ظهور وسقوط " اردوغانیسم "
"رئیس بزرگ" درسراشیب سقوط
( ظهور و سقوط "اردوغانیسم " )
رژیم فعلی حاکم برترکیه، یک رژیم دیکتاتوری است که برراس آن یک مشت آهنین نشسته است.دراین رژیم به غایت ریاستی،تفکیک قوا جای خودرابه ساختارعمودی قدرت داده است.تبدیل شدن قوه قضائیه به ارگان سرکوب، اخراج فلّه ای معلمان، وکارکنان کشوری ولشکری به بهانه های واهی،برکناری مسئولین دولتی وشهرداران منتخب درمناطق کردنشین وانتصاب افراد مطیع به جای آنها، زندانی کردن خیل وکلاء ، روزنامه نگاران ونمایندگان مردم، فقط بخشی ازکارنامه ی سرکوب درژیم "رجب طیب اردوغان" می باشد. این ارکسترسرکوب، ازکاخ ریاست جمهوری رهبری می شود.
"اردوغانیسم"(Erdoghanism)، یک رژیم سیاسی متکی برفرد است مانند سلطانیسم، خمینیسم، کمالیسم و... این رژیمهای فردی، اگرچه تفاوتهائی بایکدیگردارند اما مشابهت های آنها که ناشی ازکیش شخصیت می باشد، به مراتب بیشترازتفاوتهای آنهاست. اردغانیسم حدود دو دهه عمردارد وازدل "حزب رفاه" به رهبری "اربکان" بیرون آمده است. حزب رفاه درانتخابات 1995 ترکیه به پیروزی رسید ومسئول تشکیل دولت گردید. اردوغان نیزبعنوان یکی ازمقامات ارشد این حزب،به شهرداری استانبول رسید.اربکان واردوغان ، مواضع اسلام گرایانه وضد دموکراتیک خودرا بتدریج عیان کردند که سرانجام به کودتای 1997 انجامید.بلافاصله پس ازکودتا،نسل جوان اسلامگرایان ترک، باتغییرآشکارجهتگیری، به دفاع ازدموکراسی وارزشهای غربی برخاست. "حزب عدالت وتوسعه"(AKP) که درسال2001 توسط همین جوانان تاسیس شد ودرسال2002 قدرت رابدست گرفت، اصلاحاتی رابه منظوراجرای مفاد منشورکپنهاگ درمورد تقویت مبانی دموکراسی، آغازکرد.این سیاست،موجب شد که برخی تصورکنند که حزب عدالت وتوسعه، به پراگماتیسم روی آورده واهداف ایدئولوژیک رامسکوت گذاشته است. درحالیکه چنین نبود.دولت، ازیک طرف مذاکره بااتحادیه اروپائی رابرای پیوستن به این اتحادیه دنبال می کرد وازسوی دیگر، هرروز بیشترازروز پیش ازسیاستهای کمالیستی فاصله می گرفت وبه سوی خودکامگی پوپولیستی حول شخصیت اردوغان پیش می رفت.
حزب عدالت وتوسعه، هیچگاه بطوررسمی ازاجرای شریعت اسلامی دفاع نکرده است. اما اردوغان ازمباحث وسمبل های مذهبی درتبلیغات خویش استفاده می کند. اوخودرا" امید امت" می نامد ومی خواهد باپررنگ کردن آموزه های مذهبی درسیستم آموزشی، به حداقل رساندن مصرف الکل ازطریق وضع مالیات سنگین برخرید وفروش آن ونیزممنوعیت تبلیغ الکل وحمایت ازسازمانهای اسلامی، جامعه ی ترکیه رابتدریج "اسلامی" نماید. اما، این سیاست، جامعه ی ترکیه رابشدت قطبی کرده است. اکنون، محافظه کاران مذهبی پشت سراردوغان، وسکولارها مقابل او سنگرگرفته اند.دراین سیستم،اپوزیسیون وجود دارد اما هیچگاه حائزاکثریت آراء نمی شود؛ انتخابات بطورمنظم برگزارمی شود اما، ازرقابت درآن خبری نیست؛ بیش ازیکصد هزارنفرازکارکنان لشکری وکشوری پاکسازی می شوند وروند پاکسازی همچنان ادامه دارد، بدون آنکه آب ازآب تکان بخورد. اردوغان که روزی از"تسلط ارتش برهمه ی امورکشور" می نالید، اکنون خود علاوه برارتش، تولیت قوه ی قضائیه، رسانه ها وحتی دفاع ازارزشهای لیبرالی را بدست گرفته است. بالاخره درجریان رفراندوم پرحرف وحدیث سال2017،اردوغان توانست بااکثریتی لرزان(51درصد دربرابر49 درصد)، سیستم ریاستی راجایگزین سیستم پارلمانی ترکیه نماید. طی دودهه زمامداری حزب عدالت وتوسعه، اردوغان توانست ازطریق خصوصی سازی وتوزیع مجدد رانت، به حامی پروری پرداخته ومحافظه کاران، ناسیونالیستها وحامیان به حاشیه رانده شده ی خودرا به صحنه آورده وآنها رابه بورژوازی جدید ترکیه تبدیل نماید وآندسته ازسیاستمداران وصاحبان کسب وکاررا که منتقد دولت بودند مجازات کند.