کارنامه ی واکسنهای هندی - 4

کارنامه ی واکسنهای هندی-4

(نگاهی به پرونده ی "بهارات بیوتک" و"کووی شیلد")

هند اخیراً مجوزاستفاده ی اضطراری ازواکسن"کوواکسین"(covaxin) ساخت شرکت "بهارات بیوتک"(Baharat – Biotech) راصادرکرد. نتایج اولیه ی فازسوم تست بالینی واکسن کوواکسین، نشاندهنده ی تاثیر100 درصدی این واکسن برجلوگیری ازمرگ ناشی ازکرونا وبستری شدن مبتلایان دربیمارستان میباشد. براساس یافته های این تست، تاثیرعمومی واکسن مزبورنیز78 درصد می باشد.این واکسن باهمکاری " شورای تحقیقات پزشکی هند" تولید شده است. شرکت بهارات بیوتک ، قبل ازاین نیز 16 نوع واکسن تولید کرده که واکسن"روتاویروس"(Rotavirus- ویروسی که موجب اسهال مرگ آور درنوزادان می گردد)، هپاتیت – بی ، زیکا(Zika) ، و چیکونگونیا (Chikungunya – بیماری ویروسی که توسط پشه منتقل می شود) ازجمله ی مهمترین آنها می باشند. کوواکسین ، بسیارشبیه به واکسن چینی " سینوواک"(Sinovac) می باشد ودر دو دوز به فاصله ی 28 روز دریافت می گردد. ماه گذشته، انستیتوی علوم پزشکی هند اعلام کرد که به کمک محاسبات ریاضی، دریافته است که واکسن کوواکسین می تواند 9 تا 12 ماه دربرابرکرونا مصونیت ایجاد نماید. بررسی های انجام گرفته در انستیتوی ملی ویروس شناسی هند نشان می دهد که آنتی بادی های تولید شده توسط واکسن بهارات بیوتک، قادربه مهار گونه ی انگلیسی ودیگرگونه های ویروس کوید-19 می باشد.این واکسن تاکنون دراختیار کشورهای مغولستان، میانمار، سری لانکا، فیلیپین، بحرین ، عمان، مالدیو، موریس وایران قرارگرفته است. فقط 15 درصد ازدریافت کنندگان این واکسن، عوارض جانبی مختصری ازخود بروز داده اند. هند اعلام کرده که قصددارد درهرفصل ازسال جاری، 300 میلیون نفرراواکسینه نماید اما، کارشناسان معتقدند که حداقل دوسال طول می کشد تاواکسیناسیون درهند کامل شود.قیمت هردوزواکسن کوواکسین 295 روپیه تعیین شده که این واکسن رابه ارزانترین واکسن کرونا درجهان تبدیل کرده است. این واکسن، نیازی به یخ زدگی ندارد ودردمای 2 تا8 درجه ی سانتیگراد قابل نگهداری است.

کوواکسین ، واکسنی است که بااستفاده ازویروس غیرفعال تهیه شده است.این واکسن، به سیستم ایمنی بدن می آموزد که به محض مشاهده ی ویروس کوید-19، آنتی بادی های لازم رابرای مبارزه باآن تولید بنماید. آنتی بادی ها به پروتئین های ویروس، ازجمله پروتئین اسپایک می چسبند ومانع ازورود ویروس ویروس به داخل سلولهای سالم بدن می گردند. شرکت بهارات بیوتک ، برای ساخت این واکسن، ازیک گونه ی ویروس کوید-19 که توسط انستیتوی ویروس شناسی هند، ایزوله شده بود، استفاده کرد و با تولید انبوه این ویروس، آنرادرمحلول " بتا – پروپیولاکتون" غوطه ورساخت وازاین طریق، ویروس را غیرفعال کرد.این ویروس، اگرچه دیگرتکثیرنمی شد اما، پروتئین های آن، ازجمله پروتئین اسپایک، همچنان فعال باقی ماند. این ویروس غیرفعال، سپس به ترکیبی باپایه ی آلومینیوم آغشته شد تاازاین طریق بر حساسیت سیستم ایمنی بدن دربرابرویروس افزوده گردد. به محض اینکه کوواکسین وارد بدن می شود، سیستم ایمنی مانند یک ویروس زنده باآن برخورد می کند. سلولهای B ، آنتی بادی های لازم راتولید می نمایند.آنتی بادی هابه مهاجمین می چسبند وراه ویروس را بداخل سلولهای سالم سد می کنند.

شرکت بهارات بیوتک متعهد شده است که تاپایان سال جاری، 300 میلیون دوزازاین واکسن تولید نماید.هم اکنون واکسیناسیون کادرپزشکی، افراد بالاتراز60 سال وافراد بالاتراز45 سالی که دارای بیماریهای زمینه ای هستند، باواکسن های بهارات بیوتک و " کووی شیلد"(covishield) که نسخه ی هندی واکسن "آسترازنیکا" ست وتوسط انستیتوی سرم سازی هند تولید می شود، ادامه دارد.شرکت بهارات بیوتک، همچنین قراردادهائی را باشرکت آمریکائیOcugen وشرکت برزیلی Precisa Medicamentos ، جهت تولید واکسن کوواکسین دراین کشورها، منعقد نموده است. اگرچه پس ازمرگ یکی ازداوطلبین شرکت کننده درفازسوم تست بالینی واکسن بهارات بیوتک،اعتراضات برعلیه صدورمجوز زودهنگام برای این واکسن، بالاگرفت اما اخیراً، 45 دانشمند هندی درنامه ای سرگشاده، این اعتراضات را"غیرمسئولانه" خوانده واین واکسن را " هدیه ی هند به بشریت " برشمردند. درحال حاضر، هند درگیر بزرگترین کارزارواکسیناسیون درجهان، پس ازچین ، می باشد.دراین کارزار، ازدوواکسن حیات بیوتک و کووی شیلد استفاده می شود. باوجود کمبود واکسن درهند، معلوم نیست این کشورقصددارد این کمبودراچگونه جبران نماید.دولت هند اعلام کرده که فقط 27 میلیون دوز واکسن دراختیاردارد واگرواکسیناسیون باسرعت فعلی ادامه یابد، این مقدار فقط برای 9 روزکفایت می کند. بااین کمبود، دیگرجائی برای مشارکت هند درانترناسیونالیسم واکسن، باقی نمی ماند.معهذا، ازواکسن های هندی، هم اکنون دربرخی کشورهای جهان، ازجمله ایران، نیزبرای واکسیناسیون استفاده می شود.

منابع ومآخذ

1)what do we know about indian Covaxin vaccine? www.bmj.com

2)Baharat Biotech covid-19 vaccine , www.pharmaceutical-technology.com

3)How Baharat Biotech vaccine works , www.nytimes.com

گسترش فقروفروپاشی میثاق اجتماعی درایران

گسترش فقروفروپاشی میثاق اجتماعی

(بحثی درباره ی اقتصاد سیاسی فقر درایران)

ازهمان ابتداء ، "رفاه عمومی" و " عدالت اجتماعی" ، درراس گفتمان جمهوری اسلامی قرارداشت.اما اکنون باگذشت بیش ازچهاردهه ازآن ایام، تحریم ، فساد ،وناکارآمدی، دامنه فقردرایران را گسترده ترکرده است ودیگر" مستضعفان " ولی نعمت جامعه نیستند.

طی این سالها، همیشه مبارزه بافقر، درمتن گفتمان اسلامگرایان وقانون اساسی جمهوری اسلامی قرارداشت. ماده ی 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ازدولت می خواهد که حمایت مالی وخدمات اجتماعی کافی راازشهروندان نیازمند، ازجمله بازنشستگان، بیکاران ، ازکارافتادگان وآسیب دیدگان سوانح وحوادث طبیعی، دریغ نکند. بدین ترتیب، درنخستین سالهای پس ازانقلاب، میثاقی میان رهبران انقلاب وتوده های مردم شکل گرفت که مضمون آنرا ایجاد یک ساختار اجتماعی اقتصادی مبتنی بربه قدرت رسیدن فقراومحرومین، وممانعت ازانباشت ثروت دردست معدودی ازافراد تشکیل می داد. اما دیری نگذشت که کشور مسیری دیگردرپیش گرفت. کشاکش های سیاسی داخلی که باخشونت وکشتار همراه گردید، جنگ 8 ساله ای که شیره ی جان کشوررامکید، رویاروئی باجامعه ی بین المللی که به اعمال تحریمهای سخت وطولانی انجامید، زندگی اقشارکم درآمد رازیرضربه قرارداد ونیمی ازجامعه رابه ورطه ی فقرکشاند.شکاف میان فقروغنی، هرروزعمیق ترشد.کاهش قدرت خرید، تورم افسارگسیخته وانباشت ثروت دردست گروهی رانتخوار، حاصل چهل وچند سال زمامداری انقلابیون دیروز ورانتخواران فاسد اموز بود.8 سال جنگ، منابع محدود کشوررابلعید واندکی بعد، جیب جنگ سالارانی راپرکرد که کیسه های گشادی برای خود دوخته بودند.پس ازجنگ، فساد، تحریم وسیاستهای پولی ومالی ناکارآمد، سقوط بخش بزرگی ازمردم را به ورطه ی فقر تسریع نمود.سیاستهای نئولیبرالی هاشمی رفسنجانی ومحمد خاتمی که کم وبیش باسیاستهای پوپولیستی احمدی نژاد تلفیق شد ودردوران حسن روحانی نیزادامه پیداکرد، باتعمیق محسوس شکاف درآمدها ودرعین حال پرطنین ترشدن شعارهای پوچ عدالت طلبانه وپررنگترشدن زرق وبرق های مذهبی همراه گردید.

اما دراین میان، اقتصاد ایران باگذشت چهاردهه، همچنان متکی به بخش هیدروکربن، کشاورزی وخدمات باقی ماند.مقاما جمهوری اسلامی یک چشم اندازبلند مدت برای اقتصاد ترسیم کرده وبرنامه های پنجساله رابرمبنای آن تنظیم نموده بودند که ششمین آنها بعد ازانقلاب،دراواخرسال 1400 به پایان می رسد.این برنامه حول سه محور تنظیم شده بود که انعطاف پذیری اقتصادی، پیشرفت علم وتکنولوژی ، وتعالی فرهنگی می باشد.ازجمله اولویتهای برنامه ی ششم توسعه ی اجتماعی اقتصادی کشور،اصلاح بنگاههای دولتی،بخش بانکی ومدیریت عواید نفتی است. هنگام تنظیم این سند درسال1395 ، رشدسالانه ی 8 درصدی برای اقتصاد ایران درنظرگرفته شده بود.اما ترکیبی ازتحریم ها، شیوع پاندمی وسوء مدیریت وفساد،تقریباً مانع ازتحقق همه ی این اهداف گردید. ایران اکنون درزمره ی بحرانی ترین کشورهای کرونازده ی جهان قراردارد.پس ازتدابیر اتخاذ شده توسط دولت( تعطیلی وقرنطینه)نرخ تلفات پاندمی به کمترازضد نفردرروز رسید وهمچنان سیرنزولی راطی می کرد.اما مجموعه ای ازسوء تدبیر، ندانمکاری، فساد واختلاف نظردست اندرکاران،موجب ازراه رسیدن امواج جدید کرونا گردید که درزمان نگارش این مقاله،نرخ تلفات درموج چهارم کرونا، از400 نفردرشبانه روزگذشت.

تولید ناخالص داخلی این کشور84 میلیونی برای سال 1400 ، حدود 628 میلیارددلاربرآورد می شود وانتظارمی رود درسال جاری نسبت به سال قبل، 7/1 درصد رشد داشته باشد.تولید ناخالص داخلی ایران که طی دوسال اخیر بالغ بر12 درصد افت داشت،درسه ماهه ی سوم وچهارم سال1399 ، اندکی بهبود نشان داد. اماذخائرارزی ایران از5/122 میلیارددلارقبل ازاعمال مجدد تحریمها،به 4 میلیارد دلاردرحال حاضر، کاهش پیداکرده است. طی این مدت، ارزش هردلارآمریکا، از30000 ریال به 240000 ریال رسید که نشانگرسقوط بیش از 50 درصدی ارزش پول ملی کشورمی باشد.دراین دوسال، بیش از2500 بنگاه اقتصادی ایران، ورشکسته شدند ونرخ تورم به حدود 50 درصد رسید.این درحالیست که نرخ استاندارد تورم بین 2تا3 درصد می باشد. طی این دوسال،دولت 200 تریلیون تومان اوراق قرضه باسررسید یک تاسه سال ونرخ بهره ی 22 درضد منتشرکرد.اما ، پاندمی کرونا ، اشتغال ودرآمد را درفعالیتهای کاربر(labor- intensive activities) بشدت زیرضربه قرارداد وبویژه بخش خدمات وبخش غیررسمی اقتصاد رامختل نمود.طی سال گذشته، بیش ازیک میلیون محل کار ازدست رفت ونرخ بیکاری درسه ماهه ی چهارم سال قبل( بنابرآماررسمی) به 4/9 درصد رسید. هزینه های پاندمی ازیکسو وکاهش درآمدهای نفتی ازسوی دیگر، نسبت کسری مالی به تولید ناخالص داخلی راافزایش داد وآنرابه بالاترین سطح دردهه ی اخیررساند.درآمدهای دولت درسال گذشته ی مالی، فقط توانست 55 درصد ازهزینه های پیش بینی شده دربودجه راتامین نماید وتنها 14 درصد از درآمد پیش بینی شده ازنفت، تحقق پیداکرد.بدین ترتیب، کسری مالی دولت، به 6 درصد تولید ناخالص داخلی رسید ودیون عمومی نیزاز50 درصد تولید ناخالص داخلی فراتررفت. درسال مالی گذشته، فشارهای تورمی ناشی از کاهش ارزش ریال وعدم قطعیت اقتصادی،افزایش یافت ودرماههای پایانی سال1399 ، نرخ تورم به 48 درصد رسید.طی این سال، پول ملی ایران، نیمی ازارزش خودراازدست داد اما، باآغازمجدد مذاکرات برجام، 15 درصد برارزش ریال افزوده گردید. طی دوسال اخیر،برنرخ فقرمطلق درایران نیز، یک درصد افزوده شد واین نرخ به 20 درصد رسید.فشاربرخانوارهای فقیرشهری وروستائی دوچندان گردید وتورم افسارگسیخته، اقدامات نیم بند حمایتی دولت را، بی تاثیرگذاشت.

اکنون ، آینده ی اقتصاد ایران درگرو مهارپاندمی، بهبود مناسبات اقتصادی وسیاسی بادنیا، واصلاح ساختارمدیریتی کشوراست.اما ، این بهبود، درهرحال بسیاربطئی وتدریجی خواهد بود. کاهش نرخ تورم، محتمل است اما، این نرخ تامدتها، بالاتراز20 درصد باقی خواهد ماند وفقراهمچنان فشاراقتصادی رامتحمل خواهند گردید. اتکاء براوراق قرضه، بویژه اوراق قرضه ی کوتاه مدت، افزایش خواهد یافت واین امر موجب بالارفتن نرخ بهره وافزایش هزینه های خواهد شد. انتشاربیشتراوراق قرضه، وفروش دارائیهای عمومی به منظورتامین کسری بودجه،موجب دامن زدن به آشفتگی مالی دربورس وبازار سرمایه گردیده وبرکسری سرمایه ی بانکها خواهد افزود.اقتصد بیمار ایران، بدون اصلاحات ساختاری، بهبود نخواهد یافت وگام نخست دراین راه، اجرای اصلاحات 10 ماده ای " کارگروه اقدام مالی"(FATF) است که بدون آن، حتی اگرمذاکرات جاری باآمریکابه نتیجه برسد،بازهم شرکتها ونهادهای مالی بین المللی، تمایلی به حضوردربازارایران نشان نخواهند داد.

اکنون، سازمانهای متولی مبارزه بافقر، بویژه کمیته ی امداد امام خمینی، وبنیاد مستضعفان، خود به سمبل استکبار، فساد ونابرابری تبدیل شده اند وعملکرد چهل وچند ساله ی جمهوری اسلامی، حداقل درعرصه ی مبارزه بافقر،بامیثاق اولیه ی نظام درتضاد کامل قرارگرفته است. بی کفایتی درمدیریت تحریم وپاندمی ازیکسو، وبکارگیری خشونت دربرخورد بااعتراضات اجتماعی ازسوی دیگر، تیرخلاصی است که برپیکر فرتوت نظام اسلامی شلیک شده است. اکنون کاربه جائی رسیده که جمهوری اسلامی ایران، یاباید بازنویسی میثاق اولیه ی نظام رادردستورکارقراردهد ویااینکه خودرابرای سقوط نظام اسلامی آماده کند.

فروپاشی اقتصادی برای سرمایه داران، فروپاشی سیاسی برای صاحبان قدرت، وفروپاشی فرهنگی برای اصحاب ایدئولوژی،دردآوراست.اما فروپاشی اجتماعی، پایان دردآورکاربرای همگان است.دراین مقطع، صاحبان قدرت به دودسته تقسیم می شوند. گروهی، فروپاشی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی واجتماعی را پایان خط قلمداد نکرده وهمچنان برمواضع خویش پافشاری می نمایند وگروهی دیگر،بامشاهده ی فروپاشی اجتماعی، درخود ونظام اندیشه ای ومدیریتی خویش ، تشکیک می کنند.

*آماروارقام بکاررفته دراین نوشتار، ازمنابع بانک جهانی، تایمزمالی، موسسه ی کشورهای عربی خلیج فارس(AGSIW) وجرائد داخلی، استنتاج گردیده است.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

Like

Comment

Share

کارنامه ی واکسنهای چینی - 3

کارنامه ی واکسنهای چینی-3

(سینوفارم،سینوواک،کان سینو، آنهوئی ژیفی)

کمترازیکسال پس ازاعلام پاندمی توسط سازمان بهداشت جهانی، 11 واکسن کرونا، مجوز استفاده ی اضطراری ازاین سازمان دریافت کردند. اکنون حدود 251 واکسن درگوشه وکنارجهان، مراحل مختلف ساخت خودراطی می کنند که یکی ازآنها واکسن منحصربفرد " واکسارت"(vaxart) است که بصورت قرص خوراکی می باشد.سهم چین دراین میان، پنج واکسن است که همگی مجوز سازمان بهداشت جهانی رادریافت کرده اند.این واکسنها عبارتنداز:

1) سینوفارم(پکن) :این واکسن، براساس ویروس غیرفعال تهیه شده ومیزان تاثیرگذاری آن 86-79

درصد می باشد.تاکنون بیش ازصد میلیون دوزازاین واکسن به بازارعرضه شده است. کشورهای امارات متحده عربی، پرو ، آرژانتین ، بحرین ، اردن ومصر، ازجمله ی نخستین کشورهای دریافت کننده ی این واکسن بودند.

2) سینوواک : این واکسن نیزباروش ویروس غیرفعال تهیه شده ومیزان تاثیرگذاری آن 84-50درصدبرآورد می شود.تاکنون بیش از 260 میلیون دوز ازاین واکسن به بازارعرضه شده وکشورهای شیلی ، اندونزی ، برزیل ، ترکیه وفیلیپین ، ازجمله ی نخستین دریافت کنندگان این واکسن بودند.

3) سینوفارم ( ووهان) : نیز براساس ویروس غیرفعال تهیه شده ومیزان تاثیرگذاری آن 73 درصد می باشد. تاکنون حدود صد میلیون دوز ازاین واکسن تولید شده وکشورهای امارات متحده عربی، پرو ، بحرین ، اردن ، مصر ومراکش ، درزمره ی اولین دریافت کنندگان آن بودند.

4) کان سینو (con sino) : این واکسن باروش ادنو ویروس ناقل، تولید می شودومیزان تاثیرگذاری آن 69-65 درصد برآورد می گردد. شرکت تولید کننده ی واکسن کان سینو ، قصددارد تاپایان سال2021 ، یکصد میلیون دوز ازآن تولید نماید. هنوزازعوارض احتمالی این واکسن، اطلاعی دردست نیست.

5) آنهوئی ژیفی(Anhui Zhifei) : این واکسن، محصول آکادمی علوم چین است وساختاری مبتنی بر پروتئین دارد(protein – based). اطلاعات چندانی درباره ی این واکسن دردست نیست جزآنکه، واکسن مزبور مرحله ی سوم تست بالینی خودرا درازبکستان می گذراند.

سازمان بهداشت جهانی دریکی ازآخرین بیانیه های خود آورده است :" مااطمینان حاصل کرده ایم که واکسن های سینوواک و سینوفارم ، می توانند مانع ازابتلای افراد 18 تا59 ساله به کوید-19 گردند."

چین قصددارد تاپایان سال 2021 ، بااستفاده ازاین پنج واکسن، جمعیت 4/1 میلیاردنفری خود راواکسینه نماید.امارات متحده عربی نیز قصددارد بزودی واکسن سینوفارم را به کمک چین وتحت نام " حیات وکس"(Hayat – vax) تولید وبه بازارعرضه نماید.اکنون محققان مایلند بدانند که واکسن های چینی چقدربرای افراد مسن، کودکان، زنان باردار وافراد دارای نقص ایمنی، مصونیت ایجاد می کند، این واکسن ها، چگونه سیستم ایمنی بدن رافعال می کنند وبالاخره اینکه، چه عوارضی دارند، چقدردوام می آورند وچقدردربرابرگونه های جدید کوید-19 موثرواقع می شوند.

