسیه ، به مراتب پیچیده تر ازرابطه ی این کشوربا چین است. علاوه برپروژه ی اس -400 ، آنکارا ومسکو درچند پروژه ی زیربنائی مانند احداث خط لوله ی انتقال گاز "ترک استریم" (Turk stream) واحداث نخستین نیروگاه اتمی ترکیه ، همکاری می کنند. ترکیه ، وابسته به واردات انرژی ازروسیه است امادوکشور درعرصه ی سیاست خارجی ، دومسیرمتفاوت رادنبال می کنند. مواضع دوکشور درمورد جنگهای داخلی سوریه ولیبی ، مناقشه ی قره باغ ، وجنگ اوکراین ، متفاوت است. ترکیه اکنون پهباد نظامی دراختیار اوکراین قرارمی دهد وازقطعنامه های سازمان ملل متحد درمورد محکومیت حمله ی روسیه به اوکراین ، ممنوعیت عبورکشتی های جنگی روسیه ازآبراهه های ترکیه وممنوعیت عبورهواپیماهای جنگی روسی از فضای ترکیه ، حمایت کرده است. ازسوی دیگر، آنکاراتحریمهای غرب راعلیه بخش انرژی روسیه ، برنمی تابد وقصد دارد جایگاه خودرا بعنوان میانجی درمنازعه ی روسیه – اوکراین حفظ کند. چندی پیش ، این کشوربه اوکراین کمک کرد تاتوافق روسیه رابرای صدورمواد غذائی وغلّه ی انبارشده دراوکراین ، جلب نماید.. مولود چاووش اوغلو اظهارامیدواری کرده که این اقدام ، مقدمه ای برای برقراری صلح کامل میان دوطرف باشد.

دراین سالها، حزب عدالت وتوسعه ، دررداخل کشورنیز، تمام توان خودرابرای قطبی کردن ایدئولوژیک جامعه ی ترکیه به کارگرفته است. غرب ستیزی این حزب ، توانست طیفی ازکمالیسم، ناسیونالیسم ، کنسرواتیسم واسلامگرائی را زیریک پرچم گردآورد وبه موفقیت این حزب درانتخابات کمک کند. رفراندوم سال2017 ، که گام نهائی درجهت تحکیم پوپولیسم غیرلیبرال واسلامی درترکیه بود وگسترده ترین تغییرات رادرقانون اساسی این کشورایجاد کرد، نگرانی بسیاری ازناظران داخلی وخارجی رابرانگیخت. اغلب کارشناسان معتقدند که تغییرات مزبور، ترکیه را بسوی یک دیکتاتوری فردی وفاشیستی پیش می برد. مهمترین این تغییرات عبارتند از : 1) حذف پست نخست وزیری وانتقال اختیارات آن به رئیس جمهور 2) کاهش قدرت پارلمان درنظارت برعملکرد دولت تاجائیکه اکنون دیگراین نهاد نمی تواند بدون اجازه ی رئیس جمهور، به تحقیق وتفحص ازدستگاههای دولتی بپردازد.3) رئیس جمهور اختیارات بیشتری رادرنظارت بربوروکراسی وقوه قضائیه کسب می کند ومی تواند اعضای عالیرتبه ی نهادهای دولتی ودادگاه عالی را عزل ونصب نماید.

اگرچه شکل گیری یک دیکتاتوری فاشیستی درترکیه پس ازرفراندوم2017 ، بنظرنگارنده مبالغه آمیزاست اما، مسلماً استقرار یک سیستم پوپولیستی غیرلیبرال دراین کشور، ازنتایج رفراندوم مزبوربوده است. دراین سیستم ، قدرت دردست یکنفر متمرکزشده است. سیاستهای حزب عدالت وتوسعه وشخص رجب طیب اردوغان ، ترکیه راتاحدودی درجهان منزوی کرده وجایگاه آینده ی این کشوررا درپیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) زیرسئوال برده است. تغییرچهره ی این حزب ، ازپیشتازفرآیند عضویت دراتحادیه اروپا، تامنادی ناسیونالیسم غرب ستیز، فقط با آموزه های ایدئولوژیک قابل توضیح نیست وعلت این رنگ عوض کردن راباید درمحاسبات پوپولیستی درشرائط متغیرمنطقه وجهان جستجو کرد. این قبیل چرخشها، ویژگی ذاتی پوپولیسم می باشد. اگرچه تغییر در سیاست خارجی ، بدلیل حضورسنگین ساختارهای منطقه ای وجهانی ، ونیزلایه های ضخیم ایدئولوژیک ، به آسانی میسّرنیست اما، نقش آفرینان پوپولیست، باتغییر توازن قوا درمنطقه ، همچون آفتاب پرست ، رنگ عوض می کنند وسیاستهای داخلی وخارجی خویش راپراگماتیستی انتخاب نموده وسپس آنرا تئورتیزه می نمایند. پوپولیسم ازاین طریق ، خودرادرشرائط بی ثبات وشکننده ی منطقه، بازتولید می نماید.

منابع ومآخذ

1)foreign policy making in the age of populism , www.scilit.net

2)Turkeys growing foreign policy ambitions , www.cfr.org

3)continuity through change , www.tandfonline.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

تنهاباخود

تنها با خود

(نگاهی به زندگی وکارنامه ی میخائیل گورباچف)

" میخائیل سرگیویچ گورباچف" (M.S.Gorbachev) ، معمارفروپاشی شوروی ، در30 اوت 2022 ، درسن 91 سالگی درگذشت وجهان غرب را به سوگ نشاند. روسای جمهور آمریکا و فرانسه ، صدراعظم اطریش ، دبیرکل سازمان ملل متحد ، ونخست وزیربریتانیا ، ضمن ابرازتاسف از مرگ گورباچف ، وی را " منادی آزادی واستقلال وصلح برای جهان " نامیدند. غرب ، درمرگ گورباچف اشک تمساح ریخت ولی مردم شوروی سابق ، ازکناراین واقعه ، بی تفاوت گذشتند. چراچنین است ؟ گورباچف ، یکی ازفرمانروایان تاریخ هزارساله ی روسیه بود که به گفته ی " گنادی زیوگانف " دبیرکل حزب کمونیست روسیه ، " نه تنهابرای روسیه، بلکه برای همه ی متحدان ودوستان اتحاد شوروی درجهان ، تاریخ غم انگیزی رارقم زد." گورباچف ، وارث کشورقدرقدرتی شد که جهانیان برروی آن حساب بازکرده بودند. اتحاد جماهیرشوروی ، 20 درصد تولید و یک سوم کل وسائل الکترونیکی ویک سوم هواپیمای جهان راتولید می کرد ودرصنعت هوانوردی ، موشکی ف فضائی ، فناوری لیزری ، سیستم دفاع هوائی وبسیاری جهات دیگر، پیشتازدنیابود. اتحاد شوروی ، تنها یک حزب نبود، بلکه یک سیستم مدیریت سیاسی بود که درشرائط اضطراری شکل گرفت وبامدیریت لنینیستی – استالینیستی ، یک امپراتوری ازهم پاشیده را درقالب یک کشورواحد گرد هم آورد. مردم اتحاد شوروی ، تحت رهبری حزب کمونیست ، تقریباً 9 هزار موسسه ازمدرنترین بنگاههای آن زمان را درجهان ساختند ، فاشیسم را شکست دادند وبه فضادست یافتند. این زیرساخت ، می توانست آینده ای مطمئن وباعزّت رابرای مردم شوروی رقم بزند. به سختی می توان تصورکرد، کسی بهتروسریعتر ازمیخائیل گورباچف می توانست طوماراین بنای رفیع رادرهم بپیچد. مردی که شاید چنین قصدی نداشت اما فروپاشی شوروی راباید دستاورد منحصربه فرد ودرعین حال تراژدی شخصی اوتلقّی نمود. گورباچف ، فردی تصادفی نبود. اوزاده ی همین سیستم بود ودرجریان یک عمرفعالیت وفادارانه به سوسیالیسم ، دراین مقام قرارگرفته بود. تاریخ به یاد خواهد داشت که گورباچف برای پالایش وبهترساختن سوسیالیسم قیام کرد ولی دراین راه ناکام ماند وحتی تاسطح خطای نابخشودنی پیش رفت. داستان میخائیل گورباچف ، این مکانیک ماشین آلات کشاورزی که توانست تابالاترین سطح رهبری بزرگترین کشوردنیانفوذ کند ، داستانی خواندنی وعبرت انگیزاست.

میخائیل سرگیویچ گورباچف(2022-1931) درسال 1931 دریک خانواده ی روسی – اوکراینی دردهکده ی " پریولنویه " (Privolnoye) درمنطقه ی حاصلخیز قفقازروسیه زاده شد. دوران کودکی او باجنبش تعاونی کردن کشاورزی توسط استالین مصادف گردید. زمینهای شخصی کشاورزان ، تبدیل به مزارع دولتی می شد. استاوروپل (Stavropol) ، انبارغلّه ی روسیه ، یکی ازمناطقی بود که بیشترین صدمه راازجنبش دید. محصول کاهش پیداکرد وقحطی منطقه رافراگرفت. گورباچف هنوز پدربزرگش رابه خاطرمی آورد که چگونه قرباغه هائی راکه ازرودخانه می گرفت ، می پخت تا برگرسنگی ناشی ازقحطی فائق آید. معهذا ، پدربزرگ دیگر گورباچف ، که یک دهقان بی زمین بود ، به ریاست مزرعه ی تعاونی محل انتخاب شد و گورباچف ، گرایش خود به کمونیسم را مدیون اودانست. اوبه کمونیسم اعتقاد راسخ داشت وحتی هنگامی که درچهارچوب تصفیه های استالینی ، دستگیرشد ، خللی به ایمانش واردنیامد. پدربزرگ رامتهم کردند که عضو یک جنبش ضدانقلابی تروتسکیستی است. او پس از14 ماه زندان ، به خانه برگشت تا شاهد آغازجنگ جهانی دوم باشد. درتمام طول جنگ ، حملات وضد حملات ارتش آلمان نازی وارتش سرخ ، درسرزمین مادری گورباچف جریان داشت. پدرگورباچف ناپدید شد وحتی خبرمرگش راآوردند اما او درپایان جنگ ، باترکشی درپا ، به خانه برگشت. اگرچه پدر، نقش وحضورچندانی درزندگی پسرنداشت ، اما مهارتی رابه او آموخت که تاثیری بزرک برزندگی آینده ی وی گذاشت : رانندگی وتعمیرماشین آلات کشاورزی. گورباچف دراین کارمهات کسب کرد وصدای تراکتور وکامباین ، برای اوالهامبخش گردید. اما گورباچف بااین تخصص نمی توانست به فراترازروستایش بیاندیشد. سرنوشت او هنگامی عوض شد که اعلامیه ای بدستش رسید که درآن برای افرادی که درفصل زراعی آینده، بیش از 800 تن(20 کامیون) محصول اززمین برداشت کنند، جایزه تعیین کرده بود.درتابستان 1948 ، گورباچف پدروپسر، تقریباً 80 تن بیشترازسقف تعیین شده محصول برداشت کردند.این دستاورد، درزمره ی دستاوردهای بزرگ صنعتی وکشاورزی قرارگرفت که قهرمانان شوروی، یعنی کارگران ، خلق کردند. بدین ترتیب ، گورباچف 17 ساله ، به یکی ازجوانترین دریافت کنندگان نشان افتخار" پرچم سرخ کار" درتاریخ شوروی تبدیل شد. اوکه قبلاً به عضویت حزب پذیرفته شده بود، پس ازاین موفقیت ، راه خودرابسوی مسکو بازکرد وبدون امتحان ورودی ویامصاحبه ،وارددانشگاه مسکو شد. گورباچف که تحصیلات مقدماتی را درمدارس روستائی گذرانده بود،اکنون درشهری که قبلاً آنراندیده بود ، به تحصیل حقوق می پرداخت. گورباچف دردانشگاه باکسی آشناشد که بیشترین تاثیررابرزندگی اوباقی گذاشت. زنی که تاپایان عمربا گورباچف ماند ونقش تعیین کننده ای درموفقیتها، والبته ناکامی های او داشت.به کمک او، گورباچف به چهره ی شاخص سازمان جوانان حزب دردانشگاه ( کومسومول) تبدیل شد وبه سرعت مدارج ترقی رادرحزب پیمود. گورباچف ، تنها ده روز پس ازفراغت ازتحصیل ، دردفتردادستانی استاوروپل به کارمشغول شد تاباابعاد پنهان زندگی درشوروی نیزآشناشود. در15 سال بعد ، گورباچف به ریاست کومسومول استاوروپل انتخاب شد ودرحالیکه هنوز 40 سال نداشت ، فعالیت کشاورزی رادرمنطقه ای با 5/2 میلیون نفرجمعیت ، زیرنظرگرفت. اوبرخلاف دیگرمدیران کشاورزی که خودرادردفترکارخویش محبوس می کردند، بیشتروقت خودرا درمزارع وصحرامی گذراند. گورباچف بسیارمشتاق مباحثه ی عمومی درباره ی مشکلات محلی بود که این ویژگی ، اوراازدیگرمقامات دولتی که مشکلات را لاپوشانی می کردند، متمایزمی ساخت.