مثلاً "جنبش گولن" که درسیستم آموزشی،خیریه ها،رسانه های گروهی وبوروکراسی دولتی ونظامی، طرفداران بسیاری دارد ودرقوه قضائیه وپلیس ترکیه نیزصاحب نفوذ است،تنها بخاطر آنکه ازسال 2013 فرمان مبارزه بافسادراصادرکرد، مورد غضب اردوغان قرارگرفت.اردوغان، مبارزه بافساد را" تلاش برای کودتا توسط عبدالله گولن" اعلام کرد وسرکوب جنبش گولن رادردستورکارقرارداد وباکودتای نافرجام اخیر، آنرا کامل کرد.هزاران نفرازاعضاء وهواداران جنبش گولن دستگیر ودههاهزارنفرازآنها نیزازادارات دولتی وارتش پاکسازی شدند.اردوغان این سیاست خودرادرقبال عبدالله گولن، به سیاست استالین دربرابر تروتسکی تشبیه کرده است.درعین حال ، جنبش گولن رانیزباید روی دیگرسکه ی اردوغانیسم دانست.این جنبش که بادموکراتهای آمریکارابطه ی نزدیک دارد، به عملیات مخفی درترکیه وبسیاری ازکشورهای منطقه مشغول است.
حال ببینیم اردوغانیسم چیست وچه ویژگیهائی دارد.اردوغانیسم، چهارویژگی اصلی دارد: خودکامگی متکی برانتخابات(دموکراسی غیرلیبرال)؛ سیستم اقتصادی نئوپاتریمونالیستی(حامی پروری)؛ پوپولیسم ؛ واسلام گرائی . شاید بتوان پوپولیسم را ویژگی اصلی اردوغانیسم دانست که جامعه رابه "خودی" و"غیرخودی" تقسیم می کند وزمام اموررا بدست رهبری کاریزما می سپارد که بشدت مخالف چند صدائی است.اردوغان که خودرا "صدای محرومین" وقهرمان مبارزه با" نخبگان فاسد" معرفی می کند وبه اقدامات عوامفریبانه ای چون اصلاح موی سرخود درمحلات فقیرنشین وهم غذا شدن باکارگران دست می زند،میلیونهادلار ازپول بیت المال رامیان اعوان وانصارخویش پخش می کند ودراختیارموسسات تحت سرپرستی افراد خانواده اش ( مانند خیریه ی TURGEV که "بلال" پسراردوغان آن راسرپرستی می کند) قرارمی دهد.اسلام گرایان حزب عدالت وتوسعه، بویژه شخص اردوغان، افرادی هستند که آرمانهای اسلامی رافدای اغراض سیاسی ومنافع شخصی خود می نمایند.آنها برای جلب حمایت مردم وتوجیه سیاستهای خود، ازاسلام استفاده ی ابزاری می نمایند.اردوغان وحب عدالت وتوسعه، برای ماندن برسرکار، به سرکوب سیاسی،محدودسازی رسانه ها وبازداشت هزاران ناراضی سیاسی دست زده اند.اما آنهاکه هنوزبه مشروعیت سیاسی نیازدارند، انتخابات رانیزتبلیغ وترویج می کنند. به نظراردوغان وهوادارانش،دموکراسی چیزی جزصندوق رای نیست و"اراده ی ملی" فقط باصندوق رای به کرسی می نشیند. درعین حال آنها، به جزصندوق رای به هیچیک ازدیگرالزامات دموکراسی پای بند نیستند. شخص اردوغان وحزب عدالت وتوسعه، مرتکب سرکوب شدید سیاسی،سانسوررسانه ها،وبه بند کشیدن هزاران مخالف سیاسی شده وازهروسیله ای برای حفظ قدرت خویش استفاده می نماید. آنها سعی دارند بای کسب مشروعیت سیاسی، دریک انتخابات نمایشی پیروزشوند. معهذا، نظرخواهیهای انجام شده درپایان سال 2019 نشان می دهند که فقط 27 درصدازمردم ترکیه هنوز به آرمانهای اردوغان باوردارند.اکنون کاربه جائی رسیده که بدگوئی ازاردوغان، جرم تلقی می شود وتاکنون بیش از2000 نفر که اکثرآنهاروزنامه نگارمی باشند،به جرم " توهین" به رئیس جمهور به زندان افتاده اند.یکی ازاین افراد، صرفاً بخاطراینکه اردوغان را "ارباب حلقه ها" نامیده، زندانی شده است.