محققین چینی برای تولید این واکسن ها، نخست سه نوع ویروس کرونارااز مبتلایان بستری شده دربیمارستانهای این کشور، جمع آوری کرده وپس ازانجام بررسی های فراوان، یکی ازاین گونه هارا بدلیل قابلیت تکثیرسریعتردرکلیه ی میمون ، انتخاب کردند وبه تولید انبوه این ویروس درمخازن بیوراکتور، مبادرت ورزیدند.پس ازتولید انبوه ، ویروس رادریک ماده ی شیمیائی بنام " بتا – پروپیولاکتون" غوطه ورمی کنند.این ماده، به ژنهای ویروس می چسبد وآنراغیرفعال می کند. ویروس غیرفعال، دیگرقادربه تکثیرخود نیست.اما پروتئینهای آن، ازجمله پروتئین اسپایک، همچنان فعال باقی می مانند. سپس ویروس غیرفعال، به یک ماده ی کمکی دیگرباپایه ی آلمینیوم آغشته می شود. این ماده، سیستم ایمنی بدن رانسبت به واکسن، حساس تر می سازد.

حدود یک قرن است که ازویروس غیرفعال، برای تولید واکسن استفاده می شود. ازآنجائیکه این ویروسها، زنده نیستند لذا، خاصیت بیماریزائی ندارند. به محض آنکه واکسن وارد بدن شد، مقداری ازویروسهای غیرفعال آن، توسط سلولهای آنتی ژن ساز سیستم ایمنی بدن، بلعیده می شود.سلولهای آنتی ژن ساز،کروناویروس راتکه تکه می کنند وبرخی ازاجزای آنرابرسطح سلول به نمایش می گذارند..سلولهای T که به سلولهای قاتل معروفند، این اجزاء راتشخیص می دهند وبه همراه دیگرسلول های ایمنی، به آنها حمله ور می شوند. یکی دیگرازسلولهای ایمنی بنام سلولB نیزبه مقابله باویروس غیرفعال برمی خیزد.این سلول، پروتئینهای متنوع وپرشماری برغشاء خارجی خوددارد که برخی ازآنها ، قابلیت وابعاد اتصال به کروناویروس دارند. دراینجاست که سلول قاتل T به سراغ ویروس می آید وبه کمک آنتی بادی ها، آنرانابود می کند. به محض اینکه فردی واکسینه می شود،سیستم ایمنی بدن او، باعفونت آشنا می شود وازآن پس، نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد.سلولهایB آنتی بادی های لازم راتولید می کنند که به مهاجمین می چسبند ومانع ازورود ویروس به سلولهای سالم می گردند. آنتی بادیهای دیگرنیز، هریک به شکلی، برسرراه ویروس مانع ایجاد می کنند. آزمایشات بالینی برروی واکسن های چینی نشان می دهند که این واکسن ها دربرابر ویروس کرونا، موثرعمل می کنند اما هیچکس نمی داند که این حمایت، چقدردوام می آورد.ممکن است سطح آنتی بادی ها پس ازچند ماه افت کند. اماازآنجائیکه سیستم ایمنی، دارای سلولهای حافظه ی B می باشد، لذامی تواند اطلاعات مربوط به ویروس راسالها وحتی دهه ها محفوظ نگهدارد.

اکنون جهان درآستانه ی یک آزمون بزرگ اخلاقی قراردارد که بخشی ازآن به تولید کنندگان واکسن و دیپلماسی واکسن مربوط می شود."آنتونیو گوترش" دبیرکل سازمان ملل متحد، واکسیناسیون را" بزرگترین آزمون اخلاقی دوران ما" نامیده است.رئیس سازمان بهداشت جهانی نیز نسبت به شکست فاجعه بار اخلاقی جهان هشدارداده وگفته است :" دنیاهزینه ی این شکست راباجان میلیونهانفراز مردم، بویژه فقرا، پرداخت خواهد کرد." کارشناسان هشدارمی دهند که باروند کنونی ، برخی ازکشورهای جهان تاسال2024 نیزقادربه واکسینه کردن مردم خود نخواهند بود. این درحالیست که کشورهای ثروتمند، چند برابر جمعیت خود، واکسن ذخیره کرده اند.مثلاً کانادا، پنج برابر واکسن مورد نیاز برای واکسیناسیون جمعیت خودراذخیره کرده ویاسفارش داده است. دراین شرائط، چین، کوبا وروسیه، الگوی انترناسیونالیسم واکسن رابه جهانیان ارائه داده اند. چین تاکنون به 80 کشوردنیا واکسن رایگان اهداء کرده تااین کشورها بتوانند واکسیناسیون کادردرمان واقشارآسیب پذیرخودراآغازکنند.بعلاوه، چین به بیش از 40 کشورجهان نیز واکسن صادرکرده است. باوجود نیازداخلی چین به واکسن، جهت واکسیناسیون جمعیت بیش ازیک میلیاردی خود،این کشور 48 درصد ازتولید واکسن خودرا دراختیاردیگرکشورهاقرارمی دهد. بعلاوه چین مشغول همکاری با 10 کشوردیگر درزمینه ی تحقیقات، توسعه وتولید واکسن است که یکی ازموفق ترین آنها، همکاری باکوبا می باشد. کشورهای فقیری چون زیمبابوه، جمهوری گینه، وحتی ایران، توانسته اند ازطریق دریافت 200 هزاردوزواکسن چینی وروسی، واکسیناسیون کادردرمان وسالمندان خودراآغازنمایند.چین همچنین کشورهای تحت تحریم آمریکا رانیزباواکسنهای خود تغذیه می کند. فلسطین، ونزوئلا، ایران وکره شمالی،تاکنون صدهاهزاردوزواکسن ازچین دریافت کرده اند. چین باانتشارتوالی ژنوم ویروس کرونا،به محققین وشرکتهای داروسازی جهان امکان داده تا بدون کسب مجوز ازاین کشور، به بازتولید واکسنهای چینی بپردازند.

منابع ومآخذ

1)why chinas vaccine internationalism matters? , www.mronline.org

2)china covid vaccines are going global , www.nature.com

3)how the sinopharm vaccine works , www.nytimes.com

4)Chinese vaccine rolls oit across latin America , www.dialogochino.net

5)interview with chairman of Sinopharm , www.sinopharm.com

6)heres what makes 4 promising covid-19 vaccines unique , www.sciencenews.org

7) coronavirus disease vaccines , www.who.int

کارنامه ی یک واکسن - 2

کارنامه ی یک واکسن – 2

(نگاهی به پرونده ی "جانسون اند جانسون")

واکسن ضد کرونای " جانسون اند جانسون" (Johnson and Johnson) که توسط شعبه ی بلژیکی شرکت آمریکائی جانسون اند جانسون، باهمکاری یک شرکت هلندی ویک شرکت اسرائیلی تولید شده، یک واکسن ناقل ویروسی(viral vector) است که براساس آدنوویروس انسانی (human Adenovirus) که حامل پروتئین اسپایک ویروس کوید-19 می باشد، تولید شده است.سیستم ایمنی بدن انسان، پس ازتزریق این واکسن، بامشاهده ی این پروتئین اسپایک، شروع به تولید آنتی بادی های لازم برای مبارزه باآن می کند. این واکسن ، دریک دوز تزریق می شود ونیازی به نگهداری درحالت انجماد ندارد.

درژانویه 2020 ، شرکت جانسون اند جانسون ، کاربرروی ساخت واکسن کروناراآغازکرد.دوماه بعد درمارس 2020 ، دولت آمریکا 456 میلیون دلار کمک مالی دراختیاراین شرکت قرارداد.آزمایشات بالینی واکسن جانسون اند جانسون درژوئن 2020 آغازشد ودرژانوِیه 2021 شرکت سازنده اعلام کرد که واکسن تولیدی اش، باگذشت 28 روز ازتزریق، تا66 درصد دربرابرویروس کرونا مصونیت ایجاد می کند وتا صد درصد مانع ازبستری شدن افراد مبتلا دربیمارستان ویامرگ آنها می گردد.سازمان غذا وداروی آمریکا(FDA) به این واکسن مجوز استفاده ی اضطراری اعطاء کرد وآژانس داروئی اروپا(EMA) نیز مجوز بازاریابی موقت برای آن صادرنمود.یک ماه بعد، دولت آمریکا 100 میلیون دوزازاین واکسن رابه قیمت یک میلیارددلار پیش خرید کرد واندکی بعد قرارداد فروش 200 میلیون دوزنیز بااتحادیه اروپا امضاء شد وشرکت جانسون اند جانسون اعلام کرد که تاپایان سال 2021 بالغ بر یک میلیارد دوز ازواکسن خود تولید می کند. این شرکت همچنین اعلام کرد که واکسن تولیدی اش دربرابر گونه های جدید کروناویروس نیزموثرواقع می شود.

تکنولوژی ساخت واکسن جانسون اند جانسون، بسیارشبیه به تکنولوژی واکسن های "اسپوتنیک-وی" و "آسترازنیکا " می باشد.اما تاثیری به مراتب کمترازاین دوواکسن دارد. این واکسن حاوی " آدنوویروس نوترکیب معیوب"(replication – incompetent recombinal Adenovirus) نوع 26 است که حامل پروتئین اسپایک ویروس کرونامی باشد. این واکسن رامی توان دردمای 2 تا8 درجه ی سانتیگراد، ماهها دریخچال معمولی نگهداری کرد. نسخه ی تثبیت شده ازپروتئین اسپایک که ازآن در واکسن جانسون اند جانسون استفاده می شود، حاصل دوجهش است که آمینواسیدهای آنرا با" پرولاین ها" ( prolines – نوعی اسید آمینه) جایگزین ساخته است. واکسن همچنین حاوی عناصرغیرفعالی چون اسید سیتریک، سدیم دی هیدرات ، اتانول، سدیم کلراید، هیدرکسید سدیم، اسید هیدروکلریک وچند عنصردیگرمی باشد. پس ازتزریق واکسن، آدنوویروس مهندسی شده، به سلولهای بدن نزدیک شده وبه پروتئین سطح غشاء سلولی می چسبد. سلول ، ویروس را بداخل خود می کشد. به محض ورود به داخل سلول، ویروس ازحبابی که اورااحاطه کرده خارج می شود وخود رابه هسته ی سلول که جایگاه DNA می باشد، می رساند وDNAی خودرابه هسته ی سلول تحمیل می کند. درواکسن های مادرنا و فایزر ، آدنوویروس به نحوی مهندسی شده، که قادر به تکثیرخود نباشد اما پروتئین اسپایک آن، توسط سلول شناسائی شده ودر ملکولهای RNAی پیام رسان تک رشته ای –mRNAکپی می شود. وبه محض خروج RNAی پیام رسان ازهسته ی سلول،ملکولهای سلول آنراشناسائی کرده وشروع به تولید پروتئین اسپایک می نمایند. اما در واکسن جانسون اند جانسون، این کپی برداری برروی DNAی دورشته ای ذخیره می شود.ازآنجائیکه DNA به اندازه ی RNA ظریف وشکننده نیست، لذا می توان آنرا، دردمای 2 تا 8 درجه ی سانتیگراد وبدورازیخزدگی، به مدت 3 ماه دریخچال نگهداری کرد. بعضی ازپروتئینهای اسپایک که به سطح سلول می آیند ودآنجااستقرارمی یابند، توسط سیستم ایمنی بدن شناسائی می شوند.آدنوویروس نیزبابکارانداختن سیستم هشداردهنده ی سلولی، سیستم ایمنی راباخبرمی سازد.سلول، سیگنالهائی رابه خارج می فرستد وازاین طریق، سلولهای ایمنی اطراف خودرافعال می سازد.بدین ترتیب، واکسن جانسون اند جانسون، می تواند ازطریق بالابردن سطح هشداروآمادگی بدن،باقدرت تمام دربرابرپروتئینهای اسپایک قد علم کند.وقتی یک سلول واکسینه شده بمیرد، بقایای پروتئین اسپایک واجزای آن، تامدتهاباقی می مانند وهمچنان به عنوان محرک سیستم ایمنی برای تولیدآنتی ژن عمل می نماید.

سلول، اجزای پروتئین اسپایک رابرغشاء خارجی خود حفظ می کند ووقتی سلولهای T (سلولهای ایمنی) آنهارامشاهده کنند، به ایشان حمله می کنند وبدین ترتیب، مانع گسترش عفونت می گردند.آنتی بادی ها ، به پروتئینهای اسپایک کروناویروس( که قبلاً باآنهاآشناشده اند) می چسبند ومانع ازاتصال آنهابه سلولهای سالم می گردند. سلولهای تولید کننده ی آنی ژن، نوع دیگری از سلولهای ایمنی رافعال می سازند که سلول قاتل T نامیده می شوند ووظیفه ی آنها، نابودکردن سلولهای آلوده به کروناویروس است که با علامت پروتئین اسپایک آنها مشخص می شوند. به زبان ساده، بادریافت واکسن ، یک دید وبازدید ساده میان سیستم ایمنی بدن و ویروس کرونا صورت می گیرد که به شناسائی میهمان توسط میزبان می انجامد. ازآن پس، میزبان هرکجا میهمان راببیند، اورامی شناسد.اما هنوز مشخص نیست که این شناسائی چقدردوام می آورد وچهره ی میهمان ، کی ازخاطر میزبان می رود! به همین دلیل، دانشمندان هنوزنمی دانند قدرت حفاظتی واکسن، چقدردوام پیدامی کند.این احتمال وجوددارد که بتدریج ازتعداد آنتی بادی ها وسلولهای قاتلT کاسته شود. اما سیستم ایمنی بدن، به سلولهای حافظه ی B و T نیزمجهزاست که می توانند اطلاعات مربوط به ویروس را، سالها وحتی دهه ها حفظ نمایند.

واکسن جانسون اند جانسون، عوارض اندکی دارد که معمولاً یک تا دوروز پس ازتزریق، رفع می گردد.سرفه،درد مفاصل ، تب ، لرز ، برافروختگی، وتورم محل تزریق، ازجمله عوارض شایع این واکسن می باشند که یک نفرازهرده نفردریافت کننده، به آن دچارمی گردد.یک نفرازهرصد نفرنیزدچار آبریزش بینی، لرز، گلودرد، خارش ، تورم ، ضعف عضلانی، کمردرد وضعف عمومی می شود.یک نفرازهرهزارنفر هم دچارحساسیت مفرط می گردد. یک تاپنج نفرازهریک میلیون دریافت کننده ی واکسن جانسون اند جانسون نیزممکن است دچار لخته ی خونی گردند. درموارد بسیاربسیارنادر نیز واکسن جانسون اند جانسون، ممکن است مانند همه ی واکسن های دیگر، شوک آنافیلاکتیک ایجاد نماید. لذا، تزریق واکسن باید حتماً درمراکزدرمانی صورت بگیرد.

واکسن جانسون اند جانسون، باهمان تکنولوژی ساخت واکسن "ابولا" تولید شده است. پس ازاینکه سازمان غذاوداروی آمریکا، مجوز استفاده ی اضطراری ازواکسن جانسون اند جانسون راصادرکرد، دولت فدرال آمریکا، قراردادی به ارزش یک میلیارد دلار برای خرید صد میلیون دوز ازاین واکسن منعقد نمود که باید تاپایان سال2021 تحویل شود. اما، درمارس 2021 ، یک خطای انسانی درخط تولید این واکسن در بالتیمور آمریکا، موجب ازدست رفتن 15 میلیون دوز ازاین واکسن گردید وتعهدات این شرکت رابه تاخیرانداخت. همچنین درمارس2021 ، سازمان غذاوداروی آمریکا و مرکزکنترل وپیشگیری بیماریهای این کشور، دربیانیه ای مشترک، مجوز واکسن جانسون اند جانسون را موقتاً لغو کردند وعلت آنرانیز بروزشش مورد" ترومبوزسینوس وریدی مغزی"( لخته شدن خون همراه با کاهش شدید پلاکتهای خون) پس ازتزریق واکسن، اعلام نمودند. این شش زن ، بین 6 تا13 روزپس ازدریافت واکسن، به این وضع دچارگردیدند.یک نفرازآنهادرگذشت ویک نفرنیز دروضعیتی وخیم، بستری شد. اگرچه یک ماه بعد، دولت فدرال اجازه ی ازسرگیری واکسیناسیون باواکسن جانسون اند جانسون را صادرکرد، اما این اقدام ، مشروط به الصاق هشداری درمورد امکان لخته شدن خون ، برروی جعبه ی واکسن شد.

درحالت عادی، پلاکت، مانع ازخونریزی زخم می گردد. پلاکتهابااتصال به یکدیگر، پوششی چسبنده ایجاد کرده ومانع از ادامه ی خونریزی می گردند.ازآنجائیکه پلاکتها درحالت عادی، به لخته شدن خون کمک می کنند، لذا ترکیب لخته شدن خون با افت شدید پلاکتهای خونی دربعضی دریافت کنندگان واکسن جانسون اند جانسون، عجیب به نظرمی رسد. این نوع لخته(CVST)، بسیارنادراست و2 تا 5 مورد درهریک میلیون دریافت کننده ی واکسن، مشاهده می شود. تاکنون از8 میلیون آمریکائی که واکسن جانسون اند جانسون رادریافت کرده اند، فقط 16 نفر دچاراین سندروم گردیده اند. اکثراین افراد که بین 6 تا 13 روز پس ازدریافت واکسن دچاراین عارضه شده اند، زنان 18 تا 48 ساله بوده اند. دانشمندان معتقدند که زنان، سه برابر مردان ، دچارعارضه ی لخته شدن خون پس ازدریافت واکسن می گردند که شاید بعلت ترکیب هورمونی بدن آنهاباشد. این پدیده، بسیارشبیه به عارضه ای است که برخی ازمصرف کنندگان "هپارین"( داروی رقیق کننده ی خون) به آن دچارمی شوند. این دارو، دربرخی موارد ، معکوس عمل می نماید. بدین معنی که دربدن این افراد، هپارین به عاملی بنام " فاکتور-4 " متصل می شود که توسط پلاکتها آزاد می گردد. سیستم ایمنی بدن، این اتصال را دشمن تلقی کرده وشروع به تولید آنتی بادی می نماید. آنتی بادی ها ، به بسته ی هپارین+فاکتور4 ، می چسبند وتوده ی بزرگی ایجاد می کنند که مسیرحرکت خون راسد می نماید. دانشمندان معتقدند که همین مسیر، درمورد واکسن جانسون اند جانسون نیزطی می شود. واکسن جانسون اند جانسون ممکن است درپیشگیری ازکوید-19 علامت دار، به اندازه ی واکسن های mRNAموثرنباشد، اما مسلماً درپیشگیری ازبستری شدن ومرگ، به همان اندازه موثرواقع می شود.این واکسن تک دوزی وارزان(10 دلار) برای کشورهای کم درآمد نوید بخش می باشد.

منابع ومآخذ

1)JOHNSON and Johnson covid-19 vaccine ,www.wikipedia.org

2)what to know about Johnson and Johnson vaccine works , www.prevention.com

3)how Johnson and Johnson vaccine works , www.nytimes.com

4)what are the blood clots associated with the Johnson and Johnson vaccine? www.conversation.com

انقلاب و ضد انقلاب در برمه

انقلاب وضد انقلاب در برمه

باگذشت چند ماه از کودتای نظامی درمیانمار، مبارزه میان مردم وکودتاگران همچنان ادامه دارد.اعتصابات، زندگی رافلج کرده وارتش، معترضین راباخشونت سرکوب می کند. تقابلی که تاکنون صدهاکشته، هزاران مجروح ومحبوس برجای گذاشته است.

طبقه ی کارگربرمه که نقش محوری رادراعتراضات ایفاء می کند، اعتصاب را مهمترین سلاح خود می داند. بهداشتیاران ومعلمین نیز درصف مقدم جنبش قراردارند. 900 هزار کارگرنساجی، که اغلب آنهارازنان تشکیل می دهند، وازسالها پیش برای بهبود شرائط کاری خویش مبارزه می کنند، اکنون رژیم کودتارا هدف گرفته اند. پاندمی جهانی وکاهش تقاضابرای منسوجات، موجب بیکاری این کارگران گردیده وبردشواریهای زندگی آنها افزوده است. " اتحادیه زنان برمه" سازمانی که برای تقویت مشارکت زنان درحیات عمومی کشور مبارزه می کند، برآورد کرده است که 60 درصد معترضین به کودتارا زنان تشکیل می دهند و 40 درصد ازبازداشتی های پس ازکودتا نیز زن هستند. معترضین تلاش می کنند که توده های مردم را حول مطالبات عام متحد کنند. اگرجنبش انقلابی میانماربه پیروزی برسد، پیامدهای بین المللی فراوانی خواهد داشت.