دردهه ی 1970 ، نشانه های مربوط به مدرنیزاسیون جامعه ورهبری شوروی ف کمرنگ شد ورفته رفته به خاطره ای دورمبدل گردید. آنچه ازآن به عنوان " عصرسوسیالیسم پیشرفته" یاد می شد، اکنون به تورم ورکود آغشته شده بود. درغیاب تصفیه های استالینی ازیکسو ف وفقدان مکانیسمهای دموکراتیک ازسوی دیگر، تقریباً تمامی دستگاه رهبری شوروی به مدت 20 سال ، بدون تغییرباقی ماند. رهبری سالخورده ی " لئونید برژنف " دراین زمان ، ناکارآمدی خود رانشان داد. برژنف که حتی نمی توانست روی پای خود بایستد ، قدرت ووظائف خود رابه سطوح پائین ترمنتقل کرده بود. حزب ، نیازبه اصلاحات واقعی داشت و" یوری آندروپوف " رئیس KGB وجانشین برژنف ، به آن اذعان داشت. اما قرعه ی فال بنام گورباچف خورد تااو بجای اصلاح حزب ، تصمیم به نابودی این میراٍ عظیم بگیرد. اززمان به قدرت رسیدن گورباچف، صدهانفرازرهبران ووزیران درجه اول ، ازکمیته مرکزی اخراج شدند ومهره هائی چون یاکوولف ، شواردنادزه ، یلتسین و باکاتین جای ایشان راگرفتند. گورباچف درچنین شرائطی دردستگاه دولتی وحزبی شوروی رشد کرد وبه قدرت رسید. درآن زمان، سیستم سیاسی فرسوده ی شوروی باید نوسازی می شد وصیقل می یافت. دراین عرصه ، یوری آندروپوف ، به مثابه رهبر آهنین وروشن نگرشوروی، گام نخست رابرداشت. دراین دوره، وقبل ازبه قدرت رسیدن میخائیل گورباچف ، "میخائیل سوسلوف "(M.Suslov) تئوریسین برجسته ی حزب ، ویوری آندروپوف رئیس KGB وجانشین لئونید برژنف ، قدرت واقعی رادردست داشتند. این دو که استاوروپل راپایگاه خویش می دانستند، متاسفانه گورباچف را " الماس درخشان استاوروپل " می نامیدند. پس ازآنکه گورباچف درسال 1978 برای نظارت برکشاورزی شوروی، به مسکو فراخوانده شد، به عضویت دفترسیاسی حزب درآمد. برخی وزراء وروسای مناطق شوروی نیزعضو پولیتبورو بودند وتصمیمات کلیدی کشوررااتخاذ می کردند. البته دراینجا نیز لئونید برژنف تازمانی که زنده بود، حرف آخررامی زد. دراین زمان ، گورباچف درآستانه ی 50 سالگی قرارداشت درحالیکه بقیه ی اعضای دفترسیاسی حزب ، بیش از 60 سال سن داشتند. درواقع دفترسیاسی حزب رادراین ایام، باید " مجمع بوروکراتهای سالمند" نامید. برژنف درسال 1982 درگذشت ویوری آندروپوف به رهبری حزب کمونیست اتحاد شوروی انتخاب شد. آندروپوف خواهان اصلاحات اساسی بود که مورد مخالفت مفسدان درون حزبی قرارگرفت. چه بسا اگربااصلاحات آندروپوف موافقت می شد، عرصه ازگورباچف ویارانش گرفته می شد. آندروپوف پس از 16 ماه درگذشت وچرننکو به دبیرکلی حزب رسید. کنستانتین چرننکو(K.Chernenko) نیزدرسال 1985 درگذشت. بدین ترتیب ، نه تنها راه برای گورباچف بازشد، بلکه براعتباراین رهبرجوان نیزافزوده گردید. پس ازمرگ چرننکو ، جلسه ی دفترسیاسی برگزارشد که درآن ، آندره گرومیکو وزیرخارجه ی وقت شوروی، بااشاره به گورباچف گفت : " این مرد، خنده های قشنگ ودندان تیزی دارد." سرانجام در11 مارس 1985 ، گورباچف به دبیرکلی حزب کمونیست شوروی انتخاب شد.

درطول تاریخ، اصلاح طلبان همیشه هنگام بروز دشواریها ظهور کرده اند. این بارنیز درشرائطی که نرخ رشد صنعتی شوروی دردوران برژنف، کاهش چشمگیریافته بود وبرای یک دهه ی تمام ، نرخ رشد اقتصادی کشور از 2 درصد فراترنرفته بود وبرخی اقلام موردنیاز مردم کمیاب شده وتوزیع ناصحیح نیزمزید برعلت گردیده بود، اصلاحات دردستورکارقرارگرفت. کاربه جائی رسیده بود که مردم برای تهیه ی اقلامی چون شکر ودستمال توالت ، باید ساعتها درصف می ایستادند. باآنکه فساد وفقدان حسابرسی ، بلای جان کشورگردیده بود، روزنامه ها ورسانه های تک صدائی ، حتی اشاره ای به آن نمی کردند. تلاشهای اصلاحی 1965 و1979 شکست خورده وکشوردرآستانه ی فلج کامل بود. گورباچف باپی بردن به این شرائط ف به سرعت وارد عمل شد. چند هفته پس ازانتخاب به دبیرکلی حزب ف گورباچف سیاست uskorenie ( تسریع) رااعلام کرد که به معنی سرعت بخشیدن به رشد اقتصادی بود. اما این شعار به تنهائی نتوانست ناکارآمدی ساختاری رژیم رادرمان کند. معهذا ، گورباچف دوماه پس ازرسیدن به قدرت، ابتکاردوم خود راعرضه کرد : کنترل مصرف الکل درجامعه . اوقصد داشت بتدریج ازتولید الکل درشوروی بکاهد تاسرانجام برپدیده ی مشروبخواری درجامعه، فائق شود. تولید ودکا کاهش یافت، مجازات مستی درانظارعمومی افزایش پیداکرد ومکانهای عرضه ی مشروبات الکلی به حداقل کاهش یافت. بربهای نوشابه های الکلی 30 درصد افزوده گردید. البته پس ازاینکه ده هزارنفر دراثراستعمال الکل صنعتی یاتقلّبی جان باختند ، گورباچف ازشدت این قوانین کاست. اقتصاددانان نیزبااین ابتکارمخالف بودند زیرا یکچهارم درآمد اقتصادی شوروی ، ازمحل خرده فروشی مشروبات الکلی تامین می شد. اقدامات قاطع تری لازم بود وگورباچف این رابخوبی می دانست.

گورباچف ومشاورانش ، یک برنامه ی شوک درمانی 500 روزه تنظیم کرده بودند که می بایست درپایان این دوره، به استقرارسیستم بازار ، حذف یارانه ها ، آزادسازی قیمتها وخلق یک پول باارزش بیانجامد. گورباچف ، نخستین بار درماه مه 1986 ازواژه ی " پرسترویکا "(perestroika) به معنی "بازسازی" استفاده کرد ودرتوضیح آن گفت : " ماباید خود رابازسازی کنیم! همه ی ما! " به زودی این واژه ، به ترجیع بند سخنرانیهای گورباچف تبدیل شد ونهایتاً به نماد دوران اومبدل گردید. گورباچف با پرسترویکا ، قلب سیاسی شوروی راهدف گرفت. انقلاب ازبالا آغازشده بود. گورباچف درسخنرانیهای خود مجموعاً 11 بار ازواژه ی انقلاب و70 بارازواژه ی دموکراسی استفاده کرد. اوابتکاراتی رامطرح نمود که درتاریخ روسیه وشوروی بیسابقه بود. تاپایان سال، دوسوم اعضای دفترسیاسی عوض شدند. گورباچف می دانست که دموکراسی مدّ نظرش ، بدون " گلاس نوست " (Glasnost) ، به معنی شفافیت وآزادی بیان ، ممکن نیست. درسال 1987 ، سانسورفیلم لغو شد وفیلمهائی که سالها در اداره ی سانسورخاک می خوردند، به نمایش درآمدند. پخش رادیو بی بی سی و صدای آمریکا درشوروی ازسرگرفته شد. " آندره ساخاروف " فیزیکدان ناراضی وصدها زندانی دیگر آزاد شدند وآرشیوهای محرمانه ی دوران استالین ، بازگشائی شد. درتلویزیون ، مباحثی چون فساد ، مواد مخدر ، وجنگ افغانستان ، به نقد کشیده شد. دیگرحتی مدافعان سرسخت رژیم نیز، قادربه دفاع ازدوران برژنف نبودند. خروج ازکشورآزاد شد وبسیاری ازمردم ، درپی کسب پول وخوشبختی ، راهی بهشتی شدند که برای آنها به تصویر کشیده شده بود.

گورباچف به عنوان سیاستمدار مردمی، به اوج محبوبیت رسید اما نتوانست ازفروپاشی ساختارمحکم دولت شوروی جلوگیری کند. دراواخر دهه ی 1980 ، جهان هنوز به دواردوگاه متضاد تقسیم شده بود. آمریکاواتحاد شوروی ازجنگهای نیابتی درقاره های مختلف حمایت می کردند. اروپا به دوجبهه ی متخاصم تقسیم شده وجنگ سرد به نماد رویارئئی دوابرقدرت تبدیل شده بود. اجلاس ریکیاویک میان سران آمریکا وشوروی، اگرچه به نتیجه نرسید اما آغازگر روندی بود که به پایان جنگ سرد انجامید.معهذا ، دراین مقطع چند توافق مهم جهانی حاصل شد که پیمان منع موشکهای هسته ای میانبرد(INF) ، پیمان کاهش نیروهای متعارف دراروپا(CFE) ، وپیمان محدود کردن تسلیحات تهاجمی استراتژیک(START) ازمهمترین آنهابود. اما اهمیت این پیمانها بیشترنمادین بود تا عملی. هردوطرف هنوزمی توانستند درچند دقیقه ، یکدیگررانابود کنند. البته کارشناسان نظامی شوروی معتقد بودند که بااین قراردادها ، شوروی بیشترازآنچه که بدست آورد، امتیازازدست داد. اتحاد شوروی، خروج نیروها وکارشناسان خودراازمناطق موردمناقشه ی جهان آغازکرد. پس ازتحمل 15 هزارنفرتلفات و صدهاهزارنفرزخمی ، ارتش شوروی ازافغانستان خارج شد وویتنام دیگری، این باربرای شوروی خلق شد. درجولای 1998 ، گورباچف درسخنرانی خود درشورای اروپا گفت : " هرملتی باید بتواند سیستم اجتماعی خود را آزادانه انتخاب کند." اودرعکس العمل نسبت به اعدام " نیکلای چائوشسکو" رهبررومانی گفت :" این اتفاق دیگرنباید هرگزتکرارشود!"

درهمین سال ، تانکهای شوروی ازشرق اروپا عقب نشینی کردند وگورباچف درباره ی مخالفت "اریش هونکر" (E.Honecker) رهبرآلمان شرقی ، به وی هشدارداد. پنج سال بعد ، هونکر درتبعید شیلی درگذشت. هنگامی که دیواربرلین درماه نوامبر فروریخت، گورباچف هیچ عکس العملی ازخود نشان نداد وحتی یک جلسه ی اضطراری برای بررسی آن تشکیل نداد. بافروریختن دیواربرلین وپیوستن آلمان واحد به ناتو ، گورباچف گفت : " مادرعرصه ی بین المللی، درآستانه ی خروج ازیک دوران وگام گذاری به دوران دیگرهستیم که بنظرمن، دوران صلح پایدارخواهد بود." اماازصلح خبری نبود وجنگ سرد، جای خودرا به جنگهای قومی ومذهبی داد. نفرت قومی ، سراسراروپا رافراگرفت. معهذا گورباچف ف هنگام دریافت جایزه صلح نوبل سال1990 ، بر" پایان دادن به تقسیم تصنعی اروپا" تاکید کرده بود. بافروپاشی شوروی، تنشهای قومی درقلمروآن شدت گرفت واندکی بعد، به جنگ تمام عیارتبدیل شد. نه جامعه ونه دولت شوروی برای مواجهه باچنین وضعی آماده نبود ودستگاههای امنیتی شوروی، به شدت دربرابرتغییرمقاومت می کردند. اغلب نخبگان محلی تصمیم گرفتند برموج ناسیونالیسم سوارشوند تاجایگاه خویش رادرنظم جدید تثبیت نمایند. درجریان پلنوم 1988 حزب کمونیست ، گورباچف اعلام کرد که هربخشی ازشوروی سوسیالیستی، می تواند آزاداه سیستم اجتماعی خودراانتخاب کند. بااین سخنان، تنش بالاگرفت وناگورنو-قره باغ به صحنه ی جنگ تمام عیارمیان آذربایجان وارمنستان تبدیل شد. درژانویه1990 ، گورباچف به باکو نیروفرستاد ودرنبردمیان نیروهای اعزامی وجبهه ی مردمی آذربایجان، 140 نفرکشته شدند وباافزایش موارد فرارازارتش ، گورباچف به ناچاراین نیرو رافراخواند. اندکی بعد ، ناسیونالیستهای گرجستان سربرآوردند ودرخیابانها شعار" مرگ برکمونیسم " سردادند. تظاهرکنندگان ، ازحمایت " شاهین های گرجی " برخورداربودند که شبه نظامیان آموزش دیده درجنگ افغانستان ومسلح به چماق ومیله های آهنی بودند. این بارنیزگورباچف ازخود عکس العمل نشان داد ویک واحدنخبه ی ارتش راروانه ی تفلیس کرد تاناسیونالیستها رامهارکند. حداقل 19 کشته وصدهانفرزخمی شدند. مسکو کمیسیونی رامامورتحقیق درباره ی این حادثه کرد که براشتباهات مقامات مرکزی ، منطقه ای ورهبران حزب انگشت گذاشت.

درفوریه1990 ،کمیته مرکزی حزب کمونیست تصمیم گرفت که آخرین رئیس جمهور ودبیرکل حزب کمونیست شوروی راانتخاب نماید وبه انحصارقدرت دردست حزب پایان دهد. جدائی طلبی، هم درجمهوریهای شوروی وهم درجمهوری فدراتیو روسیه ، بالاگرفت. جمهوری لیتوانی ، نخستین جمهوری شوروی بود که درسال 1990 اعلام استقلال کرد اما گورباچف آنرانپذیرفت وخواستاررعایت قانون اساسی شد ومتعاقب آن نیروهای ارتش راروانه ی ویلنیوس کرد. پارلمان لیتوانی از جامعه ی بین المللی درخواست کمک کرد. فردای آنروز ، نیروهای ارتش وواحدهای زبده ی KGB وارد عمل شدند که حاصل آن 140 کشته بود. پس ازبازگشت این نیروها، گورباچف مسئولیت این عملیات رانپذیرفت وگفت که پس ازپایان عملیات، ازآن مطلع شده است که البته ادعائی خنده آوربود. یاس وسرخوردگی ناشی ازاین عملیات ، یکی ازدلائل انجام کودتای 1991 بود. کودتاگران، تحت رهبری هسته ی سالم دفترسیاسی حزب ، قصدداشتند گورباچف راازکاربرکنار ونظم شوروی رااحیاء نمایند. اگرچه کودتاگران ازنیل به هدف دوم ناکام ماندند امابه هدف اول دست پیداکردند. گورباچف که منزوی شده بود ، به ویلای کریمه پناه برد. او پس ازبازگشت به مسکو ، چاره ای جزپذیرش " توافقنامه ی بلووژ"(Belovezha agreement) نداشت که مضمون آن فروپاشی اتحادشوروی ونشاندن نهاد " کشورهای مشترک المنافع مستقل" به جای آن بود. درماه دسامبر، جلسه ای باشرکت رهبران روسیه ، اوکراین و بلاروس (یلتسین ، کراچوک ، شوشکویچ ) درمنطقه ی جنگلی " بلاویژسکایا " دربلاروس برگزارشد ودرارتباط مستقیم تلفنی با رئیس جمهوروقت آمریکا ، انحلال اتحاد شوروی اعلام شد. درهمین زمان، کنگره ی خلقهای شوروی درمسکو برگزارشد ونمایندگان ، رای به حفظ اتحاد شوروی دادند. بادستور یلتسین ، مجلس به توپ بسته شد وعده ی زیادی کشته شدند. بدین ترتیب ، همه ی جمهوریهای شوروی مستقل شدند، چه آمادگی آنراداشتند وچه نداشتند. این پیمان ، به ناسیونالیستهای افراطی فرصت خود نمائی دادو درتاجیکستان ، درگیری میان فارسها وترکها ، شکل پاکسازی قومی بخود گرفت خیل پناهجویان راهی افغانستانی شدند که خود درگیرجنگ میان طالبان وائتلاف شمال بود. درگرجستان ، مناطق آبخازیا ، اوستیای جنوبی ، و آجارا ، اعلام استقلال کردند. اگرچه یک نیروی پاسدارصلح ازسوی جامعه ی کشورهای مشترک المنافع مستقل راهی گرجستان شد اما وقتی "میخائیل ساکاشویلی" رئیس جمهور گرجستان ، باکمک غرب ، درصدد بازپس گیری این مناطق برآمد، بامقاومت روسیه روبرو شد وروسیه استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی رابرسمیت شناخت.