بررسی ها نشان می دهند که رای دهندگان به حزب عدالت وتوسعه، اسلامگرای سیاسی نیستند واقلیتی معنی دارازآنها راحتی نمی توان مذهبی محافظه کارنامید.براساس تحقیقات انجام شده، عوام گرائی درحزب عدالت وتوسعه، بویژه تحت تاثیر جنگ درسوریه وجنگ درکردستان، بسیارتقویت شده وقوی تراز محافظه کاری مذهبی عمل می نماید.اردغان که فقط برنقاط اشتراک نیروها وجناحهای مختلف انگشت می گذارد،سیاست خارجی وناسیونالیسم ترک را محوردکترین خود قرارداده است.ضدیت با جنبش کردستان،غرب وآمریکا، اساس این ناسیونالیسم می باشد.درعین حال، هم درمیان دلواپسان اسلامگرا وهم درمیا ن طرفداران تز"ترکیه،اول"، طیف وسیعی ازمحافظه کاران کمترایدئولوژیک(یاکمترسنتی) وجود دارند که درعکس العمل نسبت به فساد گسترده ورکود اقتصادی، ازحزب عدالت وتوسعه رویگردان شده اند.شواهد موجود حاکی ازآن است که رجب طیب اردوغان، تحت فشاربحران اقتصادی، بحران پناهندگان، جنگ کردستان وبحران کرونا، بتدریج محبوبیت خودراازدست می دهد. نسل جوان محافظه کارترکیه وناسیونالیستهای کمترمتعصب،ازوضع موجود کشورناراضی اند وبدنبال جایگزین برای آن می گردند.درحال حاضر،اردوغان رهبربلامنازع حزب حاکم وجناح راست ترکیه است.اما قرائن موجود ، ازرویگردانی نسل جوان ترکه ازاردوغان،تاانتخابات 2023 حکایت می کند.اما فعلاً سلطه ی بلامنازع اردوغان برحزب وساختار مریدی-مرادی حاکم برآن، ونیزتسلط حزب برقوه ی قضائیه ترکیه،آنقدرقوی است که تحول درسیستم سیاسی ترکیه رادشوارمی سازد.درحال حاضر، نسل جوان حامی حزب عدالت وتوسعه،اگرچه ازسمتگیریهای جاری کشورنگران است اما هنوز اردوغان را"بهترین انتخاب بد" می داند.جوانان، که ازقبل ازپاندمی کرونا، ازنرخ 25 درصدی بیکاری رنج می بردند،اکنون شاهد فروپاشی اقتصاد می باشند. اردوغان بایک چالش بزرگ دیگرنیزروبروست وآن ازدست دادن حمایت کردهاست."حزب دموکراتیک خلق" که حامی حقوق خلق کرداست،درانتخابات اخیرپارلمانی ترکیه 80 کرسی بدست آورد واین امر،هواداران اردوغان رابه وحشت انداخت.آنها هجوم همه جانبه به این حزب راتدارک دیدند.پیروزیهای اخیراپوزیسیون ورنگ باختن محبوبیت حزب عدالت وتوسعه وشخص اردوغان، حتی اپوزیسیون محافظه کارنزدیک به حزب عدالت وتوسعه چون "علی بابکان" و "احمد داوود اوغلو" را به جدائی ازرئیس سابق خود وتشکیل احزاب جدید تشویق نموده است.