جنبش میانماراکنون به الگوئی برای دیگرکشورهای منطقه تبدیل شده است. سلام سه انگشتی معترضین میانماری( که ازمعترضین تایلندی وام گرفته شده است) اکنون به سمبل مبارزه بادیکتاتوری درمنطقه وجهان تبدیل شده است. مسدود کردن خیابانها وجاده ها، ازجمله تاکتیکهای کارگران وکشاورزان برمه می باشد. اگرچه کارگران برمه، فاقد سنتهای دیرپای مبارزاتی وسندیکائی هستند اما ازسال 1988 تاکنون که سندیکاهای این کشور درجریان مبارزه باخونتای نظامی شکل گرفتند، توانستند " کنفدراسیون عمومی اتحادیه های کارگری" رابا 65 هزارعضو تشکیل دهند. دراین کنفدراسیون، اتحادیه های کارگری مبارزی عضو هستند که اتحادیه کارگران پوشاک، ازپیشروترین آنها می باشد که خواستارمشارکت درسیستم سیاسی کشوراست. آنها نخست درسال2019 خواستارافزایش دستمزد وبهبود شرائط کاری گردیدند وسپس درسال 2020 ، مخالفت بااخراج اعضای اتحادیه ازکار، به مطالبات افزوده شد.سرانجام کارگران، تحقق مطالبات خودرا درنفی کودتا ومشارکت دراداره ی سیاسی کشورتشخیص دادند. درجریان این مبارزه، سندیکاهای جدید شکل گرفتند وبه سرعت رشد کردند. دربرخی ازتظاهرات کارگری میانمار، صدهاهزارنفرشرکت می کنند.. اعتصاب کارکنان بانکها، پرداخت حقوق نظامیان را بامشکل روبرو کرده است. صدهانفرازکارکنان بانکهای دولتی وخصوصی، به اعتصابات پیوسته ونافرمانی مدنی پیشه کرده اند.

اما، این همه ی داستان نیست. تشدید خشونت وسرکوب توسط ارتش، بسیارخطرناک است و می تواند پیامدهای پیش بینی نشده ای داشته باشد. رهبران معترضین، فعلاً اعتصابات رابه صورت محدود برگزارمی کنند اما اگراین تاکتیک بی نتیجه بماند، اعتصاب عمومی نامحدود رادردستورکارقرارخواهندداد. برخی ازاتحادیه های کارگری، اعتصاب نامحدود راازدوماه پیش آغازکرده اند.ازسوی دیگر، سازمانهای مسلح قومی ، خودرابرای حمله به ارتش میانمارآماده می کنند. ارتش استقلال کاچین(KIM) درنواحی مرزی شمال برمه باچین، ارتش آزادیبخش ملی کارن(KNLA) ودهها گروه مسلح دیگر در " شان" ،و "راخین" ، سرگرم مبارزه با پلیس وارتش هستند. ارتش نیز درعملیات تلافی جویانه، مناطق قومی کشوررا بمباران می کند که تاکنون صدها کشته وهزاران آواره برجای گذاشته است. درعین حال، جنبش نافرمانی مدنی نیز، نقش مهمی دراعتراضات جاری برمه بازی می کند. زیرا برخلاف جنبش های قبلی، توده های مردم رادربرابرخونتا قرارمی دهد. جنبش " اتحادیه ملی برای دموکراسی"(NLD) به رهبری خانم " آنگ سان سوکی" ، اگرچه مخالف کودتاگران است اما طی سالیان اخیر،پیوسته باارتش همکاری کرده است. دموکراسی دوران ریاست جمهوری این خانم، یک گام به پیش بود، اما با عدم مبارزه باریشه های اقتدارطلبی، زمینه سازکودتائی گردید که پنج گام به پس بود. معهذا اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، دراین مرحله ازجنبش، متحد مردم است اما، این بار مردم به شعارها وخواسته های خانم سوکی بسنده نخواهند کرد. جنبش کنونی، یک جنبش توده ای نافرمانی مدنی است که صفحه ی آن درفیس بوک، بیش از300 هزار فالووردارد.جنبش اعتراضی میانمارآنقدرگسترده است که بسیاری ازشرکتهای خارجی راواداربه قطع رابطه بانظامیان کرده است. بدین ترتیب، کودتاگران هرروزبیشترازروزپیش، درداخل وخارج ازکشور منزوی می شوند.

تفرقه وتشتّت به داخل صفوف حاکمیت نیز راه پیداکرده است. گروهی ازنمایندگان پارلمان که وابسته به جناح اتحادیه ملی برای دموکراسی بودند، دولت وحدت ملی تشکیل داده اند. این گروه، قانون اساسی میانماررابازنویسی کرده ودرآن، حق همه ی اقلیتهای قومی درتعیین سرنوشت خود به رسمیت شناخته اند.اما، اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، هیچ تمایلی به کنارگذاشتن کامل ارتش ازقدرت واجرای مفاد همین قانون اساسی نیم بند نیزندارد.

قدرت اعتصابات ، بسیارمهم وتعیین کننده است. اما نباید اهمیت سازماندهی کمیته های اعتصاب وکمیته های اقدام منطقه ای رانیزدست کم گرفت. وجود این ارگانها، ازآن روضروری است که تضمین میکند این بارنیز مانند گذشته، جنبش توسط " کروکودیل های قدیمی" به غنیمت گرفته نمی شود. ازتشکیل این کمیته ها، بیش ازدوماه می گذرد. اگرچه این کار، اقدامی مهم ومفید است اما باید کمیته های اعتصاب، خصلت بومی داشته باشند. تابتوانند اعتصابات رادرسطح محل کار، محلات وایالات، سازماندهی کنند.

علیرغم ادعای خودبخودی بودن اعتراضات وفقدان رهبری، خلاء قدرت به شدت احساس می شود ومعترضین، دیریازود، باید برای آن چاره ای بیاندیشند.اگراین خلاء توسط کارگران وکشاورزان پرنشود،این بارنیزمانند گذشته، توسط کاندیداهای نظم حاکم( مانند خانم آنگ سان سوکی) پرخواهد شد. حزب اتحادیه ی ملی برای دموکراسی، درسازماندهی اعتراضات جاری برمه ، نقش چندانی ندارد. اما آزادی رهبردربند این سازمان، یکی ازخواسته های جنبش می باشد. اعتراضات جاری، بدرستی مطالبات سیاسی مانند آزادی زندانیان سیاسی وبرگزاری انتخابات دموکراتیک رامطرح ودنبال می کند اما به این بسنده نخواهد کرد ومطالبات اقتصادی رانیز درسرلوحه ی کار خود قرارداده است. قطع دست ارتش از اقتصاد کشور، یکی ازاین مطالبات می باشد.درواقع، موج خصوصی سازی سال1988 ، حاصلی جز تسلط ارتسلط ارتش براقتصاد نداشت. شرکت" اقتصادی میانمار"(MEC) و "هلدینگ اقتصادی میانمار" (MEHL)، بازوهای اقتصادی ارتش اند که صنایع ممتازکشوررا تحت سیطره ی خود گرفته اند. لذا، جنبش اعتراضی میانمار،درصدد است یک برنامه ی اقتصادی نیزبرای خود تدوین نماید. انتخابات دموکراتیک، باید باکنترل دموکراتیک مردم بربخشهای کلیدی اقتصاد همراه گردد تامردم بتوانند خود، برای ثروت سرشار کشوربرنامه ریزی نمایند.

معترضین برمه، درک درستی از همبستگی ملی وبین المللی دارند.آنها درشعارهای خود، حل مسئله ی ملی وهمبستگی بین المللی باجنبش راخواستارمی گردند. مردم عادی میانمار، درسهای فراوانی ازجنبش های قبل، ونیز جنبشهای مردمی تایلند وهنگ کنگ آموخته اند. امارهبران غرب، علاقه ای به مطالبات واقعی مردم برمه ندارند وتلاش می کنند تااین جنبش رادرچهارچوب یک سلسله مطالبات لیبرالی محدود نمایند. پس ازروی کارآمدن دولت خانم آنگ سان سوکی، بنگاههای چند ملیتی مانند توتال، شورون، وthai – ptt ، به صنعت نفت وگاز برمه هجوم آوردند وخانم هیلاری کلینتون، نخستین رهبرسیاسی غرب بود که خانم سوکی رابه ضیافت چای دعوت کرد. درآن زمان، روزنامه ی وال استریت ژورنال نوشت :"میانمار، بهشت سرمایه گذاران غربی است ویکی ازآخرین بازارهای بکر آسیا محسوب می شود که سرشارازنفت، گاز، چوب وسنگهای قیمتی است.این کشور، ظرفیت آنرادارد که به قطب صادرات برنج ومحصولات دریائی تبدیل شود. " به همین دلیل، اکنون امپریالیستها وقدرتهای منطقه ای، برخوردهای متفاوتی راباکودتاگران درپیش گرفته اند. اما آنها، دریک نکته اشتراک نظردارند وآن، پایان گرفتن هرچه سریعتراعتراضات جاری دراین کشور می باشد.

جنبش کنونی میانمار، نشانگرقدرت طبقه ی کارگر درکشوری است که اکثریت جمعیت آنرا دهقانان تشکیل می دهند. خواسته های دموکراتیک این طبقه، خیلی زود خصلت اجتماعی بخود گرفت. کارگران بخوبی می دانند که قدرت کودتاگران فقط هنگامی درهم می شکند که پایگاه اقتصادی آنها نابود شود. گشایش درب کشوربرروی کمپانیها وانحصارات غربی، برای اکثرمردم میانماربه معنی پیشرفت اجتماعی نبود وکل سیستم رابه چالش کشاند. مطالبات کنونی جنبش، فقط بایک پلاتفرم غیرسرمایه داری قابل دستیابی است ونخستین گام دراین جهت، ملی کردن بخشهای کلیدی اقتصاد، ازجمله منابع طبیعی است.اما این بار، ملی سازی باید برخلاف سال 1963 ، نه توسط یک بخش کوچک ومرفه ازجامعه، بلکه تحت نظارت دموکراتیک مردم عملی گردد.

آنگ سان سوکی ، سابقه ی خوبی دربرخورد بااقلیتها ندارد. جنبش کنونی باید میان خود وتمایلات شووینیستی جناح او، خط فاصله بکشد. تنهادراین صورت است که حدود 200 اقلیت قومی، مذهبی وزبانی میانمار، به صف انقلاب خواهند پیوست. شان ها ، کاران ها ، راخین ها ، چینی ها ، مسلمانان و... با پیوستن به انقلاب، آنراتقویت خواهند کرد. لازمه ی وحدت جنبش، احترام به اقلیتهای قومی، مذهبی وزبانی، وبرسمیت شناختن حق آنها درتعیین سرنوشت خویش است.

منابع ومآخذ

1)declared a year long state of emergency , www.aljazeera.com

2)how can the revolution win? , www.internationalsocialist.net

3)revolution and counter – revolution in Myanmar , www.mronline.org

4)Myanmar : will the killings stop? , www.guardian.com

نگاهی به پرونده ی آسترازنیکا - 1

کارنامه ی یک واکسن – 1

( نگاهی به پرونده ی " آسترازنیکا ")

هنوز محققان ودانشمندان، درجاده ی پرفرازونشیب واکسن کوید – 19 گام برمی دارند، تاخودرابه سرمنزل واکسنی ایمن برای نجات جهانیان برسانند. یک روزقبل ازآنکه دانشگاه اکسفورد ومدیران شرکت داروسازی آسترازنیکا، نتایج مثبت واکسن ساخت خودرااعلام کنند، مقامات رسمی آمریکا، ادعای موثر بودن واکسن ساخت دانشگاه اکسفورد رازیرسئوال بردند. اما اکنون، باگذشت بیش ازیکسال ازآن تاریخ، واکست آسترازنیکا به یکی ازچند واکسن معتبردنیاتبدیل شده ودرسطح وسیعی ازجهان، توزیع شده است. این واکسن، برخلاف واکسن های دیگر، بسیارارزان است ودردمای معمولی یخچال، قابل نگهداری است. ازهمان ابتداء، پیش بینی می شد که مقادیرانبوهی ازاین واکسن، قابل تولید باشد ولذا، واکسن مزبور به زودی به یکی ازارکان اصلی مبارزه باپاندمی تبدیل شود. درحال حاضر، دربسیاری ازکشورها، بویژه درآفریقا، آسترازنیکا تنهاواکسنی است که درمقادیرقابل ملاحظه دردسترس می باشد. اعتباروایمنی واکسن آسترازنیکا، دربیش ازیکصد کشوردنیا تایید شده ولذا، به نظردانشمندان مرکزملی تحقیقات ایمنی استرالیا، می توان آنرابااطمینان خاطردریافت نمود. بااین حال،هنوز اعتباروایمنی واکسن آسترازنیکا، موردتایید آمریکاقرارنگرفته است. نعهذا، بیش از20 میلیون دوز ازاین واکسن دراتحادیه اروپا وانگلیس تزریق شده است و27 میلیون دوز ازنسخه ی هندی آن نیز بنام " کوی شیلد"(covi shield) دردنیا توزیع گردیده است. آسترازنیکا، بخش مهمی ازبسته ی " کواکس" (covax) راشامل می شود وقراراست تاپایان سال2021 ، بیش ازسه میلیارد دوزازآن تولید شود.

درسال1998 ، اروپا باموجی ازادغام شرکتهاروبروگردید. شرکتهای بزرگ رابه این نتیجه رسیدند که تحت فشاررقابت، یاباید بازاررابطورعقلائی میان خود تقسیم کنند ویااینکه شرکتهای ضعیف تر راوادار به ترک میدان بنمایند.دراین میان، دوکمپانی داروسازی دانش بنیان، در شش آوریل 1999 ، درهم ادغام شدند ویکی از ده شرکت بزرگ داروسازی جهان رابوجود آوردند : "آسترازنیکا" (Astrazeneca) .درآن زمان، شرکت سوئدی " آسترا" باساخت داروی ضد ریفلاکس معده" امپرازول" و"زیمیلدین"( یکی ازاولین داروهای ضدافسردگی) و "پروزاک" ( فلوکسیتین، داروی ضدافسردگی)، اشتهار جهانی کسب کرده بود. شرکت انگلیسی زنیکا نیزباتولید داروهای ضد سرطان "کازودکس"( بیکالوتامید، داروی ضد سرطان پروستات) ، "نولوادکس"( تاموکسیفن،داروی ضد سرطان پستان) و "زولادکس"( گورزلین، داروی ضد سرطان پروستات وپستان)، جائی دربازار داروئی جهان برای خود بازکرده بود. ادغام دوشرکت ، با5/46 درصد سهام آسترا و 53 درصد سهام زنیکا، تحقق پیداکرد. مقرّ آسترازنیکا شهرلندن ومرکز تحقیقات آن، سوئد درنظرگرفته شد. پس ازادغام، آسترازنیکا فعالیت خودرا حول پنج محور قلب وعروق، روده ومعده ، تنفسی ، سرطان، وبیهوشی عمومی وموضعی متمرکزکرد.شاید معروفترین داروئی که این شرکت درسال 2000 تولید کرد " نکسیوم"(Nexium) بود که تنها طی کمتراز 4 سال ، بیش از 4/14 میلیارددلاربفروش رفت. آسترازنیکا درسال 2007 ، موسسه ی سرم سازی " مدلمون"(Medlmmun) رابه قیمت 2/15 میلیارددلارخرید که بعد ها مبنای تولید واکسن کروناقرارگرفت.تاقبل ازاپیدمی کرونا، بیشترین فروش آسترازنیکا ازمحل تولید داروهای قلب وعروق، نکسیوم ، رزووستاتین، تنورمین(آتنولول) و فلوودپین، ودرمرحله ی بعد، داروهای اعصاب ازقبیل "سروکوئل"( کویتاپین، مخصوص اسکیزوفرنی واختلال دوقطبی) وبیهوشی، بدست می آید. پس ازآغازپاندمی، آسترازنیکا و9 شرکت داروسازی جهان، منشوری اخلاقی امضاء کردند ودرآن متعهد شدند که درتولید واکسن کرونا، اصول علمی واخلاقی رافدای مصلحت اندیشی اقتصادی وسیاسی نکنند. باتوقف فعالیتهای اقتصادی جهان درپی شیوع پاندمی، آسترازنیکا ازنخستین شرکتهای داروسازی بود که ساخت واکسن رادردستورکارخود قرارداد ودرنهایت نیزتوانست نخستین واکسن کرونا رادرماههای پایانی سال2020 ، به بازار عرضه نماید. این واکسن، بااستفاده از گونه ی ضعیف شده ی آدنوویروس سرماخوردگی درشامپانزه ، تهیه شده که حامل پروتئین اسپایک ویروس کوید-19 می باشد.

درمارس2021 ، مدیران کمپانی آسترازنیکا، دریک مصاحبه ی مطبوعاتی ، اعلام کردند که دریافت دو دوز ازاین واکسن، موجب مصونیت 79 درصدی دربرابر کوید-19 می گردد.به گفته ی آنها،ازمیان 32449 نفرآمریکائی، پروئی وشیلیائی که این واکسن رادریافت کردند، هیچکس بستری نشد و یاباخطرمرگ روبرو نگردید. جالب اینکه 60 درصد ازاین دریافت کنندگان واکسن، دارای بیماریهای زمینه ای ازقبیل دیابت وچاقی بوده اند. اما یک روزبعد،انستیتوی بیماریهای عفونی وآلرژیک آمریکا، این نظررا زیرسئوال برد ئآنرامبتنی براطلاعات قدیمی دانست.این انستیتو، ازکمپانی آسترازنیکا خواست تا شواهد خودرا مبنی بر ایجاد مصونیت 69 تا74 درصدی واکسن تولیدی خود رامنتشرنماید.

پس ازانتشاراخبارمربوط به لخته شدن خون در موارد نادری ازدریافت کنندگان واکسن آسترازنیکا، بیش از20 کشورجهان، تزریق این واکسن رامتوقف کردند. بیشترین این موارد، درزنان زیر55 سال اتفاق افتاده است.معهذا، دولت انگلیس، سازمان بهداشت جهانی ودههاکشورجهان، همچنان بربی خطربودن این واکسن تاکید کرده ومیلیونها دوز ازآن راتزریق کرده ومی کنند. ایران نیز صدهاهزاردوز ازواکسن آسترازنیکای تولید کره جنوبی را به مردم ایران تزریق کرده ومی کند. این کشورها وکارشناسان معتقدند که عوارض این واکسن، بسیارنادر می باشد وبه یک تا دو مورد درهر یکصد هزاردریافت کننده، محدود می شود. دانشمندان نروژی وآلمانی، درتحقیقی مشترک، به مکانیسم احتمالی لخته شدن خون درواکسن آسترازنیکا پی برده وروشهائی رانیزبرای درمان آن ذکرکرده اند. بررسی های اولیه نشان می دهد که واکسن آسترازنیکا، درافراد بالاتراز65 سال، 80 درصد موثرواقع می شود. بررسی ها همچنین نشان می دهند که هرچه فاصله ی میان دریافت دودوز واکسن بیشترباشد، مصونیت حاصل ازآن نیز بیشترمی شود. بنابراین دانشمندان، یک فاصله ی 4 تا12 هفته ای رامیان دودوز، پیشنهاد می کنند. سازمان بهداشت جهانی نیزاین فاصله را 8 تا 12 هفته اعلام کرده است.

بایددانست که دریافت کنندگان واکسن کرونا( ازهرنوع)، بویژه جوانان پس ازدریافت واکسن، علائمی چون سردرد، تورم پا، کمردرد وشکم درد ازخود بروز می دهند اما آنچه که موجب تفاوت واکسن آسترازنیکا با دیگرواکسنهای موجود دربازار می گردد، بروزموارد نادر لخته شدن خون، بعلت آنتی بادی هائی است که سیستم ایمنی بدن برای مقابله باواکسن تولید می نماید. لخته ی خون (Blood Clot) ، لکه ی ژلاتینی خونی است که می تواند مانع گردش خون دررگهاشود. خون درهنگام جراحت، بروزبرخی بیماریها مانند سرطان، اختلالات ژنتیک، مصرف بعضی داروها، وزخم بستر، ظاهرمی شود. کوید-19 خودمی تواند موجب لخته شدن خون گردد واین لخته ممکن است باحرکت دررگها، به ریه وبندرت به مغزبرسد وموجب مرگ گردد. لخته ی خونی ناشی ازدریافت واکسن آسترازنیکا، ازآنرو موجب نگرانی گردیده که تظاهری غیرمعمول دارد ودررگهای خون رسان به مغز پدیدارمی شود وباکاهش سریع پلاکتهای خونی نیزهمراه می باشد.

محققان آلمانی ونروژی پی برده اند که دریافت کنندگان واکسن آسترازنیکا، آنتی بادی هائی درخون خوددارند که باتغییردرترکیب وکمّیت پلاکتها،موجب لخته شدن خون می گردند. دانشمندان، این پدیده را "سندروم فعالسازی پلاکتهاتوسط ترومبوتیک ایمنی ناشی ازواکسن"(VITT – ویت ) می نامند.تاکنون هیچ درمانی برای این سندروم، شناخته نشده است. دانشمندان همچنین معتقدند جوانان، بعلت آنکه کمترازسالمندان درمعرض ابتلاء به کروناقراردارند، لذا بیشترازآنها دچارسندروم ویت می گردند. تاکنون ازمیان 34 میلیون اروپائی که واکسن آسترازنیکا رادریافت کرده اند، فقط یک نفربه ازای هر یکصد هزارنفر، دچارسندروم ویت شده است.

آلمان، هلند، فیلیپین، پرتغال، واسپانیا، توصیه کرده اند که فقط افراد بالاتراز 60 سال واکسن آسترازنیکا دریافت کنند. کانادا وفرانسه سن 55 سال، استرالیا سن 50 سال وبلژیک سن 56 سال به بالا رابرای دریافت این واکسن تعیین کرده اند. حتی انگلیس نیز که موطن اصلی واکسن آسترازنیکامی باشد، به افراد کمتراز30 سال توصیه کرده که ازواکسن دیگری استفاده نمایند. دانمارک، نروژ، وجمهوری دموکراتیک کنگو نیزواکسیناسیون با آسترازنیکارا متوقف کرده اند. معهذا، آژانس داروئی اروپا، بروز لخته ی خون راپدیده ای " بسیارنادر"دردریافت واکسن، اعلام کرده است.