دراین مقطع ، رقابت میان میخائیل گورباچف وبوریس یلتسین بالاگرفت. این دورهبراصلاح طلب، مسیرتقریباً مشابهی رادرسلسله مراتب اداری شوروی طی کرده بودند اما یلتسین ، چند پله عقب ترازگورباچف بود. یلتسین درسال 1985 به مسکو فراخوانده شد وبه دبیراولی حزب درمسکو وبه شهرداری این شهرمنصوب گردید. این دو که ازروشهای متفاوتی تبعیت می کردند، ازهمان آغاز رویاروی یکدیگرقرارگرفتند. برخلاف گورباچف که درلیموزین ضد گلوله سفرمی کرد،یلتسین ازوسائل نقلیه ی عمومی استفاده می کرد. روشهای پوپولیستی یلتسین ، اورامحبوب مردم کرده بود. او دراکتبر1987 درمقابل اکثررهبران شوروی ، نطقی مشعشع ایراد نمود ، وزرای دولت رابه چاپلوسی ازگورباچف متهم کرد وازعضویت دردفترسیاسی حزب کمونیست استعفاء داد. چنین برخوردی تاآن زمان، درنهادهای عالی شوروی سابقه نداشت. بعدها یلتسین گفت که متن این سخنرانی رافی البداهه ودرجلسه نوشته بود. اگرچه گورباچف تاآن زمان، برعلیه یلتسین سخنی نگفته بود، اما کمیته مرکزی حزب ، سخنان یلتسین را" گمراه کننده " خواند وگورباچف نیزصریحاً گفت که دیگربه یلتسین اجازه نخواهد داد وارد سیاست شود.معهذا، یلتسین همچنان موقعیت حزبی خودراحفظ کرد وهسچکس نتوانست اورا ازشرکت درجلسات عالیه ی حزب ودولت منع کند. درمسکو ، یلتسین حرف اول وآخررامی زد. در12 ژوئن ، روسیه جدائی خودرااز اتحاد جماهیرشوروی اعلام کرد ویکماه بعد ، درجریان یک حرکت نمایشی دیگر،آخرین کنگره حزب کمونیست شوروی برگزارشد که درجریان آن، بوریس یلتسین ازاین حزب استعفاء داد ودرحالیکه سررابالا گرفته بود ، سالن کنگره راترک کرد.بالاخره درژوئن 1991 ،درجریان برگزاری یک انتخابات نمایشی ، بوریس یلتسین به عنوان اولین رئیس جمهور فدراسیون روسیه انتخاب شد.او57 درصد آراء رابدست آورد.

ازاین پس ، رهبران مناطق مختلف شوروی ، به راه خویش رفتند. برخی ازآنها رویاروی یکدیگر قرارگرفتند وبرخی نیز بایکدیگرقراردادهای دوجانبه وچند جانبه منعقد نمودند. حمله ی رسانه ای علیه گورباچف شدت گرفت وبرخی اوراعامل نفوذی غرب درروسیه معرفی کردند. ژنرالهای ارتش نیزازخطر بروز ناآرامیهای اجتماعی سخن می گفتند. بابازشدن نسبی فضا، اخبار وجزئیات جدیدی ازکودتا فاش شد. براین اساس ، درشب هجدهم اوت ، تمامی تلفنهای اقامتگاه گورباچف درکریمه ، ازجمله تلفنی که برای کنترل زرادخانه ی هسته ای بود ، ناگهان قطع شد ویک واحد ویژه ازKGB ، بدون اطلاع گورباچف ، اقامتگاه اورامحاصره کرد. نیم ساعت بعد، هیئتی بلند پایه به محل اقامت گورباچف آمد ومجموعه اسنادی رابرای امضاء پیش روی اوگذاشت وازگورباچف خواست تاحالت فوق العاده اعلام کرده وجمهوریهای شورشی راسرجای خود بنشاند یا بعلت بیماری، قدرت رابه معاون خود " گنادی یانائف"(G.Yanaev) واگذارنماید. گورباچف که خشمگین بود، این افراد را " منافق " خواند، هیچ چیزراامضاء نکرد وآنها راازخانه بیرون انداخت. کودتاگران دست خالی به مسکو بازگشتند. قراربود یک گروه 8 نفره به ریاست یانائف ، پس ازکودتا قدرت رابدست گیرد. صبح 19 اوت ، تانکها درمسکو بحرکت درآمدند وتلویزیون روسیه حرکت آنها را با سمفونی " دریاچه قو " به تصویرکشید. تاساعت 4 بعدازظهر ، تقریباً همه ی رسانه های گروهی توقیف شدند. برخلاف کودتاهای کلاسیک که درگیری میان دوطرف بود، کودتای شوروی سه طرف داشت : گورباچف ،تندروها ، یلتسین. هواداران یلتسین درابتداء درچند صد متری دیوارکرملین اجتماع کردند وسپس درحالیکه نام یلتسین رافریاد می زدند درخیابانهای خالی مسکو، بطرف پارلمان حرکت کردند. یلتسین سواربرتانک ، مقابل جمعیت ظاهرشد وحوادث ساعات قبل را "کودتای ارتجاعی" نامید. چند ساعت بعد، مردم ازسراسرمسکو ، به راهپیمایان پیوستند وتعداد آنها از 70 هزارنفر فراتررفت. یک حلقه ی انسانی به دورساختمان پارلمان تشکیل شد ومردم شروع به ساختن باریکاد وراه بندان کردند. واحدهای ویژه ی نظامی که برای مقابله بامعترضین اعزام شدند ، دستورتیرنداشتند ولذا نظاره گرباقی ماندند. " پاول گراچف" (P.Grachev) فرمانده آنها ، درپایان روزبه یلتسین پیوست وپاداش خودرابا پست وزارت دفاع دردولت یلتسین گرفت." یوری لوژکوف" (Y.Luzhkov) شهردارمسکو نیزازیلتسین حمایت کرد. کودتاگران که قافیه راباخته بودند، یک کنفرانی خبری تلویزیونی ترتیب دادند که درآن ، چهره های ناشناس برای مردم دزیک ردیف نشسته و یانائف درجلوی آنهاقرارگرفته بود. طراح اصلی کودتا "ولادیمیرکریوچکوف" رئیس KGB بود. پس ازاین جلسه سیل حمله به یلتسین آغازشد ورسانه های دولتی اورا خائنی درلباس دوست نامیدند که درصدد سرنگونی یک دولت قانونی است. یانائف گفت : " دوست من میخائیل گورباچف درکریمه استراحت می کند. حوادث اخیر اوراخسته کرده وباید مدتی استراحت کند تاتوان خویش رابازیابد." درروزبعد، غرب کودتا رامحکوم کرد وفقط معمرقذافی ، صدام حسین و یاسرعرفات ازکودتا حمایت کردند. سه تن ازهواداران یلتسین کشته شدند ودستوربازپس گیری پارلمان به هرقیمت ، درآخرین لحظه لغوشد. درتمام این مدت ، گورباچف وخانواده اش درساحل دریای سیاه ، تحولات راازطریق تلویزیون دنبال می کردند.

در21 اوت که شکست کودتا دیگرمسجّل شده بود ، دوهواپیما بطورهمزمان ازمسکو به قصد کریمه به پروازدرآمدند. درهواپیمای اول، رهبران کودتاقرارداشتند وهواپیمای دیگرحامل تیم یلتسین ویک گروه کوماندوئی برای حفاظت ازجان آنها بود. گورباچف ازملاقات باکودتاگران امتناع کرد وبامسکو ، واشنگتن وپاریس تماس گرفت وبه ایشان اطمینان داد که " همه چیزتحت کنترل است". امادرواقع چنین نبود.انتقال قدرت درغیاب گورباچف انجام گرفته بود. گورباچف درحالیکه ازپلکان هواپیما درفرودگاه مسکو پائین می آمد،مقابل خبرنگاران قرارگرفت وازآینده ی حزب کمونیست وکشورگفت. اودربخشی ازاین مصاحبه گفت : "حتی اکنون نیزمن معتقدم که اصلاحات دموکراتیکی که دربهار1985 آغازشد، به لحاظ تاریخی درست بود. اما روند بازسازی کشور وانجام تغییرات عمیق درجامعه ی بین المللی، بسیارپیچیده ترازآن چیزی بود که درابتداء تصور می کردیم... تااینجانیزکارهای بزرگی انجام شده است. این جامعه، آزادی رابدست آورده وخودراازقید وبندهای سیاسی وروانی رهاساخته است واین بزرگترین دستاوردی است که به آن نائل شده ایم..." درواقع، گورباچف قصدداشت تااتحاد شوروی را که ازنظراقتصادی ، اجتماعی وسیاسی دررکود به سرمی برد، به یک کشورسوسیالیستی پویا ، مرفه وقدرتمند تبدیل کند، بدون آنکه برنامه ای منسجم برای اینکارداشته باشد

اکنون سی سال ازآن زمان می گذرد. درسه دهه ای که ازخروج گورباچف ازکرملین می گذرد، همسرش " رایسا"(Raisa) دچارحمله ی قلبی شد وتقریباً بینائی خود راازدست داد. معهذا ، او همسرش رادرتاسیس بنیاد گورباچف یاری داد وهدایت این بنیاد رابدست گرفت. بزودی " رایسا" دچارسرطان خون گردید وپس ازمدتی درگذشت. گورباچف درمصاحبه ای گفت : " مردم می گویند که زمان ، حلال مشکلات است اما درمورد رایسا چنین نیست وماتا زمان مرگ بهم پیوند خورده ایم". دردهمین سالمرگ رایسا درسال2009، گورباچف از" آندره ماکرویچ" (A.Makerevich) موسیقیدان شهیر روس خواست تاآلبوم خیریه ای رابنام " نامه های کهن" بیاد رایسا منتشرکند. نام این آلبوم، اشاره به نامه هائی است که آنها دردوران جوانی به یکدیگرنوشته بودند که درجریان بازرسی کریمه، ضبط ونابود شد.

طی این سه دهه، گورباچف همچنان درغرب محبوب باقی ماند ، اگرچه درخانه، مهجوروتنهابود. دردوران شش ساله ی زمامداری او، حرکت اقتصادشوروی متوقف شد ، سیستم خدمات اجتماعی فروپاشید وجمهوریهای شوروی درراه جدائی گام گذاشتند. حاصل این روند، فرورفتن میلیونها نفربه کام فقربود. امید به زندگی آنچنان سقوط کرد که درتاریخ بی سابقه بود. شاید به همین دلیل است که امروز، مردم قلمرو شوروی سابق ، ازگورباچف به نیکی یاد نمی کنند واو درمیهن خویش تنهاست، اگرچه غرب وی رامی ستاید. " آناتولی چوبیاس" اقتصاددان معروف روسیه، درسال2009 ، گورباچف را"منفورترین فرد درروسیه" نامید.

میخائیل گورباچف پس ازبرکناری، توجه خودرابه مسائل روزجهان وروسیه معطوف کرد اما ، صدای او دیگرخریداری نداشت. گورباچف درموردگسترش اتحادیه اروپا به شرق هشدارداد وازاحتمال شروع جنگ سردی دیگر، ابرازنگرانی نمود. اودرعین حال، ازالحاق کریمه به روسیه حمایت کرد. نظر گورباچف درباره ی ولادیمیرپوتین نیز درابتداء ، حمایتگرانه بود وازتلاشهای پوتین برای بازگرداندن ثبات به روسیه ، حمایت کرداما باسرکوب آزادیها، محدودیت رسانه ها وتغییرقانون انتخابات ، مخالفت نمود. گورباچف هیچگاه درمورد جنگ اوکراین سخن نگفت اما بنیادش، باانتشاربیانیه ای ، خواستارتوقف فوری خصومتها دراوکراین گردید. جسد گورباچف درکنارهمسرش ، درگورستانNovodevichy به خاک سپرده شد. ازگورباچف یک دختر، دو نوه ودو نتیجه باقی مانده است. اودرآخرین روزهای حیاتش ، در مصاحبه ای با نیویورک تایمز گفت : " علیرغم همه ی اشتباهات ومحاسبات غلط ، ما دستاوردهای بزرگی داشتیم وکارسیاسی وانسانی عظیمی انجام دادیم."

پدیده ی گورباچف راباید درمقیاس تاریخ معاصرجهان ودرنقش رهبرحزبی که 20 میلیون عضوداشت وقلب نیمی ازبشریت همزمان باآن می تپید، موردبررسی قرارداد وروند تحول اوراازرهبری که نماد امید به بهروزی بود، به یک رهبرمطرود، مورد ارزیابی قرارداد وبرای یک سئوال بزرگ ، پاسخی درخوریافت وآن اینکه ، سیستم تناوروپرشاخ وبرگ سوسیالیسم، مگربااراده وتمایل یک شخص برپا شده بود که به اراده وتمایل یک نفر، ازهم بپاشد !؟

*نوشتارحاضر، بامراجعه به آرشیو نشریه ی " راشا تودی" وبااستناد به اسناد منشره توسط حزب کمونیست فدراسیون روسیه ، به نگارش درآمده است. عنوان این نوشتارنیز برگرفته ازاتوبیوگرافی گورباچف بنامAlone with myself می باشد.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

Like

Comment

Share

پگاسوس

"پگاسوس":مولود غیراخلاقی قرن بیست ویکم

( باپیشرفته ترین ابزارجاسوسی ازشهروندان آشناشویم )

موبایل کاربر اندروید باشد یا آیفون ، پیام رسان اونیز سیگنال باشد یا واتساپ، به محض اینکه "پگاسوس" (Pegasus) راهی برای نفوذ به تلفن همراه وی پیداکند، گوشی رابه ابزاری برای رصد 24 ساعته تبدیل می کند بی آنکه ردّی ازخود برجای بگذارد. درواقع، بی آنکه کاربربوئی ببرد، تلفن همراه او هک شده وخصوصی ترین لحظات زندگی اش، بی سروصدا وبطورمداوم رصد می شود. پگاسوس، این قابلیت رادارد که تمام پیامهای ارسالی یادریافتی کاربر راکپی کند ، تک تک تماسهای تلفنی راضبط کند وبه کلیه ی عکسها وفیلمهای ذخیره شده درگوشی تلفن دسترسی پیداکند. اما ماموریت این جاسوس افزار، به همینجا ختم نمی شود. پگاسوس حتی قادراست دوربین تلفن همراه کاربر رافعال واوراسوژه ی فیلمبرداری ورصد مداوم قراردهد ویابا فعالسازی میکروفون گوشی ، محتوای مکالمات روزمره ی کاربرراضبط کند.بنابراین ، طعمه ی پگاسوس هرجاباشد، به هرکجاسربزند ، وباهرکس دیدارکند، تک تک حرکاتش تحت نظرقرارمی گیرد ودیگر " حیطه ی خصوصی " درمورد او بی معنا می شود. پگاسوس بادسترسی به جی پی اس یاحسگرهای سخت افزاری تلفن همراه ، طعمه ی خود را ردیابی می کند. تشخیص اینکه گوشی تلفن همراه بااستفاده ازپگاسوس هک شده یانه ، عملاً غیرممکن است ، مگرآنکه تحت بررسی وآسیب شناسی تخصصی قرارگیرد. پگاسوس ، قدرتمند ترین نرم افزارجاسوسی است که تاکنون تولید شده است. این بدافزار می تواند موقعیت مکانی کاربررا درهرلحظه تعیین نماید. بنابراین ، پگاسوس که تولید شرکت اسرائیلی NSO group می باشد ، قادراست میلیاردها گوشی وسیستم عامل راآلوده سازد. این نرم افزار، قابلیت حمله های باصطلاح " صفرکلیک " (zero – click) رادارد که برای موفقیت ، نیازی به تعامل با کاربرتلفن ندارد. پگاسوس ، پس ازقرارگرفتن روی تلفن ، کم وبیش هراطلاعاتی را جمع آوری می کند وهرفایلی رااستخراج می نماید. لذا، پیامهای کوتاه ، دفترچه ی آدرس ، تاریخچه ی تماسها ، تقویمها ، ای میل ها وتاریخچه ی سروراینترنت ، همگی قابل استخراج می باشند. نسخه های جدید پگاسوس ، بجای هارددیسک ، برروی حافظه ی موقت گوشی جای می گیرند.پس حتی امنیتی ترین کاربرها نیزنمی توانند ازحمله جلوگیری کنند ویاآن رارد گیری نمایند زیرباخاموش کردن گوشی ، بدافزارازبین می رود وردّی ازخود برجای نمی گذارد.