معهذا،مرزسنتی میان چپ وراست درترکیه ی امروز، تاحدودی مخدوش شده است.اکنون احزابی ازهردوطیف ،به سرنگونی دولت برآمده از ائتلاف احزاب "عدالت وتوسعه" و "اقدام ملی"(MHPکمرهمت بسته اند.دوحزب ازاین احزاب،ساخته وپرداخته ی افرادی است که قبلاً ازمقامات ارشد حزب ودولت رجب طیب اردوغان بوده اند.حزب عدالت وتوسعه وحزب اقدام ملی، اکنون اکثرکرسی های پارلمان ترکیه رادر اختیاردارند اما نظرخواهیها حاکی ازکاهش محبوبت این احزاب وشخص اردوغان درمیان مردم می باشد.حزب عدالت وتوسعه درجریان انتخابات اخیرشهرداریها، کنترل استانبول، آنکارا واغلب شهرهای بزرگ ترکیه راازدست داد درحالیکه اردوغان گفته بود:"اگراستانبول راازدست بدهیم، ترکیه رانیزازدست خواهیم داد." درماههای پایانی سال2020 ،که اقتصاد ترکیه بعلت پاندمی کرونا وبحران مهاجرین، دوباره دررکود فرورفته، موقعیت مناسبی برای رشد اپوزیسیون فراهم آمده است.احزاب عمده ی سیاسی که درحال حاضردرترکیه فعالند به قرارزیرمی باشند:1)حزب دموکرسی وپیشرفت(DEVA): توسط علی بابکان که بین سالهای 2002 تا2007 وزیردارائی اردوغان بود، تاسیس شد. این حزب ، پلاتفرمی شبیه به پلاتفرم اولیه ی حزب عدالت وتوسعه رادنبال می کند واکنون یک نماینده درپارلمان دارد.2) حزب سعادت (SP): روایتی جدید ازاسلام سیاسی ارائه می دهد که مبنای آنرابرچیدن دیواربلندی تشکیل می دهد که کمالیسم میان مذهب، سیاست وفرهنگ کشیده است.3) حزب آینده(GELECEK): احمد داوود اوغلو وزیرخارجه ونخست وزیراردوغان، این حزب رادراواخرسال2019 تاسیس کرد وقول داد که به مشی اصلی حزب عدالت وتوسعه بازگردد.4) حزب میهمانی خوب(IYI):ازاحزاب جدید ترکیه است که درسال 2017 ازحزب ملی گرای "اقدام ملی" انشعاب کرد.رهبراین حزب،ازمنتقدین سرسخت سیاستهای اردوغان، وسیستم ریاستی کشوراست. این حزب اکنون 43 کرسی درپارلمان دارد.5) حزب عالت وتوسعه(AKP): این حزب درسال2001 باانشعاب از"جنبش چشم اندازملی" تاسیس شد ودرآن زمان مخالف اسلام سیاسی بود. این حزب توانست باجذب اغلب گروههای راست میانه،درانتخابات سال2002 پیروزشود.ائتلاف حاکم توانست بایک اکثریت لرزان(51 دربرابر49 درصد) رفراندوم سال2017 رانیزبرنده شود وسیستم اداری کشوررااز پارلمانی به ریاستی تغییردهد.ائتلاف حاکم اکنون 337 کرسی از600 کرسی پارلمان ترکیه رادراختیاردارد.اردوغان بارها ازتمایلش به ایجاد یک"نسل پارسا"(Pious generation) سخن گفته وبرای نیل به آن نیز راهکارهائی چون گسترش مدارس مذهبی"امام خطیب"(Imam Hatip schools) ارائه کرده است.حزب عدالت وتوسعه، ازقبل ازشروع بهارعربی، درپی احیای امپراتوری عثمانی بود اما شکست ترکیه درسوریه، این پروژه راناتمام گذاشت.6)حزب اقدام ملی(MHP):این حزب راستگرای افراطی درسال 1969 ودرضدیت باکمونیسم تاسیس شد وبزودی به یک حزب طرفدارآمریکا درفضای سیاسی جنگ سرد، تبدیل شد.این حزب، به شدت بیگانه ستیزاست.7)حزب دموکراتیک خلق(HDP):حزب طرفدارحقوق خلق کرد است. این حزب به رهبری"صلاح الدین دمیرتاش"توانست درائتلاف بالیبرالهای چپ هوادارمحیط زیست،برابری جنسیتی،حقوق دگرباشان، وحقوق بشر، آرای خودرانسبت به انتخابات قبل، دوبرابرکند و56 کرسی درپارلمان بدست آورد.8)حزب جمهوریخواه خلق(CHP): این حزب درسال1923 توسط " مصطفی کمال آتاتورک" تاسیس شدوتادهه ی1950 ، تنها حزب سیاسی ترکیه محسوب می شد.این حزب که نماینده ی سنتی سکولاریزم درترکیه می باشد،درجریان انتخابات پارلمانی2018 ، توانست باائتلاف با حزب میهمانی خوب، به دومین بلوک قدرتمند سیاسی ترکیه تبدیل شده و146 کرسی پارلمان رابه خود اختصاص دهد.