دانشمندان توصیه می کنند که دریافت کنندگان واکسن ( ازهرنوع)، درصورت مواجهه باعلائم زیر، فوراً به پزشک مراجعه کنند : تورم پا، درد شکم ، سردرد مزمن ، تاری دید وظهمر لکه های کوچک خونی درحوالی محل تزریق . تغییردر پلاکتهای خونی دریافت کنندگان واکسن های مادرنا و فایزر نیزمشاهده می شود اما مقدارآن ، بسیارکمتراز دریافت کنندگان آسترازنیکا می باشد.

آسترازنیکا هنوز نتوانسته است مجوز سازمان غذاوداروی آمریکا (FDA) رابرای استفاده ی اضطراری، کسب نماید. ظهورگونه های جدید ویروس کوید-19 ، که به مراتب خطرناکتروسریع الانتشارترازگونه ی قدیمی اند، کارآئی همه ی واکسن های موجودرازیرسئوال برده است. بررسی ها نشان می دهند که واکسن آسترازنیکا، به همان اندازه ی گونه ی قدیمی، بر گونه ی انگلیسی اثرمی گذارد اما، میزان تاثیرگذاری این واکسن برگونه ی آفریقائی وهندی ، اندکی متفاوت است. این تاثیر بسیارمحدود وحدود22 درصد می باشد. شرکت آسترازنیکا، به شدت سرگرم رفع این نقیصه می باشد وامیدواراست تاپایان سال 2021 به این مهم نائل گردد.

منابع ومآخذ

1)what scientists do and don’t know about oxford – Astrazeneca covide vaccine , www.nature.com

2)A history of AstraZeneca , www.pharmaphorum.com

3)AstraZeneca and Blood Clots , www.nytimes.com

4)Europe as divides as on future rollout of the AstraZeneca covide vaccine , www.fortune.com

5)AstraZeneca coronavirus vaccine has muyky future in US , www. Businessinshder.com

6)European AstraZeneca fiasco , www.socialist.net

مرکانتیلیسم تهاجمی چین

مرکانتیلیسم تهاجمی چین ؟

(بحثی درباره ی اقتصاد سیاسی"راه ابریشم جدید")

سال 97 بعد ازمیلاد مسیح، هیئتی ازچین وارد تیسفون پایتخت امپراتوری پارت شد. این هیئت قصد داشت ازایران راهی اروپاشود تا باب تجارت چین بااروپا رابگشاید.اما پارتها به سفیرچین گفتند که رم خیلی دوراست وسفربه آنجا بسیارخطرناک می باشد.لذا، بهتراست تجارت لوکس اما سودآور ابریشم با اروپا را به تجارمحلی بسپارند. هیئت چینی بازگشت. بدین ترتیب، ایران به دروازه ی اتصال آسیا به اروپا تبدیل شد. این واقعه، حاوی یک درس مهم بود وآن اینکه هدف مهم دولتها وامپراتوری ها، همیشه کنترل تجارت ومسیرهای تجاری دنیا بوده است.مهم نیست که چه مقدار مال التجاره مبادله می شود، مهم این است که چه کسی ازآن منتفع می گردد.

اما اکنون غرب نگران است که قافیه ی تجارت رابه چین ببازد. پروژه ی " راه ابریشم جدید "، سهم پنجاه درصدی تجارت اروپا باکشورهای مسیراین طرح رابه مخاطره افکنده است ولذا، پیامدهای سیاسی، اجتماعی واقتصادی آن برای غرب، بسیارسنگین می باشد.اکنون 138 کشورجهان، بیش از200 قرارداد درچهارچوب طرح راه ابریشم جدید، منعقد کرده اند که اگراین قراردادها اجرائی شوند، بیش از 300 هزار شغل ایجاد خواهد شد. چین اکنون ازمصزف کننده ی نفت وگاز، به بازیگرعمده ی صحنه ی اقتصاد خاورمیانه وجهان تبدیل شده است. این کشور، بین سالهای 2013 تا 2020 ، بیش از 155 میلیارد دلار درمنطقه سرمایه گذاری کرد که 40 درصد ازکل سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی درمنطقه را طی دوره ی مزبور شامل می شود.آنچه برنگرانی اروپا می افزاید، بحران درمنطقه ی یوروست که مدتی است تحت فشار اشتغال وسطح زندگی قراردارد. نابسامانی دربازارداخلی، اهمیت بازارخارجی رابرای اروپا دوچندان کرده است.بارشد تقاضا درکشورهای واقع درمسیرراه ابریشم طی سالهای اخیر،بازار محصولات اروپائی دراین منطقه به چالش کشیده شده وازسهم اروپا دراین بازار، تاحدّ قابل ملاحظه ای کاسته شده است. ازسوی دیگر، لازمه ی تداوم آهنگ رشد اقتصادی چین، دسترسی به منابع وبازاراست.پروژه ی راه ابریشم جدید، ابتکاری است که به همین منظورطراحی شده است.بسیاری ، این ابتکاررابا" طرح مارشال " دردوران پس ازجنگ جهانی دوم مقایسه کرده اند. اما یک تفاوت عمده میان این دوطرح وجوددارد. درحالیکه هدف اصلی طرح مارشال، سد کردن راه گسترش کمونیسم دراروپابود، هدف طرح "یک کمربند، یک راه " ، برقراری رابطه ی مستحکم بااروپا، به مثابه ی یکی ازارکان نظم چند قطبی جهان آینده است.

پروژه ی " راه ابریشم جدید " درسال 2013 رسماً توسط دولت چین اعلام شد و بخشهای مختلف دولت چین، اسنادی رادرباره ی آن منتشرکردند.این پروژه درچهارسطح دنبال می شود. سطح سیاسی به رهبری رئیس جمهورچین که سیاستهای کلی راتعیین وجهتگیری برنامه رامشخص می کند؛ سطح برنامه ریزی استراتژیک که تحت هدایت شورای وزیران چین وگروه کوچک رهبری طرح قراردارد که دبیرخانه ی آنرا اعضای " دفتربرنامه ریزی چین" تشکیل می دهند؛ سطح وزارتخانه ها وارگانهای مختلف دخیل دراین طرح، که نهادهائی چون " بانک توسعه ی چین" و " صندوق سرمایه کذاری دولتی" این کشورراشامل می شود که وظیفه ی آنها تامین منابع مالی موردنیازطرح می باشد ؛ وبالاخره سطح ایالتها ومناطق چین که نقشی پررنگ در طرح ایفاء می نمایند. هدف اصلی پروژه ی راه ابریشم جدید، پاسخگوئی به چالشهای فزاینده ی اقتصادی است که چین درعرصه ی داخلی وبین المللی باآنها روبروست.این طرح قصددارد رقابت غیرضروری میان شرکتهای چینی رامتوقف کرده وآنها رابه همکاری بایکدیگربرای پیشبرد منافع ملی، ترغیب نماید.ایالات وبرخی شهرهای چین نیز مکانیسمهائی رابرای هماهنگی خود باطرحهای راه ابریشم جدید، پیش بینی کرده اند. به نظرمی رسد یکی از اهداف اصلی این پروژه ، حمایت از صنایع کاربرچین (labour – intensive) باشد.این صنایع، نقش به سزائی درایجاد اشتغال درایالتهای فقیرچین دارند. لذا، راه ابریشم جدید، باگسترش زنجیره ی تولید درچین، قصددارد قطعات اصلی رابرای پروژه های مونتاژ دردیگرکشورها ی عضو این طرح، تولید نماید وبراشتغال درداخل کشوربیافزاید. طرح راه ابریشم جدید، قصددارد باادغام کارخانجات فولاد چین، وارتقای استاندارد آنها، به رقابت بامحصولات مشابه درجهان پرداخته و محصولات باکیفیت دراختیارشرکای خوددراین پروژه قراردهد. احداث 20 هزار کیلومتر راه آهن درچهارچوب طرح راه ابریشم جدید، مستلزم عرضه ی 85 میلیون تن فولاد است که باری ازدوش مازاد تولید درچین برمی دارد.

بخش دیگرپروژه ی راه ابریشم جدید، گسترش بازارمحصولات پیشرفته ی فنی ساخت چین است. صنایع جدید برق، راه آهن ، کشتی سازی ، هوانوردی ، انرژی های تجدید پذیر، ماشین آلات پیشرفته ی فنی وبیوتکنولوژی، ازجمله ی این محصولات می باشند. " راه ابریشم دیجیتال" بخشی ازپروژه ی " یک کمربند، یک راه " است که باهدف گسترش اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، نانوتکنولوژی ومحاسبه ی کوانتوم میان کشورهای عضو، طراحی گردیده است. یکی ازطرفداران پروپاقرص راه ابریشم دیجیتال، ایران است که دربرنامه های پنجساله ی خود برمقوله های " شهرهوشمند"(smart city)، اقتصاد دیجیتال، استقرار وای- فای عمومی(public Wi – Fi)، ساختمانهای هوشمند، دریافت پرداخت وتجارت الکترونیک، خدمات بهداشتی الکترونیک، ودولت الکترونیک، تاکید کرده است. راه ابریشم دیجیتال، همچنین به پکن اجازه می دهد که آینده ی تکنولوژی 5 گیگ رارقم بزند وبه پیشتاز این تکنولوژی درجهان تبدیل شود.دراین صورت، شرکت های بزرگ چینی چون " ژونگ ژینگ"(( Zhong Xing و " هوواوی"(Huawei)، گوی سبقت راازرقباخواهند ربود. تکنولوژی 5 گیگ برای ایران که 90 درصد مردمش به اینترنت دسترسی دارند، حیاتی می باشد. مقامات ایرانی اعلام کرده اند که قصددارند اقتصاد ایران رابه " روش چین" ، متحول سازند. درواقع، راه ابریشم جدید، درخدمت پروژه ی دیگری قراردارد که " ساخت چین -2025 " (made in China – 2025) نام گرفته است. تجارت الکترونیک (e – commerce) دراین طرح، مورد تشویق قرارمی گیرد وشرکتهای موفق چینی دراین عرصه، مانند علی بابا ، جینگ دونگ ، سانینگ ، و دانگ دانگ ، نقش اصلی را دربازاریابی محصولات چینی وتجارت الکترونیک ایفاء خواهند نمود.

درپروژه ی راه ابریشم جدید، کریدورهای جدید انرژی پیش بینی شده است که ساخت خط لوله به روسیه ، آسیای میانه واقیانوس هند، واحداث پالایشگاهها ومجتمع های تولید گازطبیعی مایع، ازآن جمله می باشند.قراراست نقشه ی جامع کمربند متالوژنیک منطقه، به کمک تکنولوژی نقشه برداری ماهواره ای وتحقیقات زمین شناسی تهیه شود.. و بالاخره هدف دیگرپروژه ی راه ابریشم جدید، تقویت بخش خدمات وصادرات آن می باشد که خدمات مالی، کشتیرانی، هوانوردی وتوریسم، درزمره ی اجزای آن قرارمی گیرند. شرکت های بزرگی چون cosco نقش به سزائی دراین طرح دارند وباید بتوانند پشت غولهای لندن، سنگاپور و هنگ کنگ رابه خاک بمالند.. هدف این است که خطوط هوائی چین، برسهم خود درکریدورهای هوائی بین المللی بیفزایند ومسیرهای جدید رادرماوراء بحار راه اندازی کنند، خدمات فرودگاهی ارائه دهند ومناطق اقتصادی فرودگاهی ایجاد نمایند.

وبالاخره نفوذ سیاسی، ازدیگراهداف طرح راه ابریشم جدید می باشد. حسن همجواری، توسعه ی صلح آمیز، وهمکاری برد – برد ، ازجمله مفاهیمی است که دررویکرد سیاسی پروژه ی راه ابریشم جدید، برآنها تاکید می شود. درهیچیک ازاین اسناد، از رقابت بااروپا وآمریکا سخن به میان نمی آید. این پروژه ، درواقع ادامه ی ابتکارات قبلی چین، مانند " نگاه به غرب " دراواخردهه ی 1990 می باشد که هدف ازآنها، تقویت رشد اقتصادی ایالتهای مرکزی چین بود که محصوردرخشکی می باشند.

بدون تردید، یک طرح راه ابریشم جدید، فائق آمدن برمشکل مازاد تولید چین دربخش صنعت وخدمات می باشد که باید ازطریق افزایش صادرات ، عملی شود. این طرح ازچهارابزاراصلی برای فتح بازارهای خارجی نام می برد که عبارتند از : قهرمانان ملی ( کمپانیهای بزرگ وپیشرفته) ، اعتبارات سرشار، حمل ونقل، ارتباطات، وتوافقنامه های تجارت آزاد . مهمترین این ابزارها، اعتباراتی است که چین به لطف ذخائرسرشار ارزی خویش واگذارمی نماید.ایران نیز ازاین اعتبارات، بی بهره نمانده است. تاکنون بانک توسعه ی چین، حدود 18 میایارددلار اعتباردراختیارطرحهای ساختمانی، مدیریت آب ، انرژی، محیط زیست ، حمل ونقل ومعدن ایران قرارداده است.بانک صادرات وواردات چین(EXIM) درسال 2017 ، بالغ بر9 میلیارددلاروام دراختیار شش شرکت ایرانی قرارداد تادربخش انرژی وپتروشیمی سرمایه گذاری کنند. برقی کردن راه آهن تهران – مشهد بااعتبارچین انجام شد.همچنین قراراست چین باگشایش خطوط اعتباری جدید، به توسعه ی اهداف زیرساختی ایران کمک کند.برقی کردن تمامی خطوط راه آهن ایران تاسال 2025 ، وافزایش خطوط ریلی کشور به 25 هزارکیلومترتا پایان دهه ی جاری،ازجمله ی این اهداف می باشد. احداث بیمارستانهای پیشرفته با 4000 تخت ، تکمیل وتوسعه ی خطوط مترو، هحداث کارخانجات خودروسازی ، توسعه ی استخراج معادن ، و احداث بزرگراهها ، ازدیگراهداف همکاری ایران وچین می باشد. ایران وچین قراراست درزمینه ی پروژه های هسته ای نیزهمکاری کنند که احداث دونیروگاه اتمی 1000 مگاواتی وچندین نیروگاه اتمی کوچکتر 100 مگاواتی ونیزهمکاریهای تحقیقاتی، بخشی ازاین طرح می باشد.همچنین قراراست چین به احداث پارکهای تحقیقات وتوسعه درایران مبادرت ورزد.

درگذشته، بخش عمده ی مازاد تجاری چین، صرف خرید اوراق قرضه ی دولتی آمریکا می شد. اما اکنون چین قصددارد ازآن، برای پیشبرد طرح راه ابریشم جدید استفاده نماید.اندیشه ی حاکم براین طرح، ایجاد گروهی از کشورهای کوچک مقروض، بجای یک کشوربزرگ مقروض می باشد که به رقیب سرسخت چین نیز تبدیل شده است. دهها تریلیون دلارمازاد حسابجاری چین، اکنون درخدمت این طرح قرارگرفته است. بانک توسعه ی چین(CDB) بزرگترین عرضه کننده ی اعتبار به اعضای راه ابریشم جدید است که توسط بانک " اکسیم " وشرکت سرمایه گذاری چین(CIC) حمایت می شود. این نهادها، درآستانه ی اجرای پروژه ی راه ابریشم جدید، 5/26 میلیارددلارسرمایه گذاری درایران انجام داده بودند وچین رابه بزرگترین شریک تجاری ایران تبدیل کرده بودند. اگرچه ایران درمیان شرکای تجاری چین درمنطقه( اسرائیل، عربستان، امارات، ترکیه ، پاکستان ، عمان و...) رتبه ی آخررابه خود اختصاص می دهد، اماباامضای تفاهمنامه ی همکاری 25 ساله میان دوکشور،انتظارمی رود جایگاه بهتری را درمیان شرکای تجاری چین ، اشغال نماید.

روش دیگری که چین برای فتح بازارهای خارجی درپیش گرفته، مشارکت درطرحهای زیربنائی، بویژه حمل ونقل وارتباطات می باشد.البته ساخت راه ، راه آهن وخط لوله، هدفی است که چین ازدهه ی 1990 دنبال می کند وقراراست درطرح راه ابریشم جدید، ابعاد گسترده تری بخود بگیرد. برقراری ارتباط ریلی باویتنام ولائوس، بخشی ازکریدور بزرگ شمال – جنوب است که کریدور حمل ونقل به میانمار وبنگلادش، وکریدور قراقوم به پاکستان رانیزشامل می شود. چندین کریدورنیز به آسیای میانه، مغولستان وایران، طراحی شده است. کریدورانرژی به سیبری روسیه نیزبخشی ازاین طرح می باشد. علاوه براین کریدورهای قاره ای،یک شبکه ی ارتباطی بندری نیز پیش بینی شده است. بنادری درکامبوج، میانمار، بنگلادش ، سری لانکا، پاکستان، عمان ، سودان ، تانزانیا ، کنیا ، اسلوونی ، ترکیه ، استونی، لیتوانی، بلغارستان وایران، به کمک چین بازسازی وتجهیزمی شوند. قراردادهای تجارت آزاد، چهارمین ابزاری است که دولت چین برای فتح بازارهای خارجی دراختیاردارد.چین قصد دارد قراردادهای قبلی تجارت آزاد خودرا بااعضای آسه آن ، به روزکند وقراردادهای جدیدی نیز باسری لانکا، ایران ،شورای همکاری خلیج، نپال ، اتحادیه اروپائی، مولداوی وهند منعقد نماید.

بدین ترتیب، راه ابریشم جدید، ضمن تاکید بردسترسی چین به بازارهای خارجی ومواد خام، قصد دارد کالاهای صنعتی کاربر خودرانیز ، باتوجه به ضعف تقاضای داخلی، به خارج صادرنماید تا هم ازمازاد تولید خلاص شود وهو فرصتهای شغلی خویش راافزایش دهد. شاید تنها نکته ی مبهم دررابطه با طرح راه ابریشم جدید، همین باشد : بکارگیری نیروی کارچینی، بجای نیروی کاربومی درطرحهای مزبور. بعلاوه ، ازآنجائیکه تجهیزات وقطعات چینی، معمولاً ارزانتر ازتولیدات بومی می باشند، لذا شرکتهای مجری ترجیح می دهند ازآنها درطرحهای خود استفاده نمایند. چین بخوبی می داند که اقتصادش دربرابرغرب آسیب پذیراست اما درعین حال اطمینان دارد که می تواند این آسیب پذیری را ازطریق " گشایش مدیریت شده"، ونه بستن درب خود برروی جهان خارج، مدیریت نماید. به نظرغرب ، مرکانتیلیسم تهاجمی چین(offensive mercantilism)، ازیکسو منادی تجارت آزاد می باشد وازسوی دیگر، بنگاههای خودرا بطورآشکار ونهان، تحت حمایت دولتی قرارمی دهد.

اگرچه شرکای چین، ازصدورمواد خام، توریسم ودریافت کالاهای کاربرچین، منتفع می گردند اما، چین به این بسنده نکرده و قصددارد به صنایع جدید واستراتژیکی نیز که ارزش افزوده ی بالائی دارند مسلط شود.درحالیکه ازصادرات غرب به کشورهای واقع درمسیرراه ابریشم جدید، طی سال گذشته، 25 میلیارددلارکاسته شده، برواردات این کشورها ازچین، 250 میلیارددلارافزوده گردیده است. بیشترین زیان را غرب ازمحل صادرات کالاهای باتکنولوژی پیشرفته، متحمل گردیده است.به باورغرب ، مرکانتیلیسم تهاجمی چین، واعتبارات سخاوتمندانه ی این کشور، وحدت وانسجام اتحادیه ی اروپارا هدف قرارداده واروپاگریزی را دراین اتحادیه، تقویت می کند.

البته چین، راه ابریشم جدید را فرصتی گرانبها برای افزایش مبادلات متقابلاً سودمند بین دو منتهی الیه " اوراسیا" می داند. دفاع ازآزادی اقتصادی وتجارت آزاد، محوراستدلالهای رسمی چین می باشد اما، غرب معتقد است که نگاه دقیق تربه سیاستهای این کشور، نشان می دهد که استراتژی حاکم بر راه ابریشم جدید، مرکانتیلیسم تهاجمی است.به موجب این استراتژی،دولت چین حمایت ازصنایع خود دربازارداخلی را به حمایت دربازارهای جهانی تبدیل کرده است. واگذاری اعتبارات هنگفت، مهمترین ابزاردولت چین برای پیشبرد این هدف می باشد.