*****

پارلمان " کاتالونیا " که یک منطقه ی خودمختار دراسپانیاست ، درمنطقه ی تاریخی شهربارسلون ودرمجاورت ارگ مستحکم این شهرقراردارد که توسط شاه فیلیپ پنجم ، برای کنترل مردم ستیزه جوی محلی ساخته شده بود. امروزه ، اکثرنمایندگان کاتالان حاضردر این پارلمان، ازاستقلال این منطقه دفاع می کنند اما دولت مرکزی اسپانیا ، این خواسته راخلاف قانون اساسی می داند. درسال 2017 ، درشرائطی که منطقه برای برگزاری رفراندوم استقلال آماده می شد ، پلیس اسپانیا با حمله به کاتالونیا ، 12 نفراز سیاستمداران جدائی طلب رادستگیرکرد وباحمله به مراکزرای گیری ، که بااستقبال 90 درصدی مردم کاتالونیا روبرو شده بود، صدهانفررازخمی ورفراندوم راناتمام گذاشت. رهبران جدائی طلب کاتالونیا که برخی ازآنها درتبعید خارج ازکشوربه سرمی برند ، اکنون مبارزه راازطریق پلاتفرم های پیام رسان دنبال می کنند. پس ازاین حادثه ، مشخص شد که تلفن همراه " جوردی سوله "(Jordi Sole) رهبرجدائی طلب کاتالونیا وعضو پارلمان اروپا ، ازمدتها قبل به پگاسوس آلوده شده وازاین طریق ، تمامی محتوای این تلفن، به سرقت می رفته است. همچنین معلوم شد که هفته ها قبل ازآنکه سوله به عضویت پارلمان اروپادرآید ، تلفن همراهش وبیش از 60 تلفن همراه دیگرمتعلق به سیاستمداران ، وکلا ، وفعالان کاتالونیائی نیزتوسط پگاسوس هک شده بود. اندکی بعد مشخص شد که دولت اسپانیا ، ازاین نرم افزار برای کنترل فعالیت استقلال طلبان کاتالونیا استفاده می کند.

تحقیقات " سیتی زن لب" (citizen Lab) نشان دادکه این نوع نظارت وکنترل درکشورهای باصطلاح دموکراتیک، سابقه داشته است. تحقیقات گسترده ی سیتی زن لب و عفو بین الملل نشان می دهد که تلفن همراه سیاستمداران وناراضیان بسیاری ازکشورهای غربی، به بدافزارپگاسوس آلوده است. تحقیقات Forensic Architecture نشان می دهد که تلفن های همراه اعضای حزب مخالف رواندا ، روزنامه نگاران فسادستیز السالوادور ، همکاران روزنامه نگارمقتول مکزیکی " خاویروالدزکاردناس" که با کارتل مواد مخدر درافتاد، وجمال خاشوقچی ، مدتها قبل ازمرگشان به پگاسوس آلوده شده بود. شواهد موجود نشان می دهد که پگاسوس درحداقل 45 کشور دنیا بکارگرفته می شود که کشورهای اروپائی وایالات متحده نیزازآن جمله می باشند. یک مقام اتحادیه اروپا به رویترز گفته است که این اتحادیه به شواهدی دست پیداکرده که نشان می دهد تلفنهای مورد استفاده ی برخی ازکارکنان ارشد این اتحادیه ، توسط پگاسوس هک شده است. کمیسیون اروپا ازاسرائیل خواسته است اقداماتی رابرای جلوگیری ازسوء استفاده از محصولات خود دراتحادیه اروپا انجام دهد. یکی ازمدیران مایکرسافت که مسئولیت مبارزه بانرم افزارهای جاسوسی رابرعهده دارد می گوید : " جای تاسف است که این نرم افزارها ، توسط دولتهای خودکامه ودموکرات به یک اندازه استفاده می شوند." تحقیقات گاردین و16 سازمان رسانه ای دیگر که اخیراً منتشرشد نشان می دهد که بیش از 30هزارفعال حقوق بشر ، سیاستمدار ، روزنامه نگار، ووکیل درسراسرجهان ، توسط پگاسوس هدف قرارگرفته اند که 14 رهبرجهان نیزدرمیان آنها می باشند. امانوئل مکرون رئیس جمهورفرانسه ، رئیس جمهورآفریقای جنوبی ، رئیس جمهورعراق ، عمران خان نخست وزیرپاکستان ، سعد حریری نخست وزیرسابق لبنان ، نخست وزیرمصر ، روزنامه نگاران شبکه ی الجزیره ، آسوشیتد پرس ، رویترز ، سی ان ان ، وال استریت ژورنال ، لوموند ، وفایننشال تایمز ، تاکنون توسط پگاسوس تحت نظرقرارگرفته اند.

*****

گروه صنعتی NSO اسرائیل ، شاید موفق ترین صنعت عرضه کننده ی نرم افزار جاسوسی درجهان باشد که پگاسوس ، فقط یکی ازمحصولات آن است. مدیران این شرکت ، باافتخارتمام ازکارآمدی محصولات خود یاد می کنند واگرچه اصراردارند که پگاسوس راصرفاً باهدف شناسائی وردیابی " تبهکاران وتروریستها" طراحی کرده ومی فروشند، اماتحقیقات گاردین ، ازسوء استفاده ی گسترده ومداوم ازاین نرم افزارپیشرفته ی جاسوسی ، حکایت می کند. NSO مدعی است که پگاسوس رافقط به نهادهای نظامی واطلاعاتی چهل کشور که سوابق حقوق بشری آنها پیشاپیش بررسی وتایید شده ، فروخته است. معهذا ، شرکتهای فیس بوک ، و اپل دادخواستی راعلیهNSO تقدیم دادگاه کرده اند. این شرکت درسالیان اخیر، موردشکایات متعدد قرارگرفته است که یکی ازآنها شکایت پیام رسان واتساپ می باشد. این پیام رسان مدعی است که که شرکتNSO ازطریق نرم افزارپگاسوس ، ازکاربران واتساپ جاسوسی می کند. به موجب دادخواست مطروحه ، 1400 کاربراین پیام رسان که 100 نفرآنها روزنامه نگاروفعال حقوق بشربوده اند، مورد جاسوسی قرارگرفته اند. دادخواست دیگری نیزازسوی شرکت اپل تنظیم شد که به موجب آن ، پگاسوس بطورغیرقانونی وبدون اطلاع این شرکت ، درگوشی های آیفون جاسازی شده است.

شرکت NSO group اسرائیل که یک کمپانی نظامی سایبری است ، درسال2010 تاسیس شد، درابتداء محصولات خودرافقط به دولتهای " موجه" می فروخت وازفروش آنها به افراد ثروتمند وبنگاههای خصوصی ، امتناع می ورزید. هدفی که برای تکنولوژی سایبری این کشوراعلام شد، مبارزه باترورو جنایت بود. اما درسال 2020 ، به موجب تحقیقات سیتی زن لب ، موبایلهای ده نفر ازکارکنان دفتر بوریس جانسون نخست وزیرانگلیس ، آلوده به بدافزار پگاسوس بود که کاررابه دخالت " مرکزملی امنیت سایبری انگلیس " کشاند. کارشناسان این مرکز، که وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلیس می باشد، تلفن همه ی کارکنان دفترنخست وزیری وحتی شخص بوریس جانسون رابررسی کردند. مشخص شد که امارات متحده عربی احتمالاً پشت این پروژه بوده است. تاآن زمان غربی ها، خطرپگاسوس را دست کم می گرفتند. اما مشخص شد که برای این بدافزار ، دموکرات وخودکامه فرقی ندارد. اندکی بعد معلوم شد که ازجولای 2020 تاکنون ، تلفنهای وزارت خارجه ی انگلیس نیزحداقل 5 بارهک شده است. هکرها که ازامارات متحده عربی ، هند وقبرس بوده اند، بااستفاده ازپگاسوس به این کارمبادرت ورزیدند. بعدها مشخص شد که هکرهای اماراتی، بااستفاده ازپگاسوس، تلفن " شاهزاده حیا " همسرسابق امیردبی راهک کرده اند. به گفته ی مدیران NSO ، اکنون تقریباً همه ی دولتهای اروپائی ، ازپگاسوس استفاده می کنند واین شرکت تقریباً انحصارنرم افزارهای جاسوسی رادراین قاره دردست دارد. دولتهای آلمان ، لهستان ومجارستان ، تاکنون به استفاده از پگاسوس اعتراف کرده اند وبلژیک نیز وسیعاً ازآن استفاده می کند. یک مقام ارشد امنیتی اروپا می گوید : " ما فقط ازپگاسوس درموارد اضطراری ، آنهم با حکم دادگاه ، استفاده می کنیم. اما این نرم افزار، همچون شمشیری دودم است که می توان ازآن سوء استفاده نیزکرد."

تشخیص پگاسوس ، بسیاردشواراست. اما خوشبختانه اخیراً آزمایشگاه امنیتی عفوبین الملل ، روشی رابرای اسکن گوشی های هوشمند ابداع کرده که باآن می توان به وجود این نرم افزار بدنام درگوشی پی برد. برای این منظور، ازیک ابزار شناسائی پردازنده به نام " جعبه ابزار تایید تلفن همراه" (Mobile verification Toolkit) استفاده می شود که البته فرآیند بسیارپیچیده ای است که باید توسط افرادی انجام شود که تجربه ی برنامه نویسی کامپیوتری داشته وباهوش مصنوعی نیزآشناباشند. برای این کار، به سیستم عامل " لینوکس" (Linux) یا " مکاواس " (macOS) نیازاست.

*****

اگرچه NOS مدعی است که ازپگاسوس نمی توان برای جاسوسی درآمریکا استفاده کرد وهیچکدام ازمشتریان این نرم افزار، تکنولوژی مربوط به جاسوسی از گوشیهای دارای شماره های آمریکا رادریافت نکرده اند، اما ، ایالات متحده تاکنون هم ازپگاسوس منتفع گردیده وهم ازآن زیان دیده است. اگرچه آژانس امنیت ملی و سیا تکنولوژیهای نظارتی خاص خویش رادارند اما دیگردستگاههای دولتی این کشور مانند ارتش ووزارت دادگستری، نرم افزارجاسوسی مورد نیازخودرا ازشرکتهای خصوصی تهیه می کنند. به گزارش نشریه تایمز ، اف بی آی درسال2019 ، سیستم پگاسوس راخریداری وآزمایش کرده است. به گزارش این نشریه ، سیا هزینه ی خرید سیستم پگاسوس توسط دولت جیبوتی را پرداخت کرده تا این دولت ازآن، درمبارزه باتروریسم استفاده نماید. اما بعداً مشخص شد که که ازپگاسوس برای جاسوسی علیه اعضای دولت وپارلمان ، نخست وزیر ووزیرکشور جیبوتی نیزاستفاده شده است. به گزارش واشنگتن پست، تلفن کارکنان دولت آمریکادرخارج ازکشور ، بویژه کارکنان سفارت آمریکا دراوگاندا، بارهاتوسط پگاسوس هک شده است. کاربه جائی رسیده که اکنون دولت بایدن سرگرم تدوین قانون ممنوعیت خرید یااستفاده ازنرم افزارهای جاسوسی خارجی توسط نهادهای دولتی این کشورمی باشد. وزارت بازرگانی آمریکا نیز نام NSO رادرلیست ممنوعیت خرید تکنولوژی ازکمپانیهای آمریکائی قرارداده است. البته هرکسی نمی تواند به راحتی این نرم افزاررا خریداری کند وشرکت NSO ، پگاسوس رادرازای دریافت میلیونها دلار دراختیاردولتهاقرارمی دهد. این بدان معنی است که خوشبختانه این ابزار، فعلاً ازدسترس مجرمان سایبری وگروههای تروریستی دورمانده است.

تمامی نرم افزارها مشکلاتی دارند که ازآنها تحت عنوان " باگ " یاد می شود. هرچقدرپیچیدگی نرم افزار بیشتر شود، تعداد باگ های آنهم افزایش می یابد. درحالیکه غولهای تکنولوژی، میلیونها دلارصرف مقابله بااین حفره های امنیتی می کنند، بازهم درکد های اندروید ، ios ، ویندوز ، مکاواکس ، ولینوکس ، آسیب پذیریهای ناشناخته ی فراوان وجود دارد. چندی پیش ، واتساپ لیست کاربران این پیام رسان راکه هدف بدافزار پگاسوس قرارگرفته اند منتشرکرد که دراین لیست ، حداقل نام یک سفیرفرانسه، ونخست وزیر جیبوتی نیزدیده می شود. پنج نفرازاین لیست را فعالان سیاسی ونمایندگان کاتالان تشکیل می دهند. اما، این فقط نوک کوه یخی است که ازآب بیرون آمده است. واتساپ از NSO نزد وزارت دادگستری آمریکا شکایت کرد ومدعی شد که این شرکت ، قوانین آمریکارانقض کرده وبه منافع این کشور آسیب وارد آورده است. مایکروسافت ، گوگل ، سیسکو ، وبرخی شرکتهای دیگرنیزازاین دادخواست حمایت کردند وبدین ترتیب، یک ائتلاف ضدNSO درآمریکادرحال شکل گیری است. اما بعید است این شکایت بدلیل نفوذ اسرائیل دردستگاههای آمریکا، به جائی برسد. پس ازآنکه دارندگان گوشی آیفون نیزمورد حمله ی پگاسوس قرارگرفتند، شرکت اپل نیزدادخواست جداگانه ای راعلیه شرکت اسرائیلی تنظیم نمود.