اردوغان میل دارد تا سال 2023 درقدرت باقی بماند تا یکصدمین سالگرد تاسیس دولت مدرن ترکیه رادراین مقام برگزارنماید.امابعیداست جوانان 18 تا29 ساله ای که حدود25 درصد ازرای دهندگان ترکیه راتشکیل داده وبه شدت ازبیکاری عصبانی اند، چنین فرصتی به اوبدهند.این جوانان، اخبارخودرااز رسانه های خارجی وشبکه های اجتماعی می گیرند وبه شدت به رسانه های داخلی بی اعتمادند.ترکها اکنون با 7/12 میلیون کاربر،ششمین کشورجهان دراستفاده از "توئیتر"، پس ازآمریکا،ژاپن، هند، برزیل وانگلیس، محسوب می شوند.این جوانان عصبانی را بدشواری می توان کنترل کرد.بسیاری ازایشان که دوران قبل ازاردوغان رابخاطرنمی آورند، تبلیغات دولت رادررسانه های داخلی،جانبدارانه وغیرواقعی می دانند. اگردرانتخابات2023،اردوغان به زیرکشیده شود،نقطه ی پایانی بروطن پرستی افراطی و عوامفریبانه ی او گذاشته خواهد شد.اما تشتّت درصفوق اپوزیسیون درغیاب جایگزین مناسب برای اردوغان،کاررامشکل می کند.درعین حال، روش اردوغان برای تحکیم وگسترش پایگاه داخلی خود، انجام عملیات نظامی درخارج ازکشوراست(دخالت درسوریه،عراق، لیبی،قره باغ، مناقشه برسرمنابع انرژی شرق مدیترانه و...). جالب اینکه انجام این عملیات،برتقویم انتخاباتی ترکیه ،منطبق است.آنکارا اکنون علاوه برمناقشه ی قره باغ، درمناقشات مرزی ونیزاختلاف برسرمنابع انرژی دریای مدیترانه بایونان، قبرس وحتی مصر درگیرمی باشد ودستی نیزازدور برمناقشه ی لیبی دارد.البته ترکیه به لحاظ استراتژیک ، برای غرب اهمیت دارد.وجود تاسیسات ناتو دراین کشور، ابرازوجود نظامی سیاسی درخاورمیانه ومدیترانه ی شرقی، اعزام نیروی نظامی به سوریه، عراق،لیبی ، حضوردرمناقشه ی قره باغ ،حمایت ازگروههای نیابتی درسراسرمنطقه و حضور4 میلیون پناهجوی سوری دراین کشور،ازجمله ملاحظاتی است که غرب دربرخورد باترکیه درنظرمی گیرد.