آنچه که غرب ازآن تحت عنوان مرکانتیلیسم تهاجمی یاد می کند، درواقع چیزی جز برنامه ی اقتصادی هوشمندانه ای نیست که " مرد بیمارآسیا" را به " موتوررشد اقتصادی جهان " تبدیل کرده است. درطول 40 سال اجرای اصلاحات، زندگی مردم چین ازتقلّا برای بدست آوردن معاش روزمرّه ، به سمت رفع فقر، داشتن ثروت ورفاه متوسط حرکت کرده است.دراین مدت، بیش از700 میلیون نفرازمردم چین،اززیرخط فقرخارج شده اند که معادل کاهش 65 درصدی فقردرجهان می باشد. امروزه بیش از 772 میلیون نفر درچین به اینترنت وبیش از3/1 میلیارد نفر به تلفن همراه دسترسی دارند ومیانگین طول عمر دراین کشور 76 سال می باشد. چین اکنون سعی دارد ازطریق پروژه هائی چون " راه ابریشم جدید" ، این تجربه ی گرانقیمت رادراختیارجهان، بویژه ممالک عقب مانده قراردهد.

منابع ومآخذ

1) How chinas new silk road threatens European trade , the international spectator , vol.52,no.1

2) The political economics of the new shlk road , www.researchgate.net

3) China in the middleeast , www.meforum.org

4) “silk road” to the Levant , www.researchgate.net

5) چین درخدمت جامعه ی بشری www.tudehpartyiran.org

Like

Comment

Share

" جنگ آب " درپیش است !

"جنگ آب" درپیش است !

تغییرات آب وهوائی، سیکل آبی زمین رابرهم زده است. زمان، محل ومیزان بارش های جوّی ، دگرگون شده ومدیریت آب، به چالشی بزرگ تبدیل شده است.بشراکنون با پرآبی دربرخی مناطق، و کم آبی دردیگرنقاط جهان روبروست. علت این شکاف ، فقط تغییرات اقلیمی نیست ، بلکه رشد جمعیت ومدیریت منابع آب نیزهست. آب ، نه تنها برای حیات ورشد گیاهان وجانوران لازم است، بلکه تولید اتوموبیل،وسائل منزل، کتاب ، وسائل الکترونیک ،جواهرآلات ، اسباب بازی وحتی برق ، بدون آب میسّر نیست.این آب ، که ازانظارپنهان است، " آب مجازی " (virtual water) نام دارد. آب مجازی ، به اندازه ی آبی که می نوشیم ، واقعی است.

کمبود آب، هنگامی روی می دهد که جامعه ای نتواند نیازهای آبی خودرا، بدلیل عرضه ی ناکافی آب ویا ضعف زیرساختها، برآورده سازد. امروزه ، میلیاردها نفرازمردم جهان، درمعرض " تنش آبی " (water stress) قراردارند.تنش آبی درهرمنطقه، ممکن است بامناطق دیگرتفاوت داشته باشد. این تنش ممکن است دربعضی مناطق، پیامد های گسترده ی بهداشتی، اقتصادی وتجاری داشته باشد ویاموجب مهاجرت گسترده وبروزمنازعات گردد.اکنون 70 درصد آب آشامیدنی جهان، دربخش کشاورزی مصرف می شود وبقیه نیز دربخش صنعت(19 درصد) وخانگی (11درصد) مصرف می گردد. منابع تامین آب آشامیدنی نیز، به آبهای سطحی( رودخانه ودریاچه) ومخازن زیرزمینی آب محدود می شود که ازطریق آبخوان ها قابل دسترسی است. هم اکنون 14 شهراز20 ابرشهر جهان، باکمبود آب روبرو می باشند.

اما دانشمندان تعاریف مختلفی از تنش آبی ارائه داده وروشهای مختلفی رانیزبرای اندازه گیری آن توصیه می کنند. آنها درمحاسبات خویش، عوامل متعددی چون تغییرات فصلی، کیفیت آب ودسترسی به آب رامدّ نظرقرارمی دهند.آنها بطورکلی، کمبود آب رابه دومقوله ی فیزیکی( به معنی تاثیرشرائط زیست محیطی برکمبود آب) وکمبود اقتصادی( به معنی ضعف زیرساختها) تقسیم می کنند.جمع این دوعامل، موجب بروز تنش آبی می گردد. خاورمیانه وشمال آفریقا، نمونه ی بارز کمبود فیزیکی آب می باشند.این منطقه کمترازهرنقطه ی دیگردنیا، بارندگی دارد.اما کشورهای آنجا، به سرعت درحال رشد اقتصادی هستند وجمعیت شهرنشین آنها نیزدرحال افزایش است. اگرچه کشورهای ثروتمند منطقه( مانند امارات متحده عربی) هنوزمی توانند نیازهای مردم خودراازطریق واردات مواد غذائی وروشهای پرهزینه ای چون شیرین کردن آب دریا، تامین نمایند اما،اکثرساکنین خاورمیانه وشمال آفریقا، اکنون درمعرض تنش آبی قراردارند.کشورهائی چون جمهوری دموکراتیک کنگو ودیگرکشورهای آفریقای مرکزی، درمعرض کمبوداقتصادی آب قراردارند. اگرچه میزان بارندگی دراین کشورها، قابل ملاحظه است اما فقدان زیرساختها وسوء مدیریت، موجب هدررفتن آب می گردد. امروزه حتی برخی کشورهای ثروتمند نیزبدلیل رشد سریع جمعیت وکهنگی زیرساختها، باتنش آبی روبرو می باشند. مثلاً سیستم آب آمریکا درشهرهای فلینت ، میشیگان ، نیوارک ، ونیوجرسی ، تنش سنگین آبی راتحمل می کنند.

انتظارمی رود روند کنونی گرم شدن زمین، برتنش جهانی آب بیافزاید ومناطق نیمه حارّه مانند استرالیا، جنوب ایالات متحده، وآفریقای شمالی، بیش ازقبل دچار کم آبی وخشکسالی گردند. کشاورزی، بیشترین لطمه راازاین وضع می خورد.هرچه ازمیزان بارندگی بیشترکاسته شود و زمان بارشها غیرقابل پیش بینی ترگردد،افزایش دما بیشتر می شود وبرمیزان تبخیرآب موجوددرخاک نیزافزوده می شود. تغییرات شدید آب وهوائی، معمولاً باسیل همراه است که محصولات کشاورزی رانابودکرده وسیستم ذخیره سازی محصول راازبین می برد. اگرتنش آبی ادامه پیداکند، تاثیرمخربی بربهداشت عمومی وتوسعه ی اقتصادی برجای می گذارد. بیش ازدومیلیارد نفرازمردم جهان، اکنون ازدسترسی با آب آشامیدنی سالم محرومند و دو برابر این تعداد( یعنی نیمی ازجمعیت جهان) نیزبه سیستم بهداشتی دفع فاضلاب دسترسی ندارند.این وضع، به انتقال بیماریهائی چون وبا ، تیفوئید ، فلج ، هپاتیت آ ، واسهال، ابعاد گسترده ای می بخشد.ازسوی دیگر، کمبود آب موجب توقف کشاورزی می گردد وجامعه با عدم امنیت غذائی مواجه می شود که گرسنگی عمومی وسوء تغذیه ی کودکان ازپیامدهای آن می باشد.

بسیاری از منابع آبی جهان، درفراسوی مرزهای ملی جریان دارند ولذا لازم است بطورجمعی مدیریت شوند. ازسال 1948 تاکنون، حدود سیصد قرارداد بین المللی درزمینه ی آب منعقد گردیده است که قراردادهای روسیه – فنلاند ، هنو و پاکستان ، اردن – فلسطین – لبنان – اسرائیل، ازقدیمی ترین آنها می باشند. به پیش بینی سازمان ملل متحد، اگرروند کنونی تغییرات اقلیمی ادامه پیداکند، دیری نخواهد گذشت که کمبود آب درمناطق بیابانی ونیمه بیابانی جهان ، به مهاجرت صد ها میلیون نفرتاسال 2030 منجرخواهد شد.

پنج سال قبل ، اعضای سازمان ملل متحد، اهداف توسعه ی پایدار(sustainable development goals) راتصویب کردند که " دسترسی به آب آشامیدنی سالم وسیستم فاضلاب بهداشتی" ازمهمترین این اهداف بود.اما طی این پنج سال ، وضع بد ترشده است. توجه جهانیان اکنون به آلودگیهای زیست محیطی، بویژه آلودگی هوا، جلب شده ودنیاازیک فاجعه ی زیست محیطی دیگرغافل مانده است : عدم دسترسی به آب پاک . ما در" کره ی آبی" زندگی می کنیم که کمتراز 3 درصد ازمنابع آبی آن، قابل شرب می باشد که بخش مهمی ازآن نیز ازدسترس بشرخارج است. بیش ازدوسوم آب آشامیدنی بشر ازرودها ودریاچه های مرزی تامین می شود واین امر بر " تنش آب" درجهان می افزاید.

چین ، هند وبنگلادش ، دهه هاست که برسربهره برداری ازآب رود "برهماپوترا" مناقشه دارند.چین وهند ، تاکنون سدهای متعدد براین رود بزرگ آسیا بسته اند ومناطق پائین دستی راازآب آن محروم ساخته اند. مناقشات فرامرزی برسرآب، تازه آغازشده است. ضمن اینکه منازعه برسرآب، درچهارچوب مرزهای ملی نیزتشدید گردیده است. سال گذشته ، شرق آفریقا شاهد برخوردهای خونین برسرآب بود.برخورد قبائل برسرآب ، دراین منطقه ازجهان، سابقه ی تاریخی دارد.درایران نیز مناقشه برسر انتقال آب زاینده رود ، بالا گرفته است. درواقع، تاریخ رودهای عمده ی جهان، راباید تاریخ جنگهای خونین برسرآب دانست. نیل ، آمازون ، مکونگ ، دانوب ، شط العرب( اروند رود) ، سابقه ای طولانی دراین منازعات دارند.اما باگذشت زمان و تشدید تغییرات اقلیمی، برسرعت وشدت این برخوردها افزوده شده است. سوریه، عراق، ترکیه وایران، سالهاست که برسرآب رودخانه ی نیل، تیره وتاراست. اردن، فلسطینی ها، لبنان واسرائیل، برسراستفاده ازآب رودخانه ی اردن ومنابع زیرزمینی آب منطقه ، اختلاف دارند. عکسهای ماهواره ای نشان می دهند که حوضه ی رودخانه ی دجله وفرات که مناطقی ازترکیه ، سوریه ، عراق وغرب ایران راشامل می شود، سریعتر ازهر نقطه ی دیگرجهان( بجزشمال هند) خشک می شود.جنوب آسیا، بویژه شبه قاره هند،جنوب آفریقا، واسترالیا، اکنون خشکسالی های طولانی وسهمگین راتجربه می کنند.حتی رودخانه های اروپا نیزبه پائین ترین سطح خوددریک قرن اخیر رسیده اند.

سدهائی که ترکیه ازسال 1975 برروی دجله وفرات بسته، جریان آب به سوریه را 40 وبه عراق 80 درصد کاهش داده است. ایران وسوریه نیزسدهائی رابرروی شاخه های فرعی دجله وفرات بسته اند که تغذیه ی این رودها راکاهش داده وموجب نفوذ آب شورخلیج فارس به " شط العرب"( اروند رود) وازآنجا به دجله وفرات گردیده است..شوری آب ، موجب نابودی زمینهای حاصلخیز جنوب عراق گردیده که زمانی شهرت جهانی داشت. نیم قرن اززمانی که اسرائیل " کانال ملی انتقال آب" رااز "دریای جلیله " احداث کرد ، می گذرد. این دریا، توسط رود اردن تغذیه می شود. کانال مزبور ، آب جلیله را کاهش داده وجریان پائین دستی آنرا گل آلود وغیرقابل استفاده کرده است. سد هائی که اردن وسوریه بررود اردن بسته اند، برمشکل افزوده و90 درصد ازجریان آب به مناطق پائین دستی رودخانه کاسته است.به گزارش سازمان ملل متحد،اسرائیل همچنین 87 درصد ازمنابع زیرزمینی آب کرانه ی غربی رابرداشت می کند وفقط 13 درصد برای فلسطینی ها باقی می گذارد.

رود نیل ، طولانی ترین رودخانه ی جهان است که از10 کشور عبورمی کند. این رود، شریان حیاتی مصر محسوب می شود وزمینهای حاصلخیز این کشورراآبیاری می کند. اما درچند دهه ی اخیر، خشکسالی وسد سازی، بلای جان این رود گردیده است.درحال حاضر، اتیوپی سرگرم ساختن سدّی عظیم برروی نیل آبی ازدریاچه ی " تانا" (Tanaدرارتفاعات اتیوپی سرچشمه می گیرد. نیل سفید ، که ازدریاچه ی " ویکتوریا " دراوگاندا سرچشمه می گیرد، درمصربه نیل آبی می پیوندد وسپس راهی سودان می شود. روابط کشورهائی که درمسیر رود نیل قراردارند، سالهاست متشنج است وتنش آبی دراین منطقه ازجهان، فروکش نمی کند.

لبنان که همیشه به آب کافی دسترسی داشته، اکنون درلیست 33 کشوری قرارمی گیرد که تاسال 2040 ، باکمبود جدّی آب روبرو خواهند شد. حفرحدود 60 هزارحلقه چاه غیرقانونی، آب سفره های زیرزمینی این کشورراخشکانده است ومردم ناچارند ازآب بطری استفاده کنند ویابرعمق چاههای خود بیافزایند. شرکت چند ملیتی " نستله " ( Nestle ) ، آب معدنی کالفرنیا ومیشیگان را درلبنان به فروش می رساند. این شرکت، اکنون 35 درصد بازارآب معدنی لبنان رادراختیاردارد. اکنون علاوه بر خاورمیانه ، کالیفرنیا ، وبخش بزرگی ازجنوب ایالات متحده، جنوب آفریقا، وبخشهائی ازآمریکای لاتین وجنوب اروپا، درمعرض کم آبی وخشکسالی قراردارند.

درمناطق بیابانی که آب وهوای خشک دارند، توسعه ی اجتماعی اقتصادی، قبل ازهرچیز، به آب واستفاده ی پایدارازمنابع آبی بستگی دارد. اما متاسفانه، تغییرات اقلیمی وکاهش بهره وری آب، درکنار عملکرد مخرّب بشر،به بحران آب در این مناطق ابعاد گسترده ای بخشیده است. دراین رابطه، سه معضل بزرگ وجوددارد : تغییر کاربری زمین ، میزان منابع آبی دردسترس ، وسیاستهای بهره برداری ازاین منابع . کمبود آب ، وفاصله ی عمیق میان عرضه وتقاضا، ساختارغیرعقلائی مصرف، سیستمها ونهادهای ناکارآمد ومسئول مدیریت منابع آب ، وطرحهای نابخردانه درزمینه ی اختصاص این منابع، ازجمه مباحثی است که دراین رابطه مطرح می باشند.

محققین دانشگاه ام آی تی آمریکا اعلام کرده اند که 52 درصد ازجمعیت 7/9 میلیاردی جهان تاسال2050 ، ازکم آبی رنج خواهند برد. محققین این دانشگاه، بااستفاده از " مدل سازی یکپارچه ی سیستم جهانی آب " (IGSM)، عرضه وتقاضای آب رادرسطح جهان پیش بینی می کنند. این ابزار مدلسازی، به دانشمندان اجازه می دهد تاتغییرات اقلیمی رااندازه گیری کرده وتاثیرآنرا برتنش آبی بسنجند. این بررسی نشان می دهد که افزایش جمعیت ورشداقتصادی، مهمترین عوامل اجتماعی اقتصادی دخیل در تنش های آبی می باشند. درسال 2050 ، 37 کشوردرمعرض شدید ترین بحران کم آبی قرارخواهند گرفت. آنچه موجب وخیم ترشدن اوضاع می گردد، آلودگی منابع آب به پسماندهای انسانی وصنعتی است. درکشورهای بادرآمد متوسط ، کمترازیک سوم این پسماند، بازیافت می شود ودرکشورهای فقیر، این رقم به مراتب کمتراست. درحالیکه بازیافت پسماندهای انسانی درشهر" کیپ تاون" کمتراز5 درصد می باشد، این رقم دراسرائیل 85 درصد می باشد واین کشورتوانسته است ازاین طریق ونیزازطریق توقف کشت محصولات آب بری چون پنبه ، واستفاده ی بهینه ازمنابع آب ، منابع آبی لازم رابرای رشد جمعیت خود درآینده فراهم آورد. تقریباً 8/1 میلیاردنفر ازمردم جهان ، اکنون آب آشامیدنی خودراازمنابع آلوده تهیه می کنند. دربرخی نقاط " ماهاراشترا" ی هند ، زنان مجبورند 25 کیلومترراه بپیمایند تابه آب آشامیدنی دست پیداکنند.این درحالیست که همین مردم، سهم شیرآب آشامیدنی راصرف کشاورزی ودامداری خود مبی کنند. کشت برنج به مصرف بی رویه ی آب معروف شده است ، درحالیکه تولید یک کیلو گوشت گوساله، پنج برابر تولید یک کیلوبرنج و 130 برابر تولید یک کیلو سیب زمینی ، آب مصرف می کند صدور این محصولات ، درواقع به معنی صدورمنابع محدود آبی این مناطق می باشد.

وکلام آخراینکه ، شبح جنگ برسرآب ، همچنان برروی برخی مناطق جهان خیمه زده است.اما ، این جنگ ، جنگی ناگزیرنیست. سازمانها ونهادهای چند جانبه ی بین المللی ، غیردولتی و مدنی که درحال حاضر درزمینه ی مسائل زیست محیطی ، ازجمله آب فعالند، می توانند مانع ازبروزجنگ آب گردند. تجربه ی سد "ایل سو " درترکیه ، خود گواه این مدعاست.این سد که قراربود بامشارکت مالی دولت انگلیس درجنوب شرقی ترکیه احداث شود، بامخالفت گسترده ی سازمان غیردولتی " صلح سبز " روبروشد. این سازمان معتقد است که ازسوئی، رضایت ساکنین مناطق بالادستی وپائین دستی رودخانه جلب نشده است وازسوی دیگراحداث این سد، اکوسیستم رابه مخاطره می اندازد. باپافشاری این سازمان، احداث این سد تاکنون مسکوت مانده است.

دریک کتیبه ی میخی درموزه ی " لوور" فرانسه ، متن قراردادی مشاهده می شود که برسرآب میان دوشهر " اوما "( Umma شهری باستانی در سومر) و " لاگاش " ( Lagash شهرباستانی درمحل اتصال دجله وفرات ) منعقد شده وبه جنگ میان آنها پایان داده است. اگراجداد بشرتوانسته اند برجنگ برسرآب فائق آیند ، دلیلی وجود ندارد که فرزندان " متمدن " آنها، قادربه اینکارنباشند.

منابع ومآخذ

1)the coming water wars , www.morningstaronline.co.uk

2)water stress to affect 52 percent of world population by2050 ,www.waterfootprint.org

3)from not enough to too much , the worlds water crisis explained , www.nationalgeographic.com

4) water stress : a global problem that’s getting worse , www.cfr.org

5)water conflict , www.wikipedia.org A

ایران و " زمان گریز "

ایران و " زمان گریز "

دربحث ازبرنامه ی هسته ای ایران، ازعبارت " زمان گریز" (Break out) زیاد استفاده می شود.اما معنی وکاربرد این عبارت، دربرخی مواقع غیردقیق وچه بسا نامربوط می باشد.به لحاظ حقوقی، زمان گریز به بازه ای اززمان اطلاق می شود که یک کشورمشتاق دستیابی به سلاح هسته ای، بازیرپاگذاشتن پیمان منع تکثیر سلاح هسته ای(NPT) به سلاح هسته ای دست پیدامی کند.این پیمان، که ایران درسال 1970 به آن پیوست، هنوز موردتایید هند ، اسرائیل ، وپاکستان قرارنگرفته وکره شمالی نیزدرسال 2003 ، ازآن خارج شده است.

به لحاظ فنّی ، زمان گریز به مدتی اطلاق می شود که یک کشورنیازدارد تابه توان تولید سلاح هسته ای دست پیداکند. درمورد عبارت " توان ساخت سلاح هسته ای" ، اختلاف نظروجود دارد.اما، این عبارت، عموماً به زمانی اطلاق می شود که یک کشوربرای انباشت مقدارکافی ازمواد قابل شکافت، جهت ساخت یک بمب اتمی نیازدارد.درمورد ایران، این مواد، اورانیوم 235 (U – 235) است که ایزوتوپی ازاورانیوم طبیعی می باشد وازطریق فرآیند غنی سازی(enrichment process) بدست می آید. ماده ی قابل شکافت دیگر، پلوتونیوم 239 (Plutonium – 239) نام دارد که بنظرمی رسد مسیرایران بسوی استفاده ازآن برای ساخت سلاح اتمی، مسدود شده باشد.