*****

اسرائیل اکنون به مهمترین عرضه کننده ی تکنولوژی نظارت دیجیتال درجهان تبدیل شده واین موفقیت رامدیون ارتش خود است که توانسته استعدادهای درخشان ومتخصص راجذب وپرورش دهد. هم اکنون بهنرین بهترینها، دوران خدمت سربازی خود رادرارتش اسرائیل سپری کرده وجذبNSO می گردند. اگر رویای آمریکائی به گوگل ، سیلیکون ولی ، و ام آی تی ختم می شود ، رویای اسرائیلی به واحد 8200 که یگان اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل است، ختم می گردد. نخبگان این واحد، پس ازپایان خدمت سربازی ، به استخدام NSO درمی آیند. اما پس ازافشای نقش پگاسوس درتدارک اطلاعات برای قتل جمال خاشوقچی، بسیاری ازنخبگان NSO اعلام کردند که ازاین شرکت استعفاء می دهند.درحال حاضر، مشتریان پگاسوس موظف شده اند لیست شماره تلفنهائی راکه هدف قرارمی دهند، درصورت درخواست NSO،در اختیاراین شرکت قراردهند ودرصورت امتناع، شرکت مزبورمی تواند سیستم مشتری خاطی راازکاربیاندازد. چند ماه پیش ، پارلمان اروپا ، کمیته ای راماموربررسی ابعاد مختلف فعالیت پگاسوس دراروپا کرد.اندکی بعد ، رویترز گزارش داد که تلفنهای چند مقام ارشد کمیسیون اروپا ، توسط پگاسوس کنترل می شود. این کمیته، پگاسوس راتهدیدی برای دموکراسی دراروپا عنوان کرد.

بسیاری ازدولتها ، ازبدافزارپگاسوس استفاده می کنند اما متاسفانه بیشترمشتریان آنرادولتهائی تشکیل می دهند که کارنامه ی درخشانی ازنظرحقوق بشر وآزادی اطلاعات ندارند. آنها این لبزار راعلیه فعالان سیاسی اجتماعی ، روزنامه نگاران وناراضیان استفاده می کنند. لذا ، توصیه می شود این افراد، درجلسات وملاقاتهای حساس ، گوشی راباخود نبرند ویامانند " ادوارد اسنودن" ، برخی ازامکانات گوشی خود ( مانند دوربین) رامسدود کنند ؛ همواره جدیدترین آپدیت هارا برروی گوشی خود نصب کنند ؛ برای اندروید ، برندی راانتخاب کنند که سرعت عمل زیادی داشته باشد ؛ هرگز وهرگز برروی لینکی که ارسال شده ونمی شناسند کلیک نکنند مگرآنکه صد درصد به آن اطمینان داشته باشند.

درپایان باید بدانیم که اگرهدف نرم افزارهای جاسوسی ، ازجمله پگاسوس ، قرارگرفتیم ، نشانه ی مهم بودن ماست. اگرچه مهم بودن خوب است اما ، خوب بودن مهمتراست.

منابع ومآخذ

1)how democracies spy on their citizens , www.newyorker.com

2)what is Pegasus spyware , www.theguardian.com

3)Pegasus,what you need to know , www.al-jazeera.com

4)top EU officials hacked by Pegasus , www.euronews.com

5)staying safe from Pegasus , www.kaspersky.com

6)what do you need to know about Pegasus , www.nordvpn.com

7)Pegasus spyware: how does it works? , www.radiofarda.com

8)what is Pegasus? , www.digikala.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

رودخانه های غباردرخاورمیانه

رودخانه های غبار درخاورمیانه

(نگاهی به دیپلماسی ریزگرد درمنطقه )

بیش ازچهارهزارسال اززمانی می گذرد که ارتشهای دو دولتشهر ،برسرآب ، رویاروی یکدیگرقرارگرفتند. مسئله ی آب ، ازآن زمان تاکنون همچنان به قوت خود باقی مانده است: هرکسی آب راکنترل کند، زمین رانیزکنترل خواهد کرد. هم اکنون ، ترکیه و سوریه و عراق وایران برسرآب دجله وفرات ، مصروسودان واتیوپی برسرآب نیل، ایران وافغانستان برسرآب هیرمند ، اردن و فلسطین واسرائیل برسربرداشت اسرائیل ازسه آبخوان بزرگ منطقه ، بایکدیگر درگیرند. اما طبق تصاویرماهواره ای ، حوضه ی رودخانه های دجله وفرات ، که ترکیه وسوریه وعراق وایران را دربرمی گیرد ، باسرعتی بیشترازدیگرمناطق جهان ،( به استثنای شمال هند) به سوی خشکی پیش می رود.

مشکل آب درخاورمیانه ، ابعاد منحصربه فردی دارد که یکی ازآنها مناقشات میان ایران وترکیه می باشد. به غیر ازآب، دوکشوربرسربرخی مسائل دیگرنیزاختلاف دارند که شاید مهمترین آنها سوریه وعراق باشد که تهران وآنکارا ، منافع متضادی رادراین دوکشور دنبال می کنند. معهذا پس ازسالها آرامش ، مسئله ی مدیریت آبهای فرامرزی ، دوباره به این مناقشه دامن زده است. این اختلاف اگرادامه پیداکند، می تواند پیامدهائی برای امنیت منطقه درمیان مدت داشته باشد زیراایران مسئله ی آب رابه امنیت ملی خود پیوند زده است. اخیراً بارها وزیرخارجه ونمایندگان پارلمان ایران ، ترکیه را بخاطرسدسازی برروی رودخانه های فرامرزی، سرزنش کرده اند. به باورآنها، این سد سازیها ، موجب تشدید خشکسالی درعراق وسوریه وبرپائی طوفانهای ریزگرد درایران گردیده است. آنها این رویکرد ترکیه را " غیرقابل قبول" خوانده اند. ترکها نیز ادعاهای ایران را " بی اساس " و " غیرعلمی " خوانده ومقامات ایران رامتهم کرده اند که تلاش می کنند نظرافکارعمومی راازسوء مدیریت منابع داخلی آب منحرف نمایند. ترکیه همچنین سد سازیهای بی رویه ی ایران رادر دهه های اخیر، علت بروزمعضلات زیست محیطی دراین کشورعنوان کرده است.

درمرکزاین مناقشه، پروژه ی چندین میلیارد دلاری " جنوب شرقی آناتولی " قراردارد که پنج دهه است جریان دارد. شرکت دولتی Hydraulic Works مسئول اجرای این پروژه است که احداث 22 سد و19 نیروگاه آبی رابرروی دجله وفرات شامل می شود. اجرای بخشی ازاین پروژه ، تاکنون موجب بروزخشکسالی دربخشهائی ازسوریه وعراق گردیده است. امابرای ایران ، بویژه احداث سد " ایلی سو " (Ilisu) برروی رودخانه ی دجله، ازاهمیت فراوان برخوردارمی باشد زیرااحداث این سد، یک تهدید بزرگ زیست محیطی برای استانهای جنوبی وغربی این کشور بشمارمی رود. به نظرمقامات ایران، طوفانهای ریزگردی که اخیراً منطقه رافراگرفته ، نتیجه ی مستقیم کاهش جریان آب دجله بداخل عراق وایجاد کانونهای ریزگرد دراین کشورمی باشد. آخرین موافقتنامه ای که که درباره ی مدیریت آبهای فرامرزی میان تهران وآنکارابه امضاء رسید، به سال 1955 بازمی گردد. اما اکنون منافع چهارکشور درگروی اجرای این توافق قراردارد. ترکیه ، برخلاف سه کشوردیگر، کنوانسیون 1997 نیویورک رادرمورد آبهای فرامرزی غیرناوبری ، امضاء نکرده است وبنابراین هیچ مبنائی برای اتخاذ یک رویکرد چند جانبه دراین مورد وجود ندارد. اما حتی اگرآنکارا این کنوانسیون راامضاء کرده بود، بازهم معلوم نبود که تهران بتواند باتوجه به انزوای بین المللی خود، برترکیه فشاروارد آورد. عراق وسوریه نیز درگیر جنگ داخلی ومنازعات سیاسی هستند ومسئله ی آبهای فرامرزی برای ایشان ازاولویت برخوردارنیست. درواقع ، ترکیه باتوجه به ضعف عراق درسالهای اخیر، سد سازی راتسریع کرده است. لذا ایران هیچ چاره ای ندارد جزاینکه به چانه زنی دوجانبه باآنکارا بپردازد. نگاهی به پرونده ی مناقشه ی آبی ایران وترکیه نشان می دهد که نظراین دوکشور درباره ی منابع آبی ، باادبیات سیاسی بیان می شود وآنها جریان آب را ابزاری درخدمت قدرت ونفوذ خویش ارزیابی می کنند.

اگرچه جنوب آسیا ، بویژه شبه قاره هند نیزدچارکم آبی است واسترالیا وبخش بزرگی ازجنوب آفریقا رانیز خشکسالی شدید راتجربه می کنند وحتی اروپانیزباافت شدید سطح آب رودخانه ها روبروست، اما خشکسالی درخاورمیانه ، ابعاد منحصربفردی دارد. به موجب " شاخص تنش آبی "(water stress index) ، از37 کشورجهان که درمعرض خشکسالی شدید قراردارند ، 15 کشور درخاورمیانه می باشند که قطر ،کویت ، بحرین ،عربستان وایران درصدرآنهاقراردارند. بنابر ارزیابی " اتحادیه انجمن های کشاورزی"(UFA) به زودی 50 درصد اززمینهای کشاورزی منطقه، بعلت فقدان آب ،ازچرخه ی تولید خارج شده و124 میلیون جریب زمین کشاورزی بلااستفاده خواهد ماند. ایران وسوریه ، باسد سازی برروی رودهای خود ، جریان آب دردجله وفرات راکاهش داده وموجب نفوذ آب شور خلیج فارس به شطّ العرب گردیده اند. دجله وفرات ، درشطّ العرب به یکدیگرمی پیوندند وبه خلیج فارس می ریزند. آب شور، زمینهای حاصلخیزکشاورزی رادرجنوب نابود کرده ومزارع تاریخی این منطقه رابه کانون ریزگرد تبدیل می کند.

تقریباً هیچ کشوری درخاورمیانه نیست که طی سالیان اخیر ازطوفان ریزگرد مصون مانده باشد. اما ایران، عراق وکویت ، بیش از دیگران، درمعرض این پدیده قراردارند. به نظرمی رسد رهبران منطقه به این نتیجه رسیده باشند که مقابله باچالشهای ناشی ازتغییرات آب وهوائی ، بدون مشارکت دوجانبه وچند جانبه ، ممکن نیست. طوفان ریزگر درایران، که درگذشته به مناطق غربی این کشورمحدود مانده بود، اکنون به مناطق مرکزی وشمالی گسترش پیداکرده است. این طوفانها، به همراه آلودگی ناشی ازفعالیتهای صنعتی واستفاده ازسوختهای فسیلی درنیروگاهها، پیامدهای فراوانی برای سلامت عمومی داشته وتاکنون هزاران نفرراروانه ی بیمارستانها کرده است. سد سازی ها وحفر بی رویه ی چاههای عمیق، درکنارسوء مدیریت منابع آبی ایران ، به بحران اقلیمی دامن زده وبرطوفانهای شن افزوده است. تحریم های بین المللی نیز مانع ازدسترسی ایران به تکنولوژی، خدمات ودانش فنّی لازم برای مبارزه باتبعات زیست محیطی تغییرات اقلیمی گردیده وهرساله ازبودجه ی اختصاص یافته به این امرکاسته است.

معهذا، طوفانهای ریزگرد درایران، خصلتی فرامرزی نیزدارند وبخشی ازآنها، ازطریق کشورهای همسایه وارد ایران می شوند. لذا، حتی درصورت اصلاح سیستم مدیریت منابع آب واختصاص بودجه ی کافی ، بازهم ایران قادرنخواهد بود بدون همکاری کشورهای همسایه ، برمشکل ریزگرد فائق آید. ایران با پی بردن به این مهم ، ونیزبه منظورکاستن از انتقادات وفشارافکارعمومی ، به "دیپلماسی ریزگرد" روی آورده است. امضای یادداشت تفاهم اخیر میان عراق ، سوریه ، کویت وایران ، برای همکاری درمبارزه باریزگرد ونیزاعلام تمایل ایران وامارات متحده عربی برای همکاری دراین زمینه، ازنتایج این دیپلماسی بوده است.برخی سیاستهای جاه طلبانه ی منطقه ای نیز مانند پروژه ی چند میلیارددلاری " ابتکارسبزخاورمیانه" درعربستان که کاشت 10 میلیارد اصله نهال درداخل این کشور و40 میلیارد اصله نهال درمنطقه را هدف خود قرارداده ، اگربه اجراء درآیند،راهگشا خواهند بود.امارات متحده عربی نیزسرمایه گذاری هنگفتی برروی سیاستهای دوستدارمحیط زیست انجام داده است. این کشور ، ازجمله یک سیستم هشدارسریع را درخاک خود مستقرکرده که نسبت به وقوع طوفان ریزگرد درداخل کشور ومنطقه هشدارمی دهد. معهذا، هماهنگی کشورهای منطقه درباره ی مسائلی چون بیابانزائی ، مدیریت منابع آب ، حفاظت ازحیات دریائی ، جنگل کاری ، برنامه ریزی شهری ، وتدارک زیرساختهای لازم برای مقابله بابالا آمدن آب دریا ونیزمدیریت موجهای شدید آب وهوائی، ضروری است. معهذاف جوّ امنیتی حاکم برمنطقه، تاکنون مانع ازاین همکاری گردیده است. سوء ظن ورقابت حاکم برمنطقه، تلاشهای قبل رانیزبی اثرگذاشته است. کاربه جائی رسیده که ایران وعراق، تنها طی دوماه ، هشت طوفان بزرگ ریزگرد را پشت سرگذاشتند. اگرچه این قبیل طوفانها درمنطقه، پدیده ی جدیدی نیست اما توالی آنها درسالهای اخیر، نگران کننده شده است. سوء مدیریت منابع آب راباید مقصر اصلی این بحران دانست. سدسازیهای بی رویه ی ایران وترکیه، به خشکی رودخانه ها وتالابها وایجاد کانونهای جدید ریزگرد انجامیده است. عوامل دیگری نیزچون تغییرات آب وهوائی وکاهش بارندگی نیزکم وبیش درپیدایش این معضل موثرند. کانونهای ریزگرد درایران ، 6/34 میلیون هکتاروسعت دارند که460/1 میلیون هکتارآن رازمینهائی تشکیل می دهند که قبلاً تالاب بوده اند.این کانونها، سالانه 22/4 میلیون تن ریزگرد تولید می کنند که علاوه برآسیبهائی که به سلامت انسان وارد می کند، موجب کاهش حاصلخیزی خاک نیزمی گردد. کانونهای ریزگرد درکشورهای همسایه ایران نیز به 300 میلیون هکتاربالغ می گردد که بخش عمده ی 150 میلیون تن ریزگرد تولیدی سالانه ی آنها، روانه ی ایران می گردد. ترکمنستان ، ازبکستان ، افغانستان ، وپاکستان درشرق وشمالشرق ایران ، ونیز غرب عراق ، شرق سوریه ، عربستان واردن ، درجنوب وجنوب غربی ایران ، کانونهای عمده ی ریزگرد درمنطقه می باشند. برخی مواقع ، فعالیت همزمان این کانونها موجب می گردد که طوفان ریزگرد 25 استان کشوررافراگیرد وشاخص آلودگی هوارا به سطحی خطرناک برساند.