رژیم به غایت متمرکز ومتکی به رهبری فردی ترکیه، که بشدت به نیات غرب مشکوک است، فقط باجمع کوچکی ازمشاوران رهبراداره می شود.سیاستهای داخلی وچالشهای رویاروی این رهبری، از چالشهای منطقه ای وجهانی جدائی ناپذیراست.ازسوی دیگر،تغییرنسل وتغییرگرایشات جنبش محافظه کار ترکیه، صف بندیهای جدیدی رادرجناح راست حاکم براین کشور بوجودآورده است. وضعیت اقتصادی کشور، یکی ازعلل پیدایش این صف بندیها می باشد. دولتی که قریب 20 سال برترکیه حکومت می کند، هیچ راهکارمشخصی برای خروج کشورازرکود اقتصادی ارائه نمی دهد. طی ماههای اخیر،قیمت خواروبار ومسکن، بطورتصاعدی بالارفته وازارزش پول ملی بشدت کاسته شده است.پاندمی کرونا نیزضربه ی سنگین دیگری براقتصاد فرتوت ترکیه وارد آورده وصنعت توریسم را راکه ستون فقرات اقتصاد این کشورمی باشد، نابود کرده است.ازسوی دیگر، پروژه ی "اسلام میانه رو" نیز که زمانی ترکیه آنرانمایندگی می کرد،باسیاسی شدن روزافزون اسلام دردولت اردوغان، به شکست کامل انجامیده است. این تجربه ی ترکیه یکباردیگرنشان داد که اسلام، اگرسیاسی شود، بامیانه روی خداحافظی خواهد کرد. معهذا، تشدید تضادهای موجوددرسیستم امپریالیستی، فضای کافی برای مانوردراختیار اردوغان قرارمی دهد.ازسوی دیگر،تضاد میان کشورهای عضو"محوراوراسیا"(Eurasia Axis) نیزکمترازتضاد میان اعضای ناتو نیست.بورژوازی ترکیه دردودهه ی اخیر، باسودبردن ازاین تضادها، درپی توسعه طلبی های منطقه ای، به منظوریافتن بازارهای جدید برآمده است.
عملکرد رجب طیب اردوغان دردودهه ی گذشته، اورادرردیف خودکامگان پوپولیستی چون "خوان پرون" و "ولادیمیرپوتین" قرارداده است.اودرسالهای زمامداری خود، ترکیه رادربهترین حالت درزمره ی دموکراسیهای غیرلیبرال(Illberal democracies) ، ودربدترین حالت درردیف دیکتاتوریهای فردی چون رژیم ایران، قرارداده است.بااین وصف، آینده ی اردوغانیسم چه خواهد بود؟ امروزکمترکسی درترکیه تردیددارد که اردوغان بارخودرابرای حکومت مادام العمربرترکیه بسته است.باتوجه به سن(66 سال) وسلامت جسمی اردوغان، به نظرنمی رسد که اوقصدداشته باشد حداقل برای یک دهه ی آینده قدرت راواگذارنماید.دراین صورت، ترکیه درسالهای آینده، شاهد سرکوب بیشتراپوزیسیون، گسترش جنگ باکردها، دخالت بیشتردربحرانهای منطقه ای ودرعین حال، بروزناآرامیهای گسترده ی اجتماعی خواهد بود. این است "ترکیه ی جدید"ی که اردوغان به مردم وعده می دهد.
اکنون اردوغان به قدرتمند ترین سیاستمدارترک پس ازکمال آتاتورک، تبدیل شده است.او، برحزب حاکم، دولت، پارلمان، قوه ی قضائیه وحداقل سه چهارم رسانه های کشور تسلط کامل دارد وحتی باکانالیزه کردن منابع دولتی بسوی شرکتهای وابسته به خود، زمام اقتصاد ترکیه رانیزبدست گرفته است. وقتی دوره ی کنونی ریاست جمهوری اردوغان به پایان برسد، اوبه تنها رئیس جمهوردرتاریخ ترکیه تبدیل می شود که مدت 20 سال بطورمستمر ، براین کشور حکم رانده است.طی این دودهه، اوبتدریج سلطه ی خودرابر ارکان کشورگسترش داد ومنتقدین را،یکی پس ازدیگری، قلع وقمع نمود. هواداران اردوغان، اورا"رئیس بزرگ" می نامند ومعتقدند اردوغان یعنی ترکیه، وترکیه یعنی اردوغان.معهذا، تمامی نشانه ها حاکی ازآن است که "رئیس بزرگ" بسرعت درمسیر سقوط گام برمی دارد.
منابع و مآخذ
1)Erdoghans control over turkey is ending , www.wire .in
2) what exactly is Erdoghanism? , www.opendemocracy.net
3)emergence of Erdoghanism in turkey , www.tandfonline.com
4)Turks president Erdoghan is losing ground at home , www.americanprogress.org
5)Erdoghanism , www.foreignpolicy.com
6)Thesis and tasks of communist party of turkey , www.tkp.org
7)there is a large number of people who don’t surrender in turkey , www.tkp.org
8)Turkeys opposition vs. the AKP , www.winep.org