حداقل مقدارمواد قابل گداخت برای ساخت یک بمب اتمی ، " مقدارمهم" نامیده می شود. برای اورانیوم غنی شده، این مقدارمعادل 25 کیلوگرم اورانیوم235 می باشد.به موجب مفاد برجام، توانائی غنی سازی اورانیوم درایران، بسیارمحدود شده وذخائراورانیوم غنی شده ی این کشور، درسطحی ناچیزتعیین شده است که مازاد آن باید به خارج ازکشور منتقل شود.این تدبیر، همراه بادیگرتدابیرپیش بینی شده دربرجام، زمان گریزایران راازدو تاسه ماه به بیش ازیکسال افزایش داد. اما خروج یکجانبه ی دولت ترامپ ازبرجام، دست ایران رابرای نصب سانتریفیوژهای بیشتروپیشرفته تر بازگذاشت واین کشور، سطح غنی سازی خودرابه بیشتراز 67/3 درصد پیش بینی شده دربرجام، افزایش داد. این امر، برنگرانی جامعه ی بین المللی درزمینه ی کاهش زمان گریز ایران، افزود. در16 مارس سال جاری، آژانس بین المللی انرژی اتمی که مسئولیت نظارت براجرای پیمان منع گسترش سلاح اتمی رابرعهده دارد، اعلام کرد که ایران نسل جدیدی ازسانتریفیوژ رادرمجتمع نطنزنصب کرده که بسیارپیشرفته ترازماشینهای قبلی است. اگرچه طراحی سانتریفیوژ4-IR به دهه ی 1970 بازمی گردد، اما این سانتریفیوژ، به مراتب پیشرفته تر ازسانتریفیوژهای نسل m2-IR می باشد.دراین سانتریفیوژ، ازاتصالهای فولادی نازک وکوتاه برای اتصال قطعات روتور استفاده می شود که بکارگیری روتورهای بلند تر وپرسرعت ترراامکانپذیرمی سازد. لوله های روتور در سانتریفیوژ 4-IR ، ازالیاف کربنی ساخته شده اند. ظرفیت هردوماشین، 5-3 سو(SWUs) درسال می باشد درحالیکه ظرفیت نسل قدیمی 1-IR ، فقط یک سو درسال است. آهنگ غنی سازی اورانیوم، به تعداد سانتریفیوژهای فعال و میزان سوی آنها بستگی دارد.

اگرواقعاً ایران بتواند سانتریفیوژهای بیشتری رابکاربگیرد وبازده ی خودرابالا ببرد، به وقت کمتری برای انباشت اورانیوم باغنای بالا، برای ساخت سلاح اتمی ، نیازدارد. مثلا" اگرایران بتواند آبشارهای سانتریفیوژی بامجموع ظرفیت 6000 سو درسال مونتاژ نماید، می تواند 338 کیلوگرم اورانیوم رابه غنای 75/19 درصد وسپس 90 درصد تبدیل می نماید. دراین صورت، زمان گریزبرای ساخت یک بمب اتمی، فقط به یک ماه کاهش پیدا می کند. البته این محاسبات، فقط درصورتی صحیح ازآب درمی آیند که صنعت هسته ای ایران با تمامی توان وفارغ از خرابکاریهای خارجی وکمبودهای فنّی، بکارخود ادامه دهد ومتوقف نشود. براین اساس، حدس های متفاوتی درمورد زمان گریزایران مطرح می شود. برخی این زمان رادوسال ذکرمی کنند وبرخی دیگر، برنامه ی هسته ای ایران را کامل شده می دانند ومعتقدند ایران فقط منتظرتولید اورانیوم فلزی برای ساخت قطعات بمب ( کلاهک اتمی و...) می باشد. ایران قصددارد پس ازتولید اورانیوم فلزی به عنوان " محصول میانی" ، تولید سوخت پیشرفته ( سیلیساید) راآغازنماید.

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

FMOHAMMADHASHEMI.BLOGFA.COM

www.fmohammadhashemi.blogfa.com

قرارداد ایران - چین وافسانه ی پروژه ی استعماری " راه ابریشم جدید"

قرارداد ایران –چین

وافسانه ی پروژه ی استعماری"راه ابریشم جدید"

مناسبات تجاری دیرینه ی ایران وچین ، پس ازاعمال مجدد تحریمهای آمریکا علیه ایران، جانی دوباره گرفت. نخست وزیر چین درسال 2018، این مناسبات را " رابطه ی همه جانبه میان دوشریک استراتژیک" نامید. وزیرخارجه ی ایران نیز، پس ازامضای تفاهم نامه ی همکاری 25 ساله باچین،که درچهارچوب طرح " راه ابریشم جدید" منعقد گردید، چین را" دوست دوران سختی ها" نامید.تفاهم نامه ی اخیرمیان دوکشور، بخشی ازپروژه ی راه ابریشم جدید، ویاآنطورکه نزد بسیاری ازکشورها شناخته می شود" یک کمربند، یک راه" است که درواقع، طرح ایجاد دو راه بزرگ تجاری است که ازطریق آنها، چین بهتربتواند بادیگرکشورها ارتباط برقرارکند وآنها عبارتند از: یک راه زمینی ویک راه دریائی. مسیراین دوراه، ازمیان بیش از60 کشورجهان درقاره های آسیا، اروپا وآفریقا می گذرد.برآورد می شود که برای ساخت این مسیرها، بندرها، وتاسیسات انرژی آنها، حدود هزارمیلیارد دلاربایدهزینه شود.

پروژه های "راه ابریشم جدید" ، چهارچوبی اساسی برای توسعه ی اقتصادی فراهم می آورد که کشورهائی که تاکنون مستعمره ویاوابسته بوده اند، بتوانند ازوابستگی رهاشوند. این ابتکار، درواقع ، استراتژی توسعه ی جهانی زیرساختهاست. این طرح بی سابقه، براساس راه ابریشم شکل گرفته که درزمان سلسله ی " هان"(206 قبل ازمیلاد تا 220 میلادی) بوجود آمد وچین رابه هند، آسیای میانه ودیگرمناطق دنیا متصل نمود. روابط اقتصادی وفرهنگی ایران وچین،به موازات ایجاد راه ابریشم، گسترش یافت.هردوکشور درقرن سیزدهم میلادی تحت سلطه ی مغولها قرارگرفتند وپس ازآن نیز،قرنها توسط سلسله های پادشاهی اداره شدند تااینکه چین درسال1949 وایران درسال1979 ،رژیم سلطنتی را ملغی نمودند.باگذشت نیم قرن ازآن زمان، چین اکنون درموقعیتی است که می تواند ازتجربه ی غنی اش درتهیه ی زیرساختهای داخلی استفاده کند تابتواند سهمی عمده درتوسعه ی جاده ی ابریشم داشته باشد.یکی ازنتایج سیاسی جانبی این طرح، همزیستی میان کشورهاست که خاورمیانه، بیش ازهرزمان دیگری به آن نیازدارد.

قطع روابط ایران وآمریکا درپی تسخیرسفارت آمریکادرتهران، فرصت مناسبی برای گسترش روابط ایران وچین فراهم آورد.قبل ازانقلاب، بخش عمده ی نفت ایران، راهی اروپاوآمریکا می شد.بیشترین میزان تولید نفت ایران دراین سالها، شش میلیون بشکه درروزبود که دیگرهیچگاه تکرارنشد. دربیش ازچهاردهه حاکمیت جمهوری اسلامی ، چین برای ایران، وزنه ای دربرابرنفوذ آمریکابوده ضمن اینکه ایران نیزبرای چین، منبع مهم تامین انرژی ارزان برای صنعت روبه رشد این کشور به شمارمی رفته است.طی این سالها، روابط چین – ایران، سه مرحله راازسرگذراند : همکاری نظامی دردوران جنگ ، همکاری دردوران رشد صنعتی شتابان چین دردهه ی 1990 ، وهمکاری دردوران تحریمهای غرب علیه ایران.

درجریان جنگ 8 ساله باعراق،ایران که تحت تحریم تسبیحاتی غرب قرارداشت، مجبورشد برای اداره ی جنگ، دست نیاز بسوی شرق ، یعنی چین، روسیه وکره شمالی درازکند.دوران جنگ، باآغازاصلاحات اقتصادی " دنگ شیائوپینگ" مصادف شد.این رهبرچین ،افزایش صدورسلاح رابه منظورتامین ارز لازم برای اصلاحات اقتصادی، مدّ نظرقرارداد. 95 درصد از 3/6 میلیارد دلارسلاحی که چین درنیمه ی نخست دهه ی 1980 صادرکرد، راهی کشورهای خاورمیانه وجنوب آسیا گردید.بخش عمده ی نیازهای نظامی ایران دردوره ی جنگ، توسط چین تامین شد. موشک ضد شناور،موشک سطح به هوا، قطعات توپخانه ، تانک ، رادار ، سلاح سبک ومهمات ، ازجمله اقلامی بود که ایران ازچین دریافت نمود. درپایان جنگ ، چین 3/3 میلیارددلار جنگ افزار دراختیارایران قرارداده بود.

پس ازجنگ، موضوع رابطه ی دوکشور، ازسلاح به نفت وانرژی تغییرکرد.ایران کالاهای مصرفی مانند پوشاک، خودرو ، وسائل برقی ، مواد شیمیائی ، لوازم خانگی ، و تجهیزات مخابراتی ازچن می خرید وبهای آنهارابانفت پرداخت می کرد. چین نیز که دراوائل دهه ی 1990 ، فرآیند صنعتی شدن سریع راازسرمی گذراند، به وارد کننده ی بزرگ نفت وانرژی تبدیل شد. مصرف روزانه ی نفت چین درسال 2000 از 7/4 میلیون بشکه درروزفراتررفت که پکن برای تامین آن، به خاورمیانه وجنوب آسیا روی آورد.بالغ بر14 درصد این نفت، ازطریق ایران تامین می شد. ایران نیز 25 درصد نفت تولیدی خودرا دراختیارچین قرارمی داد. دیری نگذشت که چین، به سرمایه گذارعمده درصنعت نفت وگازایران تبدیل شد. مصرف نفت چین تا سال2019 ، به 8/12 میلیون بشکه درروزرسید(13 درصد کل مصرف جهان).

پس ازتحمیل تحریمهای سازمان ملل متحد وآمریکابرایران دراکتبر2010 ، چین بطورغیررسمی ازشرکتهای خود خواست که همکاری باایران کاهش دهند تاازگزند مجازاتهای آمریکادرامان بمانند.شرکت ملی نفت چین نیز مشارکت خودرادرپروژه ی پارس جنوبی، به حال تعلیق درآورد وچندی بعد این قرارداد لغو شد. معهذا ، چین همچنان مقادیرزیادی نفت ازایران وارد می کرد. ایران بیش از 60 تانکر ازناوگان تجاری خود( تقریباً دوسوم این ناوگان) رابه صدورمخفیانه ی نفت به چین ودیگرکشورها اختصاص داد. سرانجام ، فشارهای وارده برایران، به انعقاد قرارداد برجام بین ایران و1+5 انجامید. بااجرای این قرارداد، تحریمهای آمریکا و سازمان ملل متحد برچیده شد وبزودی تولید نفت ایران از7/1 میلیون بشکه درروز گذشت که 41 درصد آن( معادل 700 هزاربشکه درروز) راهی چین گردید. درمقطع خروج ترامپ ازبرجام درمه2018 وبرقراری مجدد تحریمها، ایران روزانه 7/2 میلیون بشکه نفت درروز تولید می کرد که 29 درصد آن راهی چین می شد.بابرقراری مجدد تحریمها، رهبرایران شعار " نگاه به شرق" راسرداد وبدین ترتیب، 79 درصد ازتولید ناچیز نفت ایران، راهی آسیا، بویژه چین ، کره جنوبی ، هند ، ترکیه ، و ژاپن گردید.

دورجدید تحریمها، بزودی تاثیرخودرابرتجارت ایران – چین باقی گذاشت. کل صادرات نفت ایران به صدهزاربشکه درروزرسید. چین نیزالگوی خرید خودراتغییرداد وخرید ازعربستان رادو برابرکرد. ایران، تدابیری رابرای دورزدن تحریمها اتخاذ نمود. این کشور، بهای نفت خود راتایک دلار درهربشکه کاهش داد که 30 سنت کمترازبهای نفت سبک عربستان بود.ازسوی دیگر، رهگیری تانکرهای حامل نفت ایران، بسیاردشواربود زیراآنها یاسیستمهای شناسائی خودراخاموش می کردند وموقعیت خودرانیزگزارش نمی دادند ویا نام وپرچم خودرا روی آب عوض می کردند.. اندکی قبل ازشروع مجدد تحریمها،ایران مقادیرهنگفتی نفت درچین، وبویژه دربنادر جین ژو ، هوئی ژو ، وتیان جین ، انبارکرد، بدون آنکه اسناد آن درهیچ کجا به ثبت رسیده باشد.همچنین دهها تانکرمالامال ازنفت، راهی آبهای آزاد شده ومنتظر مشتری ماندند.به نظرکارشناسان، اگراین مقدارنفت، بطورناگهانی واردبازارجهانی می شد، بشدت بهای نفت راکاهش می داد.

تحریمهای آمریکا علیه ایران ، یکجانبه اند ولذا، ایران هنوزمی تواند به لحاظ فنی، نفت خودرا صادرکند. اما ایالات متحده خریداران نفت ایران راموردتحریمهای ثانویه ی خود قرارمی دهد.این کشور حتی چند شرکت بزرگ چینی را به این اتهام، جریمه وتحریم کرد. البته دولت چین، هیچگاه این اقدام آمریکارانپذیرفته وهمیشه آنرامحکوم کرده است. درچنین شرائطی ودرژوئن 2020 ، رئوس پیش نویس قرارداد همکاریهای استراتژیک ایران – چین، به رسانه ها درز پیداکرد. این سند 18 صفحه ای، حاکی ازتعمیق روابط دوکشور درزمینه ی نفتی، نظامی وتکنولوژی ارتباطات بود.اما بنظر می رسد که حتی درصورت اجرای کامل این سند، بازهم روابط چین باایران، به پای روابط این کشور با عربستان وامارات متحده عربی نمی رسد. بین سالهای 2010 تا2020 ،چین 2/18 میلیارددلار درایران سرمایه گذاری کرد. درحالیکه طی همین مدت، رقم مزبوربرای عربستان 6/30 وبرای امارات متحده عربی 5/29 میلیارد دلار بود. این قراردادها، که بدون شک جهانی شدن رادرقالبی جدید ترویج می کنند، خشم غرب رابرانگیخته است. قرارداد باایران، ادامه ی قرارداد قبلی است که درسال2016 تحت عنوان " مشارکت جامع استراتژیک" میان ایران وچین به امضاء رسیده بود. چین بااین قرارداد، تلاش می کند تاایران رابه خانواده ی "راه ابریشم جدید" واردکند. اما این کار، مستلزم " عادی سازی" روابط ایران بادیگر اعضای این خانواده است تا تحرک کالا وسرمایه درمنطقه، به آسانی صورت گیرد. ازسوی دیگر، لازمه ی چنین چرخشی درایران، ظهوریک رهبراصلاح طلب ازسنخ" دنگ شیائوپینگ" است که جای اوهنوزدرایران خالی است.ورود ایران به خانواده ی راه ابریشم جدید، موجب خواهد شد که این کشور، منافع اقتصادی، رفاه وتوسعه رابرپافشاری برشعارهای باصطلاح انقلابی، مقدم شمارد.ایران باالگو قراردادن " چشم انداز2030" عربستان، و " چشم انداز 50 سال بعد" امارات متحده عربی،احتمالاً طرحهای مشابه را دردستورکارخود قرارخواهد داد. این رویکرد درقبال ایران،بارویکرد آمریکا درقبال این کشور، تفاوت ماهوی دارد.چین ، تحقق صلح وامنیت درخاورمیانه را یکی ازاهداف طرح راه ابریشم جدید اعلام کرده است. به نظرچین، تحقق این هدف،مستلزم نیل به توسعه ی اقتصادی،همکاری وهمپیوندی کشورهای منطقه است.این کشورها باید دست دردست یکدیگر،به مقابله باویروس کرونابرخیزند وهرچه سریعتر به مسیر توسعهی اجتماعی اقتصادی گام بگذارند.به همین منظور، ابتکار" یک کمربند، یک راه" ، درهمکاری با 19 کشورخاورمیانه ، آغازشده است. چین ، طرح راه ابریشم جدید را حول پنج محور سیاست خارجی خود درقبال خاورمیانه، تنظیم کرده است :احترام به یکدیگر ، تبعیت ازبرابری وعدالت ، پذیرفتن پیمان منع تکثیر سلاح اتمی ،حرکت بسوی امنیت جمعی ، وگسترش همکاریهای اقتصادی وتوسعه.

همکاری درعرصه ی انرژی، ازجمله تولید، حمل ونقل ، وتصفیه ی نفت خام ، پتروشیمی ، انرژیهای تجدید پذیر واستفاده ی صلح آمیز ازانرژی هسته ای؛ ساخت شاهراهها وتاسیسات دریائی باهدف مشارکت بیشترایران درطرح راه ابریشم جدید ؛ ارتقای استانداردهای بانکی وتاکید برپول ملی طرفین ونیز مبارزه با پولشوئی وتامین مالی تروریسم ؛ همکاری درتوریسم، مبادلات علمی، فنی ودانشگاهی، آموزش نیروی انسانی، محو فقر وبهبود معیشت عمومی ؛ ازمفاد مهم این سند می باشد.

بااین همه، طرح راه ابریشم جدید، ازسوی طیف وسیعی از نیروهای سیاسی، پروژه ای استعماری تلقی می شود. اما سئوال اینجاست که اگربراستی این طرح درپی تحمیل " وابستگی درتوسعه" می باشد،ثبت نام تقریباً همه ی کشورهای نیمکره ی جنوبی، ازجمله 42 کشوراز56 کشورقاره ی آفریقا، باید شگفت آورباشد. پاکستان ، سودان ، عراق ، امارات ، عربستان ، قطر، کویت ، مصر ومراکش، ازجمله کشورهای پیرامونی ایران هستند که به این طرح پیوسته اند. همه ی این کشورها ، بدون شک ، باپای خود بسوی فاجعه نمی روند. طرح راه ابریشم جدید، باساختن چهارچوبی اساسی برای توسعه، شرائطی راایجاد می کند که کشورهای مستعمره ی سابق، ازوابستگی خارج شوند وزنجیرهای اقتصادی آمریکا ومتحدانش رابگسلند. روزنامه ی تایمزژاپن دراین مورد می نویسد : " باوجود هیاهوی غرب درباره ی (دام بدهی) درطرح راه ابریشم جدید، همه ی بررسی ها دراین مورد نشاندهنده ی سنگین تربودن شرائط وام های غربی نسبت به وامهای واگذارشده ازسوی چین است. این تفاوت به حدّ ی است که حتی صندوق بین المللی پول وبانک جهانی نیز مجبورشده اند درشرائط وانهای خویش تجدید نظربعمل آورند زیرا کشورهای متقاضی وام، اکنون گزینه ی بهتری راپیش رودارند. بحث رابا نقل قولی از هنری کیسینجر به پایان می بریم : " باتوجه به اهمیت عملی طرح یک کمربند، یک راه ،ونقش آن درتغییرمرکزثقل اقتصاد جهانی از ازاقیانوس اطلس به اقیانوس آرام، قدرتهای غربی بدون شک نگران این طرح هستند." حال باید منتظرماند ودید که کدامیک ازپروژه های بلند پروازانه ی این طرح ، درایران تحقق پیدامی کند؟

منابع ومآخذ

1) irans increasing reliance on china , www.iranprimer.usip.org

2) the iran – china deal , www.mei.edu

3) china proposes a five points initiative on achieving security in middle east,www.fmprc.gov

4) what the new china – iran agreement means for middle east , www.trtworld.com

5) what is the china – iran strategic cooperation agreement? , www.diplomat.com

6) the iran – china deal amid the global power transition , www.aa.com

7) china with 400 billion dollars deal could deepen influences in Mideast , www.nytimes.com

😎 ابتکار " راه ابریشم جدید " ، www.tudehpartyiran.org

تامین اجتماعی وفقر

تامین اجتماعی وفقر

امروزه، حمایت اجتماعی(social protection) به جزء لاینفک هربرنامه ی توسعه تبدیل شده است.حمایت اجتماعی ، به مجموعه ای ازنهادهای عمومی، هنجارها وبرنامه هااطلاق می شود که هدف آنها حمایت ازکارگران وخانواده ی آنها دربرابرحوادث احتمالی ونیز حفظ سطح زندگی آنهاست. این حمایت ازسه طریق بیمه ی اجتماعی(social insurance) ، کمک اجتماعی ( social assistance) ، و تنظیم بازارکار(labour market regulation) صورت می گیرد. بیمه ی اجتماعی، شامل برنامه هائی است که هدف آنها، حمایت مادام العمر ازنیروی کار، درعرصه هائی چون مادری، کهولت سن ، بیکاری، بیماری ، حوادث حین کار وبازنشستگی می باشد.کمک اجتماعی، نیروی کار رادربرابرفقر حمایت می کند. درحالت عادی، بودجه ی تامین اجتماعی بامساعدت کارگروکارفرما تامین می شود، درحالیکه بودجه ی مربوط به کمک اجتماعی، ازمحل مالیات تامین می گردد وبالاخره، استانداردهای کاروبیکاری، استانداردهای شرائط کار، سازماندهی نیروی کاروتعیین چهارچوب برای چانه زنی ها واعتراضات کارگری، موضوع تنظیم بازارکار می باشد. انجمن بین المللی تامین اجتماعی، امنیت اجتماعی راشامل موارد زیر ذکرمی کند : برنامه های بیمه ی اجتماعی، برنامه های امداد اجتماعی، برنامه های عام حمایتی، طرحهای متقابلاً سودمند(mutual benefited schemes)، صندوقهای تامین ملی (national provident funds) وبرخی رویکردهای بازارمحور.این نهادها، درممالک توسعه یافته، کاملاً مستقرشده وفعالند اما، درممالک درحال توسعه هنوز شکل نگرفته ومستقرنشده اند.برای کشورهای درحال توسعه که طی دو دهه ی اخیر، تحت تاثیربحرانهای اقتصادی، برنامه های تعدیل ساختاری وفرآیند جهانی شدن، باتعمیق شکاف درآمد وگسترش دامنه ی فقرروبرو گردیده اند، برنامه های حمایت اجتماعی به اهرم اصلی مبارزه بافقر وآسیب اجتماعی تبدیل شده اند. به گزارش سازمان بین المللی کار(ILO)، علیرغم پیشرفت قابل ملاحظه ای که درگسترش حمایت اجتماعی برای بخشهای مختلف جامعه بدست آمده، هنوزتا تحقق تامین اجتماعی برای اکثریت جمعیت مردم جهان راه درازی درپیش است.به موجب این گزارش،فقط 45 درصد جمعیت دنیا تحت پوشش یکی ازانواع حمایتهای اجتماعی قراردارند و55 درصد بقیه(4 میلیارد نفر) ازهرنوع حمایت اجتماعی محرومند. درعین حال، فقط 29 درصد جمعیت جهان به تامین اجتماعی جامع وموثر دسترسی دارند. فقدان حمایت اجتماعی، مردم رادربرابرفقر، بیماری، نابرابری، ومحرومیتهای اجتماعی، آسیب پذیرمی سازد. همچنین، محروم ماندن 4 میلیارد نفرازمردم جهان ازحمایتهای اجتماعی،به مانعی جدّی برسرراه توسعه ی اجتماعی اقتصادی تبدیل شده است. رفع این نقیصه، مستلزم افزایش قابل ملاحظه ی هزینه های عمومی می باشد.اما سیاستهای ریاضتی کوتاه مدتی که هرازچند گاهی توسط دولتها وبه توصیه ی نهادهای مالی بین المللی دنبال می شود، پیامدهای منفی بلند مدتی برای اهداف توسعه ی پایدار دارند.