اما مشکل فقط به ایران وهمسایگانش ختم نمی شود. حدود نیم قرن پیش ، اسرائیل باساخت " کانال ملی آب " ، جریان آب رااز دریای " جلیله" که توسط رود اردن تغذیه می شد ، منحرف نمود. بدین ترتیب ، آب ماطق پائین دستی رود اردن ، گل آلود وغیرقابل استفاده گردید. سد هائی نیزکه اردن وسوریه برروی این رود بستند، مشکل رادوچندان کرد و وجریان آب به مناطق پائین دستی را تا90 درصد کاهش داد. به گزارش بانک جهانی ، اسرائیل 87 درصد ازمنابع آبی کرانه ی غربی رود اردن رابخود اختصاص داده وفقط 13 درصد برای فلسطینی ها باقی گذاشته است. حاصل کاراین شده است که شهرکهای اسرائیلی کرانه ی غربی رود اردن ، روزانه 300 لیترآب به ازای هرنفردریافت می کنند درحالیکه سهم فلسطینی های این منطقه فقط 75 لیتردرروزاست. این درحالی است که استاندارد تعیین شده توسط سازمان بهداشت جهانی برای مصرف روزانه ی آب ، برای هرنفر 100 لیترمی باشد. مناقشه ی آبی دیگر در حوضه ی نیل جریان دارد. این رودخانه ی هفت هزارکیلومتری ، طولانی ترین رودخانه ی جهان است که از 10 کشورآفریقائی عبور می کند. اما قلب نیل، درمصر می تپد که هم آب آنرا تامین می کند وهم حاصلخیزترین خاک رادرحوضه ی آن عرضه می دارد. اما تلفیقی ازخشکسالی وسد سازیهای بی رویه طی چند دهه ی اخیر، جریان این رودخانه ی خروشان راکاهش داده است. اتیوپی اکنون برای تامین برق وآب خود ، سرگرم ساخت سدهای متعدد بر " نیل آبی"(Blue Nile) می باشد. نیل آبی از دریاچه ی " تانا" (Tana) درارتفاعات اتیوپی سرچشمه می گیرد. "نیل سفید " (white Nile) نیزکه ازدریاچه ی ویکتوریا در اوگاندا سرچشمه می گیرد، درخارطوم پایتخت سودان ، به نیل آبی می پیوندد وبه دریای مدیترانه می ریزد. هم اکنون رابطه ی میان مصر واتیوپی برسرآب نیل ، متشنج است.

تغییرات آب وهوائی ، اهمیت آب رادوچندان کرده وبرحساسیت آن افزوده است. لبنان کشوری است که درطول تاریخ خود ، همیشه به آب کافی دسترسی داشته است. اما این کشور، اکنون درزمره ی 33 کشوری قرارگرفته که تاسال2040 ، کمبود شدید آب را تجربه خواهند کرد. بخشی ازمشکل این کشورداخلی است. بیش از 60 هزارحلقه چاه قانونی وغیرقانونی دراین کشورحفرشده که ذخیره ی سفره های زیرزمینی آب رامی بلعند. سد هائی نیزکه دراین کشورساخته شده اند ، تاکنون نتوانسته اند مشکل آب رابویژه درشهر6/1 میلیون نفری بیروت حل کنند. لذا مردم برای مصارف آشامیدنی ، به آبهای معدنی بطری روی آورده اند که شرکتهای چند ملیتی مانند " نستله "(Nestle) آنراازهزاران کیلومتر دورتر ، یعنی ازمیشیگان وکالیفرنیا ، به لبنان منتقل کرده وبفروش می رسانند. هم اکنون ، 35 درصد بازارآب معدنی لبنان دردست نستله می باشد> علاوه براینکه آب معدنی گران است وارکیفیتی نازلترازآب محلی لبنان برخوردارمی باشد، بطریهای پلاستیکی آن نیز خطری بزرگ برای محیط زیست محسوب می شود. مقادیر معتنابهی ازآب لبنان ، بعلت نشت ازخطوط لوله ی کهنه ی این کشور، به هدر می رود وسد ها نیز ازجریان آب رودخانه ها می کاهند ومناطق پائین دستی رابه آلودگی نمکی وگل ولای دچارمی کنند. چاهها ( قانونی یاغیرقانونی ) شیره ی جان سفره های زیرزمینی آب رامی مکند وهرروز عمیق وعمیق تر می شوند. البته نمک زدائی ازآب وتولید آب شیرین نیز یک راه حل است اما ، هم گران تمام می شود وهم مستلزم استفاده ی گسترده ازهیدروکربن هاست که خود موجب آلودگی محیط زیست می گردد.

هرچه جمعیت خاورمیانه بیشتر وسرزمین آن خشک ترمی شود، وضع وخیم ترمی گردد. اگرخاورمیانه خشک می شود ، کالیفرنیا ، بخش هائی ازجنوب غربی آمریکا ، آفریقای جنوبی ، بخشهائی ازآمریکای لاتین وتقریباً همه ی جنوب اروپا نیزخشک می شوند.اما، مدیریت خشکسالی دراین مناطق ، بسیاربایکدیگرمتفاوت است. سیاست " گدائی ازهمسایه " دیگردرمورد آب کارسازنیست. به نظرمی رسد گره گار فقط بدست سازمان ملل متحد بازمی شود. " کنوانسیون آبراهه های ملل متحد " که درسال1997 به تصویب رسید ودرآن ، روشهائی برای تقسیم آب وحل مناقشات آبی پیش بینی شده ، می تواند مبنای مناسبی برای حل این معضل باشد. اما مشکل اینجاست که برخی کشورهای قدرتمند مانند چین وترکیه ، با آن مخالفند وبرخی دیگرمانند هند وپاکستان ، به آن رای ممتنع داده اند. ازسوی دیگرف این کنوانسیون الزام آورنیست ودرآن هیچ مکانیسمی برای وادارکردن کشورها باجرای مفاد کنوانسیون، پیش بینی نشده است. معهذا ، این کنوانسیون می تواند نقطه ی شروع مناسبی برای حل معضل آب درخاورمیانه وجهان باشد چراکه براساس برآورد سازمان ملل متحد،ازهر10 نفرجمعیت جهان درسال2030 ، حداقل 4 نفربه آب سالم دسترسی نخواهند داشت.

اگر4500 سال پیش ، گذشتگان ما توانستند مشکل آب رامیان خود حل کنند ، دلیلی ندارد کما نتوانیم چنین کنیم. سنگ نوشته ای در موزه ی " لوور" به خط میخی وجوددارد که متن پیمانی رانشان می دهد که به جنگ آب میان دولتشهرهای " اوما "(Umma) و " لاگاش " (Lagash) پایان داد.

منابع ومآخذ

1)SDSs mitigation… , www.tehrantimes.com

2)Dust diplomacy , www.gulfinternationalforum.org

3)Iran , Iraq , Kuwait ,Syria ,embark on sand diplomacy , www.al-monitor.com

4)Amid dust storms and drought , www.mei.edu

5)River of Dust , www.fpif.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

محورشرارت دیجیتال

"محورشرارت دیجیتال" درخاورمیانه

دولتهای اقصی نقاط جهان ، به ابزارهای قدرتمند دیجیتال برای سرکوب مردم خود مجهز شده اند.نرم افزارهای جاسوسی ، دستکاری دررسانه های اجتماعی ، تکنولوژی تشخیص چهره ونظارت جمعی ، ازجمله ی این ابزارهامی باشند. فعالان سیاسی واجتماعی نیزتلاش می کنند تاازخود دربرابر این ابزارها حفاظت نمایند. اما این یک تقابل عادلانه نیست. درحال حاضر، عربستان سعودی ، امارات متحده عربی ، وایران ، نماد خودکامگی دیجیتال (digital Authoritarianism) درخاورمیانه می باشند. این کشورها اخیراً برهمکاری خود باچین واسرائیل افزوده اند تاازاین طریق، به تکنولوژیهای پیشرفته ی دیجیتال دست پیداکنند. اخیراً اتحادیه اروپا نیزنگرانی خودرااز سوءاستفاده ی احتمالی ازتکنولوژیهای پیشرفته ابرازکرده وقانونی رابرای بازارها و خدمات دیجیتال به تصویب رسانده است. رسوائی نرم افزار جاسوسی " پگاسوس" (Pegasus) نیزکه توسط شرکت فناوری اسرائیلی NSO ، برای نظارت برکارروزنامه نگاران وفعالان اجتماعی طراحی شده ، زنگ خطر خودکامگی دیجیتال راحتی برای دنیای غرب نیزبه صدا درآورده است.

دردهه ی گذشته، رژیمهای سرکوبگرجهان، سرمایه گذاریهای کلانی رابرای افزایش توان سایبری خود انجام داده اند تابتوانند بقای سیاسی خود راحفظ کرده وبه برنامه های ژئوپولتیک خویش نیزجامه ی عمل بپوشانند. رژیمهای خودکامه ، به روشهای خلاقانه دراستفاده ازابزارهای دیجیتال برای کنترل وسرکوب روی آورده اند. اغلب این تکنولوژیها ، ازکشورهای پیشتازدرفناوری دیجیتال بوام گرفته می شوند لذا، مدلی از خودکامگی دیجیتال درخاورمیانه وشمال آفریقا پدیدارگردیده که درآن خودکامگان به ابزارهای بسیارپیچیده ی نظارت وکنترل مجهز گردیده اند. استفاده از ایت ابزارهای دیجیتال ، آنقدرگسترش یافته که زنگ خطررابرای حقوق بشر واصول دموکراتیک به صدا درآورده است.

خودکامگی دیجیتال چیست ؟ استفاده ازفناوریهای اطلاعات ودیجیتال برای کنترل ونظارت برمردم ونیز دستکاری اطلاعات، درمحدوده ی مرزهای ملی وفراترازآن را، خودکامگی دیجیتال می نامند. درحال حاضر، سه مدل رایج برای خودکامگی دیجیتال درخاورمیانه وجوددارد که همه ی آنها برتکنولوژیهای وارداتی استوارمی باشند که چین واسرائیل عرضه می کنند. سیستم چینی نظارت دیجیتال، بویژه برای کشورهای عربی وایران جذاب می باشد. این سیستم که ازاوایل دهه ی 1990 آغازبه کارکرد ، "دیواربزرگ آتش" (Great Firewall) نام دارد ومجموعه ای ازنرم افزار ، سخت افزار وساختارهای قانونی را شامل می شود که هدف آن نظارت براطلاعات وممانعت ازورود آن بداخل کشور می باشد. دیواربزرگ آتش ، زیرساخت لازم رابرای نظارت همگانی برجمعیت یک کشور، فراهم می آورد. این سیستم بااستفاده ازتکنولوژیهای پیشرفته ، بویژه تکنولوژی هوش مصنوعی (AI) ، به جمع آوری وتحلیل مقادیرانبوه اطلاعات ، شامل ترسیم نقشه ی تحرکات فیزیکی ، شناسائی چهره ، شنود تلفنی ، شناسائی اثرانگشت وثبت سوابق مالی وبهداشتی افراد، می پردازد. دیوارآتش می تواند تصویری کلی از عملکرد آنلاین افراد ارائه دهد وحتی بعنوان یک سیستم اعتبارسنجی اجتماعی عمل نماید. این سیستم تاکنون دراختیار 18 کشورجهان قرارگرفته که اکثرآنهارا کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا تشکیل می دهند. امارات متحده عربی ، پیشتازاین کشورهامی باشد وعربستان وایران ، دررده های بعدی قرارمی گیرند. ابتکاراتی چون " شهرهوشمند"(smart city) و " پلیس بدون پرسنل " (police without policemen) نیزهمه برمبنای دیواربزرگ آتش بناشده اند.(1)

کمپانیهای امنیت سایبری درآمریکا، انگلیس ، آلمان وفرانسه ، نیزتکنولوژیهای نظارتی رادراختیار رژیمهای سرکوبگرجهان قرارمی دهند. سیستم مشابه روسی هم تاکنون دراختیار بحرین ، عراق ، قطر ، ایران وبرخی کشورهای دیگرمنطقه قرارگرفته است. اسرائیل نیزازعرضه کنندگان عمده ی تکنولوژی امنیت سایبری درجهان می باشد. فناوری اسرائیل ، برخلاف فناوری چینی که مبتنی برنظارت جمعی است، برفناوریهای هدفمند هک کردن سیستمهای دیجیتال ونیزایجاد اختلال درارتباطات مخابراتی ، استوارمی باشد. اسرائیل از این سیستم درسرزمینهای اشغالی برای جمع آوری اطلاعات ازتلفنهای هوشمند ، ثابت ، پیامکها وای میل های ارسالی ، استفاده می کند. اطلاعاتی مانند وضعیت سلامت ، فعالیت جنسی ، ووضعیت مالی افراد ، ازطریق این سیستم جمع آوری وازآنها برای اعمال فشار برافراد استفاده می شود. یکی ازموثرترین ابزارهای اسرائیل ، نرم افزارجاسوسی " پگاسوس " است که اکنون مورد استفاده ی دستگاههای امنیتی ونظامی اسرائیل قرارمی گیرد. کشورهای دریافت کننده ی این سیستم ، ازآن برای هدف قراردادن روزنامه نگاران ، مدافعان حقوق بشر ، ناراضیان وفعالان سیاسی واجتماعی استفاده می کنند. مثلاً فعالیت " جمال خاشوقچی " روزنامه نگار ناراضی عربستانی ، سالها بااین نرم افزار، تحت نظرمقامات عربستان وامارات قرارداشت.(2)

امروزه ، ازواشنگتن تاریاض ، اخبارجعلی(disinformation) معضلی جهانی محسوب می شود. به نوشته ی روزنامه ی واشنگتن پست ، دونالد ترامپ دردوران ریاست جمهوری خود، 22000 ادعای کذب مطرح کرد که ازطریق رسانه های عمومی به سراسرجهان مخابره شد. رسانه های اجتماعی وتکنولوژی دیجیتال، که زمانی ابزاردست انقلابیون عرب درجنبش " بهارعربی" بود، اکنون به ابزارسرکوب دردست رژیمهای ضدانقلابی تبدیل شده است. امروزه ، عربستان راباید یک ابرقدرت دیجیتال درخاورمیانه نامید که تکنولوژی دیجیتال ومنابع انسانی رابرای اعمال نفوذ درسه جبهه ی داخلی ، منطقه ای ، وبین المللی بکارمی گیرد. هم اکنون درخاورمیانه و شمال آفریقا ، "محورشرارت دیجیتال" شکل گرفته که عربستان ، امارات ، قطر ، ترکیه وایران ، ازاعضای اصلی آن می باشند.