اگرچه تفاوت فاحشی درالگوهای تامین اجتماعی میان کشورهای درحال توسعه به چشم می خورد، اما تاکید همه ی این برنامه هابرکاهش فقروحمایت ازفقراواقشارآسیب پذیر می باشد درحالیکه در کشورهای توسعه یافته، تاکید حمایت اجتماعی، برحفظ سطح درآمد وسطح زندگی کارگران قراردارد. کشورهای درحال توسعه، برحسب میزان تاکید برریسک وآسیب پذیری، ازیکدیگرمتمایزمی گردند.درهرحال، ضرورت ایجاد یک شبکه ی تامین اجتماعی موثر برای حمایت ازفقیرترین اقشارجامعه،درکشورهای درحال توسعه بیشتراحساس می شود. کشورهای سوسیالیستی سابق نیزکه اکنون درراه اصلاحات ساختاری گسترده گام برمی دارند، قصددارند ضمن حفظ بقایای ترتیبات حمایتی گسترده ی سیستم سابق، اقدامات جدّی برای حمایت ازاقشارآسیب پذیر جامعه درشرائط جدید، اتخذ نمایند. اغلب کشورهای اروپائی، برنامه های تامین اجتماعی خودراازمراحل اولیه ی توسعه، وقبل ازآنکه به کشورهائی ثروتمند تبدیل شوند،آغازکرده اند. تاریخ اروپا نشان می دهد که اقتصادهای موفق وسیستمهای تامین اجتماعی کارآمد، دست دردست یکدیگر حرکت کرده اند. این تجربه، حاوی یک پیام مهم برای کشورهای درحال توسعه است : وجود یک سیستم تامین اجتماعی کارآمد، شرط لازم برای توسعه ی اجتماعی اقتصادی بلند مدت در کشورهاست.

حفظ وارتقاء سطح زندگی اقشارفقیروآسیب پذیرجامعه، دردوران تغییرات شتابان، باید هدف اصلی سیستم تامین اجتماعی درجهان قرارگیرد.ایجاد اشتغال، حفظ درآمد، بیمه ی اجتماعی ومقرری های مدد معاش، محورهای اصلی هرسیستم تامین اجتماعی کارآمد درجهان امروزمی باشد. جای تردید نیست که هدف تامین اجتماعی، حمایت ازفقراواقشارآسیب پذیرجامعه می باشد.این حمایت باید به نحوی باشد که اقشارآسیب پذیر بتوانند به سطحی قابل قبول اززندگی دست پیداکنند.اگرچه درحال حاضر، 68 درصد بازنشستگان جهان، به نحوی تحت پوشش تامین اجتماعی قرارداشته ومقرری بازنشستگی دریافت می کنند، اما میزان این مقرری، به اندازه ای نیست که موجبات خروج آنها راازفقر فراهم آورد. تامین اجتماعی باید بتواند به مصرف فقرا، ابعاد عقلائی ببخشد وخطرناشی ازتغییردرآمد رابرزندگی آنها کاهش دهد. گاهی نیز، توزیع مجدد درآمد، ضرورت مبرم می یابد. درکشورهای صنعتی، تامین اجتماعی بابرنامه هائی چون پرداخت مقرری های مختلف، ایجاد اشتغال وخدمات بهداشتی همراه است.اما این برنامه ها نمی توانند به تنهائی درکشورهای روبه توسعه، کارسازباشند.تاریخ یک قرن اخیر نشان می دهد که دولتمردان، سیاستهای مختلف وگاه متضادی رادررابطه باتامین اجتماعی، درپیش می گیرند.تنوع این سیاستها به علت درک وشناخت مختلف از گروههای آسیب پذیر ونیزمحدودیتهای سیاسی واداری می باشد.

تاثیریک برنامه ی تامین اجتماعی کارآمد، دربلند مدت، بسیارپیچیده است. درهر حال، این بحث، مدتهاست که مورد مناقشه جدّی میان صاحبنظران قراردارد وصرفنظراز نتیجه ای که ازآن عاید می شود، یک چیزمسلم است وآن اینکه داده های آماری ومدلهای مربوط به کشورهای پیشرفته ی صنعتی رانمی توان به طورمکانیکی به کشورهای درحال توسعه تسرّی داد.اما به نظر نگارنده، تامین اجتماعی رامی توان درکشورهای کم درآمد نیز بطورموثر به اجراء گذاشت.درحال حاضر، اکثرکشورهای آمریکای لاتین وجنوب آسیا، طرحهای گسترده ی تامین اجتماعی رادردست اجراء دارند. این طرحها، بارسنگینی رابربودجه ی این کشورها تحمیل می کند.لیکن دردیگرکشورها، ازبرزیل گرفته تا چین وهند،کهولت جمعیت، شهرنشینی روبه گسترش، وافزایش تعداد خانوار، ازبارحمایتی والدین کاسته وضرورت حمایتهای رسمی راافزایش داده است. قبل ازاینکه دولتها، تعهدات خودرادراین زمینه افزایش دهند، لازم است اهداف طرح تامین اجتماعی رایکباردیگرمورد بازنگری قرارداده ودراشکال پرهزینه وکم بازده تامین اجتماعی، تجدید نظربعمل آورند. مسلماً این تجدید نظر نباید به خصوصی سازی سیستم تامین اجتماعی بیانجامد. خصوصی سازی تامین اجتماعی، تجربه ی موفقی نبوده است وبسیاری از کشورهای جهان، ازجمله آرژانتین، بولیوی، مجارستان، قزاقستان، ولهستان، آنرا ترک کرده وسیستمهای متکی برحمایت بخش عمومی راجایگزین آن ساخته اند. حال سئوال اینجاست که آیا سیاستهای تامین اجتماعی باید بصورت عمومی اجراء شوند یا به شکل موردی به اجراء درآیند؟ نحوه ی اجرای این سیاستها، ازیک کشورتاکشوردیگر، متفاوت است ونمی توان یک نسخه ی واحد برای همه ی کشورهاپیچید. اماآنچه مسلم است اینکه سیاستهای مزبور، باسیاستهای مشابه درکشورهای توسعه یافته، تفاوت ماهوی دارند.

درتاریخ تامین اجتماعی، سه مرحله برای تحول این سیستم، قابل تشخیص است. درمرحله ی ابتدائی، این سیاستها جنبه ی پدرانه (paternalistic) داشت. دراین مرحله، برکمک شخصی به فقرا ودستگیری ازمستمندان تاکید می شد.اما، بزودی ، شرائط دشوارزندگی وتحقیرنهفته دراین روش، اجرای آنرا غیرقابل قبول ساخت.مرحله ی دوم،که درواقع واکنشی نسبت به مرحله ی اول بود،طرحهای بیمه ی اجتماعی اجباری بود که برای بیمه شدگان ، مقرری درنظر می گرفت وحق ایشان رادربرخورداری از خدمات درمانی ارزان به رسمیت می شناخت. این سیستم، بخشهای وسیعتری از جامعه راتحت پوشش قرارمی داد ودرعین حال، بیمه شدگان رادربرابر حوادث غیرمترقبه حمایت می کند. درسومین مرحله، مفاهیم پیشگیری وتعمیم تامین اجتماعی نیز به مقولات قبلی اضافه می شود که هدف ازآن، حفظ وارتقاء کیفیت زندگی می باشد.

تاپایان قرن نوزدهم، صدقه تنها منبع کمک به بینوایان اروپامحسوب می شد.درانگلستان، موسسات خیریه عمدتاً زیرنظرکلیسافعالیت می کردند. درسال 1834 ، براساس اصلاحیه ی قانون فقرا، سیستمی کارگاهی برای تنگدستان تاسیس گردیداما بدنامی آن، موجب گردید که اغلب نیازمندان ازشرکت دراین کارگاهها امتناع ورزند.بزودی ، بی فایدگی سیستم کارگاهی وسیستم موسسات خیریه، آشکارگردید. "بوریچ" (Beveridge) طراح تئوری " دولت رفاه بخش جدید " (Modern welfare state) دراین مورد می نویسد : " ازآغازقرن قبل، جنبش قدرتمندی علیه قانون متحجّر فقرا برپاگردید ." باتشخیص سالخوردگی وازکارافتادگی، به عنوان علت اصلی فقروتنگدستی، سیستمی ازبیمه ی اجتماعی رواج پیداکرد که هدف آن، تامین حداقل معیشت برای فقرابود. این سیستم، درپی مقرراتی به اجراء درآمد که قبلاً دربرخی حرفه ها ، بخصوص دربخش دولتی، وضع گردیده بود که به موجب آن، کارکنان، مدد معاش وحق درمان دریافت می کردند. درنتیجه ی استقرار سیستم بیمه ی اجتماعی، این تدابیر گسترش یافت وبخش های وسیعتری از زحمتکشان وفقرا رادربرگرفت.

علت تنوع سیاستهای رسمی تامین اجتماعی درکشورهای صنعتی، به درک متفاوت آنها از آسیب اجتماعی و اقشارنیازمند مربوط می شود. ولی درهرحال، اجرای این سیاستها، به علت نیازی است که سیاستمداران به ثبات اجتماعی احساس می کنند.نمونه ی بارز این امررامی توان درسیاست بیمه ی اجتماعی " بیسمارک " مشاهده کرد.شکل گیری متفاوت گروههای ذینفع نیز درجهتگیری مختلف سیاستهای تامین اجتماعی درکشورهای صنعتی، نقش فراوان داشته است. مثلاً دربریتانیا، قانون مربوط به مقرری سالمندان درسال1908 به تصویب رسید.بدنبال آن، قانون بیمه ی ملی درسال 1911 تصویب وبه مورد اجرا گذاشته شد.این قانون که مشابه سیاست تامین اجتماعی بیسمارک بود،مقرری ثابتی رابرای همه ی کارگران درنظرمی گرفت که بیمه ی درمانی نیزجزئی ازآن بود.این قاون، تحولی اساسی درفلسفه ی تامین اجتماعی بوجود آورد زیرابرای نخستین بار، مفهوم بیمه ی اجتماعی راوارد ادبیات اقتصادی کرد.اما پس ازسپری شدن بحران بزرگ دهه ی 1930 ، بریتانیا دیگرهیچ قانونی رادرمورد پرداخت بیمه ی بیکاری تصویب نکرد. تلفات گسترده ی جنگ جهانی دوم، موجب گردید که مقرری هائی نیزبعنوان مدد معاش، برای بیوه زنان درنظرگرفته شود. پیشنهاد " بوریچ" این بود که سیستم بیمه ی ملی، تعمیم داده شود. وی پیش شرط موفقیت هرگونه اصلاحات را، گنجاندن" مقرری مدد معاش خانوادگی" درقانون جدید می دانست زیرا این نوع مقرری، نه درزمره ی بیمه ی اجتماعی قرارمی گرفت ونه مد د معاش تلقی می شد ولی، مزایای فراوانی برای کودکان داشت.اگرچه تمامی پیشنهادات بوریچ پذیرفته نشد اما، اندیشه ی اصلی وی موردقبول قرارگرفت ودولت، درسالهای پایانی قرن قبل،سهم تامین اجتماعی راازکل بودجه ی مربوط به برنامه های حمایتی دولت به 82 درصد افزایش داد. بدین ترتیب، سهم مقرری های خانوادگی نیز درکل بودجه ی حمایتی دولت، به 12 درصد رسید. اگرچه دولتهائی که پس از1949 برسرکارآمدند، برای بیمه ی اجتماعی اهمیت بیشتری قائل شدند اما، درمجموع طی این مدت، مزایای اساسی مندرج درقوانین تامین اجتماعی، پیوسته روبه کاهش گذاشت. معهذا، کمک مدد معاش از1/1 به 7/2 میلیون نفردرپایان قرن گذشته، تعلق گرفت و بیمه ی مدد معاش نیز نسبت به اول این دوره، سی درصد افزایش یافت.

سیاستهای تامین اجتماعی درکشورهای صنعتی، بسیارمتفاوتند. این سیاستها، براساس اهدافی که دولتها برمی گزینند، متفاوت است. سئوال اساسی درتامین اجتماعی این است که سیستم تاچه حد توانسته است گروههای آسیب پذیر جامعه راتحت پوشش قرارداده وبه کاهش فقردرمیان آنها مساعدت نماید ؟ مثلاً درکشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی وتوسعه(OECD)که برای نخستین بار تامین اجتماعی درمورد سالمندان وازکارافتادگان به اجراء درآمد، آنچه که موجب نگرانی می گردد، بی تفاوتی این قانون درقبال خانواده های پرتعداد می باشد. براساس بررسی های انجام گرفته، 24 درصد سالمندان آمریکائی، درابتدای دهه ی 1980 درفقربه سر می بردند.این رقم درسالهای پایانی قرن گذشته، به علت افزایش مقرری های تامین اجتماعی، به 12 درصد کاهش یافت. اما سطح فقردرمیان کودکان آمریکائی، همچنان درسطح یک پنجم کل کودکان باقی ماند. دربریتانیا که مقرری بازنشستگی همچنان روبه کاهش است،بیش ازیک سوم سالمندان درپایان قرن گذشته،درفقربه سرمی بردند.

متاسفانه نظام تامین اجتماعی درایران،دربعد حمایتی خود، ناتوان ازتامین حداقل درآمد بوده ومستمری بگیران نیزدرتامین هزینه های خانوار خود درسطحی فراترازخط فقر ومتناسب با شان اجتماعی خود، بادشواری بسیارروبرومی باشند. بدین ترتیب،" نسلی شدن چرخه ی فقر" به یکی از مهمترین دغدغه های کشورتبدیل شده است. نسلی شدن چرخه ی فقر،درکشورهائی بروز می کند که با" توسعه ی ناقص" روبرومی باشند. نظام اقتصادی ایران، باتورم بالا ونرخ رشد نزدیک به صفر، خو گرفته است. لذا، هیچگاه امکان استقرارنظام رفاهی مدرن رانداشته است.ازقانون" ساختارجامع نظام رفاه وتامین اجتماعی" هیچگاه تفسیردقیقی ارائه نشده واین قانون، علیرغم برخی جنبه های مترقی آن، هیچگاه به طورکامل به اجراء درنیامد. منابع مالی مورد نیازبرای اجرای این قانون، قراربود ازطریق منابع حاصل از طرح هدفمندی یارانه ها، منابع عمومی، مشارکت کارگران وکارفرمایان، کمکهای مردمی، خمس وزکات وصدقات ونذورات،منابع واموال نهادها وبنیادهای انقلاب اسلامی وغیره، تامین شود. اما بجز منابع حاصل ازهدفمندی یارانه ها، منابع عمومی ومشارکت کارگروکارفرما، منابع دیگربرروی کاغذ باقی مانده وهیچ تکلیفی برای دستگاههای مذهبی وانقلابی دراین رابطه، تعیین نشده است.آنچه وضع راوخیم ترکرده، فساد گسترده دردستگاه دولتی وبویژه سازمانهای بیمه گر ونامین اجتماعی ازیکسو، وخروج یک میلیون نیروی کارازچرخه ی اقتصادی کشور ودست درازکردن آنها به سوی نظام رفاه وتامین اجتماعی کشور، ازسوی دیگراست.البته، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، تعداد بیکارشدگان اخیررا بین دو تا شش میلیون نفرذکرکرده است.گفته می شود هم اکنون، حداقل 7 میلیون نفر درایران، بدون بهره مندی از مقرری بازنشستگی، به زندگی دشوار خود ادامه می دهند. سازمان تامین اجتماعی وصندوق های 18 گانه ی بازنشستگی، هنوزنتوانسته اند همه ی افراد واجد شرائط را تحت پوشش قراردهند.ساختاراقتصادی ایران به گونه ای است که به تزاید فقروبیکاری ونابرابری دامن می زند ولذا، نمی توان بدون برخورداری ازیک نظام متمرکز وجامع رفاه وتامین اجتماعی که متعهد به ایجاد یک چترحمایتی واحد باشد، به مصاف فقر، بیکاری ونابرابری رفت.

بررسی های نظری واقتصاد سنجی درباره ی تاثیربرنامه های تامین اجتماعی درکشورهای سرمایه داری صنعتی، حاکی از تاثیرمنفی آنهابرانباشت سرمایه بوده است.زیرا یکی ازعواملی که برای کارفرما مهم است وبرتصمیم او درمورد استخدام یااخراج کارکنان تاثیرمی گذارد، سطح تدابیرالزام آور تامین اجتماعی است. چندی است که سرمایه داران وطنی نیز مقابله با قانون کار و تعهدات الزام آور تامین اجتماعی درحمایت ازطبقه ی کارگر رادرسرلوحه ی کارخویش قرارداده اند. اما آنهاباید بدانند که تامین اجتماعی درطول تاریخ، هیچگاه ازحرکت بازنایستاده وهمیشه خودراباشرائط موجود تطبیق داده است.باگذشت بیش ازیک قرن ازموجودیت سیستم تامین اجتماعی، مسئله ی " تامین اجتماعی برای همه " هنوزیکی ازچالشهای بزرگ رویاروی بشریت باقی مانده است.

منابع ومآخذ

1)Amartya sen , hunger and politic action , www.scholar.harvard.edu

2)Ehtesham Ahmad , social security and poverty , www.ideas.repect.org

3)social security and poors , www.undp.org

4)4 billion people worldwide are left without social protection, www.ilo.org

5)understanding social security , www.issa.int

6)Beveridge report and its implementation , www.caim.info

" ویلیام فالکنر " 125 ساله شد

"ویلیام فالکنر"125 ساله شد

" آسمان آمریکا که زمانی عرش بیکران آزادی،

وهوای آن نسیم جانبخش رهائی بود، اکنون

فشارسنگین وسهمگینی رابرای برانداختن

آزادیها متحمل می شود."

" فالکنر"

********************************

جنوب آمریکا، منطقه ای است که سنتهای اجتماعی وفرهنگی خاص خودراداراست. ایالتهای لوئیزیانا، آلاباما ، می سی سی پی ، جورجیا ، وکارولینا ،ازبسیاری جهات بادیگرایالات آمریکا فرق دارند.اگرچه جنگ داخلی1865 ، به پایان گرفتن رسمی استقلال سیاسی این ایالتهاانجامید، اما جنوب آمریکا تاقرن حاضر، همچنان فاصله ی خودراباشمال این کشورحفظ کرده است. تمایزات فرهنگی، دراین تفاوتها، جایگاه ویژه ای دارند.تادهه ی 1920 ، هیچ نویسنده ی سرشناسی دراین منطقه، پابه عرصه ی وجود نگذاشت. تااینکه دراین دهه، آمریکا شاهد ظهورنویسنده ای توانا ازخطّه ی جنوب بود که نه تنها درسراسرکشور، بلکه درسطح جهانی نیز اشتهارفراوان کسب نمود : ویلیام فالکنر.

125 سال قبل، ویلیام درشهرکی کوچک واقع درایالت می سی سی پی چشم به جهان گشود.سالهای نخست مدرسه برای ویلیام،باموفقیت قرین بود اما،ازکلاس چهارم وپنجم، فالکنر بتدریج گوشه گیرشد ونسبت به تکالیف مدرسه، بی توجهی نشان داد. ویلیام نوجوان، ساعتها پای صحبت سالمندان می نشست وبه داستانهای ایشان درباره ی جنگ داخلی، برده داری، کوکلوکس کلان وتاریخ خانواده ی فالکنر گوش فرامی داد واین روایات رابه خاطر می سپرد تا بعدها درآثارخود ازآنهااستفاده نماید.