درسراسردنیا، سیاسیونی که ازدولتهای خودکامه می گریزند وبه خارج ازکشورمی روند، تصورمی کنند که درآنجا کاملاً درامانند. اما چنین نیست وآنها حداقل درعرصه ی دیجیتال ، همچنان مورد تهدید قرارگرفته ودرمعرض سرکوب فراملیتی دیجیتال (digital repression across borders)، شامل فیشینگ (phishing) ، حمله بابد افزارکلیک (zero – click attack) ، حذف صفحه ی رسانه اجتماعی ، هک سیمکارت تلفن همراه ،ودعوت دروغین به شرکت درکنفرانس ، قرارمی گیرند. موسسه ی تحقیقاتی Forensic Architecture ، موارد سرکوب فراملیتی دیجیتال رابین سالهای2019 تا2021 ، بیش از326 مورد ذکرکرده است. شرکت سیتی زن لب (citizen Lab) نیزکشورهائی راکه بیشترازدیگران مرتکب سرکوب فراملیتی دیجیتال می گردند به ترتیب اهمیت ، یمن ،افغانستان ، ایران ، رواندا وسوریه معرفی کرده است.(3)

زیرنویس

1)what is the Great Firewall of China? www.techtarget.com

2)what you need to know about Israel spyware , www.aljazeera.com

3)digital repression across borders is on the rise , www.technologyreview.com

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

برده داری مدرن درایران

برده داری مدرن درایران

(نگاهی به قاچاق انسان درجمهوری اسلامی)

دردهه ی گذشته ، قاچاق انسان درایران ،افزایشی چشمگیریافته است. طی این دهه ، 600 درصد نیزبرمیزان روسپیگری درایران افزوده شده وسنّ تن فروشی دراین کشور، به 16 سال کاهش یافته است. ممکن است برخی ازشنیدن این ارقام درباره ی کشوری که تحت حکومت یک دولت اسلامی بنیادگراست ، شگفت زده شوند. اما، ازآنجائیکه بنیادگرائی اسلامی ، به زن بعنوان موجود درجه دو نگاه می کند، باید انتظارداشت که این تبعیض جنسیتی ، نهایتاً به برده داری جنسی ختم شود. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد ف درپیام خود به مناسبت روزجهانی مبارزه باقاچاق انسان گفت که درحال حاضر، 70 درصد قربانیان قاچاق انسان را زنان ودختران تشکیل می دهند. بخشی ازاین قربانیان ، دختران وزنان ایرانی ودیگرکشورهای اسلامی هستند که اکنون به کالائی ارزشمند برای قاچاقچیان انسان تبدیل شده اند. آنها این کالا را درافغانستان ، ارمنستان ، گرجستان ، عراق ، اقلیم کردستان (بویژه شهرسلیمانیه) ، پاکستان ، ترکیه ، و امارات متحده عربی ، به فروش می رسانند. گزارشهای منتشره حاکی ازافزایش تعداد زنان ایرانی شاغل در صنعت سکس گرجستان است که درمیان آنها حتی کودکان نیزوجود دارند. قاچاقچیان انسان ، پاسپورت واوراق هویتی قربانیان را ضبط کرده وآنها راواداربه تن فروشی می کنند. برخی گزارشهای دیگرازتجارت پرسود زنان ایرانی درترکیه حکایت می کنند. حدود 2000 زن ایرانی نیزاکنون دراقلیم کردستان عراق به تن فروشی مشغولند. کودکان کار بویژه طعمه های خوبی برای قاچاقچیان انسان می باشند. هم اکنون تعداد کودکان کار درایران ، طبق آماررسمی ، بیش از سه میلیون نفراست که اکثرآنها بین 10 تا 15 سال سن دارند. باندهای جنایتکار، این کودکان ایرانی یامهاجر را می خرند ویامی ربایند وآنها رابه گدائی درشهرهای بزرگ وامی دارند. این کودکان ، نهایتاً مورد سوءاستفاده ی جنسی قرارمی گیرند. دربرخی موارد ، خانوارهای فقیر، کودکان خودرا به باندهای جنایتکار اجاره می دهند.افزایش مهاجرت به ایران درپی قدرت گرفتن طالبان درافغانستان، کودکان افغانی را درمعرض سوءاستفاده ی قاچاقچیان انسان قرارداده است. از5/3 میلیون مهاجر افغانی مقیم ایران ، فقط 870 هزار نفردارای اوراق هویت قانونی هستند وبقیه بصورت قاچاق درایران بسرمی برند وهمین امر، آسیب پذیری آنهارادربرابرباندهای جنایتکاردوچندان می سازد.

وضعیت قاچاق زنان ودختران ایرانی به خارج ازکشور، پیچیده ترازآن چیزی است که دررسانه های داخلی منعکس می شود. پولی که ازاین طریق وارد کشورمی گردد ، صرف ساخت وسازهای انبوه وایجاد مراکز خرید لوکس می گردد. قاچاق دختران ایرانی به کشورهای عربی حاشیه ی خلیج فارس، دیگربرکسی پوشیده نیست. اما وضع دختران ایرانی درترکیه ، بویژه در " آنالیا " و " آنتالیا " بسیاربدتراست. اکثراین دختران یابه فحشاء کشیده شده اند ویادرباندهای سازمانیافته ی بزهکار فعالیت می کنند. وضعیت این دختران وزنان ، مثال بارز بردگی جنسی است. درگرجستان نیز زنان ودختران ایرانی درقمارخانه ها وفاحشه خانه ها به کارمشغولند. اغلب این زنان ، ازطریق سه استان هرمزگان ، سیستان وبلوچستان وخوزستان، ازکشورخارج می شوند وقاچاقچیان دراین کار، ازمساعدت بوروکراسی وپلیس فاسد بهره می برند. درسیستان وبلوچستان ، دختران به عقد اجباری مردان افغانی وپاکستانی درمی آیند. قاچاقچیان ، زنان ودختران را به امید یافتن کار فریب می دهند وآنها راپس ازانتقال به امارات متحده ، ترکیه ، گرجستان یاکردستان ، به فحشاء می کشند. چندی پیش ، " حسن عباسی " ازنظریه پردازان جمهوری اسلامی ، درسخنرانی خود گفت : " کارسیستم اسلامی مابه جائی رسیده که زنان ودختران شیعه رادرامارات متحده عربی، به مزایده می گذارند." علت اصلی این پدیده ی شوم، فقرشایع درجامعه ی ایران می باشد. قاچاق اعضای بدن نیز بسیاررایج است. قاچاقچیان ، معمولاً اعضای بدن وحتی خون قربانیان خودرا درکشورترانزیت ویاکشورمقصد، به یغما می برند. برخی ازقاچاقچیان انسان، زنان ایرانی رابین 5 تا 10 هزار یورو به فروش می رسانند. این زنان ، به مالکیت خریدار درمی آیند. ازآنجائیکه اوراق هویتی این زنان توسط قاچاقچیان ضبط می شود آنها هیچ پولی نیزدربساط ندارند، لذا، نمی توانند ازاین باتلاق بگریزند.

به موجب قانونی که درسال1383 به تصویب رسید، برای قاچاق انسان درایران، مجازاتهای سنگین ، ازجمله اعدام درنظرگرفته شده است اما، دولت ایران بامسامحه بااین مسئله برخورد می کند واطلاعات دقیقی درباره ی قاچاق انسان منتشرنمی کند. معهذا ، هرازچند گاهی ، گزارشهائی دراین باره ، دربرخی رسانه های ایران، ازجمله خبرگزاری تابناک منتشرمی شود که گوشه هائی از این معضل اجتماعی را نمایان می سازد.(1) وزارتخارجه ی آمریکا نیزچندی پیش ، گزارش سالانه ی خودرادرباره ی قاچاق انسان درجهان، منتشرکرد. به موجب این گزارش ، ایران همچنان مقام سوم خودرادراین لیست حفظ کرده وتهران تاکنون هیچ کاری برای مبارزه بااین پدیده ی شوم انجام نداده است. سالانه هزاران زن وکودک دراقصی نقاط جهان موردتجارت قرارمی گیرند واین پدیده را باید " برده داری مدرن " نامید. کشورهائی درجهان هستند که قاچاق انسان رادرقلمرو خود به رسمیت می شناسند ویااینکه دربرابرآن سکوت می کنند. کشورهائی چون سوریه وایران که درگروه دوم قرارمی گیرند، نه قاچاق انسان رابرسمیت می شناسند ونه کاری برای حل آن می کنند. درگزارش وزارتخارجه ی آمریکا ، ایران بخاطرآنچه که اعزام قربانیان قاچاق انسان، ازجمله کودکان ، به جبهه های جنگ سوریه ، عراق ولبنان نامیده شده ، مورد ملامت قرارمی گیرد. نهاد های رسمی ایران ، به اعزام هزاران افغانی وپاکستانی به سوریه ، تحت عنوان "مدافع حرم" اعتراف می کنند اما، تنها پس ازکشته شدن، ازآنهانام می برند. این درحالیست که ایران به موجب قوانین بین المللی ، موظف است هویت شبکه هائی راکه به قاچاق انسان وبرده داری جنسی مشغولند، افشاء نماید. برآورد می شود که درحال حاضر ، حداقل 20 میلیون نفردرسراسرجهان ، قربانی قاچاق انسان شده باشند. دراین گزارش ، 187 کشور ومنطقه ی جهان ، ازجمله ایران ، مورد بررسی قرارگرفته است.(2)

کلام آخراینکه ، قاچاق انسان جرمی جدّی است که حقوق اساسی بشررا تضییع می کند وشامل بهره کشی جنایتکارانه ازافراد برای کسب سود است. بهره کشی جنسی ، ازجمله فحشاء ، کاریاخدمات اجباری، برده داری ، بندگی واعمال مربوط به آن ، وحذف اندامهای حیاتی بدن ، فصل های مختلف این سناریوی ننگین می باشند. بقول آنتونیو گوترش ، " قاچاق انسان ، جنایتی هولناک وحمله ی همه جانبه به حقوق ، امنیت وحیثیت مردم است."(3)

زیرنویس

وضعیت قاچاق انسان درایران1)www.tabnak.ir

2)trafficking in persons report – Iran , www.state.gov

3)human trafficking , www.news.un.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره 8732-9635-9973-6037

جنگ " تراشه "

جنگ " تراشه "

( کمبود امروز ، مازاد فردا)

چندی است که کمبود تراشه های نیمه هادی ، موجب افزایش بهای آنهادربازارگردیده است. افزایش تقاضابرای نیمه هادیها ، علل ادواری وساختاری دارد. تغییرات سریع درنیروی کار وآموزش آنلاین دردوران پس ازپاندمی، تقاضا برای محصولات الکترونیک راافزایش داده وعرضه ی ذخائر رانیزبا تنگنای حمل ونقل روبرو ساخته است. به لحاظ ساختاری نیز فرآیند برقی شدن ، بویژه تولید انبوه خودروهای برقی ودیجیتالی شدن فرآیند تولید نیمه هادیها، فشاربربازار تراشه رادوچندان کرده است. فقط کافی است بدانیم که درساخت خودروهای معمولی بیش از100 تراشه ودرخودروهای لوکس وبرقی ، هزاران تراشه به کارمی رود. دردوران پتندمی ، دورکاری ، برتقاضابرای قطعات کامپیوتری، ازجمله ریزتراشه ها افزود. ازسوی دیگر، افزایش تقاضا برای خودرو دردوران پساکرونا نیزبر بازارتراشه تاثیر گذاشت. همچنین افزایش تقاضای جهانی برای تلفن های هوشمند نسل پنجم (5G) ، برتقاضابرای ریزتراشه ها افزود. انتظارمی رود تقاضابرای سیستمهای مخابراتی نسل پنجم تاپایان سال2022 ، از 710 میلیون واحد فراتررود. اساس این سیستم رانیز ریزتراشه ها تشکیل می دهند. این فشارها ، بویژه بربازارتراشه های پیشرفته که درتایوان متمرکزاست، بیشترمی باشد.

ازسوی دیگر، دولت آمریکا درتلاشی جدید برای خارج کردن چین اززنجیره ی عرضه ی تراشه ی جهان ، به کشورهای عمده ی تولید کننده ی این محصول درمنطقه ی آسیا- پاسیفیک ( کره جنوبی ، ژاپن ، تایوان ) پیشنهاد تشکیل یک اتحادیه داده است. اما بعید بنظر می رسد که کره جنوبی وشرکتهای تولید کننده ی تراشه ، این پیشنهاد رابپذیرند. اخیراً آمریکا ، شرکت " سامسونگ الکترونیک " و شرکت SK Hynix کره جنوبی رابخاطر مراوده ی تجاری با چین ، تهدید به مجازات کرد. پس ازتحریم شرکتهای چینی سازنده ی تراشه ، بویژه هواوی و شرکت بین المللی سازنده ی نیمه هادی (SMIC) توسط دولت ترامپ ، شرکت تولید کننده ی نیمه هادی (TSMC) هنوزنتوانسته است جای خالی شرکتهای چینی رادربازارپرکند لذا این اقدام آمریکا ، باانتقادهای فراوان درسراسرجهان روبروگردیده است. پس ازتحریم هواوی ، این شرکت ازمقام دوم تولید کننده ی گوشی هوشمند درجهان، به رده ی هفتم سقوط کرد اما، دوام آورد واکنون به بزرگترین تولید کننده ی تجهیزات مخابراتی درجهان تبدیل شده و31 درصد ازبازاردنیا رابخود اختصاص داده است. جنگ تراشه میان آمریکا وچین ، زنجیره ی عرضه ی جهانی این محصول راگسسته ودنیاراباکمبود آن روبرو کرده است. این جنگ درعین حال ، بازارشرکت هلندی ASML راکه تجهیزات لیتوگرافی برای کارخانجات سازنده ی تراشه تولید می کند ، گرم کرده است. این شرکت هلندی ، تنهاشرکت جهان است که تجهیزات لازم را برای تولید تراشه های پیشرفته می سازد.