ویلیام ، خیلی زود علاقه ی خویش رابه ادبیات نشان داد. اومدرسه راترک کرد وبه کاردربانک پدربزرگش مشغول شد اما، بخش اعظم وقت خویش را صرف مطالعه ی ادبیات مدرنی می کرد که دوستانش دردانشگاه می سی سی پی دراختیاراو می گذاشتند. فالکنر ، برای گریز اززندگی یکنواخت، سعی کرد به نیروی هوائی آمریکا بپیوندد، اما مورد قبول قرارنگرفت. وی که شیفته ی پروازبود، داوطلبانه به عضویت نیروی هوائی کانادا درآمد، اما قبل ازپایان دوره ی آموزشی، جنگ جهانی اول به پایان رسید. تجربه ی فالکنر دراین دوره، الهام بخش برخی ازداستانهای اوگردید. فالکنر، پس ازبازگشت به خانه، باجدّیت به سرودن شعرپرداخت. برخی ازاین اشعار، درمجلات ادبی به چاپ رسیدند وحتی فالکنر موفق شد یک مجموعه شعر بنام " خدایگان مرمرین" منتشرنماید. اما بدیهی بود که اونمی توانست فقط ازطریق نوشتن امرارمعاش نماید.لذا، به عنوان کارمند پست دردانشگاه می سی سی پی ، بکارپرداخت.اما دیری نگذشت که ازاین شغل استعفاداد ودرنامه ی خود نوشت : " تازمانی که یوغ سرمایه داری رابه گردن دارم، باید زندگیم راطبق خواسته های مرفهین وثروتمندان ، شکل دهم. این باروحیات من سازگارنیست."

دوستی ومعاشرت فالکنر بانویسنده ی بزرگی چون " شروود آندرسون"، به وی کمک کرد تابه نوشته هایش جهت درست بدهد. آندرسون، مباحثات فراوانی بافالکنرداشت ووی رابه نوشتن تشویق می کردودرانتشاراین نوشته هانیزاورایاری می داد. " مواجب بخورونمیر" که داستانی درباره ی بازگشت یک کهنه سرباز جنگ وسرخوردگی وناامیدی های اوست، بااستقبال روبرونشد اما، راه رابرای انتشار دیگرآثار فالکنر هموارنمود.ازاین زمان به بعد، فالکنرتقریباً هرسال یک رمان منتشرکرد. بعلاوه، اودرنشریاتی چون " ساتردی ایوینینگ پست" داستانهای کوتاه خودرامنتشرمی نمود. هرچه فالکنر، بیشترمی نوشت، بیشتراحساس می کرد که یک موضوع، بیش ازمباحث دیگر، روح وذهن اورابخود مشغول می کند : سقوط جامعه ی کهن جنوب درباتلاق مدرنیسم . رمان " خیاط " که درسال1929 منتشرشد، انعکاسی ازاین نگرانی بود. داستان این رمان، درنقطه ای دورافتاده ازایالت می سی سی پی جریان دارد.

اغلب داستانهائی که فالکنر ازاین به بعد نوشت، درمجموعه ی " تمبریادبودازسرزمین مادری" جمع آوری گردیده است.سرزمین مادری درقاموس فالکنر، منطقه ای است که حتی ازعرصه ی نقشه ی جغرافیا نیزپاک شده است. دررمان هائی چون " خشم وهیاهو " ، " گوربه گور "، و " روشنائی ماه اوت"، وی سرگذشت چند خانواده از مناطق جنوبی آمریکا راطی چند نسل متمادی، به تصویر می کشد.فالکنر درنگارش داستانهای خویش، ازروشی خاص تبعیت می کرد. به نوشته ی " لیندا واگنر" ، " خواننده احساس می کند که جنوب رابخوبی می شناسد."اما فالکنر، بارئالیسم سنتی فرسنگها فاصله دارد ومانند رئالیسم، داستان خودراازابتداء تاانتها، اززبان یک راوی بیان نمی کند. داستانهای او بیشتردرقالب مونولوگ بیان می شوند. مثلاً داستان " گوربه گور"، مجموعه ای از 59 مونولوگ است که خواننده آنهارابه یکدیگرربط می دهد. اغلب آثارفالکنر، حول مسائل جنجالی زمانش( نژاد، طبقه ، سکس) دورمی زند ومالامال از مونولوگهائی است که توسط راویان متعدد ودرزمانهای مختلف بیان می شوند.

درسالهای رکود بزرگ دهه ی 1930 ، کتابهای فالکنرچندان به فروش نرفت.بنابراین اومجبورشد برای گذران زندگی،پیشنهاد هالیوود رادرمورد نوشتن فیلمنامه بپذیرد.اوتاسال1950 ، چندین فیلمنامه ی بزرگ ومشهورنوشت. بهترین اثرهالیوودی او، " خواب بزرگ" درسال1946 بود که بابازیگری " همفری بوگارت" به روی صحنه آمد. اشتهارومحبوبیت فالکنر،ازدهه ی 1940 آغازشد وبتدریج نام وی درکنارنام "ارنست همینگوی"، بعنوان محبوب ترین نویسنده ی آمریکائی مطرح گردید. اوج این محبوبیت هنگامی بود که فالکنر درسال 1949 جایزه ی ادبی نوبل راازآن خود کرد. ویلیام فالکنر درحالی این جایزه رادریافت کرد که ارنست همینگوی نیزنامزد دریافت آن بود.فالکنرتاهنگام مرگ درجولای1962، یک لحظه ازنوشتن دست نکشید وداستانهای مشهور"پیرمرد" ، و " خرس" حاصل این دوران بود.

فالکنر، بعد ازدریافت جایزه ی نوبل، به عنوان نویسنده ای تاثیرگذاردرایران وجهان شناخته شد. آثارش درهمان سالهای بعد ازدریافت نوبل، که مصادف با دهه ی40 درایران بود، به فارسی برگردانده شد ونویسندگان زیادی ازاوتاثیرپذیرفتند. " صادق چوبک" و "هوشنگ گلشیری" ازجمله نویسندگانی بودند که بسیارازفالکنرتاثیرپذیرفتند و معروفترین آثارخودرا به نام " سنگ صبور" و "شازده احتجاب" به سبک فالکنرنوشتند. صالح حسینی ، نجف دریابندری و احود اخوت، مهمترین آثارفالکنررابه نثرروان فارسی ترجمه کردند.

ویلیام فالکنر، چهره ی درخشان ادبیات امروز آمریکاست ونمی توان بدون مراجعه به آثاراو، درک وتصویری کامل اززندگی درجنوب آمریکا ارائه داد.اما فالکنر، هیچگاه خودرافقط نویسنده ی جنوب نمی دانست.او، بویژه دردوران اخیرزندگانی خود، ازفردگرائی افراطی جوانی اش فاصله گرفت وبه تمامی مسائل مبتلابه بشریت پرداخت.

منابع و مآخذ

1)best books by William Faulkner , www.culturetrip.com

2) William Faulkner , www.wikipedia.org

3)نگاهی به کتابهای ویلیام فالکنر ، www.iranketab.ir

4) دکترمیترا ، رئالیسم و ضد رئالیسم درادبیات ، انتشارات نیل ، تهران1353

5) یوری کوالف ودیگران ، ادبیات آمریکا ودوانقلاب ، ترجمه محمد تقی فرامرزی ، انتشارات نگاه ، تهران1358

6) ماکس رافائل ، نگاهی به تاریخ ادبیات جهان ، ترجمه محمد تقی فرامرزی ، انتشارات شباهنگ ، تهران 2537

7)Tehran times , sep.24/1997

دانیل السبرگ : استراتژیست وافشاگر

دانیل السبرگ

(استراتژیست و افشاگر)

پنجاه سال پیش، هفت هزارصفحه ازاسناد فوق سرّی دولت آمریکا منتشرشد که حاکی ازفریبکاری ودروغگوئی سیاستمداران وابسته به چهاردولت آمریکا، از" هری ترومن" تا " لیندن جانسون" به مردم آمریکابود. استراتژیست نظامی "دانیل السبرگ"(D.Ellsberg) باانتشاراین اسناد، موجب تقویت جنبش ضد جنگ آمریکا گردید. به موجب این اسناد،که درسال 1971 وتحت عنوان "اسناد پنتاگون"(Pentagon papers) درنیویورک تایمز منتشرشد، دولت آمریکا،افکارعمومی را درمورددخالت این کشوردرجنگ ویتنام، گمراه کرده است.

***************************

السبرگ در7 آوریل1931 ، درشیکاگو متولدشد ودوران جوانی خودرادر"هایلند پارک" میشیگان سپری کرد.پدرش مهندس راه وساختمان ومادرش امدادگربیمارستان ملی یهودیان بود. پدرومادرالسبرگ، یهودی اشکنازی بودند که به مسیحیت گرویده بودند وخوداو نیز گرایش چندانی به یهودیت نداشت.همسایگان وهمکلاسیهای السبرگ، اوراشخصی درونگرا وغیرعادی می شناختند. معهذا، السبرگ فردی بااستعداد بود ودرریاضیات وپیانو ازخود نبوغ نشان می داد. اودائماً مشغول مطالعه بود وحافظه ای عجیب داشت. السبرگ با رتبه ی ممتازازدبیرستان فارغ التحصیل شد وبورسیه ی تحصیل دردانشگاه هاروارد دریافت کرد.اودردانشگاه، اقتصاد خواند وجزوه ای تحت عنوان " تئوریهای تصمیم سازی درشرائط عدم قطعیت" منتشرنمود.السبرگ سپس به قلم زنی در" اکونومیک ژورنال" و"امریکن اکونومیک ریویو" پرداخت. السبرگ درسال 1952 ازهاروارد فارغ التحصیل شد وبرای ادامه ی تحصیل به دانشگاه کمبریج رفت. اوپس ازبازگشت به کشور، داوطلبانه به نیروی دریائی آمریکا پیوست وسه سال درآنجا به خدمت پرداخت. السبرگ سپس به مدت شش ماه، درناوگان ششم آمریکادرمدیترانه خدمت کرد ودرجریان بحران سوئز، حاضربود.پس ازپایان خدمت سربازی، السبرگ به هاروارد بازگشت تابه مطالعات مستقل خود درزمینه ی اقتصاد ادامه دهد.درهمین دوران، بعنوان تحلیلگراستراتژیک درموسسه ی " راند "(RAND) که یک موسسه ی بانفوذ غیرانتفاعی است، مشغول بکارشد وبه دولت آمریکا درزمینه ی استراتژی نظامی مشورت می داد.اوبه زودی، به مشاورت فرمانده ی ستاد پاسیفیک منصوب شد ورهنمودهائی رانیزدرزمینه ی برنامه ی عملیاتی جنگ هسته ای، دراختیاروزیردفاع قرارمی داد. یک سال بعد، بحران موشکی کوباروی داد والسبرگ به واشنگتن احضارشد تادر کارگروههای وابسته به کمیته ی اجرائی شورای امنیت ملی آمریکا، به فعالیت بپردازد.درهمین زمان، السبرگ دکترای خودرادررشته ی اقتصاد ازدانشگاه هاروارد گرفت وتز دکترای خویش را نیزتحت عنوان " خطر، عدم قطعیت ، وتصمیم " نوشت. السبرگ درمقاله ای که درنشریه ی " کوارترلی ژورنال آف اکونومیکز" منتشرکرد، مفهومی راابداع نمود که بعد هاازآن به " پارادوکس السبرگ" یاد شد که به معنی گزینه هائی برخلاف فرضیه های موجود ومورد انتظارمی باشد.

درسال 1964 ، السبرگ به وزارت دفاع آمریکادعوت شد تابه عنوان دستیارمعاون وزیردفاع درامورامنیت بین المللی، خدمت کند. نخستین روزکاری او، باطرح" حمله ی بزرگ دوم به خلیج توگین" درسواحل ویتنام، مصادف شد.این رویداد، زمینه سازدخالت همه جانبه ی آمریکا درجنگ ویتنام گردید. السبرگ درآن زمان، این حمله رااشتباهی بزرگ می دانست وامیدواربود عملی نشود. دراین حال، السبرگ به سفارت آمریکا درسایگون منتقل شد اما دوسال بعد، به علت ابتلاء به هپاتیت، ویتنام راترک کرد وبه موسسه ی راند بازگشت. مدتی که السبرگ درسفارت آمریکادرسایگون کارمی کرد، به این نتیجه رسید که آمریکا درجنگ ویتنام پیروزنخواهد شد. دراین زمان،اوبرروی یک گزارش فوق سرّی به سفارش " رابرت مک نامارا" وزیردفاع آمریکا، کارمی کرد که عنوان " تصمیم سازی آمریکا درویتنام(1945-1968) برخودداشت.این گزارش، بعدها " اسناد پنتاگون" نام گرفت ودر7000 صفحه و47 مجلد جمع آوری گردید. نامه ها واسناد موجوددراین مجموعه، همه تایپ شده ویادداشتها وتوصیه هائی باقلم درحاشی آنها نوشته شده است. تمامی 7000 ورق این پرونده، مهر "فوق سرّی" برخوددارند. انتشاراسناد مزبور، مردم آمریکاراازفریبکاری مقامات دولتی واطلاع رسانی نادرست وزارت دفاع درزمینه ی جنگ ویتنام ، مطلع کرد ومدخلی برپایان جنگ وافول نیکسون قرارگرفت. السبرگ این گزارش را" شاهدی برربع قرن تجاوز، پیمان شکنی، عوامفریبی، تقلّب درانتخابات، دروغ وکشتار" نامید. به نظراو " از1960 به بعد، دیگرجنگ ویتنام یک جنگ داخلی نبود.آمریکا بادخالت دراین جنگ، آنرا به جنگ تجاوزکارانه ی یک قدرت خارجی علیه یک ملت تبدیل کرد." اگرچه السبرگ تاسال 1969 همچنان مشاوررئیس جمهورجدید ریچاردنیکسون، وهنری کی سینجر وزیرخارجه ی او، درامورویتنام باقی ماند اما، هرروز بیشترازروزپیش، ازآنها فاصله می گرفت.

السبرگ، تحت تاثیر آشنائی با یک دانش آموخته ی هاروارد بنام " رادنی کلر" (R.Kehler) که عضو اتحادیه ی ضد جنگ آمریکا بود وچند سال رادرزندان گذرانده بود، به مبارزه برای پایان دادن به جنگ پیوست. ازاواخرسال 1969 ، السبرگ به کمک همکارش " آنتونی روسو" درموسسه ی راند، کپی برداری ازاسناد پنتاگون راآغازکرد واین اسناد رابطورخصوصی دراختیاربرخی نمایندگان بانفوذ کنگره چون " ویلیام فولبرایت " وسناتور" جرج مک گاورن" قرارداد. اما ازآنجائیکه هیچکدام ازنمایندگان کنگره، تمایلی به افشاء وپیگیری این اسناد نشان ندادند، لذا السبرگ، درمارس 1971 اسناد مزبوررا بطورغیررسمی دراختیار" انستیتوی مطالعات سیاسی" و " نیل شیهان"(N.Sheehan) خبرنگار نیویورک تایمز قرارداد واونیز روایتی ازاین اسناد را منتشرنمود. وقتی نیویورک تایمز، تحت فشاردولت آمریکا، مجبورشد انتشاراسناد پنتاگون رامتوقف کند، السبرگ آنهارا دراختیارواشنگتن پست و15 نشریه ی دیگرقرارداد. این نخستین بارازدوران جنگ داخلی آمریکا وریاست جمهوری " آبراهام لینکلن" بود که یک روزنامه ی کثیرالانتشارآمریکا، ازچاپ مطلبی منع می شد. دولت سرانجام موضوع رابه دادگاه عالی آمریکا کشاند.اما دادگاه مزبور درحکمی به تاریخ 30 ژوئن1971، انتشار بدون سانسوراسناد مزبوررا، بلامانع اعلام نمود. درواقع دولت نیکسون، ازانتشاراسناد پنتاگون ترسی نداشت زیرا همه ی این اسناد به سالهای قبل از1968 بازمی گشت که دولت نیکسون برسرکارنبود.نیکسون ازآن بیم داشت که السبرگ به اسناد دیگری دررابطه باطرحهای سرّی دولتش برای گسترش جنگ درویتنام( ازجمله احتمال بکارگیری سلاح هسته ای ) دست پیداکرده باشد. لذا، نیکسون وکی سینجر، تلاش دیوانه واری رابرای بی اعتبار کردن اوآغاز کردند. دولت نیکسون، نخست سعی کرد مانع ازانتشار این اسناد گردد اما، ناکام ماند. دادگاه عالی آمریکا نیزدراقدامی که به دفاع ازآزادی جرائد تعبیرشد، به نفع السبرگ رای داد. اعلام جرم جنائی علیه السبرگ نیز که می توانست 115 سال زندان برای وی به ارمغان بیاورد، بارای منفی دادگاه ناکام ماند. هنری کی سینجر ، السبورگ را"خطرناکترین فرد جهان " اعلام کرد. معهذا، تلفن السبرگ توسط اف.بی . آی و سیا شنود شد ورفت وآمدهای وی نیز زیرنظرقرارگرفت. تااینکه سرانجام این تقابل، به رسوائی "واترگیت" وسقوط نیکسون انجامید. بعد ها نیز "باراک اوباما" باتهدید افشاگران اسناد فوق سرّی دولتی به سخت ترین پیگردهای حقوقی، نشان داد که دررویاروئی باافشاگران امنیتی، ازسلف خود " جورج بوش" نیزسختگیرتر وقاطع تراست. اوباما تاکید کرد که " افشای اسناد دولتی، درحالیکه ماموران برای حفظ آنها قسم خورده اند، خطائی مضاعف است وکیفری سخت خواهد داشت."

درجریان انتشاراسناد پنتاگون، السبرگ به دزدی، توطئه وجاسوسی متهم گردید. امادادگاه این اتهامات رارد کرد. باوجود فشارهای ناشی از انتشاراسنادپنتاگون، السبرگ همچنان به انجام تحقیقات وفعالیت ضد جنگ خود ادامه داد.اودیک سخنرانی گفت : " درقانون اساسی آمریکا، برگزاری یک دادگاه عادلانه برای فردی که خلافکاری های طبقه بندی شده ی حاکمان راافشاء می کند، پیش بینی نشده است. من نخستین آمریکائی بودم که بااستناد به این قانون، ودرواقع به جرم مطلع ساختن مردم محاکمه شدم. اما آخرین نفرنخواهم بود.قانون جاسوسی آمریکا، میان افشاء گری وطن پرستانه وجاسوسی، تفاوتی قائل نمی شود." افشاءگریهای " جولین آسانژ" و "ادوارد اسنودن"، صحت این پیشگوئی السبرگ رانشان داد. السبرگ همچنین سه کتاب منتشرکرد : اسناد جنگ(1971) ، خاطرات ویتنام واسناد پنتاگون(2002) و خطر، عدم قطعیت وتصمیم سازی(2001). بعلاوه، تعداد بیشماری مقاله درباره ی اقتصاد، سیاست وخلع سلاح، نیزبه قلم السبرگ منتشرگردیده است.او جایزه ی " معاش درست"(Right livelihood Award) به خاطردفاع ازصلح وحقیقت را که جایزه ای همسطح جایزه ی صلح نوبل است، به خود اختصاص داد. السبرگ همچنین درسال 2018 جایزه ی " اولاف پالمه" رابه خاطر " شهامت اخلاقی مثال زدنی و انسانیت عمیق" دریافت کرد." بنیاد آزادی مطبوعات" درسال 2012 ، به کمک دانیل السبرگ، جان کیوسک بازیگرمعروف، وگلن گرینوالد همکار ادوارد اسنودن درانتشار اسناد محرمانه ی آژانس امنیت ملی آمریکا، تاسیس شد.

وقتی السبرگ درسال1971 تصمیم به انتشاراسناد پنتاگون گرفت، بسیاری ازافراد داخل وخارج ازحکومت آمریکا، وی رابه جاسوسی متهم کردند. السبرگ معتقد است اکنون نیز که پنجاه سال ازانتشاراین اسناد گذشته، هنوزاز قانون جاسوسی، استفاده ی ابزاری می کنند ونوک تیزاین قانون را متوجه افشاگران اسناد دولتی می نمایند تامانع ازافشای این اسناد درآینده گردند. او می گوید : " افشاگریهای بیشتری نیازاست تارئیس جمهور و دولتمردان آمریکا رادرچهارچوب قانون اساسی نگهدارد."

باگذشت زمان، جامعه ی آمریکااز السبرگ یک قهرمان ساخت. اما بحث درباره ی انتشاراسناد پنتاگون دوباره داغ شده است. علت این امرنیز افشای صدهاهزارسند سرّی دیپلماتیک آمریکا توسط" جولیان آسانژ"(J.Assange) درسایت " ویکی لیکس" (Wikileaks) می باشد. السبرگ صریحاً به دفاع ازآسانژ پرداخت وآنرا ادامه ی اقدام خویش درافشای اسناد پنتاگون نامید. وی گفت : " همه ی دولتها می خواهند اشتباهات، دروغها، وسوء استفاده های خویش ازقدرت را پنهان سازند. دولتمردان نیز وفاداری به رئیس جمهوررا بروفاداری به قانون اساسی، مقدم می شمارند."

منابع ومآخذ

1)Daniel Elsberg , www.biography.com

2)Snowden would not get a fair trial , www.theguardian.com

3)the deceit and conflict behind the leak of the Pentagon Papers , www.newyorker.com

4)Daniel Elsberg , www.wikipedia.org

5)the most dangerous man turns 90 , www.mronline.org

6 ) انتشاراسناد فوق سرّی جنگ ویتنام ، www.sharghdaily.ir

Like

Comment

Share