تولید میکروچیپس ، سه مرحله دارد : طراحی ، ساخت ، مونتاژ . کمپانیهای آمریکائی " کوال کوم" (Qual comm) ، " نویدیا " ( Nvidia) ، "براودکام" (Broad com) وچند کمپانی دیگر، حاکم بلامنازع طراحی ریزتراشه هستند و68 درصد بازارجهان را دراختیاردارند. ساخت نیمه هادیهای پیشرفته، فرآیندی بسیارپیچیده است که درآن ، ازکریستالهای سیلیکونی برای ساخت نیمه هادی استفاده می شود. حرکت الکترون دراین ساختارسیلیکونی، به مدارنیمه هادی شکل می دهد. ساخت ریزتراشه، مستلزم سرمایه گذاری کلان ودانش فنی بسیاربالا درعرصه ی طراحی می باشد تاازبروزاشتباهات پرهزینه ، جلوگیری شود. هرچه تراشه ریزترباشد، برپیچیدگی ساخت آن نیزافزوده می گردد. ازسوی دیگر ، ساخت کارخانه ی سازنده ی نیمه هادی نیز، به آسانی میسّر نیست وسرمایه ی کلان ودانش بسیارتخصصی رامی طلبد وازاین نظرنیز آمریکا، ازدیگرکشورهای جهان جلوتراست. معهذا ، تراشه های پیچیده شامل میکروکنترلرها(microcontrollers ) ، میکروپروسسورها (microprocessors) ونیمه هادیهائی که ازطریق اتصالات قابل برنامه ریزی به هم متصل می شوند (EPGAs) ، بیشترتوسط تایوان تولید می شوند وانتظارمی رود برتقاضابرای آنها ، سالانه 10 درصد افزوده گردد. شرکت تایوانی اعلام کرده است که بعلت کمبود تراشه دربازار، بهای این محصول راتاپایان سال جاری، برای نوع پیشرفته 10 درصد وبرای انواع ساده 20 درصد افزایش خواهد داد. چین نیز یک تازه وارد به بازارجهانی تراشه محسوب می شود. بازاری که تحت کنترل آمریکا ومتحدینش ( اتحادیه اروپا ، ژاپن ، کره جنوبی ، وتایوان ) قراردارد. معهذا چین توانسته است ازهنگام ورود، سهم خودراازاین بازار، به 15 درصد برساند درحالیکه سهم آمریکا ازبازارجهانی تراشه ، از37 درصد درسال1990 به 12 درصد کاهش یافته است.

کارشناسان معتقدند که بحران ریزتراشه، درآینده ی نزدیک رفع نخواهد شد. این درحالی است که کمبود تراشه ، ممکن است تولید همه چیزرا درجهان امروز مختل نماید. ریزتراشه ی سیلیکونی، قلب اقتصاد امروزجهان محسوب می شود وتقاضا برای آن دائماً افزایش می یابد. به گفته ی یک اندیشمند هندی، ملت بدون تکنولوژی سیلیکون ، مانند انسان بدون قلب است. معهذا، تاسیس یک کارخانه ی تولید تراشه ، حداقل سه سال زمان می برد وبرای اینکه این کارخانه بتواند به سطح معینی ازتولید برسد، به 4 تا5 سال زمان نیازاست. لذا، احداث کارخانجات جدید تولید میکروچیپس دراروپا ، آمریکا وآسیا ، مشکلی رادرکوتاه مدت از کمبود فعلی این محصول دربازار حل نخواهد کرد. مسئله اینجاست که حتی سیستم کنترل این کارخانجات نیزخود نیازمند تراشه های قدیمی است که دیگربرای تحقیقات وتولید آنها ، سوبسیدی پرداخت نمی شود. ازسوی دیگر، بازیافت تراشه های قدیمی نیزمقرون به صرفه نیست زیراقیمت آنها کمتراز 50 سنت است ولذا هزینه ی بازیافت را جوابگو نیست. ازسوی دیگر، اگرازتراشه های بازیافت شده ی یک ماشین لباسشوئی دریک سیستم ایمنی استفاده شود، اعتماد به آن دشوارمی شود. اما اگرتولید ماشین لباسشوئی بعلت کمبود ریزتراشه مختل شود، تولید کننده می تواند بااطمینان ازتراشه های بازیافتی استفاده نماید. ولی درهرحال ، بازیافت تراشه ، یک راه حل موقت محسوب می شود.

سخنگوی شرکت تایوانی سازنده ی ریزتراشه ، ریشه ی بحران فعلی دربازاراین محصول رابه سال 2018 می رساند. به گفته ی او، دردنیای امروز، همه چیزبه هم وابسته است وازصنایع بسته بندی وتولید یخچال گرفته تا تلفنهای هوشمند، همه ازتراشه استفاده می کنند. کارخانه های سازنده ی تراشه ، برای تامین نیازبازاردردوران کرونا ، تراشه های مورد استفاده درصنعت خودروسازی را که دچاررکود بود، دراختیاردیگرصنایع قراردادند. اما پس ازاینکه تقاضابرای برای خودرو دردوران پساکرونا جهش بی سابقه کرد، تولید کنندگان تراشه ، ازتامین نیازاین صنعت بازماندند. بدین ترتیب، ازسه ماهه ی آخرسال2020 به بعد، بحرانی شروع شد که تاامروز کم وبیش ادامه دارد. بحران تراشه طی این مدت ، بسیاری ازکارخانجات خودروسازی راواداربه کاهش تولید ویاتعطیلی موقت کرد وبربهای خودرونیزافزود. معهذا ، بحران تراشه تاپایان سال جاری، بیش از 210 میلیارد دلار برخودروسازان زیان وارد خواهد کرد.

تولید کنندگان اصلی تراشه ، درپاسخ به افزایش تقاضا ، دو روش درپیش گرفته اند. اول ، افزایش هنگفت سرمایه گذاری که بارزترین نمونه ی آن رامی توان درسرمایه گذاریهای جدید " شرکت تولید نیمه هادی تایوان " ( TSMC) ، بزرگترین تولید کننده ی تراشه های نیمه هادی درجهان، دید. این شرکت که 50 درصد تراشه های جهان و 90 درصد تراشه های پیشرفته ی دنیا راتولید می کند ، سرمایه گذاری خودرا از 30 میلیارد دلار درسال 2021 ، به بیش از 44 میلیارد تاپایان سال جاری افزایش داده است. تنها چیزی که این افزایش راتوجیه می کند، انتظارافزایش تقاضای جهانی برای این محصول می باشد.روش دوم پاسخ به افزایش تقاضا ، این است که برخی اقتصادهای قدرتمند جهان ، سرمایه گذاریهای کلانی رابرای تولید داخلی تراشه های نیمه هادی انجام داده اند. چین رقابت برای تولید میکروچیپس راازسال2014 آغازکرد ودوشرکت بزرگ رابرای نوآوری درصنعت نیمه هادی تشکیل داد. مجموع سرمایه گذاری چین دراین طرح ، حدود 50 میلیارددلارمی باشد که درصورت عملیاتی شدن آن ، تاثیربه سزائی درعرضه ی تراشه به بازارخواهدداشت. شرکت بین المللی سازنده ی نیمه هادی چین ، قصد دارد کارخانه ی تولید چیپس های 7 نانومیکرونی راراه اندازی کند که لازمه ی اینکار، واردات ماشین آلات لیتوگرافی ماوراء بنفش (EUV) ازهلند می باشد که هریک ازآنها 120 تا 150 میلیون دلارقیمت دارد. واردات این تجهیزات، فعلاً بااعمال فشار آمریکا، بامشکل روبرو گردیده است. لذا، چین اکنون سرگرم تلاش برای ساخت این تجهیزات درداخل کشورمی باشد. آمریکا واروپانیز طرحهای بزرگ مشابهی رادردست اجراء دارند تاصنایع داخلی تولید نیمه هادی راتقویت نمایند. باعملیاتی شدن مجموعه ی این طرحها ، بدون تردید بازارجهانی تراشه ، اشباع خواهد گردید.

البته ، بااجرائی شدن طرحهای فوق تاسال آینده ، فقط برظرفیت تولید تراشه های ساده وقدیمی افزوده خواهد شد وعرضه ی تراشه های پیشرفته به بازار، همچنان باکمبود روبرو خواهد بود. باآنکه شرکت تولید نیمه هادی تایوان ، درتولید تراشه های پیشرفته تخصص دارد، اما 20 درصد ازسرمایه گذاریهای جدید خود ( معادل 9 میلیارددلار) رابه تولید تراشه های ساده اختصاص داده است. شعبه ی این شرکت درآمریکا، بنام " یونایتد میکروالکترونیک " که سومین شرکت بزرگ دنیا درتولید تراشه های ساده است نیز 66 درصد برسرمایه گذاری خود افزوده وآنرا به سه میلیارد دلار تاپایان سال 2022 رسانده است. بزرگترین شرکت چینی تولید کننده ی تراشه ی نیمه هادی بنام صنایع بین المللی نیمه هادی نیز 5 – 4 میلیارددلاربرروی تراشه های ساده سرمایه گذاری کرده که ازآنها ، بیشتردرلوازم خانگی الکترونیک وخودروهای برقی استفاده می شود. درحال حاضرچین 35 درصد تراشه های جهان رامصرف می کند اما فقط 15درصد انراتولید می نماید. دراین میان ، شرکت تایوانی اعلام کرده است که قصددارد بر سرمایه گذاری خوددر آمریکا ،ژاپن ، آلمان وجمهوری چک بیفزاید. دلیل انتقال سرمایه ازتایوان به خارج ازکشور، علاوه برآینده ی نامعلوم ژئوپولتیک این کشور، زلزله خیزبودن آن ازیکسو ، وکمبود مهندس برق والکترونیک ازسوی دیگرمی باشد. غول الکترونیک چین بنام " فاکس کان "(Fox Conn) نیزکه بیش ازیک میلیون پرسنل دارد ، قصددارد برای تولید میکروچیپس ، درهند سرمایه گذاری کند. مشکل دیگر دررابطه با تولید تراشه های نیمه هادی ، مسئله ی تغییرات اقلیمی است که شرکتهای تولید کننده راوامی دارد تااستانداردهائی رادرمورد انتشار گازهای گلخانه ای رعایت کنند که برمیزان تولید اپرمی گذارد. افزایش بهای حاملهای انرژی نیز برمحدودیت تولید این محصول ، اثرمی گذارد.

کمیسیون امنیت ملی آمریکا اخیراً هوش مصنوعی (AI) راتکنولوژی الهام بخش نسلهای آینده نامید. اساس آلگوریتمهای هوش مصنوعی را میکروچیپس ها ( ریزتراشه ها ) تشکیل می دهند که نقش حیاتی در درنظم نوین جهانی دارند وبه عرصه ی بسیارمهم رقابت میان آمریکا وچین تبدیل شده اند. این دوقدرت جهانی، سالهاست که برای تسلط برفناوری هوش مصنوعی وعرصه های وابسته به آن ، به رقابت بایکدیگرمشغولند. این دوقدرت جهانی که رهبران بلامنازع هوش مصنوعی می باشند، باید بدانند که هراقدام انها، پیامدهای گسترده ی جهانی خواهد داشت. یکی ازتصمیمات مبرم ایشان، درباره ی آینده ی تایوان است که بدون تردید ، سالها بربازارجهانی میکروچیپس وهوش مصنوعی تاثیرخواهد گذاشت.

سرمایه گذاری هنگفت چین برای تولید داخلی میکروچیپس ، درکنار اختلال در زنجیره ی عرضه ی جهانی این محصول ، ایالات متحده رابه تکاپو انداخته تادرفرآیندهای داخلی تولید ریزتراشه ، تجدید نظرنماید. پس ازجنگ سرد ، آمریکا کنترل شدیدی بر صادرات میکروچیپس به چین وضع کرد. همچنین صدور تجهیزات ساخت نیمه هادی نیزازآمریکابه چین ممنوع اعلام شد. این محدودیتها ،بابالاگرفتن جنگ تجاری میان دوکشور، تشدید گردید. خزانه داری آمریکا نیزغولهای چینی سازنده ی تراشه مانند " هواوی" و " شرکت بین المللی سازنده ی تراشه"(SMIC) رادرلیست کشورهای دارای محدودیت قرارداده است. اگرچه زنجیره ی عرضه ی تراشه درجهان هنوز دردست آمریکا ومتحدین این کشوراست، اماآمریکا تلاش می کند تادررقابت فنّی باچین نیز، دست بالا راازآن خود نماید ولذا، برشرکتهای تایوانی فشاروارد می آورد تاازتحویل تراشه های پیشرفته به شرکتهای چینی خودداری کنند. امااین سیاست، تاکنون نتیجه ی معکوس به بارآورده وتلاش چین رابرای ساخت داخلی تراشه های پیشرفته، دوچندان کرده است. دردنیای امروز، کشوری می تواند رهبری جهان رابدست گیرد که دررقابت برسرتولید دانش وتکنولوژیهای آینده، پیروزشود. تحریم اقتصادی وفشارسیاسی، جائی دراین رقابت ندارد. چین بودجه ی کلانی رابه این امر اختصاص داده ودرچهاچوب برنامه ی " ساخت چین – 2025 " سوبسید هنگفتی رابه شکل اعتبارات منطقه ای ، ایالتی وملی ، به امرتحقیقات ، توسعه وساخت ریزتراشه ها پرداخت می کند. البته آمریکا نیزقصد دارد بابازگرداندن سرمایه های خود بداخل، کارطراحی ، تحقیق وساخت ریزتراشه هارا درداخل کشورانجام دهد. " قانون تراشه " (CHIPs Act) ، چهارچوب این سیاست راتعیین می کند. دراین قانون ، 52 میلیارد دلار سوبسید دولتی به تولید وتحقیقات نیمه هادی ها اختصاص یافته است. همچنین معافیتهای مالیاتی به ارزش 24 میلیارد دلار برای تولید کنندگان این محصول درنظرگرفته شده است. اتحادیه اروپا نیزسرگرم تدوین قانون تراشه ی خاص خویش است. کره جنوبی هم 45 میلیارد دلار به این امراختصاص داده است. ژاپن نیزقصددارد باهمکاری شرکت " سونی " وشرکت تایوانی ، یک کارخانه ی جدید تولید تراشه راتاپایان سال 2024 راه اندازی نماید.

درصورت حل شدن همه ی این مسائل ، بازهم عرضه ی تراشه های پیشرفته درکوتاه مدت ، محدود خواهد ماند ضمن اینکه بابالا گرفتن منازعه ی ژئوپولتیک برسرآینده ی تایوان ، افزایش نرخ تورم، نوسانات ارزی وادامه ی اختلال درزنجیره ی عرضه ، بحران ریزتراشه ابعاد گسترده تری بخود خواهد گرفت. شاید تنها چیزی که اکنون بااطمینان می توان درباره ی بحران جاری تراشه گفت این باشد که هیچکس نمی داند این بحران کی به پایان می رسد.

منابع ومآخذ

1)global chip shortage may soon turn to an oversupply , www.asia.nikkei.com

2)why is so hard to fix the chip crisis ? , www.computerweekly.com

3)clash of the chips , www.saisreview.sais.jhu.edu

4)why the chips are down , www.jabil.com

5)carmakers feel crisis easing… , www.bloomberg.com

6)US chips Alliance scheme , www.globaltimes.cn

7)chip wars or the crisis of late capitalism , www.mronline.org

کمک مالی به کارت بانکی شماره8732-9635-9973-6037